چهارشنبه، شهریور ۲۴، ۱۴۰۰

اتیمولوژی شهر جویم

مطابق مقدسی «جویم دارای تپۀ زیبایی است که با پنج پله بالا روند و در میانش حوضی است که از باران پر شود و هر روز به اندازۀ نیاز از آن بر گیرند.» وجه تسمیه جویم (جَئیوی-یم) به معنی دارای حوض بزرگ ژرف می تواند از آن گرفته شده باشد.
ترکیب اوستایی گَیَه (جَیَه= جای) -آو (آب)- وَئِم (ژرف، گود) یعنی جای آب ژرف برای جویم محتمل‌تر است.

سه‌شنبه، شهریور ۲۳، ۱۴۰۰

نگاه تیزبین و بسیار منطقی احمد کسروی در مورد جغرافیای تاریخی

کتاب کاروند احمد کسروی حاوی مطالب مهمی در بارۀ جغرافیای تاریخی ایران است؛ گرچه زمان وی فرهنگنامه های اوستایی و پهلوی و سنسکریت به فارسی و انگلیسی لااقل در دسترس عامۀ مردم ایران نبود ولی وی با شّم منطق ریاضی نیرومندی که داشت نظریات صائبی در بارۀ ریشۀ برخی نامهای جغرافیایی ایران داده است که برای نمونه به سه مورد معانی نام شمیران، تهران و جهرم در نوشتار وی اشاره میشود که تحت عنوان نام شهرها و دیههای ایران ذکر شده است:
وی نام شمیران را به درستی با زَمی ایرانی به معنی زمستان سنجیده و آن را معادل واژه های هیما در سنسکریت، هیمس لاتین، خیمون یونانی و جمیر ارمنی و زیما در روسی می داند و آن را از جمله در نقطه مقابل نامهای تهران و جهرم به معنی جایگاه گرم می بیند. حدس جالب وی در مورد جهرم درست به نظر می رسد ولی این معنی برای تهران با توجه به واژۀ اوستایی ثرائی/تهرائی thrai (پناه گرفتن) با مشکل مواجه میشود که مطابق سفرنامه ها مردم این قصبه برای امنیت خود و اموالشان از پناهگاههای زیر زمینی استفاده می نموده اند. ولی چنانکه گفته شد دو مورد شمیران و جهرم از این سه مورد کاملاً درست و منطقی است که مورد جهرم را بعد از چندین نظر عوض کردن سرانجام به همان نظر احمد کسروی بزرگ رسیدم:
معنی جهرم نظر به اینکه نام های گابرا در نقشه های بطلمیوسی فارس و زرهم کارنامه اردشیر بابکان را می توان شهر تابستان شدید معنی کرد، لذا نام جهرم چنانکه احمد کسروی حدس زده بود، به معنی شهر تابستان بسیار گرم است:
गभीर adj. gabhira (jafra) grave
hama: hot, summer
धीर adj. dhira strong
hama: hot, summer

معنی نام زیگین ها (زیگِناره ها، کولی های باستانی)

در خبر هردوت نام سیگین های شمال بالکان (هاماکسوبی های منابع یونانی و رومی بعد از هرودوت، یعنی مردم زندگی کننده در ارابه ها) که در ارابه ها می زیسته و از تبار مادها به شمار می رفتند، به معنی مردم گردنده است:
श्यायते {श्यै} verb zyAyate {zyai} move
जन m. jana people

دوشنبه، شهریور ۲۲، ۱۴۰۰

معنی نام شهر ترمذ کنار آمودریا (جیحون)

نظر به نام «آب راهۀ» ترمذ و قایقهایی که در آن ساخته می‌شده است، نام ترمذ را می توان بر گرفته از تَرِ-میث اوستایی یعنی محل از این سو به آن سو گذر کردن، گرفت:
ترمذ از نظر جغرافیدانان مسلمان اهمیت بسیار داشت. یعقوبی جای آن را در سمت چپ رود جیحون ذکر کرده است. صفی الدین بلخی نام پیشین آن را «آب راهه» دانسته که بر اثر کثرت استعمال به «آواره» تبدیل شده است. مقدسی از قایقهایی که در آن ساخته می‌شده، سخن گفته است.

یکشنبه، شهریور ۲۱، ۱۴۰۰

معنی سنسکریتی واژۀ عجم

واژۀ اَجم (عجم) شکلی از اَگمه/هگمۀ ایرانی در سنسکریت مترادف با ساگارتی، مُغ و ماد (مادو اکدی) به معنی مردم انجمنی است:
अज m. aja troop
मय maya consisting of
ولی بسیار محتمل تر این است که این نام واژه های هندوایرانی به جَبر (به هم بسته، انجمنی =گبر) و الجمع در زبان عربی ترجمه شده و الجمع به عجم تلخیص یافته است. چون در خود منابع هندوایرانی کهن واژۀ اجم به جای نام طبقۀ روحانی مغ به کار نرفته است.

معنی فریومد، ملایر و ملکان

نام فریومذ (فریومد) را می توان مرکب از فریو (فرایوِ اوستایی، پُر و فراوان) و مذ (انگور و شراب انگوری) گرفت که بدان مشهور بوده است. نامهای ملایر (محل دارای مذ= مل) در استان همدان و ملکان (انگوران قدیم) در آذربایجان نیز در این رابطه هستند.

شنبه، شهریور ۲۰، ۱۴۰۰

معنی جابلقا (جا-برغه) و جابلسا (جا-برسا)

این دو شهر بسیار بزرگ و پر جمعیت (در واقع کشور) افسانه ای به معانی سرزمین درون سدّ (برغه) و سرزمین انتهایی، به ترتیب چین و ژاپن (ژاپنگو، وی= سرزمین دور) هستند که نام و نشانشان در خاورمیانه افسانه ای شده است:
बर्स m. barsa thin end

دلیل احتمالی بر این که چرا مقبرۀ امام سوم شیعیان به شکل شش ضلعی ساخته شده است

می تواند این بوده باشد که سازندگان مقبره از قبیلۀ بنی اسد، عنوان اَسَد-اَس (بنیاد شده توسط بنی اسد) را با اَسدَس (شش عدد شده) و مُسدَس (شش ضلعی) ربط داده اند.

پنجشنبه، شهریور ۱۸، ۱۴۰۰

اتیمولوژی محتمل کِویر زبان كُردی

کِویر كُردی به معنی تخته سنگ می تواند در اصل به معنی تکۀ جدا شده باشد:
ka: which
विरह m. vira[ha] separation
واژۀ کویر فارسی را در این رابطه می توان اشاره به قطعۀ شش ضلعی های نمکی کویر نمک دانست.

جمعه، شهریور ۱۲، ۱۴۰۰

مطابقت فُطروس ملک روایات شیعیان با پتروس حواری

گفته شده است «در فلسفۀ عزاداری امام حسین شیعیان از عزاداری مسیحیان قدیم که با فدا شدن مسیح، گناه تمام مسیحیان بخشیده میشود، الهام گرفته شده است». مسیحیان قدیم مراسم زنجیر زنی هم داشته اند که مورد تقلید شیعیان قرار گرفته است (مراسم «روز خون» و یا «آداب‌ورسوم هفت‌روزه» مسیحیان که بسیار شبیه روز عاشورا و مراسم ده روزۀ ماه محرم است). در سوگ سیاوش که تعزیۀ عاشورا با آن مقایسه میشود نه موضوع بخشش گناهان و نه زنجیرزنی وجود داشته است.
یکی از شواهد روشن الهام تعزیۀ ماه محرم از مراسم تعزیه برای عیسی مسیح ماجرای فُطروس ملک است که در اصل همان پطروس حواری مسیحیان به نظر می رسد. واژه های حواری و حوری (مَلک) در ریشۀ حور به معنی شدیداً سفید به هم می رسند:
فُطْرُس در روایات شیعی، فرشته ای رانده شده از درگاه الهی است که به هنگام ولادت امام حسین بال و پر خود را به قنداقۀ ایشان مالید و مورد بخشش خداوند قرار گرفت.
پطرس در انجیل پطرس ترجمۀ یونانی کلمۀ آرامی «کیفا» به معنی «صخره» است. بر اساس انجیل، علت نامگذاری شمعون به «پترس» توسط عیسی اینگونه عنوان می‌شود:
« من بر این صخره کلیسای خود را بنا می‌کنم، و قدرت‌های جهنم، هرگز قادر به نابودی آن نخواهند بود. من کلیدهای ملکوت خدا را در اختیار تو (پطرس) می‌گذارم تا هر دری را بر روی زمین بگشایی در آسمان نیز گشوده شود و هر دری را بر روی زمین ببندی، در آسمان بسته شود.» بر اساس این روایت، کلیسای رم خود را جانشین پطرس و وارث کلید بهشتی می‌داند. اما در انجیل برنابا (بارنابا) که در زمرۀ اسفار مشکوک عهد جدید است، پترس به دلیل این که عیسی را فرزند خدا خواند، مورد خشم وی قرار گرفت و حتی عیسی قصد اخراج پطرس از جمع حواریان را داشت، که با وساطت دیگر حواریون، او را بخشید.
مرگ پترس
در سال ۶۴ میلادی امپراتور روم نرون دستور به آتش زدن روم داد و سپس این تقصیر را بر گردن مسیحی‌ها نهاد. از این رو که پترس رهبر کلیسا بود وی را دستگیر کرده و واژگون به خواست خودش بر صلیب کردند. زیرا خود وی گفت من لیاقت ندارم مانند عیسی مسیح بمیرم.
فطرس ملک
فطرس یا فطروس یا پتروس ملک به اعتقاد مسلمانان نام فرشته‎ای بوده‌است که شفا یافتن او در خرائج راوندی نقل شده‌است. به اعتقاد مسلمانان هنگامی که امام حسین متولد شد خداوند به جبرئیل فرمان داد با گروه بسیاری از فرشتگان به حضور محمد آیند و به او تبریک بگویند. جبرئیل در مسیر فرود از آسمان به زمین فرشته‌ای به نام فطرس (پطرس) را دید که در جزیره‌ای افتاده (خداوند فطرس را مأمور کاری می‌کند و او در آن کار کندی کرده و در نتیجه به کیفر شکست بالهایش گرفتار شده است).
فطرس به جبرئیل گفت: به کجا می‌روید؟ جبرئیل گفت: به سوی محمد. فطرس گفت: مرا نیز با خود حمل و نزد محمد ببر شاید برایم دعا کند؛ جبرئیل خواسته او را پذیرفت و با هم همراه فرشتگان دیگر به حضور محمد رسیدند و تولد حسین را تبریک گفتند. آنگاه جبرئیل ماجرای فطرس را به عرض رسانید. محمد گفت به او بگو پیکرش را به این نوزاد بمالد فطرس همین کار را کرد و همان دم خداوند فطرس را تندرست کرد و به حال اول برگرداند سپس فطرس همراه جبرئیل به آسمان پرگشود.
در روایت دیگر آمده‌است فطرس هنگام پرواز به سوی آسمان به محمد گفت اکنون که من به خاطر وجود حسین شفا یافتم باید حق او را ادا و احسانش را جبران کنم؛ هرکس حسین را زیارت کند زیارتش را به او ابلاغ می‌کنم و هرکس در هر کجا به او سلام کند یا درود فرستد سلام و درود او را به آن خواهم رساند.