چهارشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۹۸
مطابقت مَتسیش (ایولائوس یونانی، شهر اشراف) و باتثینا و بستیمه با بوشهر و کازرون و استهبان
نام متسیش (ایولائوس یونانی ) به معنی محل مردم آزاده مطابق نام بوخت اردشیر (شهر ثروتمند آزادگان) یعنی همان بوشهر است که ری شهر (شهر با شکوه) نیز نامیده می شده است. این شهر زمان هخامنشیان مرکز تجارت برده داران بابلی در پارس بوده است:
maetha: house
sishaya: liberal
نام باستانی تر بوشهر یعنی لیان هم را در سنسکریت-اوستایی می توان به همان معنی متسیش (محل نیکان) گرفت:
लय m. laya house
yana: favor
چنانکه گفته شد نظر به بازار برده های خارجی بودن بوشهر در عهد اسلامی شهر متسیش (ایولائوس) می تواند همین بوشهر بوده باشد. جزء بوخت (رها) در بوخت اردشیر (شهر آزادگان دارای کالای برده، بوشهر) مترادف بوج (رها) در بوجیشیه به دو معنی متضاد آزاده و برده است:
भुजिष्य m. bhujishya slave
भुजिष्य adj. bhujishya free
بر این اساس که شهریگان به معنی برده و بنده بوده، خود بوشهر یعنی محل بودن بردگان. نظیر بیشاپور که به معنی محل بودن و سکونتگاه شاپور بوده است.
واژۀ ری در اوستا با اندکی اختلاف در تلفظ سوای معنی با شکوه به معنی خوار و حقیر است. لذا منظور از ریشهر در مقام بوشهر و بندر طاهری (تاروای باستانی، محل دژ) سوای شهر با شکوه می تواند شهر فروش بردگان (مردمِ طبقه خوار) هم بوده باشد.
مطابقت کازرون با باتثینا:
نام باتثینا در نقشه های بطلمیوسی در معنی محل کارگران مطابق منطقه کازرون است که منطقه گازران پارچه بافی بوده است.
भट m. bhaTa mercenary
ولی نام شهر بستیمه هم که در گلنبشته های باروی تخت جمشید آمده و شباهتی به باتثینا دارد، در معنی بسیار نیرومند یاد آور نام استهبان (محل دارای باروی نیرومند) است:
भू adj. bhU being
stamhma: strong
مطابقت هفت کمالگان دیو ایران قدیم با هفت گالّو دیو سومری
دیوهای کَماله یا کَماله دیوان یا کَمالگان در مزدیسنا هفت دیو اصلی و از نخستین آفریدگان اهریمن هستند، در برابر آفریدههای اورمزد. اینان به ترتیب آفرینششان اکومن، اندردیو، ساوول، ناگهیس، ترومد دیو و تریز و زریز نام دارند.صورت عربی نام توراتی گُلیات (پشته، غول) یعنی جالوت نیز از کلمهٔ گالّوت به معنی غول بیرحم به نظر می رسد.نام هفت کماله (به لغت سامی یعنی منسوبین به رسایی و بزرگی، به لغت سنسکریت یعنی صحرایی [غول بیابانی] ) به وضوح مطابق هفت گال-لو (بزرگ انسانها، غولان) هستند:
Gallu demons hauled unfortunate victims off to the underworld. They were one of seven devils (or "the offspring of hell") of Babylonian theology that could be appeased by the sacrifice of a lamb at their altars.
A depiction taken from an ancient Sumerian language cylinder seal showing the god Dumuzid being tortured in the Underworld by gallas
مطابقت فروهرها با آنوناکی های بابلی
ماه فروردین در تقویم بابلی متعلق به آنو (خدای آسمان) است. او فرزندان نیمه خدا-نیمه فرشته خویش یعنی آنوناکی ها را که تعداد شان غالباً 50 تا ذکر میشود به مأموریت به جهان فرودین می فرستد (لابد در همان روز 19 فروردین که جشن فروردین و هنگام نزول فروهرها است). لذا به نظر می رسد بین نام فروهرها و آنوناکی ها ارتباطی موجود است. اگر این طور باشد مفهوم فروهر از باورهای بابلی وارد سنن ایرانی شده است. پرَوَرَ (فروهر) در سانسکریت مانند آنوناکی های بابلی به معنی از نژاد و تبار عالی است.
Akkadian cylinder seal dating to c. 2300 BC depicting the deities Inanna, Utu, and Enki, three members of the Anunnaki
سهشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۹۸
مطابقت شهر سنندج با سیسرتو و بیت سانگی تویی باستانی
از مطابقت سه نام کهن سنندج یعنی سیسر و سیسرتو منابع آشوری و سنه (سنندج) با هم می توان بدین نتیجه رسید که سنه و سیسرتو به معنی محل دارای آب جاری و سنه دژ/ سنندج به معنی دژ محل آب همواره جاری بوده است. سناباد مشهد هم محل جاری کردن آب (غسل و شستشوی) بوده است. از ریشۀ اوستایی sna (جاری کردن آب و غسل دادن). به نظر می رسد نام بیت سانگی/ سانگی تویی (سَنگه-تویی، محل تجمع آب جاری) نیز در کتیبه های آشوری متعلق به سنندج بوده باشد:
सङ्ग m. sanga union. तोय n. toya water.
स्नान n. snAna washing, bathing.
शाय adj. sAya abiding, स्रुत adj. sruta flowing.
بنابراین شباهتی به نام تویسرکان دارد: تویسرکان مطابق بیت تزّکی (تَوَ-اوسَ-کی) کتیبههای آشوری به معنی محل چشمه جاری نیرومند است.
به گفتۀ این خرداد به و قدامه، در گذشته به جای شهر کنونی سنندج، شهری به نام سیسر وجود داشته است. چنانکه گفته شد منابع کهن آشوری در حدود شهر سنندج کنونی از شهری به نامهای سیسرتو (سیسرتی-او= دارای آبهای روان) و بیت سانگی/سانگی تویی (محل تجمع آب جاری) در بین آبدادانا (بیجار) و بیت هامبان (کرمانشاه) و بیت کاپسی (ملایر) نام برده اند که یاد آور نامهای کهن سنندج یعنی سیسر و صد خانیه (صد چشمه) هستند:
स्नौति verb 2 Par snauti { snu } flow.
सिसर्ति verb 1 sisarti { sR } flow, run, go, move.
به قول دوستمان ماجد گرامی نام کوه آویەر که مشرف بە شهر سنه است، به معنی آب دهنده است.
دوشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۹۸
نام و نشان مناطق کهنی در کردستان
در نزهة القلوب حمدالله مستوفی از شهرهای خفتیان (هَودیان سمت رواندوز) ، دربند تاج خاتون (سرپل خاتون بتلیس)، دربند زنگی (نزدیکی قصبه مرزی دروله بانه) ، دزبیل (بیله ور سمت کامیاران) ، دینور (در شرق کرمانشاه) ، سلطان آبادچمچمال (در سمت سلیمانیه) ، شهرزور (حلبچه در سمت سلیمانیه) در سوی کرمانشاه یاد شده است.موساسیر (آردینی) همان شهر رواندوز کردستان عراق استدر متن آشوری سنگ نبشته کله شین موساسیر (محل ذوب فلز) به جای نام اورارتویی آردینی است که آنرا به درستی با رواندوز (محل روان کردن مادۀ مذاب) مطابقت داده اند.
معنی نامهای شهر بتلیس (بدلیس)، آمِد، درسیم و موش و کرکوک
احتمال دارد در آن سمت نام شهر دیاربکر (منطقۀ مس) از ترجمۀ نام قدیمی آن آمِد (در معنی دارای مِس فراوان) بدست آمده باشد. نام ناحیۀ درسیم به معنی دارای دروازۀ نقره ای و نام منطقۀ موش در سنسکریت به معنی دارای کورۀ ذوب فلز است.نام ایرانی/ارمنی شهر بتلیس/بدلیس یعنی باغیس (بغ-ایس) به معنی محل پرستش خدا است. هیئت آرامی نام شهر بدلیس به صورت بیت دلیلو-ایس هم معنی محل پرستشگاه را می دهد.
نامهای مختلف کرکوک یعنی آراپخا و کرکوک و گرمکانِ (محل چشمۀ مادۀ گرم کنندۀ) آن جملگی اشاره به مخازن نفت و قیر کرکوک دارند. پس از سرنگونی دولت آشور، منطقهٔ پیرامون کرکوک به نام «کورکورا» معروف شد. گفته میشود این نام به نام بابا گُرگُر که امروزه نام چاههای نفت کرکوک است، در پیوند است.معنی نام دهوکاز آنجایی که نام شهر دهوک کردستان در منابع آسوری به شکل نوهَدرا (جایگاه فرمانروا) آمده است؛ لذا شکل اصلی نام دهوک در اساس دِهوکَ (جایگاه فرمانروا) است.
یکشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۹۸
فسا (پَسا) به معنی شهر سه ضلعی
حمدالله مستوفی در نزهة القلوب می آورد: " شهر فسا را فسا بن طهمورث دیو بند ساخته بود. خراب شد. گشتاسب بن لهراسب تجدید عمارتش کرد و نبیره اش بهرام بن اسفندیار به انجام رسانید، ساسان نام کرد و در اوّل مثلث بود. به عهد حجاج بن یوسف ثقفی عاملش آزاد مرد به فرمان او آن را از آن شکل بگردانید..."
با توجه به شکل مثلثی کهن فسا در قسمت اخیر این گفته، می توان نتیجه گرفت که ساسان مذکور نیز در اصل سه سان (دارای شکل سه گونه) بوده است. بر این اساس نام فَسا (پَسا) در اصل به مفهوم پَی-سه (سه پِی، سه ضلعی) بوده است.
شنبه، مهر ۱۳، ۱۳۹۸
معنی دالکی و اقلید و سجاس
مطابقت دالکی با اخشین باستانی
نظر به نام قدیمی رود دالکی یعنی اَخشین (آو-خشی-ین، منسوب به آب نیرومند) و اینکه اخشین در معجم البلدان نام شهری در سمت فارس ذکر شده است، معلوم میگردد شهر اخشین همین شهرک دالکی کنونی بوده است. بر این اساس نام شهرک دالکی ترکیب دال (درو اوستایی، خارا و سترگ و نیرومند) و کی (چشمه زار و رودخانه) بوده است. در مجموع یعنی شهر دارای آب نیرومند.
مطابقت اقلید با آذرگارتا
پاره ای باستان شناسان گفته اند شهر اقلید همان آذرگارتا (تختگاه آتش مقدس) است که مرکز تربیت اسبان جنگی کورش به شمار می آمده است. مسلم به نظر می رسد خود نام اقلید از تلخیص و تغییر و تبدیل خود آذرگارتا عاید شده است. حرف ر ساکن اول علی القاعده افتاده و حرف ذ در حرف گ ادغام شده و حرف ر دوم و ت تبدیل به ل و د گردیده اند و آذرگارتا مبدل به اَگلید (اقلید) شده است.
حمدالله مستوفی در نزهة القلوب به همراه اقلید از شهر سرمق به عنوان محل زرد آلوی صادراتی به غایت نیکو شیرین یاد کرده که بر این اساس نام آنجا بر گرفته از سورَ-میوَگ (دارای میوهٔ شیرین) بوده است.
معنی شهر و کوه سجاس بین زنجان و تکاب
نظر به اینکه کوه سجاس محل با شکوه مدفن مغولان در سمت تخت سلیمان بوده است، لذا به نام سجاس می توان ترکیبی از سَهه (با شکوه) و گاس (جا) قائل شد.
حمدالله مستوفی در آن سمت از مناطق جرود و انجرود نام برده است که می توان به معنی دارای رود گرم (یا تلخ) و دارای رود باریک گرفت.
جمعه، مهر ۱۲، ۱۳۹۸
The etymology of Irland (Ériu, Erin, Hibernia, and Iverni)
The etymology of Irland (Ériu, Erin, Hibernia, and Iverni)
"Gh" in Irish Like "ch" but based on a "g" sound gh= Eng. "y", then the Celtic word rain (grain) could be pronounced yrain (Erin).
The etymology of Hibernia
havre: oat, wiktionary
From Old Norse hafri, from Proto-Germanic *habrô, from Proto-Indo-European *kapro-.
The cultivation of oats is particularly suited to Ireland's climatic conditions and therefore oatmeal became a staple food of the Irish from prehistoric times until the seventeenth century.
پنجشنبه، مهر ۱۱، ۱۳۹۸
کرکوک به معنی محل مخازن نفت است
پلوتارک در شرح حال اسکندر می نویسد هنگامی که اسکندر از کشور بابل می گذشت در یکی از شهرهای اکباتان مردم برای خوش آمد اسکندر نفت را روی جاده ها می ریختند و آتش می زدند تا شعله های فروزان آن موجب مسرت اسکندر گردد. اشاره پلوتارک به ناحیه نفت خیز کرکوک است که از آن به نام اکباتان (محل تجمع مادها) یاد می کند.چون نامهای آراپخا و کرکوک و گرمکانِ (محل چشمۀ مادۀ گرم کنندۀ) آن جملگی اشاره به مخازن نفت و قیر کرکوک دارند. پس از سرنگونی دولت آشور، منطقهٔ پیرامون کرکوک به نام «کورکورا» معروف شد. گفته میشود این نام به نام بابا گُرگُر که امروزه نام چاههای نفت کرکوک است، در پیوند است.
घर्घर m. gharghara fire of chaff
مطابق لغت نامه اکدی-آسوری:
kīru (1) [GIR4 : ] (Sumerian origin): an oven , a kiln especially for bitumen
kug[urû] : [Professions] granary supervisor
araḫḫu : [Country → Agriculture] granary, storehousepâqu: D. to compress
سهشنبه، مهر ۰۹، ۱۳۹۸
معنی نام دُرودزن
به ظاهر در نقشۀ بزرگ استان فارس در جنوب قصبه درودزن، رود کُر به موازات یک شاخۀ آن دیده میشود و این بیانگر آن است که دُرودزن در اساس دو رود گان بوده است یعنی محل منسوب به دو رودخانه.
امّا نام کوه زَنَ (زَئنه) کنار دُرودزن در اوستا به معنی محل نگهبانی است. بر این پایه دُرود- زن در اصل دروت-زَن بوده است یعنی دارای محل نگهبانی سالم و استوار.
اشتراک در:
پستها (Atom)