دوشنبه، اسفند ۲۱، ۱۴۰۲
نام آرادان (اردهن) استان سمنان اشاره به دژ با شکوه آن دارد
این نام از آرَ (رسا و با شکوه) و دان (دهن، محل نگهداری، دژ) ترکیب شده است:
اردهن. [اَ دَ] (اِخ) قلعه ای است حصین از اعمال ری از ناحیه ٔ دنباوند و طبرستان ، بین آن و ری سه روزه راه است. (معجم البلدان) (مرآت البلدان). بستانی در دائرةالمعارف گوید: اردهن از قلعه های باطنیان و اسماعیلیان است که ابوالفتوح خواهرزاده ٔ حسن بن الصباح آن را بتصرف درآورد و آن از استوارترین قلاع زمین است و از این رو تاج الدین بسطامی حکایت کرده: آنگاه که خوارزمشاه از مقابله ٔ چنگیزخان فرار کرد و به عراق شد مرا احضار کرد و ده صندوق پر از جواهر و لاَّلی که خراج زمین با آن معادل نبود بمن سپرد و بفرمود تا آنرا بقلعه ٔ اردهن که قلعه ای حصین بود برم. سپس تاتار آن قلعه بگشودند و بعضی گفته اند که اگر در اردهن یک تن بود، تصرف قلعه بقهر امکان نداشت، مگر آنگاه که به آذوقه محتاج میشد. (ضمیمه ٔ معجم البلدان). رجوع به تاریخ مغول ص 38، 41، 130، 131 و رجوع به اردهین شود. (لغت نامهٔ دهخدا).
در سفرنامه طبرستان، استرآباد و گیلان در مورد آرادان آمدهاست:
«بزرگ آنجا مرتضی قلی بیک، برادر کوچکتر آقا میرزا علی اکبر است که ۶ نفر پسر دارد. میرزاآقا و… و آرادان مختص خودشان است. غله بلوک آرادان۱۵۰۰ خروار، نقدی ۶۵۰ تومن، شلتوک ۳۱۰ خروار و صیفی ۷۵ خروار و این آرادان دو قلعه دارد. قلعه وسطی در بالای تپه بلند است و منزل اربابان در قلعه تپه میباشد و دور این قلعه تپه، همه خانههای رعایا است و مسجد و تکیه، حمام یخچال و آب انبار بسیار بزرگ، آب سرد و صاف و سبزی کاری هم دارد. و قلعه دیگر دور از اینهاست و کسی نشان نمیدهد که در چه عهدی ساخته شدهاست. از قراری که مذکور شد باید در عهد رستم و افراسیاب بنا شده باشد. و از قلعه تپه که نگاه میکنی جمیع صحرا و سبزی کاری نمایان است. بسیار جای باصفا و دلکش است. ۱۱۰ خانوار اند و خودآرادان یک بلوک است. سه قریه یکی پاده، یکی کند و دیگری آرادان و همین قلعه قبل از نادرشاه، ۹/نه ماه در محاصره افغان بود تا اینکه آذوقه قلعه تمام شد و به تصرف افغان درآمد.»
یکشنبه، اسفند ۲۰، ۱۴۰۲
معنی اَلنجان و فَلاورجان و آیدوغمیش اصفهان
دو نام اَلنجان (دارای گردنهٔ سخت گذر) و فلاورجان به ترتیب به معنی محل سدّ و دربند و محل پوشاننده (پُل)/محل دارای پُل به نظر می رسند. نام ریز ناحیهٔ النجان را به صورت ریچ به اوستایی می توان به معنی محل آبیاری شمرد:
अलङ्घन n. alanghana not passing over or beyond
आलान n. AlAna binding
Jan: place
प्रवर m. pravara cover
مفضلبن سعد بن حسین مافروخی اصفهانی صاحب کتاب «محاسن اصفهان» که در زمان صدارت خواجه نظامالملک طوسی میزیسته(۴۶۵–۴۶۸ هجری) دربارهٔ مسایل تاریخ، جغرافیا و ادبیات اصفهان گزارشهای خوبی دادهاست. در این کتاب آورده: بزرگترین بلوک اصفهان و پر برکتتر از همه آنها لنجان و النجان است که در محل به چهار ناحیه آیدوغمیش، آشیان، اشترگان و گرکن تقسیم میشود و هر یک از آنها روستاهای متعددی دارد.
نام فیروزان خبر حمدالله مستوفی نه متعلق به فلاورجان بلکه مربوط به سهرو فیروزان نظر می رسد.
اتیمولوژی نام روستاهای کم جمعیت و دور افتادهٔ آیدوغمیش میانه و لنجان اصفهان
در اوستایی و سنسکریت معنی محل بهره مند از شیر چارپایان برای آی دوغمیش بسیار محتمل است.
Aya: revenue
dogh: milk
maeth: place
نام مشابه آیدوغمیش یعنی گوندوغدو نیز به شکل اوستایی گئون-دوغدو معنی بهره مند از شیر چارپایان را می دهد:
gaona: revenue
doghdo: milking
نقش همای سعادت (کرکس ریشدار-سیمرغ) بر کلاهخود هخامنشی
نقش همای سعادت (کرکس ریشدار-سیمرغ) بر کلاهخود هخامنشی عهد اردشیر اول در فلات آناتولی
https://www.facebook.com/photo?fbid=7967884473227953&set=a.2932556633427454
معنی نام نپال
نام نپال به لغت سنسکریت معنی محل روحانی خانواده (محل سرور مقدّس) را می دهد. شهر مقدس گوتمه بودا (گائوماته بردیه) در اساس بلخ (شهر مقدس و نورانی) بوده، بعد چون نپال نام رسمی نپال کنونی بوده است، نزد هندوان، بودای نوبهار بلخ (دیر مرکزی بلخ) اهل نپال گمان شده است.
नेप m. nepa family priest or
निप m. nipa lord
लय m. laya dwelling
مطابقت آتشکدهٔ اسپاخو (غار والا) با آذر برزین مهر (آتشکدهٔ بلندپایهٔ ایزد مهر):
स्फायते{स्फाय्} verb sphAyate[sphAy] expand
ख n. kha cave
غار-چشمهٔ آبشاری معروف سوله قواق (سور-کاواک، غار چشمهٔ آبشاری نیرومند) در حوالی اسپاخو واقع است.
در کنار همخوانی آتشکدهٔ اسپاخو با آذربرزین مهر و کشف بقایای کاخ هخامنشی در سمت آشخانه و شباهت نامهای شهر آشخانه و رود تالابی سومبار به اسامی شهر باستانی آساک و دریاچهٔ سُوَر که در سمت آتشکدهٔ آذربرزین مهر بوده اند، دلیلی بر مطابقت آنها است.
سهشنبه، اسفند ۱۵، ۱۴۰۲
معنی نام روستای بادامیار آذرشهر
نظر به قدمگاه باستانی روستای بادامیار (پَتمَ-یار، یاور راه) نام آن می تواند اشاره به معبد مهری کهن آنجا (قدمگاه ایزد یاوری) باشد. غالب قدمگاههای ایران به جای معابد مهری کهن هستند:
pathma: road
yAr:helper
معنی نامهای کهن میناب (اورگان، هرمز، مغستان، انامیس، میناب)
همهٔ این نامها اشاره به معنی محل ثروتمند و مرفه آن دارند:
वार m. vAra (ura) treasure
gan: place
मघ n. magha wealth
stan: place
haura: welfare, maeth: place
अनामिष adj. AnAmiSa profitfull
maethana (maena): place (of)
अभय adj. abhaya secure
معنی محتمل اندوهجرد، شهداد و سیرچ
این اماکن کویری سرسبز کویر لوت به ترتیب به معانی دارای حصار پیرامونی، جای پر محصول و محل آبیاری گسترده به نظر می رسند:
andha (anta) fringe
varta(garda, jarda): turn
Shiya: place of, dAd: product
si: widespread
rich: to water
نام شهر منوجان (منوغان) کرمان به معنی محل مستحکم به نظر می رسد. قلعهٔ باستانی مستحکم منوجان هنوز پا برجاست:
MAnu: house
घन adj. ghana solid
یکشنبه، اسفند ۱۳، ۱۴۰۲
اصل سومری و بابلی نام سائینی
این تصویر سائینی (سیمرغ) پزشک اساطیری ایرانیان باستان در کاخ سارگون دوم آشوری است. معادل سومری آن الهه ای است به نام نی نی سینا (الههٔ پرنده). می شود حدس زد نام آشوری این پزشک خدا هم حاوی واژهٔ سینا (پرنده) بوده است.
https://www.facebook.com/photo/?fbid=7936444606371940&set=a.2932556633427454
اتیمولوژی مُروا (فال نیک) و مُرغوا (فال بد)
گروهی این واژه ها را با پرندهٔ خوش یمن (طاووس) و پرندهٔ بدیمن (بوف) ربط داده اند ولی در این صورت بر خلاف ظاهر جز اول آنها، مُرو (بسیار با شکوه) و مُرغو (بد آواز) به معنی پرنده نیستند بلکه جزء دوم آنها یعنی «وا» (وَیَ) به معنی پرنده است:
मयूर m. mayU-ra peacock, very splendour
वे m. ve bird
त्विष् f. tviS splendour, peacock
mur-ghu: bad voice
वे m. ve bird
اما اگر این واژه ها را به پهلوی ترکیب مَر-اَوَ- اوا (نشانهٔ همراهی خوب) و مَر- اَغَ-اَوا (نشانهٔ همراهی بد) بگیریم راه درست را رفته ایم.
اشتراک در:
پستها (Atom)