یکشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۹۷

معانی محتمل چند نام دشوار در شاهنامه

اَهرَن (جنگاور)، برموده (پرموده، شادمان)، تُبُرگ (مرد بی ریش)، خشنواز (فرمانروایی کننده)، رشنواد (از خانواده دادگر)، شنگل (شنکله، کُشنده)، رغمان (عاشق پیشه)، زادشم (زئی-دوشم، دعاکننده برای بخشش گناهان)، سپنسار (سرور خردمند)، سپهرم (رماننده سپاه)، سنباد (رهبر اتحادیه)، کُهرم (رمندۀ کوهی)، کهیلا (پُر سخن)، لنبک (جستجوگر)، لهّاک (فلزپوش)، نستار (خطرناک)، هیزیل (خندان) و هیشوی (نیرومند).

شنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۷

سندی بر تعلق قومی هپتالان به اقوام مارپرست آلان

با توجه به نام اقوام سئورومات (همراه دارندگان سمبل مار) و آلان (منسوبین به موجود سَمّی=مار) و اینکه نام قوم هپتالان در شاهنامه با سمبل کرم هفتواد (هفت ایل پرستنده "کرم= اجی، مار") ظاهر میشود، می توان نام هپتالان به معنی هفت ایل مارپرست (هفت-آلان) گرفت. در شاهنامه کشته شدن کرم هفتواد (منظور هپتال پادشاه هپتالان) به جای بهرام گور به اردشیر بابکان نسبت داده شده است که بر اساس داستان کارنامه اردشیر بابکان است که در آنجا از هفتال (هفتواد) با نام هفت بوخت (پادشاه هفت ایل) معاصر اردشیر بابکان یاد گردیده است.

معنی شوربا

شوربا (شورباج، شورپاچ) به معنی غذایی است که با در آب جوشاندن (شوراندن) پخت و پز میشود.

جمعه، مرداد ۱۲، ۱۳۹۷

مأخذ واژۀ سپهر

به قول نلدکه واژۀ پهلوی سپِهر مستقیماً از سنسکریت «سویتر» ۞ (مایل به سفیدی ، سفید) آمده و به قول گایگر کلمه ٔ افغانی «سپرا» ۞ (خاکستری رنگ) از آنجا ناشی است. (حاشیۀٔ برهان قاطع چ معین). ولی کلمۀ سنسکریتی سَبهره (آسمان اَبری) در این راه آلترناتیو درست به نظر می رسد:
واژۀ سپهر بر گرفته از سَبهره سنسکریت به معنی ابری و دارای ابر به نظر می رسد، لذا منظور از گردان سپهر می تواند ابرهای گردنده بوده باشد:
साभ्र adj. sAbhra (sa-abhra) cloudy
साभ्र adj. sAbhra having clouds
منشأ کلمۀ اسفر (جَو، فضا) در زبانهای اروپایی را نامعلوم می دانند، می تواند با واژۀ سپهر مربوط بوده باشد. جالب است که واژۀ ژرمنی آسمان sky (scuwo) را هم در اساس به معنی ابر می دانند.

ترکیب واژۀ اوستایی هُنر

غالباً این کلمه را مرکب هو= خوب و نَر گرفته و آن را به معنی نیروی مردانگی خوب دانسته اند ولی با توجه به معادل سنسکریتی آن، به نظر می رسد آن از کلمه هَوَنگهه (هَوَن-= خوشی و شادی) بعلاوۀ پسوند ملکی اَر (برخوردار بودن) ساخته شده است. چون در ویکیپدیای فارسی شکل سنسکریتی هنر را سونره دانسته اند و این کلمه در سنسکریتی به معانی لذت بخش، مطبوع، دلکش، دلفروز، دلربا و قشنگ است:
सूनर adj. sUnara delightful. स्वङ्ग adj. sva´nga having a beautiful body, स्वङ्ग adj. sva´nga (hva´nga,hvan-) well-shaped. .

پنجشنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۹۷

مطابقت نامهای هوگوَ و جاماسب اوستا با پاسارگادیان و گئوبروه

در اوستا فرشوشتر (دارندۀ شتران سالم) و برادرش جاماسب (رفت و آمد کننده با اسب) از خاندان توانگر هوگوَها (دارندۀ گلۀ خوب) به شمار رفته و نامشان با نام متحدین شان نوذریان دارای اسبان تند رو (هخامنشیان) همراه گردیده است. نامهای جاماسب (رفت و آمد کننده با اسب) و هوگَوَ (دارندۀ گلۀ خوب) یاد آور نام گئوبروه (صاحب گاوان) نیزه دار و رفیق داریوش و ایل حکومتی پارس، پاسارگادیان (دارندۀ گله های عالی) هستند. نام پرکساسپَ (پرورش دهندۀ اسبان) نیز که در واقعه گائوماتای مغ از وی یاد شده است، با نامهای جاماسب و گئوبروه مرتبط می نماید.

معنی واژۀ اُستاد

مأخذ اوستایی واژۀ اُستاد را کلمۀ اوستایی ava-stAt دانسته اند لذا با توجه به واژه های سنسکریتی زیر احتمال زیاد دارد واژۀ اُستاد به معانی متقدم و پایه بوده است:
.अवस्तात् ind. avastAt before अवस्तात् ind. avastAt below
پیشوند اَوَ (زیر، دور) معنی اوَ-ستات را به مفهوم ایستاده در زیر و قبل یعنی پایه و مبنا و اسبق نشان می دهد.

مطابقت نام شاهنامه ای بَرته از نژاد توابه با فرائورت فرزند خشثریتی

نام بَرته که در شاهنامه با نام فریبرز همراه است، به صورت وَرته در اوستایی و سنسکریت به معنی رفاه و ثروت یاد آور نام پادشاه مقتول ماد فرائورت (فرورتیش= بسیار ثروتمند، فرود سیاوش) است. چون نام توابه به صورت تواوه به معنی منسوب به نیرومندی مطابق نام خشتریتی (نیرومند) که در اوستا با نام کیکاوس نیرومند معرفی شده است. خود نام فریبرز (دارندۀ نیروی فرخندۀ والا) هم در اساس متعلق به فرائورت (فرود سیاوش، سیاوش) به نظر می رسد.

معنی نامهای مهتر رستم، الوای شاهنامه و زرعلی شاهنامه گورانی

نامهای الوای و زرعلی (علی پیر) به صورت علی مهتر در اسطورۀ آذری کوراوغلو (پسر کوروش، تخلص اوزانی بابک خرمدین تنبور زن) یاد گردیده است که برگرفته داستان مادی منسوب به کوروش است که کتسیاس ذکر کرده است که در آن آترادات (مخلوق آتش، آلوو) پدر کوروش است و مهتر اسبان کتک خورده از سرور مادی اش بر انگیزنده کوروش علیه مادها است. در اسطورۀ کوراوغلو، آترادات و مهتر اسبان ستمدیده فرد واحدی گردیده و پدر کوراوغلوی عصیانگر به شمار رفته اند. از قرار معلوم بابک خرمدین در ترانه های حماسی اوزانی خود سوای حماسۀ محوری عصیان کوروش بر اسطورۀ عاشقانه اردشیر و گلنار تأکید داشته است که به صورت کوراوغلو و نگار بازگویی شده است.
خود آترادات (مخلوق آتش= آلوو) قهرمان اساطیری مردم شمال ایران بوده است که سپاهیان آشوری به رهبری رئیس رئیسان آشوری شانابوشو (سردار آغاز حکومت آشوربانیپال) را در پای حصار شهر بابل شکست داده و خشثریتی (کیکاووس) و همراهان مادی وی را از محاصره نجات داده بود که حماسۀ آن تحت نامهای گرشاسب (کرسا-سپ= در هم شکننده راهزنان) کنار دریای فراخکرت و رستم هفتخوان مازندران و آذربرزین (آلوو مهتر) مخاصم بهمن (منظور دیوان دژ بهمن = آشوریان) انعکاس یافته است. نام زال (پیر) به عنوان پدر رستم هم در رابطه با همین نام علی کیشی (آلوو پیر) در اسطورۀ کوراوغلو و زر علی (پیر آلوو) شاهنامه گورانی و الوای شاهنامه فردوسی پیدا شده است.

چهارشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۹۷

احتمال ایرانی بودن نام بُلبُل

نظر به واژه های اوستایی وُئورو (وُل، بُل، گسترده) و وَئیری (هم آهنگی، باب دل) و اصطلاح وورُ و وور رُ فارسی (پی در پی) واژۀ بلبل به معنی "دارندۀ صدای بسیار هماهنگ" بیان دیگر همان هزار دستان است و کلمۀ عربی ولوله (که شکل ایرانی دیگر آن غلغله است) معرب از آن به نظر می رسد:
مطابق لغت نامۀ دهخدا: "وور و وور. [ وو رُ / وورْ رُ ] (ق) (در تداول) متصل . پیاپی . پی درپی . پشت سرهم . یک ریز. یک بند.
ولوله. [ وَل ْ وَ ل َ / وِل ْ وِ ل ِ ] (از ع ، اِ) جوش و خروش. (غیاث اللغات). شور و آشوب و غوغا. (برهان) (غیاث اللغات). بانگ و فریاد. (غیاث اللغات) (صراح اللغة):
خوشا نبید غارجی با دوستان یکدله
گیتی به آرام اندرون مجلس به بانگ و ولوله."
نام اوستایی زَئیری وَئیری را در این رابطه می توان دارای سخن هماهنگ و باب دل زرین معنی نمود که با معنی زرتوشتره (از همه خشنود سخن تر) همخوانی دارد.
گفتنی است کلمۀ دستان در نام هزار دستان به معنی سرود و آواز است و با داستان (دات-اِست-ان= سرگذشت نامه، منسوب به نگهداشت سرنوشت) متفاوت است.