پنجشنبه، آبان ۱۰، ۱۴۰۳
مطابقت بوسنی ها با آمازونها Matching Bosnians with Amazons
قبایل دو زبانهٔ سکایی- اسلاوی سئورومات (مارپرست)/ سرمت (مادر سالار)، شامل ماساگتها (آلانها و روکسولانها، نیاکان کرواتها) و یازیگها (دارندگان توتم مار، صربها) و آمازونها (زنان جنگاور، ائورسی ها) بوده اند که این آخری مطابق بوسنی ها (زنان خطرناک و جنگاور) به نظر می رسد:
भय n. bhaya (bho) dangerous
जनी f. jani (zani) woman
आम m.n. Ama passing hard and unhealthy excretions
zoni (zaoni): women
औरसी f. aurasi (aorsi) legitimate daughter
Matching Bosnians with Amazons
Bilingual Scythian-Slavic tribes Sauromat (serpent worshiper)/Sermat (mother lord), including Massagtes (Alans and Roxolans, ancestors of Croats) and Yazigs (snake totem holders, Serbs) and Amazons (warrior women, Aorsi), the latter according to Bosnians (dangerous and warrior women) looks like:
भय n. bhaya (bho) Dangerous
जनी f. jani (zani) woman
आम m.n. Ama passing hard and unhealthy excretions
zoni (zaoni): women
औरसी f. aurasi (aorsi) legitimate daughter
ینتسایی نام سکایی اویغورها یا روکسولانها
ینتسایی های منابع چینی که در استپها جایگزین آلانها شدند به لغت سکایی و سنسکریت مترادف نام ایغور ها (خجسته ها) و روکسولانها (آلانهای درخشان) به نظر می رسد:
जन m. jana (yana) people
तिष्य m. tiSya auspicious
دوشنبه، آبان ۰۷، ۱۴۰۳
نامهای تخت جمشید (جمشید دارای وَر=باغ) و وَرِنه (شهر فریدون=کوروش) و پاسارگاد و پارسه جملگی به باغ انگور اشاره دارند
مطابق منابع یونانی در کاخ هخامنشیان تاک زرینی که بر کاجی زرین پیچیده بود، نگهداری میشد که سمبل پارس (خوشهٔ انگور) به نظر می رسد:
वेल n. vela (vara) garden
नाय m. nAya leader
वरण m. varaNa any tree
परिसर् f. parisar grape
kad (gad): seat of the throne
पर्ष m. parSa bundle, cluster of grapes
منظور از درخت وَن یوت بیش (درخت رنج زدا) در کتب پهلوی که منجی جاودانی ایرانویج به شمار رفته خود کوروش پارسی به نظر می رسد که در خواب آستیاگ به سان درخت تاک سایه افکن بر آسیا ظاهر میشود.
De forntida nordiska stammarna
Nordiska folkstammar hos Ptolemaios:
Ptolemaios nämner svenskar, samer och finländare i tur och ordning under namnen firasoi (eldgud dyrkarna), fauonai (fä-unnai, renskötarna) och finnoi (finländarna, sumpmarkfolket).
De andra nordiska folkstammarna hos Ptolemaios:
Om chaideinoi och levoni:
Enligt Ptolemaios bodde de i nordväst och central av Skandinavien. De har varit norrmän och finnvedingar (smålänningar):
Chaideinoi: de som bor på taket av Jorden.
छाद n. chAda tak
Chaideinoi har fått även namnen hill-evioner, avioner, hyperbore'er och adogiter.
Hill-evioni (avioni): de som är i aviga sidan av berget.
Hyperbore'er (de övernordliga) har varit norr-avigner (avioner): norrmän.
Ado-giter: neder/norr folket
Levoni: de som är livegna, finnvedingar (smålänningar).
Om dauciones och gutae som enligt Ptolemaios bodde i södra Skandinavien :
Dauciones (daner) låter att betyda de som har haft skräckinjagande krigshundar.
Gutae (götar) kan betyda häst skötare:
घोट m. ghoTa häst
Skandinaviens karta enligt Ptolemaios:
”Västra delen” bebos av (1) Chaedini
”Östra delen” bebos av (2) Favonae och (3) Firaesoi
”Norra delen” bebos av (4) Finni
”Södra delen” bebos av (5) Gutae och (6) Dauciones
"Mellersta delen" bebos av (7) Levoni
Mytiska nordiska folkstammar på Chertomlyks vas:
Trädet och fåglarna och bevingade hästen påminner om Uppsalas Yggdrasil.
Lejonerna och hästtämjarna (=arimaspier i söder om guldvaktande gripar enligt Herodotus) och jagande griparna påminner om danskar och götar och samer.
Historikern Herodotos berättar om poeten Aristeas som påstod att han i trans hade kommit till issedonerna (egentligen menas folk i Estonia= östland som blivit missförstånd med issedonerna i öst) att det bodde enögda arimaspier bortom dessa, bortom dessa gripar som bevakade guld, och bortom dessa hyperboréerna, som bodde vid havet.
Skyterna runtom Chertomlyk i Ukraina kallade goterna arimaspier (hästtämjarna) och introducerades som dyrkare av den enögde guden (Oden).
Chertomlyks vas från omkring det fjärde århundradet f.Kr.
یکشنبه، آبان ۰۶، ۱۴۰۳
بررسی مفاهیم بسیار جالب خواب های آستیاگ در مورد کوروش
در خبر هرودوت در باب خواب آستیاگ (ایشتویگو، آژدهاک یعنی ثروتمند) در مورد ظهور کوروش مفاهیم نامهای پارس (سرزمین انگور) و کوروش (مرد سیلابی، سیلاو مان) ضمن اسطورهٔ جالبی گنجانده شده اند:
پارس در سنسکریت به صورت پَرش به معنی تَر رشد کننده (چنار) و خوشه (انگور) و پریسَر (دراز کشنده روی زمین) به معنی انگور است و طبق گفتهٔ هرودوت، آستیاگ در رؤیایش کورش پارسی را به سان تاک سایه افکن بر آسیا می بیند که اشاره به معنی لفظی پارس (سرزمین تاک) است:
पर्षते{पर्ष्} verb parSate[parS] grow wet
पर्ष m. parSa bundle, cluster
परिसर् f. parisar grape
परिसर adj. parisara lying near or on
مطابق منابع یونانی در کاخ هخامنشیان تاک زرینی که بر کاجی زرین پیچیده بود، نگهداری میشد که می توانند سمبل پارس (خوشه، انگور، تَر رشد کننده، چنار) باشند.
طبق هرودوت "سپس آستیاگ خواب دیگری دید که از زهدان دخترش درخت تاکی رویید که بر سراسر آسیا سایه افکندهاست."
این بی شک اشاره به خود نام کوروش است که با توجه به واژهٔ بلوچی کور (رود سیلابی کوهستانی) به معنی مرد سیلاب مانند است و همین است که در اوستا به صورت ثراتئون (رود سیلابی مانند) به جای نام کوروش و نام شاهنامه ای او فریدون (فریتون، دوست منش= هخامنشی) نشسته است.
کل اسطورهٔ پیدایی کوروش از این قرار است:
هرودوت گوید که "آستیاگ دختری به نام ماندانا داشت که دربارهٔ او خوابی دید. خواب دید که او چندان آب رفت که سراسر آسیا را سیل فراگرفت. آستیاگ ترسید و ماندانا را به جای اینکه به یک مادی به زنی دهد، او را به کمبوجیه پارسی داد. از این پیوند کوروش زاده شد. سپس آستیاگ خواب دیگری دید که از زهدان دخترش درخت تاکی رویید که بر سراسر آسیا سایه افکندهاست. کاهنان دربار و جادوگران (مغان) آن را چنین تعبیر کردند که نواده او، کوروش جانشین او شده و به عنوان شاه به تخت سلطنت خواهد نشست. پس از شنیدن این تعبیر، آستیاگ فرمان داد تا دختر باردارش ماندانا را از پارس نزد او آورند، بعدها هنگامی که کوروش به دنیا آمد، آستیاگ دستور داد تا نوزاد را بکشند. این کار به دست هارپاگ سپرده شد که یکی از درباریان آستیاگ بود. هارپاگ این کار را به چوپانی به نام مهرداد سپرد که یکی از بردگان هارپاگ بود. به این چوپان دستور داده شد که کودک را در کوهستانی رها کند که پر از جانوران درنده بود. هنگامی که مهرداد کودک را به کلبه اش در کوهستان برد، مشاهده کرد که همان موقع همسرش اسپاکو، نوزادی مرده به دنیا آوردهاست. آنها تصمیم گرفتند کوروش را به عنوان فرزندی نزد خود نگهدارند و آنگاه لباسهای نفیس شاهانه کوروش را از تن او به درآورده و بر تن نوزاد مرده کردند و او را در نقطهای دور افتاده در کوهستان رها کردند. پس از اجرای این کار، مهرداد نزد هارپاگ رفته گزارش داد که مأموریت خود را به انجام رساندهاست. هارپاگ افراد قابل اعتمادی به کوهستان فرستاد تا جریان کار را بررسی کنند و پس از یافتن جسد، کوروش را به خاک بسپارند. پس از آن اطمینان حاصل شد که فرمان شاه اجرا شدهاست.
هنگامی که کوروش ده ساله شد و با کودکان هم سن و سالش بازی میکرد، آن کودکان وی را به عنوان شاه برگزیدند: یکی از میان این کودکان که نجیبزادهای از ماد بود از فرمان کوروش سرباز زد، در نتیجه کوروش او را گوشمالی داد. پدر آن پسر به نام آرتمبارس نزد آستیاگ شکایت برد و اظهار داشت که یکی از بردگان وی فرزندان درباریان را چوب زدهاست. کوروش را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شد. شاه با مشاهده کوروش و شباهت وی با افراد خانوادهاش مظنون شد که مبادا کوروش نواده خودش باشد. پس شاه مهرداد را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید شکنجه خواهد شد. مهرداد حقیقت را بیان داشت و آستیاگ از آن آگاه شد. پس از آن هارپاگ را به بی رحمانهترین شکل تنبیه کرد. بدین ترتیب که او را برای صرف شام دعوت نمود و بدون آنکه وی خبردار شود گوشت بدن فرزند هارپاگ را به عنوان غذا، به خورد پدر داد. مدتی بعد آستیاگ به جادوگران و کاهنان روی آورد و از آنها سؤال پرسید که آیا هنوز هم باید از خطر از جانب نوهاش بهراسد یا نه. آنها پاسخ دادند که رؤیای شاه اکنون تعبیر شدهاست، برای اینکه کوروش هنگامی که با کودکان دیگر بازی میکرد، به عنوان شاه انتخاب شد. پس دیگر نیاز نیست از وی بترسد. پس از آن آستیاگ آرام گرفت و نوهاش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد."
در منابع کلاسیک یونانی (هرودوت، گزنفون، دیودوروس)، کوروش فرزند کمبوجیه اول و ماندانا است. بدین ترتیب فرزندشان (کوروش) نوه ایشتوویگو است. تاریخدانهایی چون کامرون، پیانکوف و وایسباخ این گزارش را صحیح و قابل اعتماد میدانند. اما والتر هینتس این گزارش را مشکوک میداند و میگوید که کوروش زمانی که به پانزده سالگی رسید، آستیاگ هنوز به تاج و تخت ماد دست نیافته بود. بدین ترتیب میتوان ادعا کرد که کوروش نمیتوانسته نواده آستیاگ باشد. هینتس میگوید کوروش در سن چهل سالگی به پادشاهی رسید و در نتیجه سی سال فرمانروایی کرد. از آنجا که منابع بابلی نشان دادهاند که کوروش در سال ۵۳۰ پ. م درگذشت، بنابراین میبایستی حدود سال ۶۰۰ پ.م. به دنیا آمده باشد. بریان میگوید که پیوند خانوادگی کوروش و آستیاگ محل تردید است. چون این ادعا میتواند توجیه ایدئولوژیکی هلنی از قدرت کوروش در ماد و حتی در لیدیا باشد. این بنمایهای است که آن را نزد هرودوت بازمییابیم، وقتی که میکوشد نخستین تماس کوروش و اهموسه و سپس علل فتح مصر به دست کمبوجیه را توجیه کند؛ که در بیشتر موارد توجیهات دودمانیای مطرح است که پس از وقوع رویدادها ابداع شدهاست."
در مورد ماندانا دختر آستیاگ خبر گزنفون در کوروشنامه گره گشاست که می گوید آستیاگ اول (فرائورت) پدر کیاخسار (هوخشتره) پدر بزرگ مادری کوروش (کوروش نیای کوروش بزرگ) بوده است. بنابراین ماندانا مادر پدر بزرگ او (کوروش نیای کوروش) بوده است که با مادر خود کوروش بزرگ مشتبه شده است.
منابع عمده:
١- تاریخ هرودوت.
٢- فرهنگ لغات سنسکریت.
٣ داندامایف، تاریخ سیاسی هخامنشیان.
اتیمولوژی خیار و خربزه و قارپوز (تربزه)
خیار در شکل اوستایی خوَ-وَئوئیری (خوَ-ویار) به معنی میوه و محصول خوب و مطبوع است.
شکل برجسته و کشیدهٔ پوزه نشانگر آن است که از این شکل کدویی کشیده آن منظور بوده است. بنابراین خربزه و قارپوز به معنی محصول کشیدهٔ بزرگ و محصول کشیدهٔ آبدار (تربزه) هستند. این کلمات زیر در رابطه آنها هستند:
پوژه:pūža:ران؛ تنه درخت؛ساقه.
پارسی میانه:pūzag: ساق پا.
کردی:puz/puza:ماهیچه ساق پا.
بختیاری:piz-e pā:ساق پا.
گیلکی:buz/pā-buz:پشت پا؛پاشنه.
نام شهر دهدشت کهگیلویه می تواند به معنی ده بزرگ باشد
نام شهر کوهستانی دهدشت به صورت دِه-دَش به معنی ده بزرگ بوده است، چون در این منطقه از شهری به نامهای مترادف جو-مَه (جای بزرگ) و بلد شاپور (شهر گسترده) یاد شده است.
پنجشنبه، آبان ۰۳، ۱۴۰۳
یک معنی محتمل پارس
پارس در سنسکریت به صورت پَرش به معنی تَر رشد کننده (چنار) و خوشه (انگور) و پریسَر (دراز کشنده روی زمین) به معنی انگور است و طبق گفتهٔ هرودوت، آستیاگ در رؤیایش کورش پارسی را به سان تاک سایه افکن بر آسیا می بیند که می تواند اشاره به یک معنی لفظی پارس باشد.
पर्षते{पर्ष्} verb parSate[parS] grow wet
पर्ष m. parSa bundle, cluster
परिसर् f. parisar grape
परिसर adj. parisara lying near or on
مطابق منابع یونانی در کاخ هخامنشیان تاک زرینی که بر کاجی زرین پیچیده بود، نگهداری میشد که می توانند سمبل پارس (خوشه، انگور، تَر رشد کننده، چنار) باشند.
دوشنبه، مهر ۳۰، ۱۴۰۳
تثلیث خورشیدی هندوارپایی
در اساطیر هندوایرانی ویوَسوت (ویوَنگهونت، دور درخشنده) دارای فرزندان یمه خشئتَ (زوج درخشان، جمشید) و یمی (ماه) است. در اساطیر اسلاو، سواروگ (درخشان) دارای فرزندان داژبوگ (خدای داغ، خورشید) و سواروگیج (آتش خورشیدی) است. در اساطیر ژرمن، تیر (خدای درخشان)/سیو (درخشان) دارای فرزند ئول (خدای خورشید و آتش) و مونا (ماه) است.
تثلیث خدایان اسکاندیناویایی اودن (غرنده)، ویله (ایزد حیوانات)، وه (مقدس) یاد آور تثلیث پرون (ایزد رعد)، ولس (ایزد حیوانات) و سوانتویت (مقدس) اسلاوها هستند.
جمعه، مهر ۲۷، ۱۴۰۳
مطابقت فرطیانس با فلورانس
نام فرطیانس که در کتب عهد اسلامی از جزایر خالدات (جزایر سعادت) به شمار رفته یاد آور شهر فلورانس (مرفه و شکوفا) در ایتالیا است:
Florens: prosperous, flourishing
اشتراک در:
پستها (Atom)