جمعه، آذر ۱۴، ۱۳۹۹

معنی محتمل اُردوباد

نظر به اینکه حمدالله مستوفی اشاره ای به اردوگاه مغول بودن شهر اردوباد نکرده است، بعلاوه وجود پسوند ایرانی باد (پات، به معنی دارای) آن، جزء اول آن نیز می تواند بومی مادی به شکل اُرد-و (اَرِت-و، ثروت) بوده باشد، نظیر تبدیل اَرتی- وهیشت به اُردیبهشت. پس آن در مجموع به معنی شهر ثروتمند بوده است. یعنی هیئتی از شکل اَرت وَت نام اردبیل در منابع کهن ارامنه که به همین معنی شهر ثروت است.
موسی خورنی مورخ ارمنی در سمت نخجوان (نشوی، استراحتگاه) از ناحیۀ انگورخیز گفتن یاد کرده که به صورت گیو-گئثن می تواند به معنی باغستان باشد.

در بارۀ آمیخته بودن اسطورۀ قوم ثمود

داستان قوم ثمود آمیخته ای از سرنوشت قوم ثمود و قوم ماد (مغان) به نظر می رسد. قوم ثمودی که در کوهها برای خود مساکن می کنده و با قبیلۀ بنو صالح مرتبط بوده اند، همان قوم ثمودی است که آشوریان از وجود ایشان در شمال غربی شبه جزیرۀ عربستان یاد کرده اند. ولی معنی سنسکریتی نام ثمود به شکل سمود (انجمنی) که مترادف نامهای اکدی و ایرانی ماد و مغ است و نیز واقعۀ صیحۀ آسمانی (مِگافونی) که قوم ثمود با آن معدوم و از قدرت رانده می‌شود یادآور حادثۀ ماگوفونی یعنی مغ کشی داریوش است. بعلاوۀ اینکه در عهد ساسانی نام زرتوشترا (زرتشت) به ظاهر به معنی دارندۀ شتر زرین و مقدس درک میشد که به وضوح بیانگر شتر مقدس صالح است.
समूढ adj. samUDha collected
نام عربی ثمود می توانست به معنی سنگ کن و غارنشین گرفته شود که این معنی دیگر نام مردم مادی مغ-ساگارتی است و این خود می توانست موجب آمیختگی قوم ثمود با مغها در روایات شفاهی بین النهرین و عربستان گردد.

پنجشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۹۹

مطابقت دژ کاریخوندیر باستانی با ازناو

در کتیبه های آشوری از دژی به نام کار کاریخوندیر (کلنی سنگی نیرومند) در اطراف بیت کاپسی (ملایر) نام برده شده است که با قصبۀ ازناو (اسنَ-وَ، دژ سنگی نیرومند) همخوانی دارد:
कुण्डीर adj. kuNDira strong

تعیین زمان زرتشت از روی مهجوریت «گاهان» و «یسن هفتها» اساس درستی نیست

در بارۀ تعلق داشتن یا تعلق نداشتن «گاهان» و «یسن هفتها» به بازه زمانی بین نیمۀ دوم هزارۀ دوم تا هزارۀ اول پیش از میلاد گفتنی است یک لهجۀ مهجور محلی از یک لهجه و زبان مرده می تواند قرنها بعد از آن تاریخی که عهد پایانی آن زبان تصور میشود، زنده بوده باشد. مثل زبان پهلوی خورزوق در روزگار ما. در حالی که ما اطلاعی از زبان و لهجه های مغان جغرافیای بزرگ و کهن ایران از ارومیه تا بلخ مثلاً زبان و لهجۀ مسمغان ری (رغه) که در یسنا ها 19 بند 18 به صراحت از آن یاد شده به غیر از این اطلاعی در دست نداریم و همۀ این لهجه ها-زبانها به یکباره و همزمان تغییر نکرده اند.
مطالعه تاریخ ادیان (از شروین فرید نژاد) "سه گروه منابع اصلی که مورخان و دین پژوهان عمدتاً از آنها برای نوشتن تاریخ دین زرتشتی استفاده میکنند، عبارتند از متون اوستایی، سنگنوشته های فارسی باستان و همینطور متون ادبیات زرتشتی به زبانهای فارسی میانه زرتشتی (پهلوی) و فارسی نو. این سه گروه متون نه تنها از زمانهایی بسیار متفاوت سرچشمه میگیرند، بلکه پراکندگی جغرافیایی و پیش زمینه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنها هم بسیار گسترده و متفاوت از یکدیگر است. هرچند که تعیین تاریخ دقیق برای تدوین مجموعه متون باستانی زرتشتی که از آن به عنوان اوستا یاد میشود، بسیار دشوار است؛ اما دانش زبانشناسی تاریخی (فقه اللغه ایرانی باستان) این امکان را فراهم میسازد که زبانی که این متون به آن نوشته شده اند را با تقریبی به نسبت دقیق تاریخگذاری کنیم. به این ترتیب، کهنترین بخشهای اوستا، یعنی «گاهان» و «یسن هفتها» در بازۀ زمانی بین نیمه دوم هزاره دوم تا هزاره اول پیش از میلاد و متون اوستای متأخر یا اوستای نو، بین هزاره اول پیش از میلاد تا اواخر دوره هخامنشی آفریده شده اند. برخالف متون اوستایی، کتیبه های شاهی فارسی باستان را میتوان با دقت بیشتری، عمدتاً در بازۀ زمانی بینِ داریوش و خشیارشا تا اردشیر دوم هخامنشی تاریخگذاری کرد."

چهارشنبه، آذر ۱۲، ۱۳۹۹

معنی نام هکاتوم پولیس

نام این شهر باستانی استان سمنان را که با خود سمنان مطابقت می نماید به یونانی به معنی شهر صد دروازه گرفته اند. ولی به احتمال زیاد هکاتوم در اینجا بر گرفته از واژۀ اوستایی هَکَت یعنی پیروی و عبادت است. چون آپیان در این منطقه بین دو ناحیه به نامهای باکتریا (محل پرستندگان) و تاپیران (تبرستان، محل تبرداران) از اعراب یاد کرده و سارگون دوم آشوری نیز که در حمله بدین سوی تا اراضی ایشان پیش رفته بوده است از ایشان با نام آریبی شرق یاد نموده است. معلوم است که منظور از باکتریا (محل پرستندگان) در اینجا بلخ نیست بلکه سمنان است که نامش را به سادگی می توان محل سامن (سرودهای دینی) گرفت. نام شهر دارای گور دخمه های زیر زمینی سامن و نیز نام شهر سمنگان بر گرفته از همین واژۀ سامن به نظر می رسند. ربط داده شدن اژی دهاک (ذهاک) با کوه البرز و اعراب می رساند که این اعراب مهاجر باستانی از قبیلۀ بنی طی بوده اند که توتم مار داشته اند:
भक्तृ adj. bhaktR worshipper

سه‌شنبه، آذر ۱۱، ۱۳۹۹

نام اعضاء اتحادیۀ قبایل حکومتی دورۀ مادها در خبر هرودوت

بوسیان (ثروتمندان، مادهای حکومتی)، مغها (مردم انجمنی، ساگارتیها، مادها)، پارتاکانیها (مردم کنار رود، اصفهانیها)، ستروخاتها (بلند کلاهخودها، کیمریان، زازاکها)، آریزانتیان (مردم پارسا، پارسها) و بودینها (منسوبین به بزکوهی، سکاها، کُرمانجها).

مطابقت ریفات تورات با ساخوها (سئوکه ها، نیاکان کُردها)

این هر دو نام به معنی منسوب به توتم مار کشندۀ آنها است:
ऋफति { ऋफ् } verb 6 Rphati {Rph} kill
शोक m. soka pain
शोक m. soka anguish
शोक adj. soka burning
نامهای توراتی مرتبط با ریفات یعنی کیمری و اشکناز (ایشکوز) و توگرمه به ترتیب به معنی دارندگان کلاهخود بلند خرطومی، پرستندگان زغال برافروخته (یا دارندگان جام) و دارندگان شمشیر به نظر می رسند.

دوشنبه، آذر ۱۰، ۱۳۹۹

معنی نام وُنن اشکانی

نام پادشاهان وُنن نام اشکانی می تواند از واژۀ اوستایی وَننا به معنی پیروزی گرفته شده باشد. در منابع عهد اعراب از پادشاهی فیروز نام در سلسله اشکانیان یاد شده است.
در شمار جاودانان زرتشتی ایرانویج از وَن جوت بیش یاد شده است که معنی نامش را به معنی درخت رنج زدا گرفته اند، گرچه معنی پیروز رنج زدا هم محتمل است. نظر به معنی و محل هوم عابد دستگیر کننده مادیای اسکیتی (افراسیاب) می تواند منظور وی باشد.

معنی نام خر سه پای اساطیری

نام خر سه پای اساطیری دریاها در طبیعت به معنی تنومند عظیم الجثۀ دریا، منظور وال بوده است. چون طبق کتاب پهلوی بندهشن "عنبر نیز، پیداست که سرگین خر سه ‌پا است". روایت ظهور خر دجّال از چاهی در اصفهان (سپاهان) نیز می رساند عنوان سه پا در اساس sphAy (عظیم الجثه) بوده است. ریشۀ اساطیری خود دَجّال (دروغگو، فریبکار) یا دا-جَلَ (ایزد آب) با صفات ایزد بابلی اِئا (ایزد فریبکار و دانای معبد آبهای ژرف و زمین) همخوانی دارد، همان مانو (دانای سنسکریت) که با ماهی بسیار عظیم الجثه مرتبط است:
स्फायत् adj. sphAyat expanding
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } swell
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } increase
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } grow fat
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } expand
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } become bulky

شنبه، آذر ۰۸، ۱۳۹۹

نامهای بوسیان و آریزانتیان متعلق به مادها و پارسهای حکومتی بوده اند

هرودوت در آغاز نام اتحادیۀ قبایل ماد نام بوسیان (ثروتمندان) را ذکر کرده است که نظر به نامهای پادشاهان مادی فرائورت (فرورتیش، صاحب ثروت بسیار) و آستیاگ (ایشتیویگو، ثروتمند) پدید آمده بوده است.
هرودوت در ردیف چهارم اتحادیۀ قبایل ماد از آریزانتیان (قبیله پارسا و دیندار) یاد کرده که یاد آور نام آرتیان (درستکاران، پارسایان) است که هرودوت برای پارسها ذکر کرده است. و این یعنی نام پارس با واژۀ پارسا (پایندۀ رسایی) مرتبط بوده است و زیبا و رسا و کامل و اصلی (سرئو، سئورو، هئورو) معنی نام سَرو سمبل پارسها است:
बुस n. busa wealth
अर्य adj. arya true