یکشنبه، خرداد ۰۸، ۱۴۰۱

مطابقت تائوتیکا با ورامین

در نقشه های بطلمیوسی در سمت جنوب شهر ری شهری به نام تائوتیکا (مروارید) دیده میشود که با ورامین قابل سنجش است:
तौतिक m. tautika pearl-oyster
तौतिक n. tautika pearl
वार m. vAra anything chosen or choice or exquisite
मीन m. mina a fish
در این منطقه پرستش اپم نپات (ایزد ناف آبها، ائا) رایج بوده و در تپه میل باستانی بین ری و ورامین نقش ماهی دیده میشود.

شنبه، خرداد ۰۷، ۱۴۰۱

مطابقت آرادریفا و آرگاروس داکای نقشه های بطلمیوسی با داران و کاشان

شهر آرادریفای نقشه های بطلمیوسی به معنی محل درخت دهنده (اردَ-ریفا) یا محل درختان رسا (آرَ-دروفا) ، در بین کاشان (آرگاروس داکا) و اصفهان (آسپادانا) می تواند همان شهر داران کنونی باشد:
अरड m. araDa tree
रिफति{रिफ्} verb riphati[riph] give
Ara: رسا
drupha: درخت
نام کاشان (محل چشمۀ مطلوب) در نقشه های بطلمیوسی آرگاروس داکا (دارای چشمۀ آب عالی) ذکر شده است.
अर्घार्ह adj. arghArha a superior
उत्स m. u[t]sa fountain
दाय m. dAya[ka] place

پنجشنبه، خرداد ۰۵، ۱۴۰۱

مطابقت معنی محتمل خایدالو با خرم آباد (خورومیثره، خورموه)

خایدالو باستانی (دژ اصلی) در سمت شمال عیلام را با خرم آباد سنجیده اند. نام خایدالو با خورموه (خورومیثره، خورو-میث-ره محل باشکوه و خُرم) مرتبط به نظر می رسد:
काय m. kAya house
काय m. kAya capital
काय m. kAya principal
ख n. kha city
ढाल n. DhAla shield

آیا نام ارمنستان به معنی سرزمین جایگاه عقاب است؟

در مورد نامهای ارمنستان تا به حال به سه نظر سرزمین ماه (آرمای ‌لوویایی به معنی ماه)، سرزمین آهن (سرزمین استخراج آهن، هایاسا؟) و سرزمین عقاب را مطرح نموده ام: نام نیای اساطیری ارامنه یعنی هایک رابطه ای با هاو (پرنده) دارد. و آله (آره) در فرهنگ ایرانی را میشود به معنی عقاب گرفت. سائینی اوستا (سرزمین عقاب، سوئنس استرابون) که در سمت ارمنستان یاد شده، بعلاوۀ اسطورۀ پرومتئوس و عقاب در قفقاز در این باب، در تأیید این نظر هستند.
استرابون می گوید که سکاها در ارمنستان (ارمنستان اصلی، آرتساخ، قره باغ در مجاورت ماد) بهترین زمین‌ها را تصرف کردند و به نام خویش سکاشنه (سرزمین سکائیان) خواندند. در اینجا نام ارمنی آرتساخ بر گرفته از واژۀ آرتسیو (عقاب)، نام ارمن را با اره (آره، آله، عقاب) در زبانهای هندواروپایی پیوند می دهد.
هیئت باستانی آرداخونی متعلق به آرتساخ را نیز در زبانهای هندواروپایی می توان به معنی جایگاه شاهین گرفت.
صورت سوخمبی (سوخمی) و سومخبی (سومخی) نام ارامنه در نزد گرجی‌ها را هم می توان بر گرفته از suwia(s)-kuemi زبان هتیتی یعنی پرندۀ کُشنده (عقاب) گرفت.
تصویر تیگران بزرگ پادشاه ارمنستان در آغاز عهد رومیها با نقش دو عقاب بر تاجی که کنگره هایی شبیه پَر دارد.

دوشنبه، خرداد ۰۲، ۱۴۰۱

معنی محتمل جاپلق

جاپلق به ظاهر می تواند به معنی محل باغستان و میوه باشد:
حمدالله مستوفی در سدۀ هشتم از جاپلقی یاد کرده است که عروج و سوسن خوانده می شد که شهری کوچک بر دو جانب آب و دارای باغستان بسیار نارنج و ترنج و لیمو و درخت گرمسیری فراوان بود (ص 70) اما نباید آن را با جاپلق لرستان یکی دانست. لسترنج (ص 245) مکان این جاپلق را چهار فرسخی شمال غربی ایذه در دو جانب رود (کارون) آورده است.
ja: place
फल n. phala[bhara-k] fruit
ولی اگر به معانی سنسکریتی نامهای دیگر جاپلق اعتماد کنیم، در آنجاها روابط زناشویی غیر عادی بر قرار بوده است:
ऊरुज m. Uruja vaizya, prostitute
सूषणा f. sUSaNA aparturient woman
सुषण adj. suSaNa easy to be acquired
در این صورت نام جاپلق از تلخیص ترکیب جا- پئیریکا یعنی محل زنان خواهان بیگانه عاید شده است:
ja:جا
pairi-ka (خواهان بیگانه)
पारक्य adj. pArakya (palaga) belonging to an other or a stranger
در فرگرد اول وندیداد، بند ۱۰ هم بدین سنت آن نواحی اشاره شده است: هشتمین از جاها و شهرها که من اهورا مزدا بهترین بیافریدم اوروَی پر چراگاه (لرستان) است. آنگاه برای آن انگره مینوی پر مرگ، گناهان ساری را فراز آفرید.
دلیل از بین رفتن نام جاپلق ها هم می تواند همین معنی ناخوشایند آنها بوده باشد.

یکشنبه، خرداد ۰۱، ۱۴۰۱

اتیمولوژی برید

برید عربی یعنی «نامه بر» معرّب از بَرَ-ئیتی زبانهای قدیم ایرانی یعنی آنکه شغلش بردن است، می باشد.
भरते{भृ} verb bharate[bhR] carry

معانی نامهای کهن اهواز و خرمشهر

معنی نام اهواز که اگر آن را به همین صورت برگرفته از زبانهای قدیم ایرانی بگیریم:
از آنجا که یکی از شکنجه های عیلامیان افکندن مجرمین پیش ماران افعی بوده است و اهواز محل مار شکنج به شمار می رفته، لذا احتمال معنی مار اَفعی (اَهی- وَذَ) برای نام اهواز محتمل است:
अहि m. ahi snake
वध m. vadha killing
اندر کوههای وی [اهواز] مار شکنج است. (حدود العالم).
زیر خلاف تو جای مار شکنج است
مرد که عاقل بود حذر کند از مار.
فرخی.
بر این پایه نام اهواز در نقشه های بطلمیوسی یعنی تَریانه را می توان محل هجوم موجود خشمناک در نظر گرفت که در منطقۀ کیسیا (جنوب خوزستان) دیده میشود:
tara: furious
yana: place
نام محمرۀ (سرخ) خرمشهر ترجمۀ نام کهن آن آگینس (اگینی، به رنگ خون) است.

جمعه، اردیبهشت ۳۰، ۱۴۰۱

ریشۀ هندوایرانی و عربی تِی و طَیّ

به نظر می رسد طَیّ عربی (به معنی پیچیدن در قاموس قرآن) تَی سنسکریتی و تای اوستایی یعنی رفتن به سوی مقصدی را در خود هضم کرده است:
तयते{तय्} verb 1 tayate[tay] go towards or out of
نام بنی طَیّ (اولاد موجود در هم پیچنده، تازیگ، اولاد مار) می تواند اشاره به توتم مار نیاکان آنها باشد؛ چون نام دیگر بنی طَیّ، بنو حَیّه (اولاد مار) بوده است:
तात m. tA[ta] father
अग m. aga (azhi) snake

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۴۰۱

اتیمولوژی کِشتی

کِشتی فارسی نظر به معادل سنسکریتی آن، از کشتیک فارسی میانه به معنی مسافرت کنندۀ کشنده می آید:
चेष्टयते{चेष्ट्} verb caus. cheshTayate[cheshT] drive
टिकते{टीक्} verb Tikate[Tik] trip

مطابقت انوچتۀ نقشه های بطلمیوسی با گناوه

سوای مطابقت جغرافیایی، نامهای آنها هم مترادف به نظر می رسند:
अनु- (ánu-) after, along, alongside
स्थापयति{स्था} verb caus. sthApayati[sthA] place
نام گناوه (جناوه، جنابه) هم به صورت جین-اَوَ به معنی محل کناری است.