سه‌شنبه، فروردین ۱۶، ۱۴۰۱

معنی آلترناتیو نام الموت

نام الموت (اله موت) را غالباً به معنی آشیانۀ عقاب گرفته اند ولی معنی آشیانۀ عالی نیز برای آن محتمل است. جزء اله (عالی) به صورت ال در نام البرز یعنی دارای بلندی عالی هم دیده میشود. هیئت اوستایی البرز یعنی هَرَ برزئیتی (دارای بلندی رسا و عالی) نیز به همین معنی است:
अल n. ala (Ara) excellent
मूट n. mUTa basket, nest

معنی محتمل نام شهرکهای لرستانی چالان چولان، معمولان، کوهنانی و چَقابَل

چالان چولان (محل پُر چاله و چوله یا پُر نوازنده)، معمولان (قصبۀ محمودلوها)، کوهنانی (محل آنانکه از کوه امرار و معاش می کنند) و چَقابَل (محل واقع در بلندی تپه).

معنی نام روستاهای اَلَمان/اَلمان نام ایران

نام این روستاهای دور دست به معنی دارای خانه های اقامتگاهی به نظر می رسد:
आलय m. Alaya house
man: stay
به صورت آرمانه/ ایرمان (المان) هم به معنی محل استراحت و میهمانی است:
आरमण n. AramaNa (alamana) resting-place

دوشنبه، فروردین ۱۵، ۱۴۰۱

معنی نام پاریس

نام پاریس باستانی (لوتتیا پاریسیی)-
Luteciam Parisiorum ('Lutetia of the Parisii') -را به معنی محل صاحب دیگ تالابی معنی کرده اند. این معنی یاد آور دیگ خدای اَژیر اساطیر اسکاندیناوی (صاحب دریایی دیگ بزرگ) است:
According to Xavier Delamarre, Paris may derive from the Celtic root pario- ('cauldron').
"...The gods are unable to find a cauldron of a size big enough to meet Ægir's request until the god...."
جزء لوتسیا/لوتتیا در نام قدیم پاریس هم یادآور نقش فعال لوکه (غول آتش اسکاندیناوی) در جشن اَژیر صاحب دیگ بزرگ است که برای خدایان صورت گرفت.
به نظر می رسد این اسطورۀ وایکینگی اژیر (خدای دریا) از سفر جنگی راگناروس رهبر وایکینگها (مردان خلیج) به پاریس گرفته شده است که نامش یاد آور راگناروک اساطیری (آتش و دود خدایگانی) است.

معنی محتمل نامهای هوراند، زنوز، شینداوار و هریس

نامهای هوراند (هئورو-ونت) و زنوز (زین اوز) و شینداوار (شَیَنت وَر) و هریس (هر-ایس) یا هرئیثیه را میشود در زبان قدیم مادی و پارسی به ترتیب دارای دارنده پری و رسایی یا محل مرغزار کوهستانی، محل چشمه زارها و محل دژ و محل آب جاری نیرومند یا محل مرتفع معنی کرد.

یکشنبه، فروردین ۱۴، ۱۴۰۱

معنی نام شهر و قصبه های هِریس نام ایران

نظر به واژۀ اوستایی هَرَئیثیه (جای بلند) نام شهر بلند هِریس به معنی جایگاه بلند به نظر می رسد:
گفته میشود «زمینهای کشاورزی شهر هریس به جهت قرار گرفتن در دامنهٔ ارتفاعات و بهرهمندی از خاک جلگه ای، بسیار حاصلخیز گشته است. ارتفاع این شهر از سطح دریا بین ۱۸۰۰ تا ۱۸۵۰ متر بوده و از این جهت به عنوان بام آذربایجان شناخته میشود.»

معنی محتمل نام شهرهای نیر (نریز) و نیریز

نام نیر (نریز) را نظر به غارهای مخفیگاهی کهن این منطقه می توان به صورت نی- راز به معنی دارای مخفیگاه زیر زمینی گرفت. بنا به کتاب احسن التقاسیم در سمت اردبیل «بیشتر خانه‌ها را در زیر زمین ساخته‌ بودند.»
निरय m. niraya hell, nether world
ولی نام شهر نیریز فارس (نیراز-زیش باستانی) به معنی محل کارگاههای اسلحه سازی به نظر می رسد.

معنی نام شهرهای گرمی و اونگوت

نام شهر گرمی استان اردبیل با توجه به موقعیت واقع شدن آن در گردنه و درۀ تنگ از واژۀ اوستایی گریوه به نظر می رسد که طبق قاعده به گرمی تبدیل شده است (نظیر تبدیل پسوند وند به مند). نام شهر اونگوت مرکب از اون (دَه) و کوت (سهم بین ارباب و رعیت) به نظر می رسد. احتمالاً سهمیۀ اربابی در آنجا یک دهم محصول رعایا بوده است.

جمعه، فروردین ۱۲، ۱۴۰۱

واژه های همریشه و همنشین تالان و تاراج در اصل هندوایرانی به نظر می رسند

ریشۀ اوستایی آنها، تَرَ (تَلَ) به معنی آشوب کردن و تار و مار کردن آمده و در واژۀ فارسی تاراندن (تالاندن) باقی مانده است:
टलन n.Talana perturbation

معنی سنسکریتی یک هیئت نام سهراب

احتمال زیاد دارد نام هراکلس یونانیها (پهلوان معروف) در نزد سکاها، سورابهی (پهلوان معروف، سهراب) بوده است. چون گم شدن اسب هراکلس در سرزمین سکاها و در جستجوی آن ازدواج وی با الهۀ نیمه زن و نیمه مار آنجا و یادگار نهادن ابزار پهلوانی برای فرزندان آتی شبیه اسطورۀ رستم و سهراب می باشد.
सुरभि adj. surabhi famous
शूर m. sUra hero
आभा f. AbhA splendor
आभा f. AbhA glamour
نام سهراب در سمت بلخ می توانست به معنی دارندۀ "اسب سرخ" (رخش) گرفته شود:
sura: red
रभस् m. rabha[s] hastiness , wagon, horse
واژۀ ارابه (بسیار آسان رانده شونده) هم برگرفته از همین جزء ربهه (رَئوَ اوستایی) به نظر می رسد.
معنی نام وناسپ سورهاپ یا وناسپ مورهاپ
موسی خورنی نام رهبر باسیلها و خزرها در قرن سوم میلادی را به صورت وناسپ سورهاپ یا وناسب مورهاپ ذکر کرده است که به صورت اول به معنی پهلوان مشهور دارای اسب درخشان و به صورت دوم به معنی کشورگشای دارای اسب درخشان است که به هر دو صورت با نام سورابهی (سهراب) مرتبط به نظر می رسد. اگر نام پهلوان اساطیری بزرگ اسلاوها یعنی سویاتوگور را که کوه درخشان ترجمه شده، دارای اسب درخشان بگیریم، به سورابهی سکاها می رسیم.