چهارشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۹۹
مشابهت اَنشَر و کیشَر سومری با اهورامزدا و اهریمن ایرانی
در اساطیر سومری همزادان اَنشَر (ایزد تمامی آسمانها) و کیشَر (الهۀ زمین) به وساطت نام آسورامزش منابع آشوری (خدای بزرگ آسمانها) و انکی (خدای بزرگ فریب و نیرنگ و خدای زمین) با اهورامزدا و اهریمن همانند میشوند. از سوی دیگر به نظر می رسد اَنشَر را با آشّور (خدای خندان) نیز که تمثالی شبیه فروهر اهورامزدا دارد، مطابقت می داده اند. طبق باور بابلیان انشر، مردوک (ماروت، درخشان) را در آغاز ایام نوروز (زگموک) در زیر زمین بابل زندانی می کند که در روز هشتم نوروز توسط پسرش نابو آزاد میگردد.
سهشنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۹۹
مطابقت نمرود با حمورابی و نمرو (مردوک)
منظور از نمرود (نمرو-اده، دارای عهد و پیمانهای درخشان) و صاحب برج بابل از سویی حمورابی (خدای من داغ و درخشان است) قانونگذار (امرافل تورات، معاصر و سوزانندۀ ابراهیم) است که او قوانین خود را منتسب به خدای خورشید (شمس) نموده که این خود از سوی دیگر مطابق نمرو (درخشان، مردوک) خورشید خدای شهر بابل است که زیگورات معروف به برج بابل به نام وی بنا شده بود. در آغاز باب چهاردهم سفر پیدایش تورات در عهد منسوب به ابراهیم می خوانیم: "و واقع شد در ایام امرافل، مَلِك شنعار [سومر] (حمورابی پادشاه آموری بین النهرین 1750- 1792 پیش ازمیلاد)، و اریوك، مَلِكاَلاّسار (اریک دین ایلی پادشاه آشور در حدود سالهای 1298-1309)، و كَدُرلاعُمر، مَلِك عیلام (کودورکوکومل حدود سال - 1160- پیش از میلاد) و تدعال، ملك امّتها (تودهالیاس پادشاه هیتی سالهای 1342 – 1382 قبل از میلاد." پیداست که از این میان تنها امرافل (حمورابی) با ابراهیم تاریخی یعنی ایبال پی ال دوم پادشاه اشنونه (1761- 1790) در سمت اور معاصر بوده است.
نام نهم از نامهای پنجاه گانه مردوک، نمرو به معنی درخشان (صفت خورشید و آتش) است همان نمرو که در تورات به صورت نمرود بانی و صاحب برج بابل و پرستنده عنصر درخشان آتش به شمار رفته است:
Namru: nawru [ZALAG2 : ] (adj.)
1) celestial body, divine epithet : bright , shining , radiant / "sunny" ;
Variants : namiru, namru
adû (pl. adû, adê)
1) a treaty ; adê šakānu to establish a treaty ; adê tamû to swear a treaty ; adê naṣāru to keep a treaty ; bēl adê vassal ; 2) NB : now ;
Cf. adê
اِتِمِنانکی، معبد بزرگ مردوک (برج بابل تورات)
اتمنانکی (Etemenanki) یا برج زیگورات، پلی ارتباطی میان جهان خدایان و جهان انسان ها در بابل باستان بود.
(سمیه رمضان ماهی)
زیگورات یا معبد پلانی اتمنانکی یکی از بناهای مقدس و مهم در تمدن بین النهرین بوده است. این معبد یا برج عظیم در پائین کاخ نبوکد نصر بنا شده بود و هفت طبقه و بیش از ٦٠ متر ارتفاع داشت.
ایده و دستور ساخت این برج را به نبوکد نصر نسبت می دهند؛ معبدی که بعدها به برج بابل شهرت یافت. این برج زیگورات، معبد مردوک (بزرگ ترین خدای بابلی) بود و از آنجا که مانند کوهی، آسمان و زمین را به هم پیوند می داد، تمنانکی ، یعنی "مکان پیوند آسمان و زمین و یا بهشت" خوانده می شد. برخی از محققین نیز آن را به معنی "خانه زمین و آسمان" دانسته اند.
این پرستشگاه ، پلکانی بسیار طولانی و بی شمار داشت که گرداگرد آن پرستشگاه آسمان خراش می گشت و به اوج آن می رسید. از هر نقطه شهر یا دشت های اطراف آن، این برج دیده می شد.
اتمنانکی در روزهای عادی، شاید همان پایه آسمان و زمین بود، ولی در مهم ترین روز دوازده ماه سال، روزهای ماه نیسان که آکیتو (Akitu) -جشن نوروز- برپا می گردید، چیزی نبود جز "کوه جهان زیرین" و دروازه آن هم "دروازه مرگ" محسوب می شد.
بر طبق اساطیر بین النهرینی، در یک اتاق آجری در این پرستشگاه، هر سال "تیامات" (Tiamat) هول انگیز، مردوک (ماروت) را برای مدتی در زیر زمین بابل زندانی می کرد، در حالی که روزهای جشن در بیت آکیتو سپری می شد و خدایان شادکام به سور و سرور می پرداختند و سرنوشت سالِ آینده همه جانداران را طرح ریزی می کردند، اتمنانکی مجددا، وضع خود را تغییر می داد؛ هم مظهر امید بود و هم نماد بیم.
از بالای دروازه رعب آوری که در پای این برج کوه پیکر قرار داشت، پلکانی بلند و مارپیچ پیرامون آن از یک طبقه دیگر می پیچید و هر چه بالاتر می رفت، کوچک تر می شد تا به بلندترین نقطه آن می رسید. منظره عمومی آن به شکل منشورهای چهارگوش مستقیم بود که طبقه به طبقه روی هم قرار داشت و به هر اندازه که به طبقه هفتم نزدیک تر می شد، کوچک تر می گردید.
کسی که به طبقه هفتم صعود می کرد، منظره فراموش نشدنی شهر عظیم بابل را به خوبی تماشا می کرد. در طبقه هفتم برج، جایگاه مقدسی به نام "سهورو" (Sahiru) برای خدای مردوک درست کرده بودند. هرودوت می گوید:
"درون آن یک کرسی بزرگ باشکوه و میزی زرین نهاده بودند و هیچ کس نمی توانست بدان جا رود. لیکن هر شب کاهنان مردوک، دختر زیبایی (زُهره ای) را از میان شهریان برمی گزیدند و بدان جا می بردند و می گفتند که بت بزرگ با وی درمی آمیزد."
این برج عظیم را چنان که گویند "نبوپولاسر" (Nabopolassar) از نو ساخته است. زیرا در یکی از الواح نبوپولاسر چنین آمده است:
" در آن زمان که برج بابل متزلزل و ویران گردیده بود، مردوک به من امر داد پایه های مستحکم آن را در اعماق جهان قرار دهم تا قله آن به آسمان ها صعود کند."
در کتیبه ای هم که از بخت النصر برجای مانده، در این باره آمده است:
"... من تمنانکی برج بابل را از نو بنا نهادم . در "بورسپا" (Borsippa) معبد "شهر" و معبد" نبو" را بنا کردم و آنها را با طلا و سنگ های قدیمی مانند روز روشن ساختم ."
این برج یکی از بناهای مذهبی عهد باستان و شاید قدیمی ترین بناها باشد که برجای مانده است. اسکندر مقدونی هنگام حمله به بابل تصمیم گرفت که آن را تعمیر کند، ولی به قول استرابون (Strabo) از این تصمیم منصرف شد:
"زیرا این کار، کار بزرگی بود که مدت زیادی وقت لازم داشت و تنها برای ساختن سطحی که برای خالی کردن خاک ویرانه اش لازم بود،برای یک روز کار ششصد هزار کارگر می باید کار می کردند."
ار نکات جالب توجه دیگر پیرامون این برج، رنگ آمیزی آن بوده است. بروسوس (Berosus) می نویسد که "هفت طبقه برج به هفت رنگ کواکب ، که مظهر رنگهای هفت گانه آسمان به شمار می رفت، ساخته شده بود: از پائین به ترتیب طبقه اول رنگ سیاه (زحل)، طبقه دوم رنگ سفید (ونوس)، طبقه سوم رنگ ازغوانی (ژوپیتر)، طبقه چهارم رنگ آبی (مرکوری)، طبقه پنجم رنگ شنگرفی (مارس)، طبقه ششم رنگ نقره ای (مرکوری) و طبقه هفتم رنگ طلایی (آفتاب)، و ترتیب این رنگها از طبقه فوقای به پائین با ترتیب روزهای هفته تطبیق می کند."*
پی نوشت: * دایره المعارف اساطیر و آئین های باستانی جهان، غلامرضا معصومی
ارتباط نام اِرِخشَ (آرش) با ایزد بابلی نینورتا
نینورتا (دارندۀ بنیادهای کامل) خدای تیرانداز مسافت بعید می تواند مأخذ اصلی نام اِرِخشَ (بی زخم، سالم و کامل) باشد. اِرِخشَ (آرش کمانگیر) بیشتر با شخصیت اوستایی ویستئورو (تیرانداز گستریده پهلوانی، گستهم، آریارمنه) و پسرش آرشامَ (خرس نیرومند) مطابقت داده شده است.
دوشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۹۹
معنی روستاهای ساروق نام
این نام به صورت سار- اوگ معنی واقع در سر اوج و بلندی را می دهد. چون ابن فقیه قلعه کهنۀ همدان را که در روی تپۀ بلندی بوده بدین نام آورده است.
शिर m. n. sira (sAra) head
ओघ m. ogha heap
شنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۹۹
اتیمولوژی واژۀ دیهیم
واژۀ دیهیم (دیزیم) در زبانهای هندوایرانی می تواند به معنی دستار نگهدارندۀ مروارید باشد:
दयते {दे} verb dayate {de} protect
हिम n. hima pearl
ولی غالباً اصل این واژه را از دیدیمای زبان یونانی به معنی پیشانی بند و دستار دانسته اند.
شادروان پروفسور واریگ نظر داده است که این واژه از ایران به یونان رفته است و نوشته که یک بند پهن سفید و آبی رنگی بوده که روی تاج یا سربند پادشاه ایران میآمده است.
هیمه (سیم) در سنسکریت همچنین به معنی قلع (فلز نقره ای رنگ) است و همین رنگ تقریباً بین نقره (برخوردار از رنگ قلع) و قلع و مروارید مشترک است. واژۀ سیم در اوستایی معنی یوغ و زنجیر نیز میدهد.
हिम n. hima tin
नाग n. nAga tin
پنجشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۹۹
معنی نام بندر جاسک
نام جاسک می تواند به معنی محل ماهیخواران باشد که یاد آور سرزمین ایختوفاقهای منابع یونانی یعنی محل ماهیخواران است:
झष m. jhaSa fish
खादति {खाद्} verb 1 khAdati {khA[d]} eat
چهارشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۹۹
معنی نام سراوان
در مورد نامهای قدیمی سراوان از شستون (محل قنات و چشمه) و سراستون (سرئو-ستان، محل چشمه) نام برده شده است. هیئت سرابستان ناسخ التواریخ آن هم می تواند از سرئوستان (سراستون) اخذ شده باشد. بنا بر این نام شهر سراوان در اساس مرکب از واژه های سنسکریت سرئو (چشمه) و پسوند مکانی وان (جایگاه) است:
शस्त adj. shasta cut down
स्रू f. srU fountain
वन n. vana abode
سهشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۹۹
مشابهت امشاسپندان (بیمرگان مقدس) با آنوناکی های بزرگ بابلی (اشراف)
۱-سپنت مینو (فروردین): آنو
۲- بهمن (ایزد خندان): آشّور (خندان)
۳- اردیبهشت: اِنکی (ائا، ایزد بهشت روی زمین)
۴- شهریور (ایزد ذوب فلز): ملوخ (ایزد ذوب و قربانی سوز)
۵- سپندارمذ: اینانا (الهۀ پاک آسمانی)
۶- خرداد: انلیل (هاربۀ کاسیان)
۷- مرداد: مردوک
اتیمولوژی کفشدوزک
نظر به واژه های اوستایی کَئورو- بَرِش (پشت خالدار) و دوژ- زَک (آسیب زدا) نام کفشدوزک در اساس به معنی موجود پشت خالدار شته زدا (آفت زدا) خواهد بود.
دوشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۹۹
معنی نام شهرک خمین
نظر به اینکه نام قدیمی دیگر خمین به صورت کَمَره (دارای کمربند) آمده است، لذا نام خُمین بر گرفته از خوَنج اوستایی (خوَ-، گرداگرد را گرفتن) و به معنی دارای حصار گرداگرد بوده است. واژۀ خوَهل پهلوی (خمیده) و خُم و خَم فارسی از این ریشه به نظر می رسند.
اشتراک در:
پستها (Atom)