یکشنبه، اسفند ۰۸، ۱۴۰۰

احتمال ایرانی بودن واژۀ ناسور (زخم نا علاج)

برخی حدس زده اند واژۀ ناسور ایرانی باشد. محتمل است که این واژه از زبانهای هندوایرانی وارد زبانهای سامی شده باشد:
ترکیب محتمل آن ناو-سور اوستایی یعنی زخم اساسی است:
ناو، ناف، ناب اشکال یک کلمه اند. ناو به شکل نو در نام نوبهار (معبد اساسی) در بلخ به کار رفته است. سور در اوستایی و سنسکریت به معنی بریدگی و برندگی است. به اشکال شور و سور در زبانهای ایرانی به معنی شمشیر و نیزه و سلاح به کار رفته است. شمشیر در واقع شم- شیر/شور است یعنی سلاح آبدیده.
سور در زبانهای ژرمن نیز به معنی زخم است.

شنبه، اسفند ۰۷، ۱۴۰۰

احتمال معرّب بودن واژۀ نوسان

واژۀ نوسان که در قاموس قرآن موجود نیست، می تواند از نی-وَزَنَ اوستایی به معنی به سوی پایین به جنبش در آینده گرفته شده باشد.

جمعه، اسفند ۰۶، ۱۴۰۰

معنی نخشب

به نظر می رسد نام نخشب در اساس به معنی محل واقع در کنار گذر آب بوده است و افسانۀ ماه نخشب المقنع از معنی ظاهری نام شهر نخشب (ماه و روشنائی پرتابی شب) گرفته شده است:
नाक m. nAka sun, rocket of Arjuna
नखति{नख्} verb nakhati[nakh] move
निक्षिपति{निक्षिप्} verb nikshipati[nikship] throw in or upon
क्षपा f. kshapA night
معنی نام شهر نَخشب (معرّب به نسف، قَرشی کنونی)
نظر به نام ترکی قَرشی (روبروی [آب]) کنونی آن، می توان نام نخشب را مرکب از نخش-اَپ (نزدیک گذر آب رودخانه) گرفت:
नक्षति {नक्ष्} verb nakshati {naksh} come near
अप् f. ap water
نخشب شهری است [به ماوراءالنهر]، بسیار نعمت و آبادان و با کشت و برز بسیار و او را یک رود است که اندر میان شهر بگذرد. (حدود العالم)

پنجشنبه، اسفند ۰۵، ۱۴۰۰

اتیمولوژی تجریش و تفرش

معنی تجریش (تجرشت):
جزء اول این نام تچر فارسی قدیم به معنی کاخ و جزا دوم یعنی شت (شیت) به معانی جا و سنگی است. در مجموع به معانی محل کاخ یا محل کاخ سنگی است چون در قدیم آنجا محل قصران بیرونی بوده است:
هزار سال پیش نام تجریش را طجرشت می‌نوشتند، یکی از روستاهای شهر ری چنان‌که نجم‌الدین راوندی در شرح سلطنت طغرل سلجوقی آورده‌است:
آنگاه سلطان از تبریز به سوی ری رفت تا زفاف به دار الملک باشد. اندک مایه رنج بر وی مستولی شد، به قصران بیرونی، به در ری به دیه طجرشت (تجریش) از جهت خنکی هوا نزول فرمود، چه حرارت هوا به‌غایت بود (به سال ۴۵۵ ق).
نام تفرش از توَرا-ایش یعنی دارای شکارگاه گرفته شده است:
نظر به اینکه تفرش در دورۀ اعراب و صفویه تفریح گاه و شکارگاه بوده است، لذا بسیار محتمل است که نام تفرش از توَرا-ایش (جایگاه صاحب گوشت شکار) گرفته شده باشد. چون واژۀ تایوئیری اوستا را می توان به معنی گوشت شکار گرفت و نخجیر هم به معنی شکار (بزکوهی) می تواند به معنی چرنده در ناخر (مرتع و شکارگاه) یا سهم حرکت سریع بوده باشد:
त्वरा f. tvarA speed (asu, ahu), ईश adj. isha owning
नख m. nakha portion, जीर m. jira quick movement

معنی نام شهر زرنج

نام شهر زرنج (درنگیانا، بنا به استاد پورداود در جلد دوم یشتها یعنی محل کنار آب) مرکز سیستان قدیم با توجه به اینکه در مصب رود هیرمند قرار داشته به معنی شهر کنار دریا بوده است. نام قصبۀ نادعلی کنونی جای آن هم معنی دارای رودخانه عالی را میدهد:
नद m. nada river
आल adj. Ala excellent

معنی نامهای پانته آ و آبرادات

نظر به واژۀ هندو ایرانی پان- توآ (نگهبان سرور نیرومند، معادل خشثره نواز، شهرنواز)، معنی هندوایرانی نگهبان سرور نیرومند آن به معانی یونانی همه گلها یا همه خدایگانی آن ارجحیت دارد چه نام شوهر او آبرادات (مخلوق برتر، معادل یرواند فرمانروای شوشی= با شکوه) نیز مسلماً ایرانی است:
पाय्य n. pA[yya] protection
नाथ m. nAtha lord
उपरि adverb upari (apra) over
दात adj. dAta given

چهارشنبه، اسفند ۰۴، ۱۴۰۰

نامهای تازی و عرب مترادف هستند

نام تازی هندوایرانی مترادف با عرب زبانهای سامی به معنی بیابان‌گرد به نظر می رسد:
त्यजति {त्यज्} verb 1 tyajati [tyaj] leave a place
त्यजति {त्यज्} verb 1 tyajati [tyaj] go away from
त्यज् adj. tyaj leaving
ریشۀ نام عرب در زبان اکدی-آسوری:
[ḫ]arbu (1) : [Humanities → Geography] deserted ; n. : desert
به طور خلاصه اگر واژۀ تیَج (تَچ، کوچ نشینی) را ریشۀ نام تازی بگیریم آن ترجمۀ ایرانی نام عرب (صحرا گرد) در زبانهای سامی خواهد بود.

سه‌شنبه، اسفند ۰۳، ۱۴۰۰

معنی نامهای سمرقند

هر دوی نامهای سمرقند و مرکندۀ کهن این شهر را به ترتیب می توان شهر منبسط و گسترده معنی کرد. مرکب از سمَر (منبسط) و مَر (فراوان و گسترده) و کند که به معنی شهر است:
स्मेर adj. smera (hmera, mera) expanded
कान्त m. kAnta earth, city

دوشنبه، اسفند ۰۲، ۱۴۰۰

معنی محتمل دی اوس و پوفیوز

واژه های دی اوس و پوفیوز را به ترتیب می توان دیو پرست و بوی بد پرست معنی کرد.

معنی نام میشماهیک

نام ساسانی میشماهیک متعلق به بحرین به صورت میث- مائیک به معنی محل ماده گرانبها (مروارید) است. بر این اساس به نظر می رسد نام بحرین در پیش ایرانیان به صورت بهرین به معنی محل بهره و ثروت مفهوم می‌شده است.