چهارشنبه، بهمن ۱۱، ۱۴۰۲
معنی نام بندر انزلی
نام بندر انزلی به لغت سنسکریت به معنی بندر محترم است. لابد این به خاطر اهمیت بندری تاریخی آن بدان داده شده بوده است. این با هنجلهٔ فارسی (پذیرایی با تعارف و احترام بسیار) مرتبط می نماید. : به ویژه هیئت اوستایی و پهلوی هَن-چاله یعنی دارای چالهٔ شایسته و بزرگ قابل توجه است. هَن اوستایی هنوز در آذری به معنی خوب و درست و شایسته به کار می رود:
अञ्जलि m. anjali benediction
अञ्जलि m. anjali salutation
अञ्जलि m. anjali reverence
در مورد اصل خود کلمۀ بندر گفتنی است در سنسکریت بهانداره به معنی انبار و فروشگاه است و دهخدا هم بندر را به صورت بُندر به معنی محل بار و بُنه گرفته است:
भाण्डार m. bhANDAra storehouse.
भाण्डार n. bhANDAra store.
نام بخش غازانِ انزلی را میشود به معنی محل چمنزاری گرفت:
घास m. ghAsa meadow or pasture grass.
معنی جرپادگان (گلپایگان)
نام جرپادگان (گلپایگان) به معنی منطقهٔ آبشار به نظر می رسد. در مرکز شهر گلپایگان خیابانی به نام آبشار وجود دارد:
झर m. jhara waterfall
पथक n. pathaka district
دوشنبه، بهمن ۰۹، ۱۴۰۲
مطابقت نام و نشان شیطان با سِت مصریان
منابع مصری کهن نام ایزد صحرا، سِت (معادل اَرّای بابلیان و اهریمن ایرانیان) را هرج و مرج ویرانگری و دشمنی معنی کرده اند و این معنی نام او را با شیطان عبری و عربی مرتبط می سازد:
کلمهٔ عبری שָּטָן (شاطان) یک عبارت کلی به معنای «متهمکننده» یا «دشمن» است که در سراسر تنخ (مجموعهٔ متون مقدس یهودیان) در کنار موجودات فراطبیعی، به انسانها نیز گفته شدهاست و در فعلی به معنای «مخالفت کردن» ریشه دارد.
در عربی هم كلمهٔ «شيطان» از ماده «شطن» گرفته شده و «شاطن» به معنى «خبيث و پست» آمده است و «شيطان» به موجود سركش و متمرّد اطلاق مى شود.
در این رابطه همچنین عنوان کاهنان عیلامی منفور مردم بین النهرین یعنی شاتان هم قابل توجه است.
نام زُروان (پیر) در معنی شیر جنگل
چون سر زُروان (زَئوروَ-ان، پیر) به سان سر شیر تصور میگردیده است:
शुर m. zura lion
वन n. vana forest
اتیمولوژی محتمل تَک
تَک به صورت تَ-اِکَ در سنسکریت معنی واحد شدن میدهد:
Ta (त): become
एक adj. eka one
ولی بیشتر محتمل است که تک مقلوب یک-تا بوده باشد.
معنی لقب پهلوی «بریزاین ریش» قباد
این لقب را که در مجمع التواریخ برای قباد ملقب به مدافع درویشان و دادور آمده به صورت «پهریچاین - ریش» می توان به معنی پرهیز کننده از گناه معنی نمود:
ऋष्य n. rishya violation
جمعه، بهمن ۰۶، ۱۴۰۲
معنی پایتاکاران/بیلقان در اران
این هر دو نام به معنی محل چشمهٔ بزرگ می باشند:
پایتاکاران: پئیتی (بزرگ، سرور)- کا (چشمه)- ران (جا).
بیلقان: بیل (چشمهٔ بزرگ)- قان (گان).
در این رابطه نام اردبیل را هم میشود محل چشمهٔ بزرگ مقدس (سرئین= چشمهٔ زیبای ناهید) معنی نمود.
आर्थ adj. Artha honourable
ल n. bila opening, fountain
معنی نام اشکانی واغارشک
نام واغارشک (واغار-ارشک) را برابر ولخش (بسیار نیرومند) می دانند. بر این پایه نام واغارشک به معنی اشکانی شجاع و قهرمان است:
वागर m. vAgara wolf
वागर m. vAgara hero
वागर m. vAgara brave man
نام دیگر وی، والارشک (ارشک والامقام) بوده است.
سهشنبه، بهمن ۰۳، ۱۴۰۲
محل دو شهر باستانی آذریجانی زراوند و هیر
نام دو شهر باستانی زراوند (دارای سرما) و هیر (ثروتمند) که در آذربایجان و جوار فلات آناتولی بوده اند، مربوط به سلماس (سیمباسه، بسیار سرد) و خوی (هوی، ثروتمند) هستند:
शिशिर adj. zizira cold
hava: wealth
ماینهرج (مای بهرج)، تبرمایس، خانیجر و جوذمه همان قروه، ماه نشان، بیجار و یاسوکند هستند
منابع جغرافیایی کهن از شهر ماینهرج/مایبهرج (محل نگهبانی ماد) در جنوب آذربایجان و در خاک کردستان خبر می دهند که به وضوح یاد آور قروه (محل نگهبانی) است. منابع بیزانسی در خبر حملهٔ هراکلیوس از شهری به نام تبرمایس (قرص ماه، ماه نشان) در شرق گنجک (تخت سلیمان) خبر می دهند که مطابق شهرک ماه نشان استان زنجان است.
در منابع جغرافیایی عهد اعراب به همراه ماینهرج از خانیجر (محل چشمهٔ کوهستانی) و جوذمه (پناهگاه بزرگ) در جنوب آذربایجان و شمال خانیجر یاد شده که یاد آور بیجار و یاسوکند (جازوکند) هستند.
مطابق منابع تاریخی مهدی فرمان داد تا در آن موضع شهری بنا کنند که پناهگاه و «حصن» در برابر دزدان باشد. عاملان مهدی شهر سیسر (سردسیر، سنندج) را ساختند و به دور آن بارویی کشیدند و مردم را در آن جای دادند و رستاق «مای بَهْرَج» [در اصل: ماینهرج] را از دینور و رستاق «جوذمه» را از آذربایجان از کوره بَرْزه (شیز) و رستاقِ خانیجر را به آن پیوستند و از جمع این رستاقها «کوره » ای پدید آمد و مالیات آن به سیسر تعلق گرفت (ص ۳۱۸). مای بَهْرَج «ماذْپَهْرگ» است یعنی دیدبان ماد.
اشتراک در:
پستها (Atom)