شنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۹۷

معنی نامهای پادشاه معروف آدیابن، سنتروک و ایزَتیس

اگر سنتروک (سندروک) را به معنی دارای فر فرخنده و مبارک بگیریم آن یاد آور یزته (یجته) در معنی دارای شرف و افتخار و حرمت خواهد بود:
शान्त adj. zAnta auspicious (z=sh,s)
रोक m. roka splendour
यजते verb yajate {yaj} honour

چهارشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۹۷

مطابقت نامهای سیساک، سکاسنه، سیونیک

این هر سه که نامهای مردمی باستانی در سمت قره باغ آمده است، معانی همراه دارندگان سگان (سهه-ساک)، اهدا کنندۀ سگان و منسوبین به سگ را می دهند. مطابق استرابون سوغات مردم آلبانی به اسکندر دو سگ بود که شیر درنده را مغلوب می کردند. به نظر می رسد قشقایی ها که نامشان به صورت کا-سگایی معنی سگپرست می دهد از اعقاب این مردم بوده اند که به همراه بیاتها از اران به فارس کوچ کرده اند. هنوز سگان شیروش بر گبه های قشقایی نقش می بندند.
کلمه سکا/شکا از سویی معنی بزکوهی و از سوی دیگر معنی سگ را می داده است. در صورت اول سکاسنیان از سکاها و در صورت دوم مربوط کوتیان و کاسپیان سگپرست بوده اند. کیمری ها سه توتم خود سگ/شیر-بزکوهی و مار را در توتم خیمریای خود یکی کرده بوده اند. نظر به اینکه منابع بیزانسی در این سمت از نامهای کادیشیان (کادوسیان، مار پرستان) و تموریان (آهنگران، کنگرلو ها) و جای دیگر از کردوکها (کردها، مارپرستان سکایی) و تموریان یاد می کنند، لذا معلوم می‌شود سکاسنیان از سکاها بوده اند.

سه‌شنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۹۷

معنی چالوس و ناتِل

در منابع جغرافیایی کهن عهد اسلامی از دو شهر چالوس (چال-اوس، سالوس) و ناتِل در مازندران نام برده اند که به ترتیب در زبانهای ایرانی و سنسکریت معنی دارای چشمۀ واقع در گودی و شهر نیزاری معنی می دهند.

تفسیر اصطلاح دار آمل شاهنامه (از زبان زال-سام)

مرا گفت بر دارِ آمل کنی / سَزاتر که آهنگ کاول کنی
بنا به قرائت پراشک محقق چک از روی یک کتیبه آشوری که به صورت سؤال از هاتف است "خشتریتی و مادهای فراری همراه وی از مقابل اسرحدون از شهر سیلخازی (تپه سیلک) و کارکاشی (کاشان) به شهر آمل فرار کرده و آنجا حصار مادی نیرومندی ساخته بودند و در کتیبه سؤال شده آیا لشکرکشی به رهبری رئیس رئیسان شانابوشو برای مذاکره و تسلیم مخالفان (به رهبری خشثریتی) بدان شهر (در آن سوی درۀ آندیا= سفلای قیزیل اوزن) بفرستند یا نه؟"
شانابوشو در آغاز حکومت آشوربانیپال مقام رئیس رئیسان را داشت. آشوریان ماجرا را مسکوت گذاشته اند و دیاکونوف معتقد است در مجموع قیام خشثریتی با موفقیت همراه بوده است چون بعد از آن آشوریان به متصرفات مادها حمله نکرده اند. تصور من این است که نبرد گرشاسب کنار دریای فراخکرت و هفت خوان رستم در مازندران بیان همین واقعه پیروزی مادها و آماردان بر آشوریان در پای حصار حصین شهر آمل و نخستین پیروزی ایرانیان مادی و آماردی بر آشوریان است. در حالی که در آنجا مادها ابتدا به محاصره آشوریان افتاده بوده اند و به یاری آماردان از این واقعه پیروزمند در آمده اند. نام اصلی قهرمان آماردی عهد مادها آترادات پیشوای آماردان بوده است. در مجموع یعنی دار آمل در اینجا به معنی حصار و سپر دفاعی و حامی شهر آمل است که به مخمصه افتادن ایرانیان مادی در آن جا ضرب المثل شده بوده است:
ढाल n. DhAla (dAra) shield
شکل سنسکریتی ذال (دار) در معنی حامی یاد آور نام ثریته (حامی) و خود زال است.
شاهنامه تحت عنوان هفت خوان رستم در مازندران و در اوستا تحت عنوان کشتار غولان و دیوان توسط گرشاسب در کنار دریای فراخکرت با اهمیت زیاد از این واقعه صحبت کرده اند. کتابهای پهلوی هم میگویند آسمان پیمایی کیکاووس (خشثریتی) با عقابانش از بالای ارزیفیه (کرکس) و البرز با شکست مواجه شد و وی در شهر آمل فرود آمد به محاصره دیوان افتاد و رستم دستان وی را نجات داد.
کاول به معنی شهر شکاف کوهستان در اینجا می تواند شهر رویان (منطقۀ روی کوه) باشد که حاکم دره قیزیل اوزن یعنی مامیتی آرشو مادی (منوچهر روایات ملی و آرش کمانگیر روایات ملی) هنگام آمدن آشوریان متحدان اسکیتان (تورانیان) به مازندران به قله مسطح آن پناه برده بود. ابوالفدا گفته است شهر رویان که آنرا شارستان نیز گویند (و آرش کمانگیر تیر خود را از آنجا انداخت) بر قله کوهی که مشرف بر معبری کوهستانی است، قرار دارد. لذا شانابوشو به سبب این موانع طبیعی آن، آنجا را رها کرده و به سوی آمل روانه شده بود. نام مامیتی آرشو را می توان به معنی بی نهایت دور تیرانداز یا بسیار دقیق تیرانداز معنی کرد.

معانی نام خوارزم

نام سرزمین خوارزم به معنی سرزمین آلانها (مردم مارپرست) به نظر می رسد چون نام پهلوی سولیک/سوریک آن ناحیه هم که در رابطه با رود آمی (آمودریا، جیحون) است، در اساس سنسکریتی اش به معنی سرزمین منسوب به مار است. اینکه در اوستا سرزمین آریاویج (در مقام خوارزم) دارای نه ماه زمستان و محل مار سرخ به شمار رفته است متأثر از همین معانی این نام ها و همچنین معنی سرزمین سرمای سخت سولیک و خارا-زَم است:
ह्वार m. hvAra serpent
सुरा f. surA snake
आल n. Ala any discharge of poisonous matter from venomous animals
सोलिक adj. solika cold

معنی نامهای ایزد ارمنی پرودئیاد ساندرامت و الهه های ارمنی استغیک و نانا

نام ایزد ارمنی پرودئیاد ساندرامت در خبر موسی خورنی به معنی پیشگوی پر از پند است. احتمال دارد منظور همان نام ایزد دانایی و نویسندگی یعنی تیر بوده باشد:
सान्द्र adj. sAndra full of, मत n. mata advice
الهه استغیک (دوستدارندۀ بوتۀ گل سرخ): نظر به معنی ایرانی نام جشن ارمنی وارتاوار که در رابطه با گل سرخ است و در آن ترکیب واژۀ وارد (تقطیرِ، آب دادنِ) و ورت (ورد، گل سرخ) هیئت اصلی نام وارتاوار به نظر می رسد، لذا آن در مجموع یعنی جشن گلابگیری از گل سرخ؛ علی الاصول حرف ساکن "ت" از آخر آن ساقط شده است. اگر شکل اصلی وارتاوار همین وارتاوار بوده باشد در این صورت به معنی دارندۀ گل سرخ اشاره به همان الهۀ زیبایی و گل سرخ یعنی استغیک است.
تاریخ تقطیر و گلابگیری به عنوان تكنیكی كه هنوز كارآمدترین روش عصاره‌گیری است، به آیین باستانی "عید گلابگیری" بازمی‌گردد كه امروزه در كاشان به "لتان" (عید شکافتن گل) معروف است.
آیین‌های گل چینی و گلابگیری در قمصر و سایر نقاط گلخیز كاشان هرسال از اوایل اردیبهشت ماه آغاز می‌شود و تا اواخر خرداد ماه ادامه دارد. لذا عید آبریزان ماه تیر به غیر از عید ورتاورت (گلابگیری، تقطیر گل سرخ) بوده است:
वार्द vArda m. water-giving
نام الهه استغیک ارامنه این جشن را در سنسکریت می توان به معنی دوستدار بوتۀ گل گرفت:
इष्ट 0 iSTa. lover, गुच्छ 0 guccha. bunch of flowers
نام الهه ونوس "اشتیاق عشقی" در ارمنستان به نانا "دارای آشکاری و عریانی و برهنگی" ترجمه شده بوده است:
(دارای عریانی و برهنگی)नाना indecl. nAnA distinctly
"venus: "sexual desire

دوشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۹۷

معنی نامهای دموک،اسپروگ و ماریندک

در فصل بیستم بندهش، دربارۀ تخمه و پیوند کیان از دموگ (دم-موگ= سرزمین خرما)، اسپروگ (اسپه-رئوکه= سرزمین سگان با شکوه) و مار-ایندک (مار-آسیب رسان) به عنوان اولاد سام بدین نحو یاد شده است: به دموک (مردم سرزمین خرما) پادشاهی آسورستان داده شد (در کتاب پهلوی درخت آسوریک هم نام آسورستان با درخت نخل همراه است). به اسپروگ (مردم پرستندۀ سگان با شکوه= کاسپیان) کدخدایی سپاهان (منظور سرزمین "سپاهیان= آماردان") داده شد (در شاهنامه اسپروز در رابطه با لشکرکشی کیکاوس، مازندران است ولی در بندهش نام اسپروگ با پارسیان ماسپی= بزرگ سگان در سمت ایلام و اصفهان ربط داده شده است). به مار-ایندک (مردم پرستندۀ مارسمّی= کادوسیان) پادشاهی پتشخوارگر (نواحی کوهستانی البرز در شمال ری و قزوین) داده شد.

مطابقت نام ایزد کتابت ارمنی تیر با عناوین نبو و بودا و زرتشت

به نظر می رسد نام ایزد تیر که در نام اشکانی تیرداد دیده میشود، ربطی به تیشتر (تیر) ندارد و در اصل به صورت ترَیه-داته به معنی از بر خوانندۀ سرودهای دینی نام ایزد موبدان پارتی بوده است. چنین مفهومی در نام اشکانی گودرز کشوادگان (شیوا سخن دانای سرودهای دینی) هم دیده میشود. نام این ایزد را می توان معادل نبو ایزد کتابت بابلیها و گوتمه بودا (مرد منوّر حافظ سرودهای دینی) در مقام مظهر نهم ویشنو شمرد. در نزد مغان ماد این نام با عنوان خدایگانی و پیامبری زرتشت (پیام خوش رسان زرین) جایگزین شده است:
تیر ۞: این خدا، خوابگزار، حامی ادبیات و صنایع بود و قلم آرمازد (اهورا مزدا) نامیده میشد. تیر لغتی ایرانی است. او را با هِرمس ۞ یونانی که خوابگزار بود تطبیق کرده اند. معبد تیر در یرازاموین ۞ بود و آرتاشس دوم مجسمۀ او را از ((آرماویر)) بدانجا برده بود. قشون تیردات ۞ که دین عیسوی پذیرفته بود، به فرمان وی از پایتخت واغارشاپات ۞ بدان معبد روی آورده ، آنرا ویران کرده بسوختند و دیویسنان (منظور مغان) از آنجا فرار کرده به معبد آناهیت آمدند. (آگاثانگلس). ۞ یکی از نامهای ارمنی بنام تیر ۞ نامیده شده است چنانکه مِه کان ۞ بنام مهر بود. و نیز از نام تیر اسامی خاصی مشتق شده اند مانند ترینکاتار ۞ ، تیروتس ۞ ، تیران ۞، تیرداد ۞ و غیره.

یکشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۷

پرستشگاه بودا و مادرش مایا در ارمنستان

گیسانه (سرود دان) و دِمِتر (مادر دانا) با گائوماته (دانای سرودهای دینی) و مادرش آمیتیس (بی نهایت دانا) مطابقت دارند. چنانکه هاروی کرافت معتقد است گائوماته همان گوتمه بودا (دانای محافظ سرود های دینی) و مادرش آمیتیس همان مایا (دانا) مادر گوتمه بودا است:
مطابق منابع کهن ارمنی گیسانه ۞ و دِمِتر ۞ دوتن شاهزادهٔ مشکوک هندی بودند که به ارمنستان پناه آورده و در تارون ۞ دو مجسمه و معبد برای خود برپا کرده بودند. عیسویان معبد گیسانه را ((در دوزخ )) و یا ساندارامت ۞ می نامیدند که از ((دیوها)) پر بود. مجسمه ٔ گیسانه 12 ذراع و ازآن دمتر 5 ذراع بود.
geshNu: سرود دان
dhi-mater: مادر دانا

شنبه، شهریور ۱۰، ۱۳۹۷

مطابقت ایزد ارمنی بارشامین با ایزد فینیقی- آشوری مار- اشمون

در عصر ایرانی در سمت آشور و فینیقیه ایزدی آسمانی سبزیهای بهاری به نام مار-اشمون (اشمون مقدس) را می پرستیده اند که با بارشامین ارامنه مطابقت دارد. احتمال دارد اشمون به معنی دارای نشانه سمبل ستاره هشت پر باشد. ستاره هشت پر که سمبل آنو ایزد آسمان و بهار (ایزد ماه فروردین) بوده است : بارشامین ۞ : مجسمۀ این خداوند را تیگران فرمانروای ارمنستان از بین النهرین آورده بود و برای او در قصبۀ ثُردان ۞ در ایالت دارناغیاتس ۞ معبدی برپا کرده، وی را پرستش میکردند. مجسمۀ او از عاج و بلور و نقره ساخته شده بود و بهمین مناسبت او را ((سفیدفر)) می نامیدند. در داستانهای ارمنی است که واهاگن کاههای بارشام را می دزدد و آرام ۞ پادشاه افسانه ای ارمنی او را مغلوب میکند.
در ایزد کدۀ هندوایرانی نام مار-اشمون (دارندۀ سمبل ستارۀ هشت پر مقدس) با ائیریامن ایشیه (ایزد مقدس بهاری) ایزد کهکشان یندو (درخشان، راه شیری، کهکشان) مطابقت می نماید که نظیر مار-اشمون ایزد دارو و درمان به شمار رفته است. نظر به مطابقت مار= مقدس با داوُد (گرامی) مسلم به نظر می رسد که ستارۀ شش پر داودی بر گرفته از ستارۀ هشت پر مار-اشمون (آنو) است.