یکشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۹۵

معنی چینامروش

این نام کتابهای پهلوی به ظاهر به معنی مرغ دانش و شکلی از سئنی مرو (مرغ ستیغ کوهها، سیمرغ) به نظر می رسد و قابل مقایسه با مرغ حکمت آنزو (مرغ آسمان) در اساطیر بین النهرین است که تصور میشد در بالای قله کارنو آشیان دارد و الواح تقدیر خدایان را به سرقت برده است.

شنبه، آبان ۰۸، ۱۳۹۵

مطابقت داموئیش اوپمن و دهم آفریتی زرتشتی با ناخونته

داموئیش اوپمن در معنی دانای نفرین یا مخلوق برتر که در اوستا ایزد دلیر همراه ایزد مهر به شمار رفته و نام همراه و مشابه وی یعنی دهم آفریتی (دهمان آفرین) به معنی ایزد دانای دعا و کشنده دیو سرمای برف و طوفان (مهرکوش، ملکوش) نشانگر ناخونته ایزد داور شیروش کشنده دیو زمستان عیلامیان است. معلوم میشود کاهنان بابلی و عیلامی تأثیر عمیقی از باورهای کهن خویش در اعتقادات زرتشتی گذاشته اند.

چهارشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۹۵

نیاکان قومی سه گانه ایرانیان و سکاها مطابق پهلوی دینکرد

آرتور کریستن سن در صفحه ۱۳۵ جلد اول کتاب نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه ای ایرانیان می آورد: "مطابق چهرداد نسک (دینکرد هشتم، فصل ۱۳، بندهای ۲-۸) از گیومرث (گیاه مرد)، مشیه (مرد) و مشیانه (زن) به وجود آمدند و از ایشان ویگرد (گردندۀ وحشی، بزکوهی، تور)، هوشنگ (دارندۀ سرزمین خوب، ایرج) و تاز (تازی، پدر مار، سئورومات، سلم) زاده شدند." در مورد این سومی گفتنی است که شاخه ای از قوم سلم (مارپرست) به نام کیمری (دوستدار مار) در مناطق کردنشین سکنی گرفته بودند در وندیداد از ایشان به نام تئوژیه (منسوبین به مار نیرومند) یاد شده است. بعدها نام تازی (پدر مار) به ترجمه از نام بنی طی/بنوحیّه (اولاد مار) به اعراب اطلاق گردیده است.

سه‌شنبه، آبان ۰۴، ۱۳۹۵

معنی محتمل پارس

در سانسکریت رَس-آلا (رز-عالی) به معنی انگور آمده است. از آنجاییکه در داستان تولد کوروش، وی به تاک جهانگیر تشبیه شده است، لذا نام پارس و شیراز (محل رز) را می توان با رَز (رَس) سنجید. بر این اساس نام پارس را می توان حاصل تلخیص پا-رَس به معنی محل پاییدن انگور و آن را همان شهر پارسه (شیراز) گرفت.

دوشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۹۵

Same betyder de med magisk artefakt

Herodotos säger att griper skyddar heliga gulden ovanför nordliga delar av skythernas land. I skythiska/sanskrit betyder harina både guld och ren. Då låter det att från gulden menas samiska renar och från själva griparna (griffon, egentligen här kryp-finni) menas samer (ätare, renätare, från estniska sööma= att äta), men sämpsä syftar egentligen på sampo /sammas (magisk och helig artefakt i smedja) i finska mytologi till samernas namn dvs. sapmi/same. Från tjur ätande örnen Tjatse/Egil (havsörn guden) ovanför Asken Yggdrasil menas samiska stamfader gud Tjas-olmai (havsguden). I Chertomliks kärl visas samerna som gripar i ovanför häst tämjande folket (ryssar). Det mytiska namnet Röskva (den raska) innehåller namnen lapp (löparen) och finne (fotgängare).

یکشنبه، آبان ۰۲، ۱۳۹۵

مشابهت اسطورۀ بی بی شهربانو با نین لیل

به درون کوه و جهان زیرین رفتن بی بی شهربانو او را قابل تطبیق با نین لیل می نماید، خصوصاً که خود نام شهربانو با جزء نینِ (ملکه) نام نین لیل (الهه هوا) مطابقت دارد: طبق اساطیر بین النهرین باستان، انلیل دارای معبد اِ-کور (خانۀ کوه) و ملقب به کورگال (کوه بزرگ) واله و شيدای زن ـ خدای نين ليل شد و زمانی که نين ليل با قايق بر نهر نون بيردو/اینون بردو (حمام خلوت؟) می گذشت به زور با او همبستر گشت. انليل به خاطر اين عمل خودسرانه به جهان زيرين آمد. اين ماجرا منجر به تولد ماه- خدای، ناننا فرزند نين ليل در جهان زیرین گشت و به جای اينکه نور آسمان شود، در جهان تاريک زيرين ماه-خدا می شد.

جمعه، مهر ۳۰، ۱۳۹۵

نتایج سالها تحقیق در نامهای باستانی نیاکان قومی کُرد

از آن جایی که بُزکوهی و مار توتم قبایل سکایی و کیمری/سئوروماتی (مار پرستان) بوده است، لذا نام مادهای بوسین و کردوخی و سکا معنی مربوط به توتم بزکوهی (توتم قبایل سکایی) را می دهند. پس اینان گروههایی از همان قوم سلم (مار دوست) و تور (بزکوهی دوست) بوده اند. خود کلمه کُرد در سانسکریت به معنی جهنده نشانگر همین توتم بزکوهی است. نامهای کیمری، شکاک، سوران و یزیدی (در هیئت ازی-یزتی) را می توان به معنی منسوبین به توتم مار (شاه مار، شاماران) گرفت. نام مادهای بودین (کُردان بادینی)، در مفهوم به سگ دوست یادآور نام کوتیها (دارندگان توتم سگ) است. در سمت شاهین دژ در نواحی کوهستانی دور افتاده، تیره ای از مردم کُرد زاخورانلو/زعفرانلو زندگی می کنند که صورتی از نامهایشان در زبان سانسکریت معنی سگ را میدهد. مطابق منابع کهن بابلی شهر خارخار (دیواندره) در جلو کشور کوتیان قرار داشته است:
सखुर sakhura adj. with the claws or having claws. शिवारि zivAri m. dog
خود نام مادها، ساگارتیها، گورانها مترادف با هم به معنی انجمنی یادآور نام لولوبی (به اکدی یعنی مردم انجمنی) است. سر انجام نام مادهای ستروخاتی (بلند سخن گویندگان) یاد آور نام زازاک ها (محکم سخن گویندگان) اعقاب کیمریان کپادوکیه است.

پنجشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۹۵

معنی محتمل بالتیکوم، استونی

در اساطیر اسکاندیناوی نام منطقه بالتیکوم به نشانی اژدهای نیدهوگ (خورنده ترسناک) معرفی شده است که حمل کننده جسد انسانها است که این خود از سویی نشانگر ایزد کالوائیتی (به ژرمنی گوساله خوار) این نواحی در مفهوم ایزد کوره آهنگری پتک دار و اژدهاکش است و از سوی دیگر یادآور مردم اندروفاق/ساموئید این سمت که تصور شده است، سنت انسان خواری داشته اند. نام بومی کهن ماراهواس آنجا را میشود سرزمین ترسناک معنی نمود. اسم سرزمین توله (سرزمین آتش یا سنگ سوختنی=کهربا) و بالتیکوم (به معنی سفید و زیبا و نامی بر سنگ سوختنی کهربای آنجا ) هم مربوط بدین ناحیه می نمایند. می دانیم خود نام استونی را با نام هستیا (الهه آتش لاتینی) ربط داده اند. هرودوت میگوید "در نواحی شمالی تر از اسکیتان گریفونهایی به نگهداری طلای مقدس بر گماشته شده اند" که احتمالاً منظور نگهداری از سنگ کهربا در نواحی بالتیکوم و یا پرورش گوزن شمالی نواحی شمالی تر روسیه و شمال اسکاندیناوی است چه هَرینه در سانسکریت/اسکیتی هم به معنی زرین و هم به معنی گوزن است. روی کوزه چرتوملیک در نواحی شمالی، بالاتر از مردم اسب پرور (روسها) گریفونهایی مشغول دریدن چارپایی هستند که مردم سامه/لاپ گوزن شمالی خوار منظور بوده اند که نام شان را در زبانهای سانسکریت/اسکیتی و استونیایی و لاتین از ریشه سیمهه (شیر) و سومیتاو (خورنده) می توان به معنی منسوب حیوان درنده (=گریفون) گرفت. در اساطیر اسکاندیناوی نامهای روسکوا (تیزپا) و تیالوه (ایزد آتش) مربوط به سامه/لاپ و استونیایی ها به نظر می رسند که در خدمت تور (کالوائیتی) بوده اند. چنین می نماید که نشانی خدای آسمان ایشان در اساطیر اسکاندیناوی عقاب-گریفون رأس درخت اساطیری ئیگدراسیل بوده باشد که در اساطیر به صورت غولی به نام اِگیل (عقاب) و غول گاوخواری به نام تیاتسه/تیاسه (ایزد دریا) نامیده شده است.

سه‌شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۵

نام اوستایی تخموروپه (تخمو-اوروپه) ایرانی در داستان خط به نام اروپای اساطیر یونانی می پیوندد

آرتور کریستن سن پیشدادیان اوستا را همان پارالاتهای اسکیتی و تخموروپه را همان آرپوکسائیس اساطیر اسکیتی می داند. داستان سه برادر پیشدادی/پارلاتی یعنی هوشنگ/لیپوکسائیس، تخموروپه/آرپوکسائیس و ویگرد (رمنده گرد، بزکوهی)/کولاکسائیس (بزکوهی-شاه) به عنوان نیای اساطیری ملل ایرانی و تورانی در داستان سه برادر اروپا یعنی کادموس (قدیمی= پیشدادی یونانی)، فوئِنیکس (پادشاه فنیقی ها) و سیلیکس (پادشاه اساطیری سیلیسی ها) به نحوی تکرار میگردد. اسطوره الهه اروپای ربوده شده توسط زئوس با نام الهه رود بوریستن (به ظاهر به سکایی/سانسکریتی به معنی رباینده بزرگ) مادر اساطیری اسکیتان مرتبط می نماید. او در اساطیر یونانی تحت نام ایفی ژن (الهه ناحیه بالایی= اروپا) دختر آگاممنون (بسیار جنگ دوست) یا تزه (به زمین زننده حریف) بوده و می توانست به شکل گاو (توروس/تائور) در آید. تخموروپه ایرانی همانند کادموس یونانی در رابطه با یاد دادن خط توسط دیوان (بزرگان امپراطوری سامیان) است. نام پدر اروپا، آگنور (قهرمان) هم مطابق تور (پهلوان) نیای اساطیری اسکیتان (تورانیان) است که یونانیان وی را معادل هراکلس یونانی می دانسته اند. کادموس پیشدادی یونانی نظیر کولاکسائیس پیشدادی اسکیتی ابزار زرین آسمانی را تصاحب می کند.

جمعه، مهر ۲۳، ۱۳۹۵

Alla tre namnen serb,kroat och bosni betyder ormdyrkare

1- srp (serb) och sauromat betyder orm och ormdyrkare i sanskrit: सर्प sarpa m. snake
2- Kroat (i sanskritiska formen griva-atta) betyder slips. Roxlanernas namn betyder de med röd-vit slips (tecken på röd-vit orm). 3- Bosniernas namn (boa-asni) betyder de som respekterar stora ormen.
Deras gamla namn är sauromat (orm dyrkare), amazon (ama-zayaon= den mäktiga ormens folk), masaget (den stora ormens folk), yenti-sai (orm dyrkare), alan/asi (orm folket).
Alan-roxlanernas orm-gud stamfader från Pazirik: