پنجشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۹

مطابقت سردشت و ویرانه تپهٔ ربط با بوشتو و بیت باروآتای باستانی

در کتیبه های اورارتویی از شهرهایی به نام بوشتو و باروآتا در جنوب ماننا در سمت مرز پارسوا یاد شده است که با سردشت و ویرانهٔ تپهٔ شهر ربط مطابقت دارند.
شهر خوبوشکیه (خوبوشنا، دارای آراستگی خوب) که مکانش با تپهٔ شهر ربط مقایسه شده و سکاها از آنجا به نواحی حرّان حمله می کرده اند مطابق شهر دهوک (دهوج، آراسته) یا همان ناهودرای آسوری به معنی دژ آراسته است.

چهارشنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۹۹

مطابقت خومبان با خومبابای اساطیری (هوم بابا)

از تشابه نامهای خومبان و خومبابا و بستگی نام عیلام با نام آنها در مقام خدای ملی و حامی مردم عیلام و تصاویر شاخدار آنها معلوم میگردد که از خومبابای اساطیری عیلام که بنا به بابلیها به دست گیلگامش و انکیدو کشته میشود همان خومبان خدای آسمان و حامی مردم عیلام مراد بوده است: قدیمی ترین نقش برجسته در ایران، نقش برجسته ی کورانگون در استان فارس، بخش رستم می باشد و جزو آثار به ثبت رسیده ی ملی ایران است. این بنای تاریخی که به عنوان قدیمی ترین نقش برجسته ی ایران به نام های کورنگون و کورنگان شهرت دارد. این بنای زیبای تاریخی بر بالای تپه ای در شمال روستای فهلیان (در گویش محلی فهلیون) واقع شده است و متعلق به عصر ایلامیان می باشد. این نقش برجسته، توسط هرتسفلد کشف شده است.
نقش کورانگون متشکل از دو رب النوع زن و مرد بوده (خومبان و همسرش پینیکیر) که در بین خدمتگذاران خود بر تختی که ماری بر آن حلقه زده، نشسته است و ماهی هایی در حال شنا در آب دیده می شوند. افرادی با لباس های بلند (سه نفر) در سمت راست و (دو نفر) در سمت چپ قرار دارند و همچنین افرادی که لباس هایی کوتاه به تن دارند در تخته سنگ هایی مستقل به حالت دست بسته دیده می شوند.

دوشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۹

معنی نام هرمامیثره

احتمال زیاد دارد نام هرمامیثره (یاری شده توسط ایزد عهد و پیمان و صلح) در لیست پادشاهان آشور ترجمۀ مادی نام شلمان-آشارو (سلماناسار، یاری شده توسط ایزد صلح) باشد. با توجه به تلخیص توراتی نام سلماناسار، نام شلمانو-اشاری-ایدو به معنی شلمان ایزد صلح یاور کناری من است، میگردد؛ ولی آن را به سهو ایزد شلمان برتر است، معنی کردند. مطابقت شلمان با ایزد میثره جالب است.

شنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۹۹

معنی نامهای بیلقان و اردبیل

نامهای کهن شهر بیلقان، مرکز قدیم اران یعنی پایتاکاران (پئیتی-کا-ران) و بیلگان (بیل-گان) به معنی محل دارندۀ چشمهٔ بزرگ بوده اند. چون مسلم به نظر می رسد واژهٔ بیل در  بیشتر نامهای جغرافیایی ایران مترادف با کا/خا اوستایی (خان) به معنی سنسکریتی آن، چشمهٔ بزرگ بوده است. بر این اساس نام اردبیل نه به معنی شهر مقدّس بلکه به معنی شهر چشمهٔ بزرگ مقدس (چشمهٔ ناهید کوه هُکَر/سبلان، سرئین) بوده است.
کلمهٔ یونانی پول و واژه هندی پور به  معنی شهر به شکل بیل و بور می توانستند در ایران به کار بروند ولی بیل محلی ایرانی که در نام برخی از روستاها نیز به کار  رفته به معنی چشمهٔ بزرگ بوده است. مانند نام چشمهٔ بیل معروف پاوه و بیلمان (محل چشمهٔ بزرگ) در گیلان قدیم.

معنی نامهای آمُل و ساری

نام آمُل که بدین صورت در کتیبه های آشوری در ارتباط با خشتریتی پادشاه انقلابی ماد (کیکاوس روایات ملی) یاد شده است، در سنسکریت به معنی محل عالی و با ارزش مطابق امروسا (محل پر ثروت) در نقشه های بطلمیوسی است. نام ساری هم به صورت سری در اوستا و سنسکریت به معنی محل نگهبانی و محل آسودن است و این معانی با مفهوم نام سارامنه آن در نقشه های بطلمیوسی به معنی محل پناهگاهی همخوانی دارد:
अमूल्य adj. amUlya excellent, precious
अम m. ama strength, अर्थ m. ar[e]tha wealth
श्राय m. srAya refuge, protection, abode
نام قصبهٔ اسرم ساری نیز در سنسکریت به معنی محل پناهگاهی است:
आश्रम m. Asrama asylum

جمعه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۹

معنی گور در نام بهرام گور

نظر به اینکه نامهای قدیمی فیروز آباد، اردشیر خُرّه (شکوه اردشیر) و گور (جور) بوده است، لذا واژه ای که به صورت گَئوره در سنسکریت به معنی شکوه و جلال آمده است، در ایران نیز به شکل گور مصطلح بوده است. پس نام بهرام گور در اساس به معنی بهرامِ شکوهمند و نیرومند بوده است. گَوَره در کُردی و گوره در سنسکریت به معنی بزرگ و با شکوه است:
गुर adj. gura big
نام گوراب به معنی محل اسب دوانی و بازار هفتگی می تواند به معنی محل به دست آوردن شکوه و پیروزمندی (گور-اَپ) باشد. گوراب (گور-آب) به عنوان نام جغرافیایی می تواند معنی محل چشمهٔ با شکوه و نیرومند را بدهد.
واژهٔ مشابه گور یعنی گُرد می تواند به معنی سنسکریتی آن یعنی شخص ورزیده و ورزشکار باشد.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۹

مطابقت سرزمین اساطیری هورقلیا با محل ستونهای هِراکلس (هِرکول)

مطابقت سرزمین اساطیری هورقلیا با محل ستونهای هِراکلس (هِرکول)
چنانکه از دور افتادگی و جایگاه قدسی و خدایگانی و تشابه نامهای هورقلیا و هِراکلیا بر می آید، مسلمین نام هورقلیا را از نام جایگاه ستونهای هراکلس یعنی هِراکلیا (هرکولیا) گرفته اند: در نوشته های عهد اسلامی در مقابل سرزمین‌های دور دست جابلقا (سرزمین درون سد، چین) و جابلسا (سرزمین باریک، کُره یا ژاپن) در شرق، از سرزمینی قدسی و خدایگانی به نام هورقلیا نام برده اند که همان سرزمین ستون‌های هراکلس یونانی-رومی منظور کوههای دو سوی تنگهٔ جبل الطارق در غرب قاره های کهن به نظر می رسند که متصف به مضمون «نان پلوس الترا» است یعنی «از این پس چیزی وجود ندارد».
منابع اسلامی در باب هورقلیا چنین تصویری را خاطر نشان می سازند:
غلامحسین ابراهیمی دینانی در کتاب خود این‌گونه می‌نویسد: این عالم (هورقلیا) فراتر در ذهن و زبان سهروردی، «ناکجا آباد» است زیرا هر گونه اشاره حسی و مکانی در مورد آن بی معناست. به عبارت دیگر این اصطلاح هرگونه تعین مادی را از آن عالم علوی سلب می‌کند و جایگاه آن را فراتر از عالم مثال، مدلل می‌سازد. شیخ اشراق در پایان حکمت الاشراق در بابی تحت عنوان فصل در احوال سالکان از اشراق پانزده نور بر جان سالکان سخن می‌گوید انواری که اولیاء پس از جدایی از کالبدهای جسمانی بر جانشان می‌تابد. تابش این انوار بر جان عاشقان و عارفان آنان را به ستیغ بلندی از معنا می‌رساند که سهروردی خود آن را اقلیم هشتم می‌نامد. «... نیل بدین انوار، غایات متوسطان در سیر و سلوک بود و گاه بود که این انوار آنان را بر گیرد و حمل کند و از این جهت، روی آب و هوا روند و گاه بود که آنان را با همراهی کالبدهای آنان به سوی آسمان برد تا به بعضی از بزرگان جهن بالا بپیوندند و این امور همه از احکام و خصوصیات اقلیم هشتم بود آن اقلیمی که جا بلقا و جابرسا در آن بود.»
قطب الدین شیرازی ملاصدرا، در شرح خود بر حکمت الاشراق، شهرهایی چون جابلقا و جابلسا را از شهرهای عالم عناصر مثالی و هورقلیا را از شهرهای عالم افلاک مثالی می‌داند که پیامبر از آن سخن گفته‌است: «در مطارحات ذکر شده‌است که همه سالکان در امتهای گوناگون ثابت کرده‌اند این صداها، نغمات افلاک (در اساس منظور صدای نیمه انسان و نیمه مرغان اساطیری دریا، سیرنهای یونانیان) در مقابل جابلقا و جابلسا نیستند چرا که آن دو از شهرهای عالم عناصر مثالی اند بلکه در جایگاه هور قلیا هستند و این سومی دارای عجایب بسیاری است چرا که عالم افلاک مثالی است و کسانی بدان دست می‌یابند که برایشان روحانیات افلاک و آن چه که از صورتهای ملیح و صداهای نیکو وجود دارد، ظاهر می‌شود. بنابراین اقلیم هشتم، محل صور متعالی و قدسیه‌ ای است که سالک با تزکیه و تجرید بدان دست می‌یابد.»
در مورد «ستون‌های هراکلس» (هراکلیا) گفتنی است:
بر اساس اساطیر یونانی، هرکول مجبور به گذراندن خوان‌های دوازده‌گانه شد و یکی از آن‌ها (خوان دهم) بدست آوردن گاوهای گروئون در باختر دور و آوردن آن‌ها نزد ائوروستئوس بود. استرابون، مورخ و جغرافی دانان یونانی، نقل قولی از یک متن گم‌شده از پیندار دارد که قدیمی‌ترین سندی است که به این موضوع اشاره می‌کند: «ستون‌هایی که پیندار از آن‌ها به نام دروازه‌های گادس یاد می‌کند و ادعا می‌کند که دورترین نقاطی هستند که هرکول قدم به آنجا گذاشته ‌است.» از زمان هرودت، رابطه تنگاتنگی میان هرکول و ملکارت (از خدایان نگهبان فنیقی‌ها) وجود داشته ‌است. به همین دلیل، افراد زیادی اعتقاد دارند که ستون‌های ملکارت در معبدی در نزدیکی گادس (کادیس کنونی)، در واقع ستون‌های واقعی هرکول هستند.
به گفته افلاطون، سرزمین گم‌شده آتلانتیس، در آن سوی ستون‌های هرکول قرار داشتند که در آن زمان منطقه ای ناشناخته محسوب می‌شد. بر اساس عقاید رایج در دوران رنسانس، بر روی این ستون‌ها، اخطارهایی با مضمون «نان پلوس الترا» یعنی «از این پس چیزی وجود ندارد»، وجود داشت و دریانوردان را از عبور از این نقطه برحذر می‌داشت. بر اساس برخی منابع رومی، هرکول برای رسیدن به باغ هسپریدس می‌بایست از کوهی که زمانی اطلس (از خدایان یونانی) بود، عبور می‌کرد. هرکول بجای اینکه از آن کوه عظیم عبور کند، با قدرت خارق‌العاده خود، راهش را از میان کوه باز کرد و با این کار، تنگه جبل طارق را به وجود آورد و اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه را به هم متصل نمود. یک سمت کوهِ شکافته شده، جبل طارق و سمت دیگر آن، کوه آچو یا جبل موسی است. از آن زمان، این دو کوه به عنوان ستون‌های هرکول شناخته شده‌اند. هرچند برخی عوارض طبیعی دیگر، به این نام منسوب شده ‌اند. دیودور سیسیلی معتقد است که هرکول در واقع کوهی را نشکافته، بلکه تنگه ‌ای را که از قبل وجود داشته برای جلوگیری از ورود هیولاها از اقیانوس اطلس به دریای مدیترانه، باریک ‌تر کرده ‌است.

اتیمولوژی پرستار و پرستش

  پرستار (پریستار، پئیری-ایستار) در کنار شخص ایستنده، پَرشتۀ- اوستایی (نگهبانی و پشتیبانی) و واژهٔ پرستنده دو واژهٔ متفاوت هستند که با هم مشتبه شده اند.
प्रष्ठ adj. praSTha standing in front
प्रसादना f. prasAdanA worship

دوشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۹۹

مطابقت دروازه تنائیس و وَریاکو با قزوین و تپه بروانان میانه

نام دروازه تنائیس که در غرب ایالت رغه (ری) در عهد فرمانروایی زریادر (زرتشت) بوده است، به معنی دروازۀ بازرسی افراد مطابق گیزین کیسی باستانی (محل دارای دیده بانی) همان قزوین کنونی (گاس-وین) است.
بروانان (بروانا) می تواند به طور ساده به معنی دژی باشد که بر روی تپه ساخته شده است. بعید است که در این نقطه استراتژیک زیگورات ساخته باشند، لذا به منظور کنترل و دفاع ساخته شده بوده است و نام به ظاهر مشابه آن بیت باروآ (باروآتا، محل باروی نیرومند) در بین خارخار (دیواندره) و الیپی (سمت کرمانشاه) بوده و با شهر قروه (کار باروآ، محل باروی سنگی) مطابقت دارد. به نظر می رسد نام بروانان در عهد مادها اوریاکو (وَریاکو، محل دژ گسترده) در سمت شمال غربی شاپاردا (سهرورد) و شمال شرقی خارخار (دیوان دره) بوده که اوپیته پسر دیائوکو بعد از تبعید شدن پدر و بازگشت از اورارتو آنجا را مقّر خود قرار داده بود. در لشکرکشی هراکلس امپراطور بیزانس از بروانان با نام تبرمایس (تپه و بر آمدگی سترگ) یاد شده است.

یکشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۹۹

اتیمولوژی کوسه ماهی

نام کوسه ماهی مرکب از واژهٔ اوستایی کو-سا (آنکه می بُرد) و ماهی به نظر می رسد. گر چه نام کوسه ماهی می تواند از کوتسه در سنسکریت به معنی آسیب رساننده هم اخذ شده باشد.