پنجشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۹۵

مطابقت ساپاردا/شاپاردا با سهرورد

نام ساپاردا به صورت سوَرده در سانسکریت به معنی محل هدیه بهشتی با نام سهرورد (محل گل سرخ) در جنوب شهرستان قیدار زنجان همخوانی دارد. نام باستانی دیگر آن سیبار (سوَر= بهشت) بوده است. در آن حوالی بیجار و ابهر حالیه به ترتیب با شهرهای باستانی آبدادانی (محل آبزاری) و تادی روتا (دارای آب روان) مطابقت می نمایند. نام به ظاهر ترکی سهرورد یعنی قره قوش هم در واقع بر گرفته از کَرَ-غوژه پهلوی (کَرَ-کوشَ سانسکریتی) به معنی محل غنچه کاری بوده است. در این سمت در سال ۷۱۵ پیش از میلاد دایائوکو شخصی به نام کی بابه را از فرمانروایی خارخار (دیوان دره) اخراج کرده بود. کتیبه های آشوری این عهد در آن ناحیه از سه دهکده مهم به نامهای اوریاکو (محل مرتع)، زابگاگ (جایگاه ثروتمند) و خاریپ (جایگاه شتران) اسم برده اند که به ترتیب قابل تطبیق با قیدار (گئیث-دار= محل گیاهزاری)، زونق (زاو-نیوَک= زمین شایسته) و خورخوره (خرخاره= محل خران سترگ/اشتران) می باشند.

سه‌شنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۹۵

معنی نامهای پارتاتوا، پشنگ، تور و تُرک

به نظر می رسد لیکوس (گرگ) که هرودوت برای پادشاه اسکیتی عهد مادها آورده لقب خود پارتاتوا بوده است. در اساطیر کهن ایرانی وی تحت نام تور (گرگ) آمده است. چون توره (شغال) در واقع به معنی تور کوچک (گرگ کوچک) است. منظور از افراسیاب تورانی (پر آسیب تورانی) همان مادیای اسکیتی پسر پارتاتوا است که نه پسر تور بلکه نواده وی محسوب شده است. نام میان آنها پشنگ (جنگی یا پرنده شکاری) از سویی عنوان قومی پچنگها (اِریک های باستانی) از اقوام ترک زبان تابع اسکیتان و از سوی دیگر خود پارتاتوا (جنگنده توانا) بوده است. جالب است که در مینوخرد، پَشَن (از همان ریشه پَرِتَ= جنگیدن) نام گرگ کبود (توتم ترکان) آمده است. لذا ریشه نام تَرک هم در معنی دارنده توتم گرگ به واژۀ تور در معنی گرگ می رسد. معنی فرنگرسین را بسیار هراس اندازنده گرفته اند. ولی افراسیاب/فراسیاب به ظاهر ترکیبی از فر (بسیار) و آسیب دارد. اَسیوَ در سانسکریت هم معنی مهلک و هم معنی خطرناک میدهد. واژۀ تور را در نزد گوک ترکان نیز به معنی ایرانی آن نیرومند (صفت گرگ) گرفته اند.

مطابقت ریونیز، فرود، فریبرز، سیاوش با فرائورت

در روایات ملی شاهزاده مقتولی به نامهای ریونیز (سرور با شکوه مقتول)، فرود (نگون بخت) و فریبرز (سرور با شکوه نگون بخت) و سیاوش (سیه پوش) فرزند یا نواده کیکاوس (خشثریتی) به شمار رفته اند و به جز فریبرز جملگی در مقام مقتول. جالب است که ریونیز در رابطه با دامادی توس نوذری (کوروش دوم) سپهسالار کیاخسار (کیخسرو) است و مطابق کوروشنامه گزنفون کوروش دوم داماد و خواهر زاده کیاکسار (فرزند فرائورت) بوده است. خود نام فرائورت (فرورتیش) می توان به معنی بسیار ثروتمند گرفت. نام آستیاگ نیز به معنی ثروتمند است از این جا است که در کوروشنامه به جای نام فرائورت نام آستیاگ در مقام نام پدر کیاکسار قرار گرفته است.

دوشنبه، فروردین ۰۲، ۱۳۹۵

نامهای دیرین کرمانشان و هرسین و کنگاور و الشتر و کنگاور و کوهدشت

در کتیبه لشکرکشی تیگلت پیلسر سوم که متعلق به سال ۷۳۷ پیش از میلاد می باشد٬ در این سمت از نواحی بیت سانگی (خانه سنگی)، بیت تازّاکی (خانه استوار)، بیت ایشتار، کینگی کانگی و کین دی گیاسو نام برده شده است که به ترتیب نشانگر کرمانشان (خانه سنگی)، هرسین (دژ سنگی)، الشتر، کنگاور و کوهدشت می باشند.

یکشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۹۵

معنی نامهای اهواز و پَرَتاکین

نام شهر اهواز مرکب از "اَهو" (سرور) و "وَئِذَ" (پدید آورنده)، چنانکه گفته اند در واقع نام دیگری بر خود خوزستان بوده است. چون شهر اهواز در واقع سوق الاهواز (بازار "سرزمین پدید آوردۀ خدا= خوزستان") بوده است. نام هرمزد اردشیر متعلق به اهواز نیز اشاره به این شهر خوزستان (سرزمین خدا) داشته است. چون هرمزد-ارت-خشثره را می توان «پاک [شهر]"سرزمین خدا" (خوزستان-ایلام)» معنی کرد.
مسلم به نظر می رسد نام قوم پَرَتاکین که استرابون از وجود این مردم دامدار و کشاورز نیز در خوزستان خبر داده، در واقع همان پارَتا-خَیَنَ ها (مردم کنار نهر) یعنی مردم آرامی غسل تعمید کننده خوزستان بوده اند.

معنی هلتامتی، عیلام و کیسیا

هرودوت و استرابون عیلامیان را تحت نام ایرانی کیسیان معرفی نموده اند که از ریشه اوستایی کئیتی به معنی خرسند کننده و مهربان است که در آن حرف "ت" اوستایی به "س" تبدیل شده است؛ نظیر تبدیل گاتو به گاس (گاه). این به وضوح مطابق نام عیلامی هلتامتی (سرزمین خدای بخشنده و مهربان) در گزارش والتر هینتز و نام اکدی عیلام (سرزمین منسوب به خدا) است. مطابق فرهنگ اساطیر شرق باستان تألیف گوندولین لیک، ئیل خدا در باورهای کهن سامی ملقب به بخشنده و مهربان بوده است. بر این اساس نام اوستایی خوزستان یعنی وَرِنه (زادگاه فریدون/کوروش) را هم می توان به معنی سرزمین خوشنودی و خرسندی و بر گزیده گرفت و نام مردم بختیاری یادگار آن دانست. در وندیداد آفت سرزمین ورنه، دشتان غیر طبیعی آن شمرده شده است که لابد اشاره عکس العملی به غسل تعمید مردم آرامی جنوب غربی خوزستان در عهد اشکانی است.
نظر به اینکه نام سرزمین مازنها (مازندرانیها) به شکل مَئِذَنه به اوستایی به معنی محل لذت و خوشی است لذا نام شمال مرکزی ایران یعنی "مازندران و گیلان" (که به نوبه خود با نینوا و آشور معادل گرفته شده اند) در داشتن عنوان ورنه (سرزمین خوشی) با خوزستان مشترک بوده اند که با اختصاص مازن به مازندران، ورنه هم به گیلان اختصاص داده شده است.
خدای عیلام عنوان شیموت ملقب منادی قدرتمند خدایان بوده که برایش گاونر قربانی می کردند. این ویژگی های وی، او را قابل قیاس با ایزد مهر می گرداند. خود نام کیسیا را میشود به صورت کِی-شیا در زبانهای قدیم ایرانی به معنی سرزمین سرور گرفت. خود نام پهلوی خوجستان (خوزستان) مترادف با هالتامتی به معنی سرزمین خواجه (خود زنده= خدا) و سرور است.

پنجشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۹۴

معنی جاماسب

به نظر می رسد در ویکیپدیای فارسی حدسی درست زده اند و نام جاماسب را متعلق به پرکساسپ (پَرَ-خشی-اسپ = دارای جای اسبان فراوان) آورده اند چه در منابع یونانی نام پرکساسپ را در رابطه گائوماته بردیه (سپیتاک سپیتمان) به صور ایساپت (سرور دارای مال بند) و اوروپاست (دارای مال بند گسترده) آورده اند. بر این اساس نام جاماسپ را به لغت اوستایی می توان اسب پرور معنی نمود. جاماسب را داماد زرتشت سپیتمان (به قول هرتسفلد همان سپیتاک سپیتمان، پسرخوانده کوروش) آورده اند.

چهارشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۹۴

مطابقت پاوه با دژ باستانی باروآ

سه دژ باستانی مادها به اسامی بوشتو (محل محترم) در منطقه آرسیتا (محل محترم) در ناحیه قوم کوموردیان (مردم مهربان) و باروتا (باروی گسترده) در همسایگی آن و باروآ (محل دارای بارو) در ناحیه ای جنوبی تر از آنها از لحاظ صوتی با نام قصبه های بست، بایوه و شهر پاوه در مناطق کردستان و کرمانشاهان مطابقت می نمایند.

بر عکس بودن رابطه پدر و فرزندی اغریرث و گوپت شاه در روایات ملی

در اساطیر اوستایی و پهلوی توگدامه (مخلوق سرور زاده حیوان) و سانداخشترو (داری حکومت رضایتبخش) از فرمانروایان کیمری به ترتیب بر عکس هم به صورت اغریرث (دارای کردار عالی) و گوپت (گاو سرور) از تورانیان دوست ایرانیان ذکر شده اند. تورانیان دوست ایرانیان = خاندان فریان در جزیره رود رنگها (دجله) سکنی داشته اند و اسلاف کردان غربی بوده اند. به نظر می رسد در هیئت یونانی نام توگدامه یعنی لوگدامیس، واژۀ توکَ/توگ سانسکریتی به معنی زاده حیوان در یونانی با لوک/لوگ (گرگ) جایگزین شده است.

دوشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۹۴

معنی ننگرهار و جلال آباد

نام استان جلال آباد یعنی ننگرهار به سانسکریت و اوستایی به صورت نَناگرَ-هَره به معنی دژ قلل کوهستانی اشاره به شهری در سمت ناحیه شهر جلال آباد (جلال کوت= دژ جلال) است. یعنی در واقع جلال آباد مترادف آدینه پور (آذینه پور، شهر آذین بسته) است: هسوآن تسانگ هم از ناگارا-هارا یعنی شهر کوهستانی و هم از آدینه پور نام برده است و نام جلال آباد را با نام بانیی به نام جلال الدین محمد اکبر مربوط می دانند. نام آدینه پور را هم با توجه به نام دیگر بخش قدیمی آن جهان نمای می توان به معنی شهر زینت یافته گرفت و این مطابقت بیشتری با نام جلال و جلال آباد دارد. بنابراین ناگارا-هارا یا همان ننگرهار (دژ قلل کوهستانی) را می توان با شهرک گِردی (ده کوهستانی یا دژ کوهستانی) بین گذرگاه خیبر و جلال آباد مطابقت داد.