شنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۹۷

بُته جِغّه نشان ایزد آتش

بُته جِغّه که هم نشانگر سرو و هم آتش است سمبل هوواوا، ایزد آتش مردم فلات ایران (به قول سومریان ایزد آتش نگهبان جنگل سرو مردم پشت هفت کوه) بوده است: مطابق ویکیپدیا بُته‌جـِغّه، نقش سرو سرافکنده است که نشانه ایران و ایرانیان است. بته جغه نقشی است که در تاریخ هنرهای سنتی همیشه مورد توجه بوده و در تزیین انواع صنایع دستی به ویژه پارچه، قالی و گلیم، کاشی سفال، شال‌بافی، نساجی، خاتم، تشعیر و زربافی در اندازه‌ها و اشکال گوناگون سهم زیادی دارد. همچنین به شکل زیوری است که از پر درنا یا کلنگ یا مرغ ماهیخوار سازند و بر کلاه نهند و بیشتر بهادران و دلیران بر سر گذارند. اصل و منشاء طرح ایرانی بته جغه را به آتش مقدس، به کاج، به نخل، به بادام، به گلابی و هم‌چنین به کیسه چرمی، به شکل باسمه‌ای مشت بسته و حتی به شیارهایی که برحسب اتفاق رودخانه جومنا در مسیر خود از دره کشمیر به جلگه هندوستان ایجاد می‌کند، تشبیه کرده‌اند. نیز سرآغاز آن را هنر ایلامی–آشوری و سرانجام آن هنر هخامنشی دانسته اند. بسیاری بر این باور اند که نقش بته جغه سرو ایرانی ریشه دارد که از نمادهای زرتشتی بوده است.

معنی نام آثویه (آتبین، آبتین)

نام آثویه پدر فریدون (کوروش) در اساس به معنی پهلوی آن غنی و توانا و ثروتمند (ادهیۀ سنسکریت) مترادف نام کمبوجیه (کامگار در زندگی) است ولی نظر به عناوین آگرادات (مخلوق آتش) و پسر آترادات ( دادۀ آتش) که به کوروش داده شده است معلوم میشود آثویه به معنی منسوب به آتش نیز درک میشده است. چون در اوستا واژۀ آتهر (آثر) به معنی آتش است و کلمه ای به صورت آتهرَ (آثرَ) که به معنی آزار و آسیب آمده که مصدر آن آتهه (آثه، آث) است. همین مفهوم نیز در مورد آثویه به کار رفته است و گفته شده که از آژدهاک (آستیاگ) بر وی آزار و آسیب رسید.

جمعه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۷

ریشۀ اصطلاح فارسی زُل زدن

نظر به اینکه حرف ج اوستایی و سنسکریت در فارسی به ز تبدیل شده است. نظیر جَن (زدن)، جات (زادن)، جَنی (زن)، لذا اصطلاح زُل زدن از ریشۀ جوالَ سنسکریت به معنی مشتعل و آتشین نگاه کردن است:
ज्वाल adj. jvAla blazing

مأخذ نامهای زال شاهنامه و ثریتۀ اوستا

نظر به مطابقت رستم هفتخوان مازندران شاهنامه و گرشاسب کنار دریای فراخکرت اوستا با آترادات پیشوای آماردان (آذربرزین)، قهرمان دورۀ مادها در مازندران که سپاهیان آشوری مهاجم و مذاکره کننده به رهبری رئیس رئیسان شانابوشو را در زیر حصار شهر آمل شکست داده بود، لذا معلوم میشود دو نام ثریته (پناه دهنده) و زال (جوال سنسکریت، شعله و نورانی) از نام و نشان خود آترادات (دادۀ آتش) و پناه دادن وی و خانواده اش به خشثریتی (کیکاوس) و همراهان او -که از کارکاشی (کاشان) بدانجا پناه آورده بودند- بر خاسته است.

پنجشنبه، مرداد ۲۵، ۱۳۹۷

مطابقت جمشید با هوواوای اساطیر بابلی

اگر جنگل درختان سرو سمت عیلام را که غول آتش خوار هوواوا (هومبابا= اژدها) پایندۀ آن به شمار رفته است همان پارس (محل پاییدن درختان سرو) بگیریم که تصاویر تخت جمشید گواه است، داستان کشته شدن هوواوا (به لغت سنسکریت یعنی ایزد آتش) به دست گیل گمش (پیر مرد هنوز جوان) و انکیدو گاو تمثال (فرمانروای زمین خوب) که تحت حمایت مردوک دارندۀ سمبل پلنگ-اژدهای موشهوشو (اژی دهاک) بوده اند، اساس اسطورۀ کشته شدن جمشید توسط اژی دهاک و سپیتورۀ (سگ نیرومند یا برۀ سفید) همراه او است. جمشید (یمه خشئتَ= همزاد درخشان) مطابق همزادان ایزد آتش پارسها (یمه و یمی، همزادان قوچ سوار آگنی/آذر) بوده اند:
हव्यवह् m. havyavah fire or the god of fire

چهارشنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۹۷

مطابقت سیرجان با پورتوسپانۀ نقشه های بطلمیوسی

در نقشه های بطلمیوسی در جنوب غربی ناحیۀ کرمان شهری به نام پورتو-سپانه (پر از خوشبختی) دیده میشود که به وضوح نشانگر نام سیرجان است. در نقشۀ این منطقه نام سه شهر کرمان، نپیستا (جایگاه پایینی، جیرفت)، ثسپیس (پُر فلز، رفسنجان) نیز قابل شناسایی هستند.
http://members.casema.nl/h.vandeukeren/histotron/094n28sc05.htm

شنبه، مرداد ۲۰، ۱۳۹۷

مطابقت برادران فریدون، کتایون و برمایون با کوروش، ویشتاسپ (تیگران) و سپنتداته (گائوماته، سپیتاک)

کتاب تاریخ ارمنستان موسی خورنی چاپ ایروان آمده است: "آژدهاک (آستیاگ) خواب ترسناک خود را چنین توضیح میدهد: "ای دوستان عزیز در رؤیا چنین می نمود که من در یک کشور ناشناس هستم. در کنار یک کوه سر به فلک کشیده که قله اش پوشیده از یخ به نظر می رسید و گویی میگفتند که این کشور ارمنستان است. وقتی که من دقیقاَ به آن کوه نگریستم زنی به لباس ارغوانی و با حجاب نیلگون، با چشمان درشت و رخساری گلگون و بلند قامت که روی قله کوه مرتفع نشسته و در مخاض بود به چشمم افتاد. وقتی که من حیرت زده چشم بدین منظره دوخته بودم، دفعتاً این زن وضع حمل کرده سه بهادر بالغ و کامل (سپیتاک، کوروش، تیگران را) زایید. اولی بر شیر سوار و به طرف مغرب می تاخت. دومی بر پلنگ سوار و جهت شمال را در پیش گرفته بود و اما سومی که عنان بر اژدهای عجیب الخلقه ای زده بود به سوی کشور ما می تاخت."
متقابلاً دکتر شکوفه تقی در کتاب خود «معنای بخت در فرهنگ ایرانیان» می آورد: " فردوسی می گوید چهل سال مانده به هزارۀ پادشاهی ضحاک (آژدهاک) او خواب می بیند که سه برادر جوان، دو نفر بزرگتر (کتایون و برمایون) و یکی کوچکتر (فریدون) در کاخش پدیدار شدند. آنکه کوچکتر (جوانتر) بود، با قامتی سرو مانند و فرّ کیانی، در حالی که کمرش را شاهوار بسته بود و گرز گاوسر حمل میکرد به جنگ ضحاک بر می آید و بر گردنش پالهنگ می گذارد و او را کشان کشان به دماوند می برد. ضحاک وحشت زده از این کابوس همۀ موبدان را جمع می کند تا خوابش را تعبیر کنند. یکی جرأت می کند تا به ضحاک خبر از نابود کننده او یعنی فریدون (آفریدون) بدهد. ضحاک می پرسد که فریدون به چه کینه ای می خواهد او را نابود کند. موبد خبر می دهد که ضحاک پدر او آبتین (آتبین) و گاوی به نام برمایه (مقدس) را که دایۀ او است، خواهد کشت."
هرودوت، آستیاگ دوم را پدر بزرگ مادری کوروش آورده است. این باور از آنجا ها عاید شده که اولاً مطابق گزنفون آستیاگ اول (فرائورت) پدر بزرگ مادری کوروش نیای کوروش بوده است و مطابق کتسیاس کوروش سوم (فریدون) آمیتیس دختر آستیاگ دوم را به عنوان همسر و یا مادر خوانده به دربار خود برده بود چون کتسیاس مگابرن ویشتاسپ (کتایون) را جایی پسر خوانده کوروش و جای دیگر برادر کوروش عنوان نموده است.
چنانکه پیداست اسامی فریدون و ضحاک مطابق کوروش و آستیاگ (آژدهاک) و نامهای برادران کتایون (کتایه، بُرنده) و برمایون (برمایه، مقدس) به ترتیب مطابق مگابرن ویشتاسپ (تیگران، منسوب به ببر) و سپنتداته (=آ-برهمه، مخلوق مقدس، گائوماته بردیه) پسران ملکه آمیتیس دختر آستیاگ دوم هستند.
اسطوره برادران سلم (مار) و تور (بزکوهی) [پسران فریدون= هخامنشی از ملکه شهرنواز= آمیتیس] و ایرج (شیر) هم در اساس متعلق به همین تثلیث می باشند. چون موسی خورنی مورخ ارمنی عهد ساسانی داستان کشته شدن کوروش به دست تومیریس ملکه ماساگتها-داهه ها را به صورت کشته شدن آرا (ایرج) به دست ملکه شامیرام شرح داده است. ایرج سمبل دارندۀ پلنگ (=پارس در زبان سکاها-ترکان) نشانگر کوروش، تور (بزکوهی-شیر) دارندۀ سمبل نشانگر سپیتاک فرمانروای سکاییان دربیکی و سلم (مار) دارنده سمبل اژدها نشانگر تیگران فرمانروای داهه ها (سوزاننده و تب دهنده ها، ماران) و گرگانیان است. کوروش بعد از رسیدن به حکومت مکان فرمانروایی این دو برادرخوانده/پسرخوانده را از ارمنستان و ری به این نواحی تغییر داده بود.
مغها به عمد گاو برمايه (مقدس) را جایگزین نام سپاکو (سگ) نموده اند که نام دایه کوروش (فریدون) بوده است. گاو برمایون (گاو دانا) از سوی دیگر نشانگر خود همان گائوماته (دانای سرودهای دینی) است که به معنی گاو دانا هم مفهوم می‌گردد. هاروی کرافت، گائوماته بردیه حاکم دربیکان سمت بلخ (سپیتاک سپیتمان) را همان شاهزاده گوتمه بودا و هرتسفلد وی را با زرتشت سپیتمان بلخ یکی می داند.

جمعه، مرداد ۱۹، ۱۳۹۷

تجسم اَشه (اَرت)، الهۀ بخت و تقدیر و سهم عهد ساسانی

دکتر شکوفه تقی در کتاب خود "معنای بخت و اقبال در فرهنگ ایران"، صفحۀ ٤۸ به نقل از صفحۀ ۳٤۷ آثارالباقیه ابوریحان بیرونی می آورد « بابلی گوید، علمای ایران گفته اند که جم، کالیلی (پوشیده ای؟) را به صورت انسان دید که رنگارنگ بوده با زیباترین چهره بر گاو سفیدی سوار و در دست دسته ای سوسن داشت که می بویید و گاو او از هفت گوهر که عبارتند از زر، سیم، مس، قلع، آهن و سرب و مرکب بوده است. آن سوار نام مردم را آورده و صفات آنان را یاد کرده و از فروغ خویش بر صاحبان آن نامها تقسیم میکرد و نور و روشنی او رو به کاهش می گذاشت. جم او را گفت ای زیباروی رنگارنگ و رنگ آمیز تو کیستی؟ آن سوار گفت من بخت هستم. جم گفت از اینکه می روی و می آیی و سخن می گویی چه مقصود داری؟ گفت من در این کار بخت و اقبال را میان مردم تقسیم می کنم. جم گفت این سیم و زر را به کدام شخص می دهی؟ گفت به هر کس که سیم و زر دارد. جم گفت در چه وقت بیش از هر زمان خواستگاری روی میدهد؟ گفت هنگامی که برج ثور در میان آسمان باشد، سپس این سوار از نظر پنهان گشت.»
نظر به اینکه الهه اَشه (ارت) به معنی فراوانی، ثروت، دارایی، توانگری، مزد و پاداش است، لذا الهۀ فوق الذکر همان اَشه (ارت) است که تصویری نیز از وی، از عهد ساسانی باقی مانده است.

احتمال مطابقت شهر سوخته با آریاورته

نظر به اینکه شهر بسیار قدیمی سوخته نه به خاطر آتش سوزی بلکه به جهت رو به خشکی نهادن شهر متروک گردیده است، لذا احتمال دارد نامهای اصلی شهر سوخته، سئو کته/سئوگته (محل پر سود، چمنزار پر سود) و سومرو (چمنزار سودمند پرسود) بوده است. هوانگ تسانگ زائر چینی از این روی که سئوکته/سئوگته به مفهوم سوخته گرفته می‌شده، گفته است: "قله کوه باستانی و مقدس سومرو کاملأ سوخته است". کلمۀ قلّه که در قرآن به کار نرفته به صورت کُلّه در زبانهای ژرمن و سنسکریت به معنی تپه و بلندی است:
.कुल n. kula high station
جالب است نام آریا ورته سنسکریت هم که در مورد آن گفته شده است «در آن صد زمستان و صد خزان روی داده است» به معنی چمنزار خوب آریائیان است. این موضوع موطن مرکزی آریائیان را در سمت آریانا (هرات) و سیستان نشان می دهد.

سه‌شنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۷

وجه اشتراک خاندان پهلوها با خاندان پهلوانی رستم سیستان

نامهای آزِس (آذه، دانا)، ازیلیزس (دانای اخلاق) از خاندان سکایی، وُنن (فاتح)، اسپالی ریزس (شکست دهندۀ دشمن)، اسپالاگادامس (شکست دهنده بسیار نیرومند)، اسپالا هورا (شکست دهندۀ کامل) و گندوفارس (گندآور) یاد آور نامهای دستان (دانا، زال)، گرشاسپ (در هم شکننده راهزنان) و رستم (پهلوان ریشه کن کننده ستمگران) هستند. وطن اینان زابلستان مشترک است. رقیبان مشترکشان خانوادۀ کاموس کشانی (کوجولاکدفیزوس) و اشکبوس (کانیشکا) هستند که سپاهشان توسط ولخش سوم اشکانی (پهلوان اشکانی، رستم اشکانی) مغلوب میگردد.