جمعه، شهریور ۲۱، ۱۳۹۹
معنی نام بردعه (پَرتوَ)
واژه های پِرِتوَ اوستایی و پَرتهَوَ سنسکریت به معنی عریض و پهن می تواند ریشۀ نام پرتَوَ (بردعه) باشد:
पार्थव n. pArthava width,पार्थव n. pArthava great extent
لسترنج مىنويسد: در سده 7ق/13م، زمانى كه ياقوت كتاب خود را تأليف كرد، بردعه [شهری که قبلاً 1200 نانوایی داشت] ويران بود (ص 178). در نخستين سدههای اسلامى، جغرافىدانان مسلمان از آبادانى بردعه و وجود باغها و بوستانها خبر دادهاند. از محصولات عمدۀ بردعه ابريشم بوده كه به خوزستان صادر مىشده است. بردعه داراي بازارها، كاروانسراها، مساجد از جمله مسجد آدينه، گرمابهها و دروازههای متعدد بوده است. به نوشتۀ اصطخری (ص 156)، ابن حوقل (1/337- 339) و ديگران، در كنار دروازۀ كردان بازاري بود كه مردم در روزهای يكشنبه گرد مىآمدند. اصطخری طول و عرض اين بازار را يك فرسنگ در يك فرسنگ نوشته است. مردم عراق و خراسان در اين بازار كه كُركى نام داشت، جمع مىشدند (نيز نك: قزوينى، همانجا).
خرابههای بردعۀ قديم در برابر ايستگاه راهآهن داشبورون در 45 كيلومتری جنوب ملتقای رودهای كر و ارس نزديك شهر كنونى بردع باقى است (مينورسكى، 48).
شباهت ویژگیهای اهورامزدا (وارونا) با آنو سومریان و اِل (الله) سامیان
آنو یعنی ایزد آسمان سومری ملقب به آن-گال (بزرگ بالا، مَسته، مزدا) خدای دانایی و دارای فرامین خدایی me و ملقب به گاو نر بارور کننده بود و همانند اهورامزدای دارنده نیروی فرّ ایزدی دهی، ایزد آتش گیبل (گیبر، گبر، آذر) فرزند وی محسوب میشد. متقابلاً اِل (اللهِ) سامیان به معنی خدا و رهبر نیز ملقب به کاهن خدایان و خدای گاونر بارور کننده و اِل رحیم و مهربان و پادشاه آسمانی جهان به شمار آمده است.
پنجشنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۹۹
مطابقت نمرود با حمورابی و نمرو (مردوک)
منظور از نمرود (نمرو-اده، دارای عهد و پیمان درخشان) و صاحب برج بابل از سویی حمورابی قانونگذار بابلی (امرافل تورات، معاصر ابراهیم) و از سوی دیگر نمرو (درخشان، مردوک) خدای بابل است که زیگورات بابل به نام وی بنا شده بود.
نام نهم از نامهای پنجاه گانه مردوک، نمرو به معنی درخشان است همان نمرو که در تورات به صورت نمرود بانی و صاحب برج بابل به شمار رفته است:
Namru: nawru [ZALAG2 : ] (adj.)
1) celestial body, divine epithet : bright , shining , radiant / "sunny" ; : [AŠ.ÍM.BABBAR : ] : Namra-sīt a personal name ; 2) face, eyes : radiant , shining ; 3) metal, textile, employee, precious stone ... : excellent , of good quality , brightly coloured ; 4) [NA4.ZALAG : ] : name of a stone / name of a plant / name of a bird ; 5) sunny ;
Cf. nawāru
Variants : namiru, namru
سهشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۹۹
مطابقت گئوش اوروَن با ائا/انکی
آیا در باور "زمین بر شاخ گاو نر و گاو بر پشت ماهی و ماهی بردریای بی کران است" گاو و ماهی سمبلهای خدای زمین و آبهای ژرف ائا/انکی نیستند؟
اگر نام گئوش اوروَن را به صور گئوش اورونگهه (گاو اقیانوس) و گئوش اورو-ن (گاو دوردست و اعماق) در نظر بگیریم گاونر دور دست و اعماق نگهدارندۀ زمین همان ائا/انکی خواهد بود؛ در این صورت هر دو نام گئوکرن و گئوش اورون در وجود ائا/انکی به هم می رسند.
به نظر می رسد به لحاظ لغوی نام گئوکرن (گاو اعماق دریا) را می توان به معنای «شاخ گاو» هم گرفت که این موجب باور قرار داشتن زمین بر شاخهای گاو شده است.
به نظر می رسد نام این ماهی بزرگ روی اعماق دریا همان است که در کتب پهلوی به صورت خر سه پای (در اساس کرسه-پای= پایندۀ غلبه کننده) آمده است که از گئوکرن نگهبانی می کند. آن در اصل نه خر سه پای بلکه نوعی ماهی بزرگ کَرَ (برنده، کوسه ماهی) به شمار می رفته است:
कर्षते verb karSate {kRS} overpower, पायु m. pAyu guard
یکشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۹۹
این ویژگیها در نزد ابوالحسن یحیی بن عمر علوی، ملقب به شهید شاهی (چاهی) بسیار جالب است
۱-از اولاد زید بن امام زین العابدین است.
۲- در نزد شیعیانش بسیار محبوبیت داشت.
۳- برخی هوادارانش قتل او را باور نکردند و گفتند او مهدی قائم است و در منطقه شاهی (چاهی) غیب شده است. نام یحیی (زنده می ماند) او در پیدایی این عنوان سهیم بوده است.
۴- به دلیل اینکه نام پدرش عمر نزد شیعیان مذموم بود. عنوان حسن را از کنیه ابوالحسن او برگرفته و در جای نام پدر او قرار دادند. او کمی پیش از عهد امام حسن عسکری می زیسته است.
شنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۹۹
آیا تپه میل معبد گئوکرن (گاو کرانه و اعماق، ائا/انکی دارای کلاه شاخه دار) نبوده است؟
نظر به پیدا شدن تصویر "ماهی" (محافظ درخت گئوکرن و سمبل ائا/انکی) در تپه میل و شباهت نام روستای قلعه نو در بین شهر ری و ورامین، در کنار تپه میل به گئوکرنو (مربوط به گئوکرن) و نیز با توجه به باقیمانده نیزارهای آنجا که نشانۀ تالاب بزرگ کهنی در آنجا بوده است، می توان تپه میل را معبد گیاه دینی و اساطیری گئوکرن انگاشت. چون در منابع مربوط به اساطیر ایران، آشیان سیمرغ در البرزکوه اسطورهای قرار دارد امّا در آثار زرتشتی دیگر، گفته شده که آشیان و قرارگاه سیمرغ بر فراز درخت شگفتانگیز گئوکرن یا درختی در میانهٔ دریای فراخکرد (دریاهای پیرامون ایران)، واقع است. این نشانگر آن است که معبد گئوکرن به نزدیکی البرز کوه بوده است.
اپم نپات اوستایی (ایزد ناف آبها) نیز که خالق انسان و دارای خانۀ مکعبی شکل واقع در گودی (نظیر کعبۀ زرتشت) به شمار می رفته است، مطابق ائا انکی به نظر می رسد.
جمعه، شهریور ۱۴، ۱۳۹۹
معنی نامهای داغستان و بلاسگان
نامهای داغستان و بلاسگان (نام ساسانی اران) و سرزمین خزر (کوز-اَر به ترکی یعنی صاحب زغال بر افروخته) مترادف هم به معنی محل مردم پرستنده زغال بر افروخته هستند:
दाहक adj. dAhaka burning
भ्लाशते verb 1 bhlAshate {bhlAsh} beam, glitter, shine
بنا به ابن فضلان خاقان به، هر روز صبح با پای پیاده پیش خاقان خزر آتش روشن میکرد.
نامهای مختلف اران یعنی اوتیا، آلوانیا و آگوانیا جملگی به معنی سرزمین آتش هستند.
در سفرنامۀ اولیا چلبی به جای نام زبان ارانی (آذری) مردم نخجوان از زبان دهقانی یاد شده است که برگرفته از واژۀ داهَکَ سنسکریتی-سکایی به معنی سوزاندن است:
در سمت شرق دریای خزر هم واژه داهه به معنی داغ کردن به کار می رفته است چون در آنجا داهه ها مرده هایشان را می سوزانده اند. به خاطر این داهه نامیده میشدند. بدین دلیل که سنت مرده سوزان را اشکانیان داهه تبار نیز داشته اند.
"رعایا و مردم عادی شهر نخجوان به زبان دهقانی سخن میگویند، اما شاعران عارف و ندیمان دانا، با ظرافت و نزاکت تمام به زبان پهلوی و مغولی سخن میگویند که زبانهایی قدیمی هستند.اهالی شهر هم چنین سخن گویند: اولاً زبان دهقانی، دری، فارسی و غازی (منظور مغولی؟) و زبان پهلوی."
در کتب جغرافی نویسان عهد اعراب به همراه نام بلاسگان از ساترودان یعنی محل رودخانۀ صاف و گوارا (کورا) نامبرده شده است.
شباهت پائوروَ اوستا با اورشانابی بابلی ها
در اوستا در رابطه با طول حکومت ثراتئونه (کوروش، ذوالقرنین) از پائوروَ (قایقران) یاد شده است که سی شبانه روز (به نشانی سی سال طول حکومت ثراتئونه) توسط ثراتئونه به صورت کرکسی به پرواز در آمده است. او یاد آور قایقران ورطۀ مهلک اقیانوس بابلی اورشانابی (سفیر نقاط تاریک دریا) است که در رابطه با گیاه عمر و جوانی در دریا همراه گیلگامش است.
نام کارون (چارون) در زبانهای سامی منسوب به چاه و ورطه و گودی را می دهد. به نظر می رسد یونانیها آنرا از نام عربی متعلق به اورشانابی (قایقران ورطه) گرفته اند. نامهای ایرانی رود کارون یعنی چاهو و رود کاریزها گواه آن هستند.
پنجشنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۹۹
مطابقت نام ثریتۀ اوستایی از خاندان سام با زال پسر سام شاهنامه
نام ثریته را به معنی سومی گرفته اند؛ ولی آن در شکل سریته معنی رفتن و گذر[زمان] را می دهد که این معنی مطابق نام زال (زَر، پیر) در شاهنامه است. خود نام سام در سنسکریت به معانی آرامش دهنده، شادیبخش و زمان و سال می باشد. کلمۀ فارسی سال به شکل سئوریه (گذر زمان) در سنسکریت دیده میشود. واژۀ اوستایی و سنسکریتی سَرِذَ /سَرد (سال) به معنی تقسیم گذر زمان است.
سهشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۹
معنی نام زَعفر جنی
نام زَعفر به صورت زَوَ-وَر در زبانهای قدیم ایرانی (اوستایی-پهلوی) به معنی دوستدار [پیشنهاد] یاری خواهی (یاریگری) است و به صورت زاور در پهلوی به معنی مرد جنگی است:
زعفر جنی. [زَ ف َ رِ ج ِن ْ نی] (اِخ) در تداول عامه، پادشاه مسلمان جنی. که گویند به روز عاشورا به مدد حسین بن علی (ع) با لشکر خویش بیامد و حضرت علیه السلام به او اجازه حرب نداد و فرمود از انصاف و مردی دور است. چه شما آنان را ببینید و ایشان شما را نبینند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
اشتراک در:
پستها (Atom)