دوشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۹۹

یکشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۹۹

اتیمولوژی واژ ه های صد و هزار در سنسکریت

اتیمولوژی واژ ه های صد و هزار در سنسکریت: سَ- ده به معنی دارای دهها عدد (ده تا ده)، هزار/سهسره (سَ- سَره) به معنی عدد دارای رسایی و کمال.

شنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۹۹

مطابقت سهرورد (ستخرُ-ورد، دژ گرداگرد سترگ) با دژ آراکوتتو (خارا-کوتتو،دژ سترگ) در ماد

مطابقت سهرورد (ستخرُ-ورد، دژ گرداگرد سترگ) با دژ آراکوتتو (خارا-کوتتو،دژ سترگ) در ماد
نظر به هیئت قاراقوش (خارا کوشک، دژ سترگ) کنونی آن، نامهای سهرورد و آراکوتتو در آن به هم می‌رسند.

اتیمولوژی محتمل لیمو

لیمو می تواند به معنی میوه ای باشد که آب آن با فشار دادن گرفته شود:
लियते {ली} verb 4 Atm liyate {li} press closely
मवते {मू} verb mavate {mU} fix (fruit)
نیمبو سنسکریت به معنی لیمو ترش نیز به صورت نیمج-بو به معنی چلانده شونده است.

چهارشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۹۹

اتیمولوژی سوزن

با توجه به سو-کَ اوستایی (سوزن)، واژۀ سوزن ترکیب سِئو (دوختن) و زَئِنَ (ابزار) به نظر می رسد:
सीवयति {सिव्} verb caus. sivayati {siv} sew

مطابقت آگِنور با اِوِنور

در داستان پیدایی خط در یونان نام آگِنور (مرد بزرگ و حقیقی) پادشاه فینیقی ها (در اساس فِن ها) با اِوِنور (مرد شریف و بزرگ) پادشاه اساطیری آتلانتیس و دختران ایشان ایوروپا (دارای گردش خوب) و کلِئیتو (نامی و برگزیده) نیز که توسط زئوس-پوزیدون ربوده میشوند، با هم همخوانی دارند.
اگر آتلانتیس را به صورت آوت- لانت- ایس و به معنی سرزمین بیرونی بگیریم آن مطابق هیپربوریه (سرزمین ماورای شمال، شبه جزیرۀ اسکاندیناوی) خواهد شد، که جنوب آن حدود پنج، شش هزار سال پیش از میلاد در حدود دانمارک (سرزمین شسته شده با آب) به زیر آب رفته است.

دوشنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۹

معنی محتمل نامهای دریاچه های بختگان و طشک

نام این دریاچه های متصل به هم، تالاب درخشان و تالاب خجسته به نظر می رسند:
भा f. bhA lustre, खात n. khAta ditch
तिष्य m. tishya auspicious, ख n. kha hollow

یکشنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۹۹

معانی نامهای قدیم و جدید دریاچه مهارلو

جنکان (جین-کان): محل معدن نمک
ماهلویه‌ (میث-لای-ه): محل رسوب نمک.
مهارلو (مهار-لای-و): محل مهار رسوب نمک.

معنی محتمل مَرو (ماری)

نظر به توصیفات جغرافی نویسان عهد اعراب از سدهای آب پر نگهبان رود مرو آبِ (مرغاب) شهر مرو بزرگ و کوچک، نام مرگوش کهن، مرو قرون وسطی، به معنی محل دارای سد مخزنی آب (جای انبار کردن آب) بوده است:
मर्वति {मर्व्} verb marvati {marv} fill
घोष m. ghosha of water
بر این اساس نام باستانی پارسی ثتاگوش (پنجاب) کنار آب به نظر می رسد:
तट m. n taTa beach

جمعه، بهمن ۲۴، ۱۳۹۹

معنی ولنجک

گفته میشود که ولنجک محله ای اعیان نشین و شکارگاه اشراف قاجار بود.
از این گفته معلوم میشود که ولنجک همان والان-جاک یعنی محل تله گذاری برای شکار بوده است:
بالان. (اِ) تلۀ جانوران که نظیر باران (واران) اصل پهلوی آن والان بوده است.