جمعه، دی ۰۸، ۱۴۰۲

نامهای کهن اردبیل (روتو مانی، ارت وَت، باذان فیروز، دژ وهو-من و اردبیل) جملگی به معنی شهر ثروت هستند

نامهای کهن اردبیل (روتو مانی، ارت وَت، باذان فیروز، دژ وهو-من و اردبیل) جملگی به معنی شهر ثروت هستند:
ऋत n. Rta wealth
वन n. vana (mAna) abode
Artha (अर्थ, “wealth”)
vat (vant): possessing
Bazan: fortress
paya-rodh: plenty of food
वसु n. vasu (vahu) property
वन n. vana (mAna) abode
Artha (अर्थ, “wealth”)
bil: city

پنجشنبه، دی ۰۷، ۱۴۰۲

معانی زرتوشترا و زریادر و زئیری وئیری

این هر سه نام که عناوین شخص تاریخی واحدی به نام سپیتاک سپیتمان (داماد و پسرخواندهٔ کوروش) بوده اند، در اوستایی و سنسکریت به معنی دارندهٔ شمشیر زرین هستند:
zarato: golden
ashtra: sword
zaria: golden
धारा f. dhArA blade
zairi: golden
vairi: metal, arrow, sword

چهارشنبه، دی ۰۶، ۱۴۰۲

شباهت نام و نشان سه مغ شرقی با نظایر زرتشتی و بودایی آنها

معانی نام سه مغ شرقی (به قول انجیل متّی مجوسی چند) که گویا پیشاپیش به دیدار مسیح نوزاد شتافته بودند:
معانی سامی ملخیور، گسپار و بالتسار را در زبانهای سامی به ترتیب شاه شهر، سرور گنج و خدا شاهی داده است، آورده اند.
متقابلاً در منابع زرتشتی چهار امشاسپند شهریور (در معنی شاه شهر) و بهمن (در معنی سرور دارایی) و خرداد (در معنی شکوهمندی داده شده) و مرداد (بیمرگی)، بعلاوه هفت جادوگر مخاصم در هنگام زاده شدن زرتشت حضور دارند.
مطابق آرمین لنگروی "یک آدرس دقیق‌تر از این گفتار را ما در کتاب بسیار کهن‌تر «انجیل مصری» (از سدهٔ دوم میلادی) از کتابخانه‌ٔ «نجع‌حمادی» می‌یابیم که بنا بر آن، انگیزهٔ پدیدار گشتن این سه مغ در اورشلیم، آگاهی آنها از پیشگوییِ زاده شدنِ عیسا و نمایان شدنِ ستاره‌ٔ بیت‌لحم از کتابی بوده، که آنها آنرا بر روی کوه «هوکیریا» خوانده بودند، کتابی که نوشتنش را به «سِت» پسر «آدم» نسبت می‌دادند و گویا نگارشِ آن ۱۳۰ سال بدرازا کشیده بود."
کوه هوکیریا در این متن مطابق هوکَئیریه (خوب کنش، سَوَلان، کوه محل بعثت زرتشت و آوردن اوستا) است که مطابق اوستا بر آن چشمهٔ ناهید (سرئین= زیبا) و دریاچهٔ اورویس (گرد، دریاچهٔ مُدَور قلهٔ سبلان) قرار دارد.
مارکو پولو در سفرنامهٔ خود نوشته‌است که او از مقبرهٔ سه مغ در ساوه در جنوب تهران در سال ۱۲۷۰ میلادی بازدید کرده‌است:
«در پارس شهر صبا (ساوه) وجود دارد که از آن سه مغ آمدند و در این شهر نیز دفن شدند در سه مقبره بزرگ و بسیار زیبا، پهلو به پهلو؛ و بالای آن نیز یک ساختمان چهارگوش است که بسیار زیبا حفظ شده‌است. بدنها به صورت کامل هستند و حتی مو و ریش آنان نیز حفظ شده‌است.»
گفتنی است در این سمت دریاچهٔ ساوه-حوض سلطان که خشکیده است [طبق احادیث به مناسبت ولادت پیامبر اسلام]، تحت نام کیانسی (دریاچهٔ پادشاهان) محل سؤشیانتها به شمار می رفته و طبق گاتها این ناحیهٔ رغه-ساوه-قم محل فرمانروایی اولیهٔ زرتشت سپیتمان بوده است:
In Persian, Kayan is a variant of the name Kian, which means “royal”.
si-ava: stretch water
در مورد گوتمه بودا هم آمده است: پس از تولد وی، پدر او از هشت مرد خردمند برای نام‌گذاری و پیش بینی آیندهٔ کودک، برای آمدن به کاخ، دعوت کرد. آن‌ها پس از دیدن کودک نام سیدراتا (به معنای کسی که به هدفش می‌رسد، رستگار= یسوع) را برای او انتخاب کردند. متقابلاً در انجیل لوقا آمده‌است: «فرشته به مریم گفت: پس به زودی حامله خواهی شد و فرزندی خواهی زایید که نام او را یسوع می‌گذارید». یسوع (יֵשׂועַ، یِشوع‌) به معنای رستگاری است.
نامهای ماریا (قدیسه) مادر عیسی و مایا (روحانی) مادر بودا هم مشترک هستند.
در آیین مسیحی نام و نشان این سه مغ (یا بیشتر) را از آیین های بودایی‌-زرتشتی گرفته اند که خود این آیینها بنا به هرتسفلد و هاروی کرافت در وجود سپیتاک سپیتمان (گائوماته بردیه) حاکم بلخ ناظر امور درهٔ سند، داماد و پسر خواندهٔ کوروش به هم می رسند.
داستان سه مغ انجیل متّی:
سه مغ، سه مجوس، سه مجوس شرقی، سه شاه، سه پادشاه مقدّس و سه فرزانه (یونانی :μάγοι) شخصیت‌های مذهبی به نامهای کاسپار، ملکیور (ملخیور) و بالتازار بودند که بر اساس انجیل متّی برای ارج نهادن به عیسی به دیدارش شتافتند؛ و برای زادروزش زر، مُر و کندر به ارمغان بردند. متّی تنها انجیلی که نام سه مغ در آن ذکر شده، آنها را از شرق معرفی می‌کند که برای پرستش مسیح، پادشاه یهودیان آمده‌بودند. با اینکه تعداد سه مغ در انجیل مشخص نیست، ولی بر اساس سه هدیه تصور می‌شود که سه نفر بوده‌اند.
در عهد جدید
بر اساس انجیل متی در عهد جدید، پس از زاده شدن عیسی، سه مرد فرزانه از شرق به دیدار هیرود بزرگ آمدند تا دربارهٔ خبر زاده شدن پادشاه یهود از او پرسش کنند، چرا که اختر وی را در شرق دیده بودند. هیرود، پیش از آن از کاهنان و کاتبان شنیده بود که کریستوس یا مسیح یهودیان در بیت لحم یهودیه زاده می‌شود؛ پس مردان مغ را به بیت‌لحم فرستاد و از آن‌ها خواست که هرگاه آن بچه را یافتند، به وی آگاهی دهند؛ اما سه مجوس بر اساس رؤیایی که دیده بودند، هیرود را آگاه نکردند. اعتبار تاریخی این رویداد مشخص نیست، و هیچ منبع تاریخی نیز به چنین کشتاری اشاره نکرده‌است. متن آیهٔ مربوطه چنین است:
آنگاه، چون مسیح در عصر هیرود پادشاه در بیت‌اللحم یهودیه زاده شد، مجوسانی چند از مشرق‌زمین به اورشلیم آمدند و گفتند: «آن مولود کجاست، پادشاه یهود؟ زانکه ما ستاره او را در مشرق دیده‌ایم و [اینک] برای پرستش او آمده‌ایم.» هیرود پادشاه چون سخن [ایشان] بشنید، [سخت] برآشفت و تمام اورشلیم [نیز] همراه او [به تکاپو افتاد]. و آنگاه که جمله کاتبان و کاهنان بزرگ قوم را گرد هم آورد، از آنها پرسید «مسیح باید کجا زاده شود؟» و آنها بدو گفتند: «در بیت‌اللحم یهودیه، چرا که از سوی نبی چنین مکتوب [آمده] است: و تو [ای] بیت‌اللحم در سرزمین یهودا، از دیگر امیران یهودا کوچک‌تر نیستی زیرا که از تو حکمرانی [به ظهور] خواهد آمد و بر قوم من، اسرائیل حکم خواهد راند.»
همچنین در عهد جدید آمده‌است که یوسف، در خواب دید که هیرود قصد کشتن عیسی را دارد و به همین دلیل به مصر هجرت کرد. همچنین بر اساس انجیل، هیرود تمام نوزادان پسر زیر دو سال را در بیت‌لحم، کشت.
لغت یونانی در انجیل متی μάγος با تلفظ مگُس، از ریشه پارسی به معنی روحانی زرتشتی است. در دین زرتشتی روحانیون توجه خاصی به وضعیت ستاره‌ها داشتند که در آن زمان علم مهمی محسوب می‌شد. این ارتباط آنان با اخترشناسی و علوم خفیه باعث شده‌است که واژه انگلیسی Magic به معنی سحر استفاده شود. با اینکه استفاده از سحر در دین زرتشتی بسیار مذموم است. این لغت در کتاب اعمال رسولان معمولاً به عنوان ساحر ترجمه می‌شود و در مورد شمعون مجوسی نیز استفاده شده‌است. بعضی ترجمه‌های کتاب مقدس سه مغ را به عنوان سه اخترشناس ترجمه کرده‌اند.
منابع عمده:
١- انجیل متّی.
٢- مقالهٔ راز آن سه مغ، آرمین لنگرودی.
٣- مندرجات کتب پهلوی در باب تولّد زرتشت. از کتاب اسطورهٔ زندگی زرتشت، ژاله آموزگار-احمد تفضلی.
۴- سفرنامهٔ مارکوپولو.
۵- فرهنگ نامهای اوستا، کتاب دوم، هاشم رضی
نقش بیزانسی سه مغ در لباَس ایرانی

سه‌شنبه، دی ۰۵، ۱۴۰۲

گور دختر استان بوشهر، مقبرهٔ کوروش جوان

شاپور شهبازی باستانشناس به درستی این گور را به سبب جایگاه دور افتادهٔ آن و شباهتش به آرامگاه کوروش متعلق به کوروش جوان دانسته است که مادرش پروشات برای وی در دور دست ساخته است تا از دید برادر و قاتلش اردشیر دوم به دور باشد. احتمال دارد این دخمه محل تابوت خود پروشات هم باشد که از مرگ پسر جوانش متأثر بوده است.

مطابقت شهر گلوگاه با نامیه/نامنهٔ کهن

محل شهر باستانی نا-میه/نا-منه را منطبق بر شهر کنونی گلوگاه (محل میانی) می دانند و این هر دو نام به معنی شهر گلوگاهی به نظر می رسند:
نای در لغت نامهٔ دهخدا|| بوق درویشان. (ناظم الاطباء). || کوچه. (غیاث اللغات). || گلو. (برهان قاطع) (فرهنگ خطی) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (انجمن آرا). حلقوم. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (نصاب). نا. درون گلو. (فرهنگ خطی). جرم . غانز. جرثئه. (منتهی الارب). قصبةالریه. (لغات فرهنگستان). نای گلو. مخرج آواز. (از منتهی الارب). حنجر. حنجرة. راهگذر نفس:
چرا باز با چنگ و نای است، نیز
تذرو از چه معنی از او در عناست.
ناصرخسرو.

شنبه، دی ۰۲، ۱۴۰۲

معنی مازنی دئو اوستا

تصویر الههٔ پلنگ سر و تن زن و پایین تنه اژدهای جام زرین مارلیک معلوم می دارد منظور از ماز(مَز)- زنی - دئو پرستندگان این دیو زن بزرگ بوده است که در هفتخوان رستم در مازندران به صور دیو سفید، زن جادو و اژدها ظاهر میشود.
راز تاریخی هفتخوان رستم در مازندران:
خشتریتی فرمانروای کارکاشی (کاشان) به همراه سه برادر خود که در نقاط دیگر ماد حکومت می کردند علیه اسرحدون پادشاه آشور قیام نمود و متفقین آنها سکاها و کیمریان بودند. اسرحدون با پارتاتوا رهبر سکاها صلح و دوستی برقرار کرد و به ماد حمله نمود. خشتریتی از پیش اسرحدون به شهر آمل مازندران رفت و دور آن حصار کشید. آشوریها سیلخازی (تپه سیلک کاشان) را خراب کرده و برگشتند. بعد از اسرحدون پسرش آشوربانیپال در آغاز سلطنت خویش یک لشکر به سرکردگی رئیس رئیسان شانابوشو، برای تسلیم و مذاکرات صلح به زیر حصار شهر آمل فرستاد که خشتریتی و آترادات پیشوای آماردان ایشان را تارومار کردند و ماد مستقل شد. خشتریتی مطابق کیکاوس و آترادات مطابق رستم هفتخوان مازندران است.

جمعه، دی ۰۱، ۱۴۰۲

معنی نام شهرک رضی

ظاهراً نام این شهر را که در ۴۴ کیلومتری شمال اردبیل واقع شده است، مقدسی از جغرافی نویسان عهد اعراب به صورت رسبه (رسیه، اگر غلط املایی نباشد) ثبت کرده است ولی بیشتر محتمل است این نام تحریف شدهٔ فراسپَ= تخت سلیمان، شیز باشد نام رضی را می توان به معنی رسا باشنده و برازنده (رثَوَ-بی اوستایی) گرفت. تشابه ظاهری و معنی لغوی دو دلیل آن هستند. ث اوستایی در فارسی و عربی به س و ض بدل شود:
रसवत् adj. rasava[t] graceful

سه‌شنبه، آذر ۲۸، ۱۴۰۲

معانی گرزمان و بهشت و پارادیس

معنی گرزمان (بهشت) را به صورت گر-ذمان به معنی خانهٔ سرود گرفته اند، ولی معنی مسکن آرزویی (گرذ-مان) برای آن منطقی تر است:
गर्ध m. gardha desire
वन n. vana (mAna) abode
در اوستا طبق قاعدهٔ تبدیل حرف «ذ» به «ه» گرذَ مبدل به گرو گردیده و به جای مانَ (مسکن)، نمانَ (مسکن اصلی) به کار رفته است و در مجموع گرذمان تبدیل به گرونمان (خانهٔ آرزویی اصلی) شده است.
خود نام بهشت (وهیشتَ) در معنی مسکن آرزویی نیز با آن مترادف به نظر میرسد:
वास m. vAsa (vaha) dwelling
इष्ट pap. ishTa desired
پارادیس (فردوس) را هم می توان به معنی محل عالی گرفت:
पर adj. para exceeding, excellent
देश m. desa country, place

دوشنبه، آذر ۲۷، ۱۴۰۲

منظور از کرم هفتواد کُروم هفتواد (اتحادیهٔ هفت ایل) بوده است

نظر به عنوان کُرومپات یعنی سرور اتحادیهٔ رهبران هپتالان (هفت ایل ها) منظور از کرم هفتواد (کُروم هفتواد، اتحادیهٔ هفت ایل/یتاها) رهبر هپتالان (کُرومپات) منظور بوده است که نه به دست اردشیر بابکان ساسانی بلکه به دست بهرام گور ساسانی از اخلاف او کشته شده بود.
هیئت ابدالِ نام هپتالان به معنی گروه برگزیده با شکوه بوده است:
आभा f. AbhA splendor
आभा f. AbhA glamour
दल m. dala team
दल n. dala portion
به طور خلاصه کُروم هپتالی (اتحادیه) را با کرم جایگزین کرده اند. شاهان هپتالی را کرومپات (رهبر انحادبه) می نامیده اند. هپتالان اتحادیه هفت ایل (کُروم هفتواد) بوده اند که به کرم هفتواد تصحیف شده است.

قلعه ایرج ورامین همان دژ خاراکس باستانی است

دژ خاراکس (خاراک، دژ سترگ) در ایالت رغه (ری) می تواند همان دژ خشتی قلعه ایرج ورامین باشد. چه این نام می توانست به صور هاراک و آراگ هم تلفظ گردد که این صورت متأخر یعنی آراگ می توانست تبدیل به ایرج گردد:
Greek Χάραξ, literally means "palisaded fort".
غالباً به سهو دژ خاراکس (قلعه ایرج) را با شهر خوارنه (درخشان، خوار، گرمسار) در شرق آن یکی گرفته اند.