دوشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۹۵
وجه اشتراک و تمایز دو بردیه (تنائوکسار= تنومند)
چهار نام بردیه و تنائوکسار و سپیتاک و وهیزداته در زبانهای سانسکریت و ایرانی به معنی مخلوق تنومند متعلق به دو تن در خانواده کوروش بوده اند: بردیه (تنائوکسار، پسر ملکه کاساندان و کوروش) به قول کتسیاس، "ساتراپ باکتریا، خوارزم، پارت و کرمان بود و مغ سپنتداته (بردیا پسر ملکه آمیتیس و پسر خوانده یا برادر خوانده کوروش) ساتراپ حاکم باکتریا" که محل حکومت اعضای خاندان پادشاهی بود. کتسیاس جای دیگر حاکم باکتریا و خوارزم را در حدود همان عهد پادشاه دربیکان یعنی همان سپیتاک (مغ سپنتداته) آورده است که در سپاه وی فیلان و سواران هندی وجود داشت (به نشانی تسلط وی بر دره سند) . بعلاوه می دانیم ساتراپ پارت در عهد کوروش، ویشتاسپ هخامنشی بود. یعنی بردیه پسر کوروش ساتراپ تمامی نیمه شرقی متصرفات کوروش نبوده است. ولی وهیزداته (مخلوق تنومند= بردیه پسر کوروش) در عهد آغاز قیام داریوش از غرب پارس تا شرق آراخوزی (پارس و کرمان و گدروسیا و آراخوزی) را در تسلط خود داشته و واضح است که این متصرفات وسیع پیشتر از عهد داریوش نیز در تسلط وی بوده است و لشکر او هنگام آغاز قیام داریوش برای سرکوب قیام کاپیشا در شرق آراخوزی از پارس بدانسوی ارسال شده بود.
ولی گزنفون بردیه (تنائوکسار) دیگر را حاکم ماد و ارمنستان می آورد که مسلم به نظر می رسد که منظور از این بردیه (تنائوکسار) همان سپنتداته مغ (سپیتاک سپیتمان/زریادر) بوده باشد که در عهد پدر بزرگ مادریش آستیاگ حاکم ماد از دروازه تنائیس (دربند) تا دروازه کاسپی (دروازه خوار) بوده است و برادر بزرگش مگابرن ویشتاسپ (تیگران) در مجاورت غربی وی در ارمنستان و کشور سفلی (ماننا) حکومت میکرده است و کوروش مکان فرمانروایی این دو برادر را از آنجاها به پیش "دربیکان بلخ و تاجیکستان" و "گرگان" تغییر داده بود. شاهنامه این دو برادر را تحت نام کتایه و برمایون برادران (در اساس برادر خواندگان) فریدون/کوروش آورده است. کتسیاس جایی مگابرن ویشتاسپ (تیگران) را برادر کوروش و جای دیگر پسرخوانده وی می آورد. از اشارات موسی خورنی هم همین نسبت ها برای آنها عاید میگردد. نام مکان های حکومت دو بردیه در شرق متصرفات کوروش در عهد خود کوروش موجب سر در گمی محققان در تمایز وجه اشتراک و وجه تمایز این دو بردیه (یکی در مقام برادر کمبوجیه و دیگری در مقام نائب السلطنه وی در هنگام سفر جنگی کمبوجیه به مصر) شده است. این دو بردیه بعد از شنیدن خبر شایعه مرگ کمبوجیه در مصر در پیشیااوادا (نقش رستم) دیدار کرده و سپنتداته بردیه مغ (نواده دختری آستیاگ) در همان مقام مسئول اداره امور سیاسی امپراطوری هخامنشی ابقا شده بود که بزرگان پارس به رهبری داریوش این تفویض دوباره قدرت به مرد مادی را بر نتافتند.
विहायस् vihAyas adj. vigorous. विहायस् vihAyas adj. mighty
स्फीत sphita adj. big
یکشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۹۵
رد پای خانواده زرتشت سپیتمان در خدیو جاودانی ایرانویج و سئوشیانتها
عنوان خدیو جاودانی "ایرانویج" (اطراف کوه سهند در کتابهای پهلوی) یعنی وَن یوت بیش (درخت رنج زدا) یاد آور نام و عناوین پدر سپیتاک سپیتمان (زرتشت سپیتمان) یعنی سپیتمه (عابد می هوم)، لُهراسب (دارندۀ شراب هوم) و هوم عابد است و نام اولاد نطفه های او که سئوشیانت (منجی، سود رسان) نامیده شده اند یعنی اوخشیت ارته (پروراننده دولت یا راستی)، اوخشیت نمه (پروراننده اطاعت) و استوت ارته (مظهر و پیکر دولت یا قانون مقدس) ملهم از نامهای اوستایی سه پسر زرتشت سپیتمان یعنی ایست واستر (خواستار کشتزار)، اوروَتت نر (فرمانگزار دلیران) و هوَرِ چیثره (خورشید چهر) به نظر می رسند. احتمالاً منظور وَر زیر زمینی جمشیدی که اوروتت نر در آن فرمانروایی میکرده است همان درین کویوی کپادوکیه بوده باشد.
شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۹۵
مطابق شدن هوشنگ با هوشیدر در اسطوره دیو مهرکوش
احتمالاً آتش سده (شدت سرما) برای دفع شر دیو سرما و زمستان مهرکوش/ملکوس (کشنده نور، دیو سیاه) بوده است که اسطوره مار کشی هوشنگ از وجه اشتقاق ظاهری آن برخاسته است. نام این دیو در هیئت خروره را در سانسکریت می توان دیو و ببر معنی نمود. در اسطوره سئوشیانتها کشنده دیو مهرکوش، سئوشیانت هوشیدر به شمار رفته است که در اینجا با هوشنگ یکی گرفته شده است.
پنجشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۹۵
معنی محتمل نام یاران داریوش در ترور گائوماته در اخبار داریوش و هرودوت و کتسیاس
فهرست داریوش و هرودوت جز در یک مورد (آسپاتین= دوستدار اسب) / (آردومانیش= سهیم در اندیشه) مشترک است. در اخبار داریوش و هرودوت خود نام داریوش به مفاهیم دارنده نیکی و عقاب مانند درک می شده است. اینتافرن (ویندافرنه= کسب کننده شکوه و پاکی)، اوتانه (شاد)، هیدارنه (ویدرنه= پاره پاره کننده)، گئوبروه (صاحب گاوان)، مهابیز (بگ بوخش= رستگار شده توسط خدا)، آسپاتین (دوستدار اسب)/ آردومانیش (سهیم در اندیشه).
در خبر کتسیاس: آنوف (هم پیاله [اوتانه])، ایدرن (ویدرن= پاره پاره کننده)، نورون دابات (رهبر آسیب دیده [آسپاتین آسیب دیده از ران])، ماردونی (جنگاور[مهابیز])، باریس (صاحب اموال، گئوبروه)، آتافرن (اینتافرن= کسب کننده شکوه و پاکی).
چهارشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۹۵
تحقیقی در شجره نامه مادها در خبر کتسیاس
دایائوکو که نامش درخبر کتسیاس ذکر نشده به معنی پادشاه دادگر است. آرباک (هارباک) یعنی سرور عزیز مترادف نام کی ایپوه اوستا یعنی همان اوپیته/اوپیس است. ماندائوک (ستایشگر و مومن) مطابق مامیتی آرشو (علاقمند راستی) است. ارتی در نامهای ارتیک (خشتریتی) و ارتی (فرائورت) و ارتین (کیاخسار) به معنی صاحب مِلک و پادشاهی است. سوسارم (جنگندۀ شجاع) مطابق دوساننی (پیشدستی کننده) است. آربیان به معنی جنگاور است. استیبر (ایشتی-بر) مترادف با آستیاگ به معنی ثروتمند است. اسپنداس مترادف با سپتمه به معنی عابد دارنده شراب هوم است.
آرباک (سرور گرامی) در مقام ویرانگر آشور همان آرتین (کیاخسار/هئوسروه اوستا = نیک نام) است چون کتسیاس میگوید در زمان او باختریان (منظور پارسها) که پیشتر تابع آشور بودند به مادها پیوستند و آشور نابود شد. باختری نامیدن پارس ها نشانگر آن است که باختر نه توسط خود کیاخسار بلکه فرمانروایان پارس مطیع شده بود.
سهشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۵
مطابقت نام هوم عابد با اسپندس آخرین فرمانروای ماد در خبر کتسیاس
نام اسپندس در سانسکریت به صورت اَسوَ-اَندهَس به معنی دارندۀ شراب هوم است و این نام در معنی هوم عابد در اوستا به جای سپیتمه داماد آستیاگ است که مادیای اسکیتی (افراسیاب) را در کنار دریاچه ارومیه دستگیر کرد و به مقام دامادی آستیاگ و ولیعهدی وی منسوب شد. سپیتمه را هم میشود در سانسکریت عابد مِی هوم معنی کرد. نام دیگر وی یعنی لُهراسب (در هیئت لُهر-اَسوَ) را نیز می توان در زبانهای قدیم هندوایرانی به همین معنی دارنده شراب هوم گرفت. هیئت اَئوروَت اسب (اَئوروَت-اَسوَ) را میشود به معنی دارنده شراب تیز گرفت.
دوشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۵
نام اساطیری تور برای سکاها از کجا پیدا شده است؟
کلمۀ تور در قفقاز نوعی بزکوهی اهلی شده است. نام سکا (شاکه) را به معنی بزکوهی (شاخدار) گرفته اند و مطابق اساطیر سکایی پادشاه اساطیری سکاها کولاکسائیس (شاه-بزکوهی) نام داشت که در اساطیر ایرانی با ویگرد (گردنده وحشی) و تور جایگزین شده است. به زبان ساده تور (سکا) حیوان توتمی سکاها (تورانیان) به شمار می رفته است. هیئت اسکولو نام سکاها با توجه به واژۀ اسکول کردی و بلوچی (در مفهوم آهو) به همین معنی بوده است که به نظر می رسد این خود منشأ نام اسکلاوها (صقالبه، اسلاوها) شده باشد.
یکشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۹۵
نام و نشان آستیاگ (اژدهاک=ثروتمند) در مقام پسر کیاخسار (کیخسرو) در اوستا
در اوستا فقره ۱۳۷ فروردین یشت فردی به نام آخرورَ (کسی که خونریز نیست) به عنوان پسر خسرو (کیخسرو) با اهمیت زیاد در کنار نام هوشنگ پیشدادی ستوده شده است و توضیح داده شده است "وی را می ستائیم از برای دروغگویی که دوست خود را هم می فریبد و بر ضد بخیل ویران کننده جهان". این نشان میدهد که منظور موبد از این تعریض اشاره به لقب نکوهش بار باستانی اژی دهاک خونین نیزه و خرورَ (خونریز) پسر اهریمن بوده است که در عهد هخامنشی، موبدان بنا به ملاحظات سیاسی نام اژدهاک خبر موسی خورنی یعنی همان ایشتوویگو (آستیاگ یعنی ثروتمند) پسر کیاخسار (کیخسرو) را با آنها معادل قرار می داده اند. در کتاب پهلوی زندوهومن یسن، اژی دهاک شیداسپ، تخمۀ خشم خونین نیزه (تازی) معرفی شده است. در اینجا اژی دهاک به معنی ماروش مطابق با تا-ازی (اولاد مار) و شیداسپ در هیئت شیدا-سپَ (سگ وحشی) با اعراب بنوحیّه (اولاد مار، طایی) و خود عرب (آری-ابی، بنی اسد، اولاد شیر) مطابقت داده شده اند.
جمشید در مقام عنوان عام خدا-فرمانروایان کوتی و لولوبی آذربایجان و کردستان عهد باستان
تصور شخصی من این است که نامهای پادشاهان کوتی ها (مادهای بودین) قابل تبیین با زبانهای اسکیتی و سانسکریت است و لولوبیان با توجه به مترادف بودن خود نامهای اکدی آنان لولوبی، ماد (مادو) با نامهای ایرانی ایشان ساگارتی، مغ و گوران در معنی مردم انجمنی همان دارندگان زبان اوستایی و ایرانی بوده اند. یعنی اینان تورانیان و ایرانیان ما قبل تاریخ این منطقه را تشکیل می داده اند. استاد پورداود در مورد اژی دهاک اوستا می گوید که "محلهای او کویرینتَ (کرند) و بوری (بابل) بوده است" که این نشانگر مکانهای فرمانروایی آگوم کاک رمه (اژدهای دارنده شمشیر خونین) پادشاه کاسی نیمه اول قرن ۱۶پیش از میلاد است که در این شهرها فرمانروایی کرده و بر کوتیان و لولوبیان ساکن آذربایجان و کردستان تسلط یافته بوده است. اژی دهاک از سوی دیگر در مقام خدایگانی نشانگر مردوک خدای بابل ودارای نشان اژدهای موهوشو است. در مورد مکان مخاصم وی جمشید در اوستا نام کوه هوکر (سبلان) و رود دائیتی کوه اسنوند (سهند) ذکر میشود، لذا آن نام و عنوان شاه-مغ های آذربایجان بوده است. از آنجاییکه برای هر دو اینان پادشاهی هزار ساله ذکر شده پس هر دو اینان به یقین عنوان عام ایرانی خدا-پادشاهان این مناطق بوده اند. بدین ترتیب نام جمشید (یمه خشئته) را در سانسکریت و اوستایی می توان به معنی "فرمانروای اخلاقی و دینی" گرفت و این با مندرجات اوستا همخوانی دارد که می گوید اهورامزدا دین اهورایی را با سلاحهای مقدس و سحرانگیز سدرا (نگین) و اشترا (عصا) نخست به جمشید سپرده بود. طوفان برف و کولاک عظیم جمشیدی اوستا می تواند اشاره به خاستگاه سردسیری شمالی مادها در آن سوی کوههای قفقاز بوده باشد.
شنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۵
معنی آثویه
نظر به کلمات اوستایی اَئوذَ (آب بسیار) و وَیَ (گسترده و عمیق) این معنی از نام اِئا (ایزد آبهای ژرف) پدر ترائیتنه (دارنده تن سه برابر)/مردوک (معبود کوروش هخامنشی) و نیز خود نام اوستایی کوروش یعنی ثرَاِتئونه (مرد سیلابی= کوروش) بر خاسته و این نام اساطیری و دینی در عنوان فریدون آثویان (کوروش هخامنشی) به جای نام پدر وی کمبوجیه نشسته است. از آنجایی که جزء وَیَ معنی پرنده نیز می دهد لذا به نظر می رسد اسطوره اوستایی پائوروَ قایقران (قایقران آسمانی) که فریدون وی را به صورت کرکسی سه روز و سه شب به پرواز در آورد، از معنی دیگر همین نام آثویه اخذ شده است.
ولی استاد پورداود در یادداشتهای گاثاها صفحه 241 کلمۀ اَئوذَ را به معنی دوست داشتن و ارج نهادن گرفته است. بر این اساس این واژه در نامهای پدر کوروش/فریدون یعنی آثویه (در هیئت اَئوثو-ویه) و کمبوجیه (کمبو-اوزیه) در معانی دوستدار بوی معطر به هم رسیده و آنها را مترادف نشان میدهد. هیئت کی اوز (کیوجی) نام پدر فریدون (کوروش) نیز از همین کلمه اوستایی اَئوذَ به نظر می رسد. در فقرات ۶ تا ۸ یسنا ۹ در رابطه با این مفهوم، آثویه دومین افشرنده شیره مقدس هوم به شمار آمده است که در پاداش این عمل پسری چون فریدون از خاندان نجیب و توانا به او داده شد.
اَتهویکه (اَثوی-کَ) که حاوی نام آثویه است، در سانسکریت به معنی بهتر و نجیب آمده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)