سهشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۵
What does mean London?
London (Roman Londium) meant secret city (löndom in the Germanic) because it was built for non-residents and servicemen (Romans, Galles and Germans).
http://www.mola.org.uk/blog/roman-fort-built-response-boudica%E2%80%99s-revolt-discovered
London (Londium) kan betyda hemlig stad
Eftersom löndom på germanska språk betyder hemligt, kan London betyda hemligt stad: Romarna bytte huvudstaden Camulodunum (dagens Colchester) till millitär baserade staden London efter keltiska drottningen Boudicca´s angrepp. Staden hade byggt för icke invånare (romarna och germaner,..):
http://varldenshistoria.se/…/romarna-bytte-huvudstad-efter-…
Ordet lönd har berättats under 2. lönn:
http://runeberg.org/svetym/0532.html
یکشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۹۵
معنی نامهای قفقاز و کروی خاسیس
قفقاز و کروی خاسیس (که پلینی بزرگ آن را نام سکایی قفقاز به معنی یخ درخشان گرفته) هر دو در هیئات کاف-کاس (کوف-گاس) و کروی-کاس (گروی-گاس) به معنی محل کوهستانی هستند.
پنجشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۹۵
معنی محتمل شهر آمُل و مازندران
نظر به برخی اسامی جغرافیایی ماد در عهد مادها که دارای حرف "ل" هستند نظیر سیلخازی (تپه سیلک کاشان) معلوم میگردد که نزد مادها/لولوبیان نظیر آریائیان هندی استعمال حرف "ل" بر خلاف سنت پارسیان هخامنشی و مغان رایج بوده است. بر این پایه نام شهر آمُل مازندران را همانطور که فردوسی در توصیف مازندران آورده می توان به معنی شهر عالی و بهشتی و محل خوشی گرفت:
अमूल्य amUlya adj. excellent لذا نامهای دژ بهمن و مازندران را هم در این رابطه می توان "خانه نیک و عالی" و محل دارندگان خوشی "مئذن-داران" معنی نمود. پیراشک محقق چک معتقد است که طبق یک کتیبه آشوری مربوط به آغاز حکومت آشوربانیپال، شانابوشو رئیس رئیسان آشوری برای مذاکرات صلح و تسلیم خشثریتی به شهر آمول (آمُل) فرستاده شد. دیاکونوف در آمُل بودن شهر آمول و خشثریتی بودن طرف مذاکره تردید دارد ولی معتقد است که قیام خشثریتی با موفقیت روبرو شد و آشوریان در انقیاد ماد شکست خوردند. این جانب معتقد هستم هفت خوان رستم/گرشاسب کنار دریای فراخکرت مازندران اشاره به همین نخستین پیروزی بزرگ مادها و آماردان به رهبری خشثریتی (کیکاوس) و آترادات پیشوای آماردان و کاسپیان دارد. خشثریتی محل فرمانروایی اصلی اش کارکاشی (کاشان) بوده است که در ناحیه پارتوکا (سرزمین کنار چشمه زاران) واقع بود و از مقابل اسرحدون به شهر آمُل مازندران گریخته بود. در واقع کاووس (پادشاه سرزمین چشمه) و رستم/گرشاسپ (پهلوان برافکنده ستمگران) القاب خشثریتی و آترادات پیشوای آماردان بوده است و کاسپیانه (محل گرامی دارندگان سگ) همان سگیستان عهد مادها (کیانیان) بوده است که مطابق کتب پهلوی سریت پدر گرشاسب در جنگلهای آن توسط سگان وحشی (ببران) دریده شد. کتسیاس به سهو حماسه آترادات پیشوای آماردان/مردان را با حماسه آبرادات فرمانروای شوش و متحد کوروش در خبر گزنفون در هم آمیخته است.
سهشنبه، آذر ۰۲، ۱۳۹۵
معنی محتمل نام مرداس
از آنجاییکه مطابق شاهنامه ویژگی مهم مرداس پدر ضحاک خیرخواهی و شهرت او در داد و دهش بود، لذا نام مرداس را میشود به معنی بسیار بخشنده، مرکب از مَر (علامت فراوانی) و داس (داذ/داد دهش، بخشش) گرفت: दासते { दास् } dAsate { dAs } verb give
یکی مرد بود اندر آن روزگار/ ز دشت سُواران نیزهگزار
گرانمایه هم شاه و هم نیکمرد/ ز ترس جهاندار با باد سرد
که مرداس نام گرانمایه بود/ به داد و دهش برترین پایه بود
نام مرداس از سوی دیگر شباهتی دارد به نام نیا/پادشاه اساطیری اعراب نزد ایرانیان باستان که گزنفون آن را به صورت ماراگ دوس عرب (عرب منسوب به مار سمّی) متحد کوروش (فریدون) یاد کرده است. بر این پایه عنوان مار دوش ضحاک در واقع به معنی مار سمّی بوده است.
اگر حاتم طایی (حاکم تازیان) را قدیمی تر از آنچه تصور شده به عنوان فرمانروای اساطیری بنی طی (تازیان) در نظر بگیریم نام مرداس با وی قابل قیاس میگردد.
یکشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۹۵
تفسیر شیر پریده بر پشت گاو در تخت جمشید
تصور میکنم منظور از این تصویر، غلبۀ نیمه شتوی سال (با آغاز ماه ششم با سمبل شیر ایشتار/مهر) بر نیمۀ صیفی سال (با آغاز ماه هفتم، با سمبل شیر شمس/مهر) بوده باشد. شش انگشت شیر هم اشاره به تعداد شش ماه نیمۀ شتوی سال دارد. در کتاب سمبلهای جی.سی.کوپر، شیر درنده همراه با گاو، علامت مرگ (مرگ طبیعت) به شمار رفته است. در واقع خورشید در پاییز گاو ستمکش طبیعت (گئوش اورون) را سرد و بی روح می سازد. یونانیان باستان این علامت شیر پریده بر پشت گاو را سمبل پرسیوس (نیای اساطیری پارسیان) به شمار می آورده اند. این از سوی دیگر می تواند بدین معنی باشد که خود نام پارس (از ریشه اوستایی پِرِثَ= ستیزه کردن) به معنی شیر درنده درک می شده است. کلمه پارد یونانی و پارس سکایی-ترکی به معنی پلنگ در این رابطه هستند.
شنبه، آبان ۲۹، ۱۳۹۵
معنی نام اخشوروش Ahasuerus
هامان به معنی زمزمه کننده سرودهای دینی می تواند لقب گائوماتای مغ و استر می تواند همان آتوسا باشد که با ایشتار/استر مقایسه می شده است و لذا اخشورش (شاه نیرومند) بیش از آنکه لقب خشایارشا باشد لقب داریوش بوده است. گرچه اخشوروش (اخو-سور-اوس= سرور نیرومند) بیان دیگر همان نام خشایارشا (شاه نیرومند) است.
چهارشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۹۵
دیرینه بودن سنت باستو نشینی نزد فنلاندیها
در نقشه های بطلمیوسی در سمت شرق اسکاندیناوی از مردمی به نام فیرا-اِسئی یاد شده است که امشب متوجه شدم می توان آنرا در فرهنگ اتیمولوژی زبان سوئدی به معنی مردم استراحت و جشن گیرنده در کوره آهنگری معنی کرد و این به وضوح گویای سنت باستو نشینی فنلاندیها است.
دوشنبه، آبان ۲۴، ۱۳۹۵
ریشۀ هندوایرانی واژۀ سلحشور
در شجره نامه اولاد آدم در تورات که نام سِلا/شلاح/سلاح به عنوان فرزند آرپاکشاد (آرپوکسائیس، تهمورث زیناوند=مسلح) به شمار رفته است نه به معنی هندوایرانی آن یعنی مسلّح بلکه به معنی عبری آن صخره، پایان و استراحت گرفته شده است. لذا واژۀ سلحشور که تصور میشود مرکب از سلح عربی (سلاح) و شوریدن فارسی بوده باشد نظر به این کلمات سانسکریتی زیر واژه ای هندوایرانی است:
सेल sela n. a kind of weapon. शूर zUra (shUra) m. warrior for good.
ولی در اکدی کلمه ای به صورت سِلّو به معنی تیر و کمان آمده که می تواند ریشه واژۀ عربی سلاح بوده باشد. لذا احتمال دارد آن از زبانهای سامی وارد سانسکریت شده باشد:
sillu [GI.GUR.SAL.LA : ]
[Art → Architecture]
MB,NB : 1) a basket especially fro bread and dates ; 2) qan sill : a kind of arrow (?) ; 3) OA,MA,MB,NA : an archivolt , an arch ;
Variants : sellu
جمعه، آبان ۲۱، ۱۳۹۵
Bilder av kannan från Chertomlik visar Asken Yggdrasil
Med utgång punkten göta (gödning av hästarna) betyder göt/got hästavlare eftersom från skythernas arimaspier (de med lugna hästar) menades gepidiska goter (de som har tröga hästar). Då finska namnet till Sverige dvs. Ruotsi (häst skötarnas land, russ) har ursprungligen hört till Götland:
घोट ghoTa m. horse
Skytherna nämndes ryssar och gepidiska goter/götar vid namn traspier (häst skötare) och arimaspier (de med tröga hästar). De hade ett gemensamt namn dvs. russ på germanska som betydde häst och häst skötare. Det låter att från häst skötarna i Chertomliks kanna (från 4:e århundradet f.kr) menades götar som befunnit sig i söder om guld vaktande gripar (samer, gripen Tjas olmajis folk). Tjas olmaji visas som örnen Tjasse/Hräsvelg (likslukaren) på toppen av asken Yggdrasil. I nordiska myter har de örnskepnade Tjasse och Tjatse varit naturligtvis lapparnas Tjas olmai (vattenmannen) och Tjatse ienne (vattenmodern). Herodotos säger att griper skyddar heliga gulden ovanför enögda arimaspier i nordliga delar av skythernas land. Enögde syftar på arimaspiernas/götarnas gud Oden.
Trädet och bevingade djuren och fåglar och lejonen påminner väl hästen Sleipner (häpnadsväckande) -och trädet Yggdrasil (den fruktansvärda hästens träd), tuppen gullinkambe och draken Nidhög (den fruktade bitaren).
Det verkar som namnet på Ekorren (över ek varande) Rattatusk (folkets ledare) var releterade till samiska råddande himmelsguden Jubmel, eftersom trädet ek var relaterad till Jubmel.
پنجشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۹۵
معنی نام گوت
از آنجاییکه کلمۀ گهوتَ ghota در سانسکریتی/اسکیتی اسب و گوتَ در ژرمنی به معنی فربه و پروار کردن است، لذا اگر نام گوت را از سر منشأ نام سکایی آریماسپی (دارندگان اسبهای کند و آرام) بگیریم که متعلق به گوتهای گپیدی یعنی دارندگان اسبهای آرام و کند بوده که پرستندگان خدای یک چشم (اودن) به شمار می رفته اند، در این صورت نام گوت به معنی اسب پرور خواهد بود. پس نام فنلاندی-ژرمنی روتسی (روس به ژرمنی یعنی اسب) متعلق به سوئد در اساس متعلق به ایالت گوتلند سوئد بوده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)