جمعه، آبان ۱۴، ۱۳۹۵

اسطورۀ معروف قرآنی عاد/جدیس و ثمود/طسم همان اسطوره اساسی اوستا و شاهنامه یعنی شکست تورانیان (سکاها) از ایرانیان (مادها و پارسها) است

تصور میکنم که نامهای عاد (عادَّ تورات یعنی شکار، بزکوهی) و هود (به سانسکریتی ایزد قوچ وحشی شکل رعد، تور) مربوط به سکاهای کردستان بوده اند که مطابق هرودوت سکاهای شمال دریای سیاه بر معبد وی که خنجری پارسی بر فراز تل چوبها بود، اسیرانی را قربانی می نمودند. این سنت قربانی انسان برای خدای رعد تا آمدن مسیحیت به کیف در آن نواحی بر قرار بود. کاسیان (نیاکان لُران) ایزد رعد و برق را هودها می نامیده اند و سکاهای کردستان از نواحی سردسیر شمال قفقاز و دریای سیاه آمده بودند. در واقع نامهای توراتی اشکناز (سکا، گرامی دارنده بزکوهی) و ریفات (قوم شراب دارویی مقدس) و توگرمه (ارامنه نیرومند) در اساطیر کُردی به صورت کُرمائیل (منسوبین به بزکوهی، کُردان)، دورمائیل (منسوبین به شراب دارویی، کاسیان/لُران) و ارمائیل (منسوبین به ایزد ماه، ارامنه) حفظ و باز گویی شده است. نام قوم طسم/ثمود (سمود، خوانندگان سرودهای دینی) و جدیس (گرامی دارنده بزکوهی) نیز یادآور قوم مغ (ماد) و سکاها هستند.این گفته قرانی هم که باد سموم پر از شن (اشاره به طسم/ثمود/ تسم/سمود) قوم عاد (قوم بزکوهی) را از میان برد اشاره به شکست سکاها از مادها/پارسها است. داستان طسم و جدیس هم روایت دیگری از همان اقوام است و یادآور شکست فرائورت/سیاوش از مادیای اسکیتی است و شکست مادیای اسکیتی (قراخان، افراسیاب) از کیخسرو/کیاخسار در میهمانی (یا شبیخون) است:
مطابق ویکی فقه "گروهی از بزرگان جدیس با بر پایی یک مهمانی و دعوت طسم به آن، سران طسم را غافلگیر کردند و همۀ آنان را کشتند.
فقط یک تن از طسم، یعنی رباح (یا ریاح) بن مره از طسم گریخت و از حسّان‌بن تُبَّع (یا ذوجَیشان) بن تبع، حاکم حِمْیری یمن، که برای جنگ با کیخسرو پادشاه ایران به نجران آمده بود، درخواست کمک کرد.
حسان از این موقعیت استفاده نمود و به بهانۀ خون خواهی طسم به یمامه حمله کرد و تمام جدیس را از بین برد و این گونه طسم و جدیس از بین رفتند [۴۴] [۴۵] [۴۶] [۴۷] [۴۸] حمزۀ اصفهانی، [۴۹] انقراض طسم و جدیس را قبل از پادشاهی اسکندر مقدونی (ﺣﮑ: ۳۳۶ـ۳۲۳ پیش از میلاد) و بعضی مستشرقان [۵۰] حدود سال ۲۵۰ میلادی دانسته‌اند."
به نظر می رسد در این رابطه نام ماد به معنی ایرانی آن شراب و نام سکا/ساخو به صورت شاکو به معنی اکدی آن و نام طسم/تسمّ به معنی عربی آن یعنی سمّی کردن گرفته شده اند و از ثمود/سموط هم در معنی به نظم کشیده شده ها (اشَوَنها، مردم منظم انجمنی) همان مادها/مغان (مردم انجمنی) منظور شده اند.
صالح زرین شتر یا مرد صالح دارای شتر مقدس در قرآن که قومش ثمود به سبب پی کردن شتر وی (یا بر اثر کشته شدن خود وی) به صیحۀ بلند آسمانی (به یونانی مِگا فونی) کشته میشوند، همان گائوماته زرتشت (بنا به برداشت مؤبدان عهد ساسانی یعنی سرود دان زرین شتر) است که قبیلۀ وی مغان در آن روز توسط داریوش و همراهانش به واقعه مغکشی (به یونانی یعنی ماگوفونی) گرفتار می گردند. نام قرآنی قبیلۀ وی ثمود (خوانندگان سرودهای دینی، معدومین) هم به وضوح اشاره به همین ماگوفونی (مغکُشی) است که در قرآن به مِگافونی یعنی کشتار با صیحۀ بلند آسمانی تعبیر و تفسیر شده است. ثمود/ثموت/صموت در معنی خاموش بودن یاد آور واژۀ عربی عجم است.
در کتاب اِستر تورات (ایشتار= آتوسا همسر گائوماته) نام گائوماته زرتشت به صورت هامان اجاجی (زمزمه کنندۀ بلندقامت) از خانواده همداتای (مجری قانون) معرفی گردیده است: در باب مورد غضب آسمانی و زمینی قرار گرفتن قبیلۀ مغان در تورات باید بگوییم، چنان که هرودوت خاطرنشان میکند در روز قتل گائوماته (پاتی زیت) قتل عام بزرگی از مغان به راه افتاد. این واقعه در تورات به صورت اسطورۀ قتل هامان (نیک اندیش یا زمزمه کننده یا پسرهوم، گائوماته زرتشت) به دسیسۀ استر(آتوسا) و مردوخای (شاهکُش) و جشن دشمن کشی یهود یعنی پوریم (به معنی لفظی بخت و قرعه= بلخ/ باختریا) متجّلی شده است: هرودوت نیز از قرعه کشی داریوش و شش تن همدستان وی سر پادشاهی ایران سخن می راند که بعد از قتل گئوماتای مغ و مغ کشان صورت گرفته است.

هیچ نظری موجود نیست: