جمعه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۹۶

مطابقت مزار شریف با آتشکده ونابک

در کتاب پهلوی شهرستانهای ایران آمده است که "آتشکده ونابک در سمت بلخ را سپنداته ایجاد کرد". نام ونابک را میشود خدای دوستی معنی کرد که به وضوح یادآور ایزد مهر و نام قصبه قدیم خیبر (خوبر، دارنده خوبی) در جای مزار شریف است. این نام را نین بک (منسوب به خدای اسرار) هم آورده اند که باز یادآور سنن پر رمز و راز مهرابه ها است. نام خیبر به صورت kha-vara در سانسکریت معنی بهترین سرداب/مهرابه را می دهد. در سمت افغانستان و خراسان آتشکده ها بیشتر به ایزد مهر منسوب بوده اند. در واقع به نظر میرسد امام علی به وساطت نام قصبه خوبر/خیبر جایگزین ایزد مهر شده است. نام بانی آتشکده ونابک/نین بک، سپنتداته (مخلوق مقدس) آمده است که می تواند منظور خود زرتشت سپیتمان باشد.

پنجشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۹۶

مطابقت نامهای سپیتاک و وهیزداته با بردیه

کلمات سانسکریتی زیر نشان میدهند که نامهای سپیتاک (سپنتداته مغ حاکم بلخ) و وهیزداته (حاکم نیمه شرقی فلات ایران) مترادف بردیه (بلند و بزرگ و نیرومند) بوده اند:
स्फीत sphita adj. Big. विहायस् vihAyas adj. Mighty. विहायस् vihAyas adj. Vigorous.

سه‌شنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۹۶

رد پای نام اروپا در اساطیر پیشدادیان اسکیتی (سکایی) و ایرانی

آرتور کریستن سن نام پارالاتهای سکایی را با پیشدادیان (نخستین فرمانروایان) در اوستا مقایسه نموده است. در میان پیشدادیان اوستا به نام جالب تخمو-اوروپه بر می خوریم که می توان آن را پهلوان سرزمین اروپا معنی کرد. در اساطیر ایرانی تخموروپه با تهمورث یعنی "پهلوان سرزمین ارابه" مطابقت داده شده است که به نظر می رسد در اینجا سهوی صورت گرفته است چون تهمورث به وضوح مطابق نام آرپوکسائیس (پادشاه سرزمین "ارابه= رسا پوینده") در اساطیر اسکیتی است که پادشاه تراسپیان (روسها) و کاتیاریان (مجارها) به شمار رفته است؛ لذا نام تخموروپه (پهلوان اروپا) متعلق به همان مردم ائو-کات (دارای سرزمین نیکو) در سرزمین لیپوکسائیس (پادشاه "مردم کناری= اوکرائینی ها") می باشد که به نظر می رسد نامی بر مردم "لهستان (پولن= دشت و مزرعه)" بوده است و در اوستا مطابق نام مردم آنجا (ائو-کات ها) تحت نام هئوشینگه (دارای سرزمین نیکو) آمده است و پادشاه سرزمین آریائیان به شمار رفته است. بنابراین نام اروپا در هیئت سکایی ائو-روپه (دارای طبیعت خوب) و شکل یونانی ایو-اوروپا (فلات نیک) در اساس نامی بر سرزمین های سمت لهستان بوده است.

دوشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۶

مطابقت داریوس مادی با ایشتیویگو (دارا، ثروتمند)

ابوریحان بیرونی نام پادشاه پیش از کوروش را داریوس مادی آورده است لذا منظور از داریوس مادی می تواند همان ایشتیویگو (آژدهاک، آستیاگ) بوده باشد که معنی نامهایش دارا (ثروتمند) است. اوس را اینجا میشود پسوند یونانی گرفت. استاد پورداود، کلمات ایشتی و اژدیایی را در یادداشتهای گاثاها به معنی دارایی (دارا بودن) آورده است. خود نام داریوش (داریَ وَهوش) را هم میشود دارای ثروت (داریَ- وهو[وَسو در سانسکریت= ثروت]-اوش) معنی کرد.
شجره نامه پادشاهان ایران کهن بر پایه کتاب ابوریحان بیرونی «آثار الباقیه عن القرون خالیه» که به معنی «آثار برجای مانده از سده‌های گذشته» است:
۱- داریوس المادی -------------------- ۱۷ سال
۲- کورش: بانی بیت المقدس ----------- ۹ سال
۳- قومبسوس [=کمبوجیه] -------------- ۸ سال
۴- داریوس الاول ------------------- ۳۶ سال
۵- اخشیرش [خشیارشا] -------------- ۲۱ سال
۶- ارطخشست الاول [=اردشیر] --------- ۴۳ سال
۷- داریوس الثانی --------------- ۱۹ سال
۸- ارطخشست الثانی --------------- ۴۶ سال
۹- اُخوس (اردشیر ثالث) ------------ ۲۱ سال
۱۰- فیروز ---------------------- ۲ سال
۱۱- داریوس --------------------- ۶ سال
۱۲- اسکندروس بن میقدون -------------- ۸ سال

یکشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۶

نامهای پیشدادی اساطیری اسکهد و انکهد

در خبر بروس مورخ بابلی آمده که "بین نخستین خدیو زمین آلاروس (ورزاو) [معادل کیومرث] و خیستروس [معادل جمشید] که در عهد او توفان بزرگ روی داد، نه تن به طور بسیار طولانی مدت حکومت کردند." بنابراین با بر شمردن نامهای پیشدادی کیومرث، مشیه، سیامک، فرواک و برادران ویگرد-تهمورث-هوشنگ در روایات زرتشتی بدین نتیجه می رسیم همانطوریکه آرتور کریستن سن در یافته است بین هوشنگ و ویونگهان پدر جمشید دو نام پیشدادی وجود داشته اند که از طریق خداینامه به صورت اسکهد (فراهم کننده مرتع، جاودار) و انکهد (فراهم کنندۀ معاش و زندگی، جاندار) به کتب مورخین عهد اسلامی رسیده است.

شنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۹۶

وجه اشتراک یمه (جمشید) با یم اوگاریتی

نام یَمه (جمشید) به عنوان شاه جوان کنار رود دائیتی (آفرینش) در مقام خدایگانی با یَم (دریا) خدای اوگاریتی سمت سوریه مطابقت دارد که ملقب به شاهزاده جوان رود و خدای آبهای شیرین و شور (آپسو و تیامات) بود. آپسویی که توسط ائا مغلوب شده و به جهان زیرین فرستاده میشود و او در آنجا سرور جهان زیرین و دریاچه ها (ور) میگردد. در نقش تیامات او به دست مردوک (اژی دهاک) کشته میشود. در اساطیر هندوایرانی جمشید خدای جوان جهان زیرین و صاحب ور است و در سمت دریای چین توسط اژی دهاک و سپیتوره (پلنگ-مارِ نیرومند، موش هوشو) کشته میشود. در اساطیر سامی یم مانند جمشید (یمه) می خواسته است سروری تمام خدایان و مخلوقات را بدست بیاورد که مغضوب میگردد. به نظر می رسد از خیستروس خبر بروس یعنی شهریار کشتی سوار که در عهد او توفان بزرگ واقع میشود و از کسیسوتریوس خبر موسی خورنی (شاه منجی کشتیران) همین یم/یمه خشئته (فرمانروای دریا) مراد بوده است که در عهد وی توفان سرما و برف در می گیرد. یمه و یمی هندوایرانیان با خدا و الهۀ میرای آب یعنی آپسو و تیامات (تیَ-یمه-تَ= همراه خدای مرگ؟) قابل تطبیق می باشند. نام یَم/یَمه را در هیئت یاوَ با یهوه مطابقت داده اند و این نشانگر ارتباط خود نام موسی/موت (ایزد جوان مرگ)- که کتاب تورات را به نام وی خوانده اند- با یهوه می باشد. مطابق تورات یهوه (در مقام خدای دریا) فرعونیان تعقیب کننده یهود (هیکسوسها) را با آب دریا غرق ساخت.
یمه به عنوان خدای جهان مردگان نزد کافرها (کاپری ها) ایمرو و در اساطیر اسکاندیناوی به عنوان خدا/غول میرای نخستین ایمیر و در نزد کاسیان به عنوان خدای حامی خاندان پادشاهی ایمیریا نام داشته است. لذا بی جهت نیست که جمشید میرا دارای عنوان پادشاه (خشئته= شید) است. او در اساطیر ایرانی در رابطه با جشن نوروز سوای آپسو و تیامات به جای ایزد میرای نباتی تموز هم هست.

مطابقت نامهای نمرود و اَژی دهاک با مردوک

نمرود به صورت نمرو-ادی در اکدی به معنی همراه با پلنگ معنی می دهد و اژی دهاک اوستا به معنی دارای نشان مار سمّی است و سمبل مردوک ایزد ملی بابل نیمه پلنگ-نیمه ماری به نام موشهوشو (مار سمّی) بوده که همراه وی تصور میشده است. ولی ضحاک به معنی خندان ترجمه نام آشّور خدای ملی آشوریان است.
نمرود در معنی توراتی یاغی هم یاد آور نام موشهوشو (مار شدید و افعی) و نیز شدّاد یعنی شدید العمل است. اگر نام سپیتورۀ همکار آژی دهاک را به معنی سگ وحشی (سپی-تورَ) بگیریم آن نشانگر نام نمرود/موشهوشو (پلنگ/مارِ همراه) خواهد بود. اینکه سپیتوره برادر یمه (جمشید) به شمار رفته است به سبب آن است که خود یمه هم در مقام یَم خدای اوگاریتی رود و دریا اژدهاوش به شمار می رفته است:

پنجشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۶

ریشۀ ایرانی نام های آبادان و اهواز

بطلمیوس از جزیره ای به نام آپفانا (محل آبهای فراوان، جزیره) در انتهای مصب اروند رود سخن گفته است که آن را با نام آبادان تطبیق داده اند. اینکه در منابع عهد اعراب گفته میشده است ورای آبادان (عبادان) شهری نیست، از ترجمه عامیانه ظاهر ایرانی نام آبادان (جزیره) به اَپَ-دان ([ورای آن] محلی-نیست)عاید می شده است. به نظر می رسد نام شهرهای اهواز (دارای وزش باد بد= اگینیس/اَغَ-یئونی-اِس خبر استرابون)، محمره/معمره (ماء-مَرَ= محل گذر آب)، ماهشهر و هندیجان/اندیجان (محل آب) در نقشه های بطلمیوسی به صورت آسیه (محل گرد و خاک)، تِرِدون (محل گذر آب گسترده)، پاسینی (محل تور ماهیگیری) و گران (محل مرطوب) آمده باشند:
अप्व apva adj. abounding in water
आस Asa m. dust
पाशिन् pAzin adj. having a net or noose
गरण garaNa n. wetting, अन्ध andha n. water

چهارشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۹۶

ریشۀ کلمه پَروَس (تبار و جامۀ رویی)

پَروَس به معنی تبار مرکب از کلمۀ اوستایی پئورو-ویس (نخستین-خانواده) و به معنی جامۀ رویی آن بر گرفته از پئورو-وسترَ (جامۀ رویی) به نظر می رسد:
بدو گفت من کیش گرسیوزم / به شاه آفریدون رسد پروسم.

یکشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۹۶

مطابقت فروهرها با آنوناکی ها

ماه فروردین در تقویم بابلی متعلق به آنو (خدای آسمان) است. او فرزندان نیمه خدا-نیمه فرشته خویش یعنی آنوناکی ها را که تعداد شان غالباً 50 تا ذکر میشود به مأموریت به جهان فرودین می فرستد (لابد در همان روز 19 فروردین که جشن فروردین و هنگام نزول فروهرها است). لذا به نظر می رسد بین نام فروهرها و آنوناکی ها ارتباطی موجود است. اگر این طور باشد مفهوم فروهر از باورهای بابلی وارد سنن ایرانی شده است. پرَوَرَ (فروهر) در سانسکریت مانند آنوناکی های بابلی به معنی از نژاد و تبار عالی است. در اوستایی می توان فرَ-وَهَر را به معنی بهره رسان از آسمان نازل شده گرفت. به نظر می رسد جزء وهر/ویهر (بهره و لذت) با بهار ربط داده می شده است.