یکشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۹۶
مطابقت نامهای تارگیتای و فرنگرسین (افراسیاب)
نام تارگیتای نخستین بشر اساطیر اسکیتی در سانسکریت به صورت tarjita-ya به معنی ترساننده مطابق نام فرنگرسین اوستا (بسیار به هراس اندازنده) پادشاه اساطیری تورانیان (اسکیتان) است. در کشفیات باستانشناسی مربوط به سکائیان شرقی تندیس این نخستین بشر ترسناک سکایی به شکل نیمه مرد و نیمه مار پیدا شده است. اگر نام نخستین بشرهای ایرانی یعنی گیه مرتن (گیومرد، زیه مرد) و مشیه (ماری) و مشیانه (ماریانه) را از طریق مطابقت نامهای پیشدادیان ایرانی با پارالاتهای اسکیتی، با آنها مربوط بدانیم، نام گیه مرتن (زیه مرد) به معنی مار-مرد خواهد بود. بنابراین در عنوان پلنگینه پوش کیومرث شاهنامه، پلنگ جایگزین مار شده است.
ریشۀ سانسکریتی و ایرانی واژۀ جنگ
با توجه به اتفاق افتادن تبدیل "س" به "ج" در فارسی (نظیر ریواس = ریواج، بوس = بوج) کلمۀ سنسکریتی سَنگَ = تضاد در این رابطه می تواند قابل توجه باشد:
सङ्ग saGga m. conflict (an ´accent is a G)
معنی نام قوم گِت و سرزمین داکیا و شهر سرمیزِگتوسای آنها
Farshid Farhaadi
این تصویر چرخ هشت پر از روسیه یافت شده و ظاهرا مربوط به سی و پنج هزار سال پیش! آیا چرخ است؟
منطقی به نظر میرسد که این شئی عاجی کوچک مدور و اشیاء کوچک مدور تزئینی مشابه را با خورشید و ارابه خورشید پرستی این مردم مربوط بدانیم.
از کتاب عروج انسان، صفحه 96 این مطلب را بیش از بیست سال پیش یادداشت کرده ام: "اولین چرخها در حدود سه هزار سال پیش از میلاد در جنوب روسیه اختراع گشته است. این چرخها که از جنس چوب و توپر بودند به قطعه چوبی مسطح و قدیمیتر یا به نوعی سورتمه وصل میگردید و از آن برای کشیدن بار استفاده میشد. بدین ترتیب اولین گاریها و ارابه ها ساخته شد. از این مرحله چرخ و محور دو پایۀ اصلی اختراعات بعدی را تشکیل داده است به عنوان مثال از آن وسیله ای ساخته شد که برای خرد کردن گندم به کار می رفت و در آن نیز از نیروهای طبیعی استفاده می شد."
لذا احتمال دارد نام منطقه اسلاو نشین داکیا در اوکراین باستان (رومانی، ملداوی و اوکراین) به معنی ژرمنی آن سرزمین چرخ بوده باشد. چون نام داکیا با däck ژرمنی به معنی تایر و کلمه takva سنسکریت به معنی تند و سریع و واژۀ تک فارسی (سریع دویدن) و تَکَر ترکی به معنی چرخ مرتبط می نماید. گتهای آن نواحی زبانشان سکایی/ سانسکریتی و اسلاوی بوده است. نام مرکز ایشان Sarmizegetusa را میشود در سانسکریت به معنی محل چرخ و ارابه های عالی گرفت:
शर्मसद् zarmasa[d] adj. sitting behind a shelter or screen, गत gata adj. gone away, ष Sa adj. excellent.
پنجشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۹۶
ایزدان اسطوره ای سکایی (مهسا حیدری)
Scythian god Papai/Zeus
ایزد پاپای که هرودوت آنرا همسان زئوس که در اساطیر یونانی، پادشاه خدایان و فرمانروای تمام زیارتگاههای واقع درکوه المپ است می دانست. نقش عقاب در این نگاره بسیار جالب است.
Javad Mofrad
به نظر می رسد از پرومتئوس (پیش اندیش) در بند در کوهستان قفقاز همین پاپای سکایی بوده باشد که پیش بومیان ماقبل تاریخ ایران نام سومری آنزو (دانای آسمان) و در عهد آریائیان مادی و پارسی به نام اهورامزدا خوانده شده است. چون اهورامزدا نیز با عقاب/شاهین مربوط بوده است. به قول فیلوس بیبلوس اهورامزدا را سری چون سر شاهین است.
در اسطورۀ گرجی امیران اشاره ای در این باب بدین شکل هست که "امیران (بی مرگ) و سگ بالدارش کوروشا (خورنده بزان کوهی) در بند جاودانه ای گرفتار آمده اند و کلاغی مواظب اسباب و آلات بند ایشان استکه آزاد نشوند."
نام پسران تارگیتای مطابق نامهای خدایان سکایی هستند
جالب است که نامهای پسر کوچک تارگیتای و پادشاه اساطیری سکاها یعنی کولا-کسائیس (بزکوهی-شاه) و اسکولو (بزکوهی) نیز به همان معنی تور هستند. نام برادر میانی یعنی آرپو-کسائیس (تهمورث) به معنی دارندۀ ارابه اسبی (منظور ایزد خورشید) مطابق اویتوسروس (ایزد خورشید)/ آپولون بوده است. نام برادر بزرگتر آنها لیپوکسائیس (پادشاه زیبا، هوشنگ) مطابق خدای اسلاوی سوانتویت/بیولوبوگ (خدای سفید) است.
چهارشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۹۶
نام ایزد جنگ سکاها
احتمالاً نام آگین (خونریز) که باستانشناسان برای نام ایزد جنگ سکاها آورده اند، لقبی بر ایزد جنگ سکاها بوده است؛ چون هرودوت تنها همان نام آرس را ذکر کرده است که می تواند شکلی از کلمۀ اوستایی اَرِزَ (نبرد، جنگ) بوده باشد. سمبل این ایزد خنجری پارسی بوده است که بر فراز تل چوبها که معبد این ایزد بوده، بر افراشته میشده است. احتمال زیاد دارد تور (نیرومند، رمنده، بزکوهی) نیز عنوان همین خدا بوده است که نزد مغان نامی بر سکاها شده است، چون تصور میشد ارابۀ "تور" (ایزد رعد اسکاندیناوی که به نظر می رسد منشأ سکایی دارد)، با دو بزکوهی کشیده میشود، یعنی سمبل وی بزکوهی (تور) بوده است. یکی از مظاهر ایزد رعد ایرانی یعنی بهرام نیز بزکوهی (تور) است. نام تقویمی ایزد رعد ایرانی یعنی تیر هم بیش از آنکه نشانگر تیشتر باشد نشانگر تور است. چون کلمه سانسکریتی تیورَ Tivra به معنی نیرومند و خشن، حدّ واسط کلمات تور و تیر به نظر می رسد.
سهشنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۹۶
معنی نامهای سُغدیانس و اوخوس (داریوش دوم)
نامهای سغدیانس (سغدیان) و سُکیندیانس (سُغیندیان) را با توجه به کلمات سانسکریتی سوکهته (سُخته، کار نیک) و سوکنتَ (نیکو و برازنده) می توان به سادگی به معنی نیکوکار (وهومن، بهمنش) گرفت. دو نام اوخوس (وهوکه) و داریوش، برادر و قاتل او هم معنی ثروتمند و دارا را می دهند.
یکشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۶
معنی نام دریاچه شورابیل اردبیل
Gorbeh Asemoon
استاد واژه شوربیل که نام دریاچه ای در اردبیل است از چه ریشه و به چه معناست؟!؟
Javad Mofrad
در اصل شور-آب-یل است یعنی دارای خاصیت آب شور. در گذشته آبش شور بوده و حال با تزریق آب شیرین در آن نوعی ماهی قیزیل آلا پروش میدهند.
مطابقت هوم عابد سرور با اسپنداس (سپیتمه)
هوم عابد سرور در اوستا که در کنار دریاچه چیچست (اورمیه) افراسیاب تورانی (مادیای اسکیتی) را دستگیر کرد مطابق همان اسپنداس (دارای اسبان) یا همان سپیتمه/سپنتمه (دارای مِی مقدس) است که به خاطر این خدمت بزرگ توسط کیاخسار (کیخسرو) داماد پسرش آستیاگ و همسر آمیتیس دختر آستیاگ گردید و سپیتاک سپیتمان (حاکم ری، بعد حاکم بلخ) از ایشان به دنیا آمد که هرتسفلد وی را همان زرتشت سپیتمان پسر پوروشسپ (دارای گیاه [هوم] فراوان) می داند.
لقب دیگر سپیتمه را که به صور اَئوروت اسپَ و لهراسب آمده به معنی دارنده اسب تیز رو گرفته اند. ولی این دو را به صورت ائوروت-اَسوَ و لهر-اسوَ در سانسکریت می توان به معنی زاهد دارای آب آتشین (عابد هوم /هوم عابد) و زاهد مِی [هوم] گرفت. نام شاهنامه ای پدر لهراسب یعنی اورند (زاهد، بی ثروت) هم گواه آن است. گزنفون هم سپیتمه را در مقام پدر مگابرن تیگران فرمانروای ارمنستان، فیلسوف و زاهد معرفی کرده است.
شنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۶
نظر جدید راجع به نام (در واقع لقب) زرتشت
احتمال دارد زرتشت در معنی خشنود گر زرین و درخشان یک لقب بر موبدان امید و بشارت دهنده بوده است. چون نام زرتشت در پهلوی به صورت زرَ-توشتوم نیز ذکر شده است:
तोष्टुम् { तुष् } toSTum { tuS } infinit. to please. तुष्ट tuSTa ppp. pleased
جزء ترَ در هیئت زرتوشترَ هم به معنی برتر است. بنابراین زرتوشترَ به معنی خشنودگر زرین و درخشان برتر است. نامهای اساطیری و تاریخی زئیری وئیری (دارای خبر خشنود کننده زرین) و زریادرس (حافظ دعاهای زرین) گائوماته (دانای سرود دینی) گوتمه (حافظ سرود دینی) که در رابطه با زرتشت سپیتمان (بنا به نظر هرتسفلد همان سپیتاک سپیتمان، حاکم بلخ و ناظر امور دره سند) می باشند، مؤید این نظر هستند.
اشتراک در:
پستها (Atom)