دوشنبه، مرداد ۲۹، ۱۳۹۷

معنی اوخسیارتس

در رابطه با ارتباط و همزمانی زرتشت- اوخسیارتس و سمیرامیس نام اوخسیارتس را با نام هوخشتره (دارای قدرت و شهریاری) معادل گرفته اند. ولی نظر به تأخر ت بر ر در اوخسیارتس این نام به همین صورت به معنی دارای نیروی معجزه آسا است که دیودروس آنرا به جای نام زرتشت (گائوماته بردیه ملقب به سپنتداته =دارای قانون مقدس) در مقام حاکم بلخ در دیگر منابع منقول از کتسیاس به کار برده است که صفت مناسبی برای زرتشت سپیتمان به نظر می رسد. खेचरता f. khecaratA (khsareta) magical power

یکشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۹۷

مطابقت نینوس و سمیرامیس با سه فاتح نینوا و سه ملکۀ در رابطه با آنها

بررسی اخبار راجع به سمیرامیس و نینوس (فاتح نینوا) در خبر کتسیاس و دیودروس نشان می دهد که در این باب اخبار مربوط به سه فاتح آشور، شمشی اداد پنجم، کیاخسار و کوروش و همچنین سه ملکه با نامهای شامورامات، آمیتیس و تومیریس در هم آمیخته و وقایع مربوط به آنها به صورت یک فاتح آشور به نام نینوس (فاتح نینوا) و یک ملکه به نام سمیرامیس (ملکۀ بور) در آمده است:
مطابقت شمشی اداد پنجم با نینوس
نینوس در معنی هم فاتح نینوا و هم فاتح بلخ می تواند صرفاً کوروش شوهر ملکه آمیتیس باشد، ولی سمیرامیس تاریخی که صرفاً دو نبرد با مینوآ پادشاه اورارتویی داشته است و از مرز ماننا و ماد دورتر نرفته است همان شامورامات ملکه آشور است. در خبر کتسیاس نام مینوآ فرمانروای اورارتویی در رابطه با سمیرامیس به صورت مینونس آمده است. کتسیاس همۀ روایات معروف مربوط به فاتحین داخلی و خارجی نینوا را تحت نام نینوس (نینوه-اوس، برتری یابنده بر نینوا) یکی کرده و تحت نام واحد نینوس بیان کرده است. یکی از این فاتحان نینوا خود شمشی اداد پنجم بود که آن جا را از دست برادرش آشور آدنین پال گرفت و سپس تا دریای بر آمدن خورشید (دریاچۀ ارومیه یا مازندران) لشکر کشید. در بررسی این روایات در رابطه با ماد و بلخ رد پای کوروش و کیاخسار و آمیتیس همسر کوروش و نواده دختری کیاخسار به وضوح مشهود است. نام شوهر سمیرامیس را استاد پورداود رمان نیراری آورده ولی بیشتر منابع آن را شمشی اداد پنجم آورده اند. این که گفته شده است "سمیرامیس ابتدا با "مینونس" یکی از ژنرال‌های نینوس (فرمانروای نینوا)، ازدواج می‌کند"، چنانکه اشاره شد این نام مینونس به وضوح یاد آور رقیب اورارتویی آشوریان در آن عهد یعنی مینوآ است. گفته میشود سمیرامیس و پسرش آدادنیراری سوم دو بار در ماننا با سپاهیان او (مینوآ) جنگیده اند. مطابق اساطیر، ملکه سمیرامیس همسر شمشی اداد پنجم (پادشاه آشوری سالهای 808 -811 پیش از میلاد) تباری قفقازی و بور و زیبا داشته است.
کی خشثرو (کیاخسار، کیخسرو، هوخشثره) در مقام نینوس
کتسیاس مورخ و طبیب یونانی عهد اواسط حکومت پادشاهان هخامنشی و پزشک دربار ایشان از کی خشثرو (کی آخسارو خبر هرودوت) تحت نام اساطیری نینوس (حاکم فاتح نینوا) و سردار وی کورش دوم (سپهسالار توس) فرمانروای پارس را آریئوس (نجیب زاده) پادشاه عربستان (پادشاه ولایات عیلامی و سامی نشین سمت خوزستان) یاد کرده است. بر این اساس در نقشه حکومتی نینوس، منطقه حکومت نواده دختری وی آموخا ملکه بابل (در مقام سمیرامیس اساطیری، خواهر ملکه آمیتیس) که باغهای معلق بابل –از عجایب هفتگانه- برای وی ایجاد شده بود؛ در آمیخته است. روایت تسخیر بلخ تنها در خبر کتسیاس تحت نام نینوس (فاتح نینوا= کیاخسار) منعکس است: آریئوس پادشاه آریبی ها (آریائیان، پارسیان) همدست در کشورگشایی نینوس در فتح سمت باختر (بلخ)، مطابق شاه پارس (کورش دوم، سپهسالار توس نوذری، داماد و خواهر زادۀ کیاخسار) و فرنوس پادشاه ماد کوچک (آذربایجان) که به دست نینوس کشته میشود مطابق مادیای اسکیتی (افراسیاب) است که توسط آریارمن (گستهم نوذری) در یک شبانه در سمت کوه سهند و دریاچۀ ارومیه در سمت مراغه دستگیر و توسط کیاخسار (کیخسرو) اعدام گردیده است.
کوروش سوم (ایرج فریدون) در مقام نینوس
در مورد نینوس (در مقام کوروش)، آمیتیس (آمیتیدا) مادر سپیتاک حاکم دربیکان بلخ و همسر مسّن کوروش را با سمیرامیس (سمورامت، سمیرامید) و سپیتمه مغ مینوی (شوهر سابق آمیتیس و جانشین آستیاگ) را با مینونس (طبق اسطوره همسر سابق سمیرامیس، در واقع معاند او مینوآی اورارتویی) معادل گرفته اند. لابد پای آمیتیس (سمیرامیس سمت بلخ) با کوروش و سپیتاک (فاتحین بلخ) به ناحیه بلخ کشیده شده است. یعنی سمیرامیسی که به تسخیر بلخ رفته همانا مادر سپیتاک سپیتمان (زرتشت تاریخی) و نوادۀ کیاخسار (کیخسرو) بوده است. به نظر می رسد آمیتیس (آمیتدا، یعنی بی اندازه دانا= معادل نام مایا مادر بودا) در آغاز نامش عنوانی نظیر سارَ (سرور) را با خود داشته است که نام وی را بسیار شبیه سمیرامیس (سمورامت) می ساخته است. معنی نام سمیرامیس به تحقیق روشن نشده است و برای آن معانی دارنده نام بسیار بلند و آسمانی، زن بور (سمو-رامو-ت اکدی)، هدیه دریا و دوستدار کبوتران را آورده اند که به آخرین معنی در اسطورۀ خبر کتسیاس هم به صورت پرورش یافتن وی با کبوتران اشاره شده است. احتمال زیاد وجود دارد که سمیرامیس (شامورامات) در اصل لقب و نام مشترک ایشان، به معنی زن بور بوده است. شامیرام خبر موسی خورنی که با سمیرامیس مطابقت داده شده و قاتل آرا (ایرج فریدون، کوروش) به شمار رفته مطابق تومیریس ملکۀ ماساگتها است.ولی نام سمیرامیس سمت بلخ و نهاوند و بیستون که بنا به کتسیاس کتیبۀ بیستون مربوط به وی به شمار می رفته است، بیش از آنکه به نام آمیتیس شبیه باشد شبیه نام پسر وی سمردیس (گائوماته بردیه) است که حاکم بلخ و نائب السلطنه کمبوجیه و بردیه در هنگام سفر جنگی کمبوجیه به مصر بوده است و لابد در عهد کتسیاس نزد مردم سمت بیستون محبوبیت فراوانی داشته و کتیبه به نام وی شناخته می شده است و کتسیاس نام وی را با سمیرامیس مشتبه گردیده است. در این رابطه جالب است که کتیبه کوه بیستون از قدیم به فرهاد (فرَهاتَ= بسیار سزاوار و شایسته) نسبت داده می شده است که این نام اشاره به سمردیس گائوماته بردیه محبوب مردم (سپیتاک سپیتمان، بنا به هرتسفلد همان زرتشت سپیتمان و بنا به هاروی کرافت همان گوتمه بودا) است. در رابطه با ارتباط و همزمانی زرتشت- اوخسیارتس و سمیرامیس، نام اوخسیارتس را با نام هوخشتره (دارای قدرت و شهریاری) معادل گرفته اند. ولی نظر به تأخر ت بر ر در اوخسیارتس این نام به همین صورت به معنی دارای نیروی معجزه آسا است که دیودروس آنرا به جای نام زرتشت (گائوماته بردیه ملقب به سپنتداته =دارای قانون مقدس) در مقام حاکم بلخ در دیگر منابع منقول از کتسیاس به کار برده است که صفت مناسبی برای زرتشت سپیتمان به نظر می رسد.
खेचरता f. khecaratA (khsareta) magical power
نی‌نوس :از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نی‌نوس یا نینوس (به یونانی: Νινύας) برپایهٔ نوشته‌های تاریخنگاران یونانی بنیادگذار شهر نینوا بوده‌است. شخصیت تاریخی نی‌نوس امروزه به درستی آشکار نیست و می‌نماید دربارهٔ او آمیزه‌ای از تاریخ و افسانه در نوشته‌های یونانی راه یافته‌باشد. هنرهای بسیاری را چون پرورش سگ‌های شکاری بدو نسبت داده‌اند. گاه در اسطوره‌های یونانی وی را به گونهٔ یک قنطورس نمایانده‌اند. نخستین بار از شاه نینوس و شهبانویش سمیرامیس در تاریخ ایران نوشتهٔ کتسیاس در حدود ۴۰۰ پیش از میلاد نام برده می‌شود. کتسیاس پزشک اردشیر دوم هخامنشی بوده و برپایهٔ نوشته‌های خودش به بایگانی شاهنشاهی ایران دسترسی داشته و از آن در نوشته‌هایش سود جسته‌است.
از نی‌نوس در تاریخ همچنان از سوی اروپاییان نام برده شد تا اینکه با رمزگشایی خط میخی دیدی نو از تاریخ آشور به‌دست آمد. او خود را فرزند بعل خوانده‌است. او ۵۲ سال فرمانروایی نموده‌است. بر پایهٔ نوشتهٔ کتسیاس آغاز فروپاشی‌اش سال ۲۱۸۹ (پیش از میلاد) بوده‌است. نینوس در ۱۷ سال همهٔ آسیای باختری را به یاری آریئوس پادشاه عربستان می‌گشاید. او که می‌خواهد نخستین امپراتوری تاریخ را به راه اندازد برزنس پادشاه ارمنستان را شکست می‌دهد و از خونش می‌گذرد و فارنوس پادشاه ماد را به همین سان شکست می‌دهد ولی او را به دار می‌آویزد. برپایهٔ این داستان او همهٔ همسایه‌های آسیایی‌اش به جز هندوستان و بلخ را می‌گشاید. آنگاه او با سپاهی دو میلیونی به جنگ اُکسوارتس پادشاه بلخ می‌رود، هنگامی که شهر را در محاصره دارد سمیرامیس همسر یکی از افسرانس به نام اوننس را می‌بیند، وی را از همسرش جدا کرده و به همسری خود در می‌آورد. فرزند آنها نینیاس در آینده جانشین نی‌نوس می‌شود.
نی‌نوس کهنترین شناسه از شخصیت نمرود در تورات است زیرا در تورات (سفر پیدایش) بنیادگذار نینوا نمرود است. اگرچه در جای دیگر این کتاب آشور فرزند سام را پدیدآورندهٔ نینوا دانسته‌اند.
مطالب مطابقت سمیرامیس با شامورامات (ملکۀ بور) در ویکیپدیا:
سِمیرامیس، ملکه‌ی افسانه ای سرزمین آشور است که از او و زندگی اش داستان‌های بسیاری نقل شده است.
در یونان باستان، سمیرامیس به عنوان یکی از ملکه‌های افسانه‌ای آشور شناخته می‌شود و بنا به برخی روایات، سمیرامیس کسی است که باغ‌های معلق بابل برای او ساخته شد. افسانه‌های زیادی در مورد شخصیت شجاع وی نقل شده وتلاش های گوناگونی صورت گرفته تا او را به عنوان یکی از شخصیت‌های تاریخی شناسایی کنند. برخی سمیرامیس را همان "شامورامات" یا "شمور-آمات" یا "شمو-رامات"، همسر شمشی اداد پنجم، پادشاه آشور در فاصله سال‌های ۸۲۴ تا ۸۱۱ قبل از میلاد مسیح می دانند. افسانه‌هایی که از سوی دیودور سیسیلی و ژوستین و دیگران روایت شده‌اند، تصویری از زندگی او و رابطه اش با نینوس به دست می‌دهند.
سرگذشت سمیرامیس بر اساس نوشته‌های دیودوروس سیکولوس
آن طور که در افسانه آمده‌است، والدین سمیرامیس نجیب زاده بوده‌اند. مادر او"درکتو" (به لغت سنسکریت یعنی آراسته و زیبا) یک الهه در هیبت پری دریایی و پدرش انسان بوده است. درکتو پس از تولد سمیرامیس، او را رها و خود را در دریا غرق می‌کند. سمیرامیس کوچک توسط کبوترها تغذیه می‌شود تا اینکه "سیماس"، چوپان دربار او را می‌یابد و با خود به قصر می‌برد. بعدها سمیرامیس با "اونس" یا "مینونس" یکی از ژنرال‌های نینوس، ازدواج می‌کند. نینوس در هنگام تسخیر بلخ به شدت تحت تأثیر شجاعت سمیرامیس قرار می‌گیرد و پس از مجبور کردن اونس به خودکشی، با سمیرامیس ازدواج می‌کند. آن‌ها صاحب پسری به نام نینیاس می‌شوند. در هنگام فتح آسیا، نینوس با اصابت یک تیر به شدت زخمی می‌شود و سمیرامیس تغییر لباس می دهد و خود را به شکل پسرش در می‌آورد و فرماندهی سپاه نینوس را به عهده می‌گیرد. پس از مرگ نینوس، او به عنوان ملکه بر تخت می‌نشیند و مناطق بیشتری از آسیا را فتح می‌کند.
طبق گفته افسانه، او مقتدرانه حکومت نمود و اتیوپی را به قلمرو امپراتوری خود اضافه کرد و همچنین شهر بابل را بازسازی نمود و دستور ساخت یک دیوار بلند آجری برای حفاظت از شهر را صادر کرد.
اگرچه تمامی اطلاعاتی که از سمیرامیس در دسترس است، به صورت افسانه‌است، اما برخی معتقدند که او همان "شمّور-آمات" ملکه آشور و همسر شمشی ادد پنجم است. شمّور-آمات پس از مرگ همسرش چندین سال به عنوان نایب السلطنه پسرش حکومت کرد. برخی ادعا کرده‌اند افسانه‌هایی که در مورد شمّور-آمات ساخته شده، برای پذیرش و پرستش او به عنوان یک الهه و جهت تحکیم قدرت و سلطنت او بوده است، ولی در اسناد و مدارک آشوری چنین چیزی مشاهده نمی‌شود.
برخی هم چنین عقیده دارند که سمیرامیس شکل یونانی شده نام اکدی "شمّور-آمات" است که معنی هدیه دریا می‌دهد.

شنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۹۷

نامهای قدیمی نهاوند

به نظر می رسد نامهای بیت ریه هاپی (خانۀ شبان بزرگ) در کتیبۀ شیلخاک اینشوشیناک و نیشای کتیبه بیستون به معنی محل دارای استراحتگاه و کاروانسرا (نی-سای) و زرا-نیس نقشه های بطلمیوسی (نیسای زرین) متعلق به نهاوند بوده اند که نامش از تبدیل حرف س به ه و اضافه شدن پسوند ملکی وند به نیسا (نیها) پدید آمده است.
http://members.casema.nl/h.vandeukeren/histotron/086n38sc05.htm

بُته جِغّه نشان ایزد آتش

بُته جِغّه که هم نشانگر سرو و هم آتش است سمبل هوواوا، ایزد آتش مردم فلات ایران (به قول سومریان ایزد آتش نگهبان جنگل سرو مردم پشت هفت کوه) بوده است: مطابق ویکیپدیا بُته‌جـِغّه، نقش سرو سرافکنده است که نشانه ایران و ایرانیان است. بته جغه نقشی است که در تاریخ هنرهای سنتی همیشه مورد توجه بوده و در تزیین انواع صنایع دستی به ویژه پارچه، قالی و گلیم، کاشی سفال، شال‌بافی، نساجی، خاتم، تشعیر و زربافی در اندازه‌ها و اشکال گوناگون سهم زیادی دارد. همچنین به شکل زیوری است که از پر درنا یا کلنگ یا مرغ ماهیخوار سازند و بر کلاه نهند و بیشتر بهادران و دلیران بر سر گذارند. اصل و منشاء طرح ایرانی بته جغه را به آتش مقدس، به کاج، به نخل، به بادام، به گلابی و هم‌چنین به کیسه چرمی، به شکل باسمه‌ای مشت بسته و حتی به شیارهایی که برحسب اتفاق رودخانه جومنا در مسیر خود از دره کشمیر به جلگه هندوستان ایجاد می‌کند، تشبیه کرده‌اند. نیز سرآغاز آن را هنر ایلامی–آشوری و سرانجام آن هنر هخامنشی دانسته اند. بسیاری بر این باور اند که نقش بته جغه سرو ایرانی ریشه دارد که از نمادهای زرتشتی بوده است.

معنی نام آثویه (آتبین، آبتین)

نام آثویه پدر فریدون (کوروش) در اساس به معنی پهلوی آن غنی و توانا و ثروتمند (ادهیۀ سنسکریت) مترادف نام کمبوجیه (کامگار در زندگی) است ولی نظر به عناوین آگرادات (مخلوق آتش) و پسر آترادات ( دادۀ آتش) که به کوروش داده شده است معلوم میشود آثویه به معنی منسوب به آتش نیز درک میشده است. چون در اوستا واژۀ آتهر (آثر) به معنی آتش است و کلمه ای به صورت آتهرَ (آثرَ) که به معنی آزار و آسیب آمده که مصدر آن آتهه (آثه، آث) است. همین مفهوم نیز در مورد آثویه به کار رفته است و گفته شده که از آژدهاک (آستیاگ) بر وی آزار و آسیب رسید.

جمعه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۷

ریشۀ اصطلاح فارسی زُل زدن

نظر به اینکه حرف ج اوستایی و سنسکریت در فارسی به ز تبدیل شده است. نظیر جَن (زدن)، جات (زادن)، جَنی (زن)، لذا اصطلاح زُل زدن از ریشۀ جوالَ سنسکریت به معنی مشتعل و آتشین نگاه کردن است:
ज्वाल adj. jvAla blazing

مأخذ نامهای زال شاهنامه و ثریتۀ اوستا

نظر به مطابقت رستم هفتخوان مازندران شاهنامه و گرشاسب کنار دریای فراخکرت اوستا با آترادات پیشوای آماردان (آذربرزین)، قهرمان دورۀ مادها در مازندران که سپاهیان آشوری مهاجم و مذاکره کننده به رهبری رئیس رئیسان شانابوشو را در زیر حصار شهر آمل شکست داده بود، لذا معلوم میشود دو نام ثریته (پناه دهنده) و زال (جوال سنسکریت، شعله و نورانی) از نام و نشان خود آترادات (دادۀ آتش) و پناه دادن وی و خانواده اش به خشثریتی (کیکاوس) و همراهان او -که از کارکاشی (کاشان) بدانجا پناه آورده بودند- بر خاسته است.

پنجشنبه، مرداد ۲۵، ۱۳۹۷

مطابقت جمشید با هوواوای اساطیر بابلی

اگر جنگل درختان سرو سمت عیلام را که غول آتش خوار هوواوا (هومبابا= اژدها) پایندۀ آن به شمار رفته است همان پارس (محل پاییدن درختان سرو) بگیریم که تصاویر تخت جمشید گواه است، داستان کشته شدن هوواوا (به لغت سنسکریت یعنی ایزد آتش) به دست گیل گمش (پیر مرد هنوز جوان) و انکیدو گاو تمثال (فرمانروای زمین خوب) که تحت حمایت مردوک دارندۀ سمبل پلنگ-اژدهای موشهوشو (اژی دهاک) بوده اند، اساس اسطورۀ کشته شدن جمشید توسط اژی دهاک و سپیتورۀ (سگ نیرومند یا برۀ سفید) همراه او است. جمشید (یمه خشئتَ= همزاد درخشان) مطابق همزادان ایزد آتش پارسها (یمه و یمی، همزادان قوچ سوار آگنی/آذر) بوده اند:
हव्यवह् m. havyavah fire or the god of fire

چهارشنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۹۷

مطابقت سیرجان با پورتوسپانۀ نقشه های بطلمیوسی

در نقشه های بطلمیوسی در جنوب غربی ناحیۀ کرمان شهری به نام پورتو-سپانه (پر از خوشبختی) دیده میشود که به وضوح نشانگر نام سیرجان است. در نقشۀ این منطقه نام سه شهر کرمان، نپیستا (جایگاه پایینی، جیرفت)، ثسپیس (پُر فلز، رفسنجان) نیز قابل شناسایی هستند.
http://members.casema.nl/h.vandeukeren/histotron/094n28sc05.htm

شنبه، مرداد ۲۰، ۱۳۹۷

مطابقت برادران فریدون، کتایون و برمایون با کوروش، ویشتاسپ (تیگران) و سپنتداته (گائوماته، سپیتاک)

کتاب تاریخ ارمنستان موسی خورنی چاپ ایروان آمده است: "آژدهاک (آستیاگ) خواب ترسناک خود را چنین توضیح میدهد: "ای دوستان عزیز در رؤیا چنین می نمود که من در یک کشور ناشناس هستم. در کنار یک کوه سر به فلک کشیده که قله اش پوشیده از یخ به نظر می رسید و گویی میگفتند که این کشور ارمنستان است. وقتی که من دقیقاَ به آن کوه نگریستم زنی به لباس ارغوانی و با حجاب نیلگون، با چشمان درشت و رخساری گلگون و بلند قامت که روی قله کوه مرتفع نشسته و در مخاض بود به چشمم افتاد. وقتی که من حیرت زده چشم بدین منظره دوخته بودم، دفعتاً این زن وضع حمل کرده سه بهادر بالغ و کامل (سپیتاک، کوروش، تیگران را) زایید. اولی بر شیر سوار و به طرف مغرب می تاخت. دومی بر پلنگ سوار و جهت شمال را در پیش گرفته بود و اما سومی که عنان بر اژدهای عجیب الخلقه ای زده بود به سوی کشور ما می تاخت."
متقابلاً دکتر شکوفه تقی در کتاب خود «معنای بخت در فرهنگ ایرانیان» می آورد: " فردوسی می گوید چهل سال مانده به هزارۀ پادشاهی ضحاک (آژدهاک) او خواب می بیند که سه برادر جوان، دو نفر بزرگتر (کتایون و برمایون) و یکی کوچکتر (فریدون) در کاخش پدیدار شدند. آنکه کوچکتر (جوانتر) بود، با قامتی سرو مانند و فرّ کیانی، در حالی که کمرش را شاهوار بسته بود و گرز گاوسر حمل میکرد به جنگ ضحاک بر می آید و بر گردنش پالهنگ می گذارد و او را کشان کشان به دماوند می برد. ضحاک وحشت زده از این کابوس همۀ موبدان را جمع می کند تا خوابش را تعبیر کنند. یکی جرأت می کند تا به ضحاک خبر از نابود کننده او یعنی فریدون (آفریدون) بدهد. ضحاک می پرسد که فریدون به چه کینه ای می خواهد او را نابود کند. موبد خبر می دهد که ضحاک پدر او آبتین (آتبین) و گاوی به نام برمایه (مقدس) را که دایۀ او است، خواهد کشت."
هرودوت، آستیاگ دوم را پدر بزرگ مادری کوروش آورده است. این باور از آنجا ها عاید شده که اولاً مطابق گزنفون آستیاگ اول (فرائورت) پدر بزرگ مادری کوروش نیای کوروش بوده است و مطابق کتسیاس کوروش سوم (فریدون) آمیتیس دختر آستیاگ دوم را به عنوان همسر و یا مادر خوانده به دربار خود برده بود چون کتسیاس مگابرن ویشتاسپ (کتایون) را جایی پسر خوانده کوروش و جای دیگر برادر کوروش عنوان نموده است.
چنانکه پیداست اسامی فریدون و ضحاک مطابق کوروش و آستیاگ (آژدهاک) و نامهای برادران کتایون (کتایه، بُرنده) و برمایون (برمایه، مقدس) به ترتیب مطابق مگابرن ویشتاسپ (تیگران، منسوب به ببر) و سپنتداته (=آ-برهمه، مخلوق مقدس، گائوماته بردیه) پسران ملکه آمیتیس دختر آستیاگ دوم هستند.
اسطوره برادران سلم (مار) و تور (بزکوهی) [پسران فریدون= هخامنشی از ملکه شهرنواز= آمیتیس] و ایرج (شیر) هم در اساس متعلق به همین تثلیث می باشند. چون موسی خورنی مورخ ارمنی عهد ساسانی داستان کشته شدن کوروش به دست تومیریس ملکه ماساگتها-داهه ها را به صورت کشته شدن آرا (ایرج) به دست ملکه شامیرام شرح داده است. ایرج سمبل دارندۀ پلنگ (=پارس در زبان سکاها-ترکان) نشانگر کوروش، تور (بزکوهی-شیر) دارندۀ سمبل نشانگر سپیتاک فرمانروای سکاییان دربیکی و سلم (مار) دارنده سمبل اژدها نشانگر تیگران فرمانروای داهه ها (سوزاننده و تب دهنده ها، ماران) و گرگانیان است. کوروش بعد از رسیدن به حکومت مکان فرمانروایی این دو برادرخوانده/پسرخوانده را از ارمنستان و ری به این نواحی تغییر داده بود.
مغها به عمد گاو برمايه (مقدس) را جایگزین نام سپاکو (سگ) نموده اند که نام دایه کوروش (فریدون) بوده است. گاو برمایون (گاو دانا) از سوی دیگر نشانگر خود همان گائوماته (دانای سرودهای دینی) است که به معنی گاو دانا هم مفهوم می‌گردد. هاروی کرافت، گائوماته بردیه حاکم دربیکان سمت بلخ (سپیتاک سپیتمان) را همان شاهزاده گوتمه بودا و هرتسفلد وی را با زرتشت سپیتمان بلخ یکی می داند.