جمعه، بهمن ۲۱، ۱۴۰۱

مطابقت آلّابریا و سینی هینو با سردشت و پیرانشهر (خانا، خانه)

کتیبه های آشوری در کنار رود زاب کوچک از شهری به نام آلّابِریا (محل واقع در بلندی) یاد کرده اند که می تواند همان سردشت کنونی (سر دژ، دژ واقع در سر و بلندی) باشد:
आलय m. Alaya house, place
पर adj. para (bara) highest
مطابقت دژ سینی هینو (شینی خینو، محل منسوب به چشمه) با خانا (محل منسوب به چشمه، پیرانشهر):
گفته میشود سارگن دوم (حکومت ۷۲۳-۷۰۵ق‌م) در لشکرکشی هشتم خود به ماننا و اورارتو از مناطقی که امروزه سردشت، پیرانشهر و پسوه خوانده می‌شوند، به دژ ماننایی سینی هینو، واقع بر سر راه پسوه ـ مهاباد رسید.

مطابقت هیپار دیپ ها با ساگارتیان مادی (نیاکان گورانها)

در کتیبه های عیلامی از قومی به نام هیپار دیپ (به زبانهای سامی یعنی حفاران، غارنشینان) در حوالی عیلام نام برده شده است که با ساگارتیان مادی (یعنی سنگ کنان) نیاکان گورانها مطابقت می نماید.
خود نام های گوران و کرمیثین (کرما-شَیَن، کرمانشاه) را می توان به معنی غارنشین و محل غارهای سنگی گرفت:
गह्वर m. gahvara cave
این واژه مأخذ کلمات گهواره و گور نیز به نظر می رسد.

نام اُشنویه بر گرفته از چشمهٔ آبگرم آن است

از جمله چشمه های معدنی اشنویه عبارتند از سلطان مصطفی (کانی باد)، پیر رش، باد کانی شیخ رش، کانی پولیه (آب آن از زیر شکاف سنگها می جوشد و بعد از جریان پیداکردن تبدیل به سنگهای کوچک آهکی می گردد)، کانی گراو، کانی سپی، کانی مرگور، سه کانی عین الروم و … که مردم برای علاج بیماری رماتیسم و امراض پوستی از آن‌ها استفاده می‌کنند. معروفترین آن‌ها کانی گراو (چشمهٔ آبگرم) است که در یکی از باغ‌های اطراف اشنویه قرار دارد:
उष्ण adj. ushNa warm
उष्ण adj. ushNa hot
نام باستانی اشنویه می تواند آر- ایشتی-یانا (از نواحی ماننا) باشد یعنی محل چشمهٔ آبگرم با شکوه و رسا:
अशीत adj. ashita warm

سه‌شنبه، بهمن ۱۸، ۱۴۰۱

مطابقت نامهای پاپهی، کورتی و کیمری با کُرد

این سه نام به ترتیب معنی قوم دارندهٔ توتم مار (پاپهی)، جهنده (کوردَ) و مارپرست (کای-مری) است:
पापाहि m. pApAhi snake
कूर्द m. kUrda jump (snake)
गूर्द m. gUrda jump (snake)
कृणत्ति{कृत्} verb 7 kRNatti[kRt] wind [as a snake]
Kay: Lover
मार adj. mAra killing, killer(snake)
سرسیدنی اسمیث از مدیران سابق ادارهٔ باستانشناسی عراق، در بارهٔ طوایف قدیمی زاگروس می گوید: «بنا بر اسناد آشوری در تمام سدهٔ سیزدهم پیش از میلاد در این ناحیه اتفاق خاصی رخ نداده است، مگر ظهور قومی به نام پاپهی. سابقاً در آثار آشوری این لفظ را کورتی می خوانده اند و آن را با نام کُرد یکی می دانسته اند. ولی اخیراً معلوم شده است که این قرائت صحیح نیست، زیرا در بغاز کوی الواحی به دست آمده و ذکر قوم پاپانهی رفته است که به احتمال قوی همان پاپهی باید باشد.»

معنی نام بوسنی

نام گروهی از سئوروماتها (گرامی دارندگان مار) که به همراه گروه اصلی سئوروماتها (یازیگها، مارپرستان، صربها) از شرق به بالکان رسیدند، سئوروماتهای آنتایی (کناری) نامیده شده اند. اینان مطابق بوسنی ها (مارپرستان) هستند. در سنت بوسنی مار نخستین مقدّم بر آدم ابوالبشر است:
भुजङ्ग m. bhujan[g]a snake

دوشنبه، بهمن ۱۷، ۱۴۰۱

معنی نام درخت گَز

نظر به شور و گس بودن برگ درخت گَز، آن با توجه به واژهٔ گَس فارسی که می توانست به صورت گَز تلفظ گردد، به معنی گَس بوده است.

یکشنبه، بهمن ۱۶، ۱۴۰۱

معنی تور و سئیریمه و داهی

نام تور (نیرومند) در قفقاز نام نوعی بزکوهی بزرگ است و چهاگا (سکا، بزکوهی) و مه-چهاگا (بزکوهی بزرگ، گوزن) در سنسکریت مآخد نامهای سکا (شکه، شوکا) و ماساگت (جمع ماساگ، بزکوهی بزرگ، گوزن) به نظر می رسند. باستانشنان از تندیس گوزنهای زرین سکایی دریافته اند گوزن نزد سکاها تقدیس می شده است. و آبایف نام آلان را از اِلَن (گوزن، گوزن اساطیری آلانها) آورده است.
نامهای اوستایی سئیریمه (سلم) و داهی (داهه) هم مربوط سئوروماتها (گرامی دارندگان مار) نیاکان صربها و بوسنی ها هستند که زمانی اطراف دریاچه آرال می زیسته اند.
शिरि m. shiri[ma] murderer (snake)
दशन n. dashana (daha) bite

شنبه، بهمن ۱۵، ۱۴۰۱

اتیمولوژی آسمان

آ-سمان در سنسکریت معنی بی پایان و بی نهایت را می دهد:
अ A negative prefix
शमन n. shamana end

معنی نام قبایل منسوب به سلم و تور و ایرج

نامهای سئورومات و یازیگ و صرب و بوسنی به معنی مردم گرامی دارندهٔ مار بوده اند:
در شاهنامهٔ فردوسی زمانی برای آزمایش، فریدون بر پسرانش سلم (سئورومات، مارپرست)، تور (سکا، بزکوهی) و ایرج (شیر) به صورت اژدها ظاهرمیشود که اشاره به توتم مار قوم سلم (سئورومات) است. توتم خیمیریای سئوروماتها و سکاها ترکیب مار و بزکوهی و شیر به شمار می رفته است و در سنت مردم بوسنی مار نخستین (شیطان) گرامی است و مقدم بر آدم ابوالبشر است.
भुजङ्ग m. bhujan[g]a snake
सर्प m. sarpa serpent
सुराf. saurA snake, मत adj. mata believed
यशस् adj. yashas (yasa) honoured, अग m. aga snake
در توتم خیمیریا (بُزکوهی-) بزکوهی سمبل تورانیان (اسکیتان، سکاها) و شیر سمبل دربیکان (دریها، آریائیها) بوده است:
Tor: strong wild goat (in Caucasus)
दर्व m. darva rapacious animal (lion)
हीर m. hira (ira) lion
نام آلانها (منسوبین به گوزن) و روکسولانها (منسوبین به گوزن درخشان، اسلاف کروواتها) و خود نام کرووات (پرستندهٔ گوزن) نیز در رابطه با نام تور (بزکوهی نیرومند، گوزن) است:
कुरङ्ग m. kuranga (kuru) antelope, deer
मत adj. mata (vata) believed
بر روی پردهٔ نمدین پازیریک سمبل مرد-گوزن-پلنگ بالدار آلانها/روکسولانها (کروواتها) با سمبل پرندهٔ ووسونها (بلغاران) در حال نبرد است:
تصویر توتم مرد-گوزن-پلنگ بالدار و تندیس توتم خیمیریا

پنجشنبه، بهمن ۱۳، ۱۴۰۱

شباهت پرچم آشوریان به پرچم هخامنشیان

تصویر فروهر ایزد آشّور بر بالای نماد ایزد شمش مطابق عقاب بالای درفش هخامنشی است که سمبل اهورامزدا است و نماد خورشید درفش هخامنشی سمبل ایزد مهر است.
استاد پورداود به نقل از اوزبیوس (340- 263 میلادی) به نقل از فیلوس بیبلوس (130- 80 میلادی) از زبان زرتشت میگوید "اهورامزدا (خدای دانا) را سری است مانند شاهین، نخستین و جاودانی و فناناپذیر است نه از کسی تولد یافته است و... آفرینندۀ کلیۀ چیزهای نیک است". (جلد اول یشتها، صفحه 39).