سه‌شنبه، مهر ۲۵، ۱۳۹۶

معانی محتمل نامهای اوروت اسپَ

نامها و القاب این شخصیت محبوب که داماد و ولیعهد و جانشین آستیاگ (آژدهاک) بوده و همزمان با کیاخسار و آستیاگ در ولایات جنوب قفقاز فرمان می رانده است، در رابطه با تاریخ و اساطیر کهن ایران در روایات مختلف به صورت شخصیتهای متفاوت به اوستا و شاهنامه رسیده است و بیشترشان شخصیتهای جداگانه ای به شمار رفته اند: اوروَت اسپَ را به اوستایی به معنی دارنده اسپهای تیز گرفته اند. نام ارمنی یرواند (ائورونت) وی به معنی دارنده تیزی و نیز به معنی دارندۀ مِلک است و نام اسپنداس وی هم به معنی صاحب اسبان و نیز به معنی صاحب دارایی مقدس است. نامهای سپیتمه وی را میشود به معنی سفید رخسار گرفت. نام لهراسب (لُرواسپ، درواسپ) او به معنی دارندۀ اسبان سالم است. نام پوروشسپ او به معنی دارندۀ اسبان فراوان است. نام شاهنامه ای وی جمشید سمت کوه هوکر (شاه مؤبد درخشان کوه سبلان) و رود دائیتی (موردی چای) و نیز هوم عابد و گودرز (شاه) است.

دوشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۹۶

مطابقت نام داریوش پسر ویشتاسپ هخامنشی با اسفندیار پسر ویشتاسپ نوذری

چنانکه گفته شده است نام داریوش پسر ویشتاسپ هخامنشی در زبان پارسی باستان به ‌معنای « [دارای قانون و سنت] استوار نگهدارِ نیکویی» می‌باشد. این نام با سپنتداته (دارای قانون مقدس) پسر ویشتاسپ نوذری اوستا مطابقت می نماید. بر اساس روایت کتسیاس سپنتداته لقب گائوماته بردیه بوده است که طبق هرودوت در هنگام حمله داریوش و همراهان، اینتافرن را از یک چشم نابینا کرده بود. لذا به نظر میرسد یکی از این سپنتداته ها (اسفندیار ها) در شاهنامه به طور در هم آمیخته به نام اسفندیار کور شده و به قتل رسیده و آن دیگری تحت نام رستم (پهلوان ریشه کن کننده ستمگران) قاتل اسفندیار آمده است. این روایت بدین صورت خود از طریق روایات شفاهی به شاهنامه رسیده و در اوستا و کتابهای پهلوی یاد نشده است.

شنبه، مهر ۲۲، ۱۳۹۶

نامهای باستانی برخی نواحی میانی ماد در کتیبه های آشوری (همراه با نام معادلهای کنونی محتمل آنها)

بیت ایشتار (طراز ناهید/تیراز ناهید= پرستشگاه نیرومند ناهید (معصومه) یا محل ناپدید شدن ناهید [در سمت قم])، بیت کاپسی (قم)، تادی روتا (تفرش)، سیبور (ساوه)، گیزین کیسی (قزوین)، اورننا (فرمیهن)، گوکی ننا (گرکان)، کار زیبرا (گازران) و ساکسوکنو (ساروق).

نامهای کهن مناطق کردستان

در کتیبه های آشوری مربوط به لشکرکشی ها به ماد بین منطقۀ توپلیاش (دره دیاله) و منطقۀ پارسوا (ناحیۀ اردلان و حوالی آن) به مرکزیت نیکور (ننور) از ناحیه ای به نام تیل تارانزای نام برده شده است که به وضوح یادآور کلاترزان کردستان است. در آن سمت از نواحی به اسامی بیت همبان (کامیاران)، بیت سومورزو (سنقر)، بیت باروآ (قروه)، بیت زاتی (دهگلان)، بیت سانگ تویی (سنندج)، بیت زوالزاش (سرو آباد)، بیت ماتی (مریوان) و بیت آبدادانی (بیجار) نیز یاد شده است.

جمعه، مهر ۲۱، ۱۳۹۶

نام های قدیمی نواحی بین سر راه کرمانشاهان و دماوند در لشکرکشی آشوریان

سارگون دوم آشوری در لشکرکشی سال ۷١۳ پیش از میلاد در این مورد چنین میگوید:
"کشور سیگری سو (صحنه)، کشور بیت باعان (خانه خدا، بیستون)، ایالت ماد که در مرز الیپی است (ناحیه کرمانشاهان)، کشور ...، کشور آپساخوتی (اسد آباد)، کشور پارنوآتی (همدان)، کشور اوتیرنا (جایگاه پرآب، فامنین)، دهکده دیریستانو (تجرک)، کشور...، کشور اوریاکی (غرق آباد)، کشورریمانوتی (محل انار، ساوه)، ایالت کشور اوپورئی (پرندک)، کشور اویا دائوئه (دارای آب بهشتی، ری)، کشور بوستیس (پردیس)، کشور آگازی (علی القاعده همان اوالی، آبعلی) کشور آمباندا (رودهن)، کشور دانانو (جایگاه بالایی، دماوند)، ایالات دوردست در مرزهای کشور آریبی مشرق (مردم صحرانشین)، ایالت مادهای مقتدر که یوغ خدای آشور را فرو افکندند و مانند دزدان به کوهها و بیابانها روی آوردند، من هیزم شعله ور به تمام دهکده های ایشان افکندم و سراسر سرزمین ایشان را به تلهای ویران و فراموش شده مبدل ساختم."
از آن جایی که آپیان از عربهایی بین بلخ و تبرستان یاد کرده است، لذا گروهی از ایرانشناسان آریبی مشرق را همین اعراب باستانی این ناحیه دانسته اند.

پنجشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۹۶

ریشه محتمل کلمه ماه در زبانهای هندواروپایی

تصور میکنم کلمۀ ماه (اوستایی ما-ونگه= وسیلۀ اندازه گیری درخشان ماههای سال) می تواند از این ریشه هندوارپایی محتمل بوده باشد:
*me- (2)
*mē-, Proto-Indo-European root meaning "to measure." Some words may belong instead to root *med- "to take appropriate measures."
It is the hypothetical source of/evidence for its existence is provided by: Sanskrit mati "measures," matra "measure;" Avestan, Old Persian ma- "to measure;" Greek metron "measure," metra "lot, portion;" Latin metri "to measure."

مطابقت معنی نامهای پدر و مادر فریدون و کوروش

کامبوجیه (کام-بوجیه، دارای کام رستگار) مترادف آثویه (در هیئت پهلوی آتَویه یعنی غنی و ثروتمند) است. نامهای ماندانا و فرانک هم در سنسکریت مترادف با هم به معنی شادمان هستند.
خود نامهای کوروش و فریدون (ثراتئونه) هم در معنی مرد رود سیلابی مانند به هم می رسند.
نامهای مخاصم کوروش و فریدون یعنی آژدهاک (آستیاگ) در خبر موسی خورنی و اژی دهاک اوستا و نیز نامهای حامیان ایشان یعنی هارپاگ (با آتش پزنده) که پسرش به دستور آستیاگ کشته و طعمه خودش شده بود و کاوۀ آهنگر که پسرش طعمه ماران اژی دهاک شده بود، همانند هستند.

معنی طالقان

در سنسکریت تله به معنی پایین و ته است و کلمه تالاب و تالش (زمین تالابی) و چاله نیز از این منشأ هستند. بر این اساس طالقان یعنی سرزمین واقع در گودی. مطابق اوستا گرشاسب در گوذَ (محل گود، طالقان) در کنار جوی رود رنگها (شاخۀ شاهرود سفید رود) برای ایزد وایو فدیه آورده است.
तल n. tala bottom, गूढ n. gUDha deep mystery.

آرازیاش همان تیکان تپه (دژ نیرومند روی تپه، تکاب) امروزی است

در کتیبه های آشوری در جوار خارخار (دیواندره) از شهری به نام آرازیاش (هَرازیاش، محل دژ نیرومند) نام برده شده است که با شهر تیکان تپه (تَو-کان تپه، دژ نیرومند روی تپه، تکاب) در شمال دیواندره (خارخار باستانی) مطابقت دارد.

چهارشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۹۶

نام نواحی ری و کاشان در کتیبه های آشوری

کتیبه ای از بر لوح گلین از نمرود به تاریخ ۷۲۸ ق.م باقی است که چنین اطلاعاتی (با مناطق قابل قیاس آنها) از نواحی ری و کاشان به ما میدهد. اوریمزان (محل ور[=دژ] بزرگ، ورامین)، رعوسان (منطقه چشمه باشکوه، ری)، نیپاریا (منطقه دارای مساکن زیر زمینی، تهران)، بیت ساگبات (دژ سنگی، کاشان)، سیلخازی یا دژ بابلیان (سیالک)، روآ (راوند، قبل از کویر نمک)، اوشکاکانا (خانۀ سوزان، اران)، شیکراکی (خانۀ نیرومند، مشکات) و سرزمین طلا (ده زیره).