دوشنبه، آذر ۲۴، ۱۳۹۹
معنی نام شهر ساری
نام شهر ساری (سارامنۀ نقشه های بطلمیوسی) می تواند به معنی شهر اصلی و اساسی و مرکزی و محل سرور (حاکم) باشد:
सार m. sAra main point
सार m. sAra real meaning
सार m. n. sAra essence
یکشنبه، آذر ۲۳، ۱۳۹۹
معنی محتمل نام شهرهای گیلانی لوندویل، لیسار، لمبر
لوندلوندویل (رئوونت ویل، دژ دارای شکوهمندی)، لیسار (نیسار، نیزار)، لمبر (محل کناری).
جزء ویل (بیل) که در آخر بعضی نام برخی شهرهای قدیمی مانند اردبیل (اردویل)، سغدبیل و سندابیل دیده میشود نه بر گرفته از پولیس یونانی به معنی شهر بلکه همان ویل سنسکریتی (وَر اوستایی) به معنی دژ است. پسوند مکانی بالیق ترکی در نام شهرهایی چون بئش بالیق (پنج دژ) می تواند از هیئت بیلیگ آن عاید شده باشد که از ریشۀ بَئیر (بَر اوستایی، نگهداشتن) به نظر می رسد از این ریشه است بارو (باروگ) و واژۀ معرب بُرج:
विलति {विल्} verb vilati {vil} cover
वारयति {वृ} verb caus. vArayati {vR} cover
معنی نام اَسالم
با توجه به نام ناورود (ناف رود، سِره رود) این شهر، نام اسالم به معنی دارای آب سالم (آو-سالم) به نظر می رسد.
شنبه، آذر ۲۲، ۱۳۹۹
معنی محتمل ماسوله، ماسال و شاندرمن
با توجه به خانه های پلکانی ماسوله نام آن را به صورت مَئث-اوله می توان به معنی محل خانه های بالای هم دانست. ولی نام ماسال (ماس-ال) را می توان به معنی مسکن بزرگ گرفت.
نام شاندرمن را هم با توجه به سابقۀ کهن فراوری عسل آن می توان به معنی مسکن تولید کنندگان عسل (شان) دانست.
جمعه، آذر ۲۱، ۱۳۹۹
معنی ورنوسفادران ناحیۀ اصفهان
ورنوسفادران (سده، ستایشگاه) به هیئت وَرِنو-سفاد-ران مرکب از وَرِنو (معبد)-سفاد (سفید و درخشان)- ران (لان، جایگاه) است و اشاره به نام معبد ماربین آن است که در اساس وَرِ-وین یعنی معبد درخشان بوده است. احتمال بسیار دارد از همان نوع معبد ماربین یکی هم در خود ورنوسفادران قرار داشته است. چون یکی از محلات آنجا نامش آدریان (آتشکده) است. اینکه این نام طولانی خود را هم در قرون و اعصار نگهداشته به دلیل جنبۀ قدسی آن بوده است. کسانی به سبب وجود جزء سفاد، ورنوسفادران را بن سفاهان گمان کرده اند.
پنجشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۹
محل محتمل دو دژ مادی سیبار و شاپاردا
نظر به معانی لفظی سیبار (محل دلپذیر) و شاپاردا (محل معبد) و حدودشان، آنها با نواحی آغ کند (روستای سفید) و صائین قلعه (دژ محترم و مقدس) در دو سوی شمال غربی و جنوب شرقی ناحیۀ زنجان همخوانی دارند:
शीभर adj. sibhara delightful
सपर्या f. saparyA worship, दाय m. dAya place
مطابقت نام آراکتو با سُهرورد
منابع آشوری از شهری به نام آراکتو (سرخ) در ماد یاد می کنند که یادآور سُهرورد (دارای حصار پیرامونی سرخ) در استان زنجان است:
आरक्त adj. Arakta reddish
ابنحوقل دربارهٔ شهر سهرورد مینویسد: «از جانب سلطان امیر یا عاملی جهت رسیدگی به اموال در آنجا نیست و فراخی معیشت و ارزانی و موقعیت خوب بر اهمیت آن افزوده و شهر پربرکت و حاصلخیز است و بیشتر سکنهٔ آن در سابق از خوارج بودند و سپس از آنجا رفتهاند و گروهی نیز به سبب وطنپرستی، خفت و خواری را پذیرفتهاند و شهری است استوار و دارای حصار».
نام تفرش از توَرا-ایش یعنی دارای شکارگاه گرفته شده است
نظر به اینکه تفرش در دورۀ اعراب و صفویه تفریح گاه و شکارگاه بوده است، لذا بسیار محتمل است که نام تفرش از توَرا-ایش (جایگاه صاحب گوشت شکار) گرفته شده باشد. چون واژۀ تایوئیری اوستا را می توان به معنی گوشت شکار گرفت و نخجیر هم به معنی شکار (بزکوهی) می تواند به معنی چرنده در ناخر (مرتع و شکارگاه) یا سهم حرکت سریع بوده باشد:
त्वरा f. tvarA speed, ईश adj. isha owning
नख m. nakha portion, जीर m. jira quick movement
چهارشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۹۹
ترادف نام اسگرتی (ساگارتی) با مُغ (انجمنی)
आसङ्ग m. AsaGga association
सङ्घ m. saGgha association
ऋतया ind. RtayA in the right manner
بر این اساس که ساگارتیها (مُغ ها، مادها) و پارسارگادیها (دارندگان رمه های عالی، پارسها) و حتی میتانی های اسب پرور پیش از ایشان ابتدا رمه داران کوچ نشین بوده اند، این نشان آن است که هندوایرانیان مهاجر از سمت شمال بوده اند. نظر به پارادیم بومی نژادی ایرانیان، تودۀ مهاجرین هندوایرانی هم از نظر نژاد غالب به گروه قفقازی و مدیترانه ای تعلق داشته اند.
تصویر سمت چپ، متعلق به یک ساگارتی از تخت جمشید و تصویر سمت راست متعلق به گنجینۀ آمودریا از آنِ یک مغ است:
دوشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۹۹
مطابقت دروسیان پارسی با مردم درنگیانا (زرنج)
هرودوت در شمار اتحادیه قبایل پارس از دروسیان (دریو- شیان، مردم کنار دریا) در بین گرمانیان (کرمانیها) و پانتالیان (مردم راه، مردم پرتوَ/پارت) یاد می کند که به وضوح یاد آور نام همریشه و مترادفش درنگیانائیها (مردم کنار دریاچه هامون، زرنجی ها) است.
اشتراک در:
پستها (Atom)