پنجشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۸

بررسی نام و نشانهای قبایل دهگانه بزرگ حکومتی دولت گوک ترکان

نگارنده این مطلب را نه با انگیزه ملیت گرایی افراطی (که به اقرار فاقد آنم) یا حتی انگیزه معتدل آذری و ترک خود بلکه صرفاً به جهت تدوین یک شناسنامه برای علاقه مندان تاریخ قبایل و اقوام بزرگ قدیم دولت گوک ترک انجام میدهد. چون در این باب عریضه را خالی دیدم و تحقیقات انجام شده را نارسا و متوقف. چه نقل قولهایی که در کتب و مقالات در این باره به عمل می آید بیشتر از قفس اوغلوی قدیم است که آن هم مانند هر کس دیگر در قفس زمانه اسیر است و بدیهی است که علم تاریخ با امکانات جدید پیش میرود و مورخ برجای می ماند و بر خواب میرود. این تحقیق فشرده هم شامل آن اقوام و قبایلی خواهد بود که نام و نشان خود را درتاریخ کنونی از دست داده و در درون اقوام و ملیتهای دیگر مستحیل شده اند و هم آنهاییکه نام و نشان قدیمی خود را حفظ نموده اند. در این باره سوای اطلاعات رایانه ای و کتب راجع به اقوام ایرانی و سکایی، کتاب جامع مهاجران توران زمین نادر بیات را هم در باب گروههای مختلف ترکان در دسترس دارم و امیدوارم که بتوانم کار مؤجز ولی نوین و با ارزش و نسبتاً جامعی را، ارائه دهم. برای این کار سوای سه دهه تحقیق روی اقوام کهن ایرانی و استپ نشینان هندو ایرانی و ترک و مغول اوراسیا (بین مغولستان و روسیه سفید)، گشایشهایی بزرگی هم در سالهای اخیر در این راه بدست آورده ام و آن همانا اسلحه برنده ای است که از موضوع اثبات ترک تبار بودن آلبانهای حکومتی در غرب دریای خزر و داهه ها در شرق این دریا بر گرفته ام، که اکنون بکار آید. برای سادگی ابتدا فهرست وار اقوام بزرگ ترک را که بنا به سروده فردوسی زماندران تا به دریای چین را در اختیار داشتند، با نام و نشان آنها آورده و سپس فهرست قبایل بزرگ شناخته تشکیل دهنده آنها را قید می نمایم:
تُرک: برای این نام معانی مختلفی ذکر شده است. معتبرترین آنها ترک به معنی کلاهخود و ترک به معنی فرمانروا و قانونگذار است. مطابق منابع چینی هیئت اصلی نام قبیله ترک را که توسط هونها برای خدمت آهنگری و بافندگی از سمت شمال شرقی دریای خزر به اورخون در سمت شرق مغولستان کوچ داده شده بودند، توکیو آورده اند. غالباً تصور شده است که یک "ر" در وسط این نام به سبب مشکل بودن تلفظ آن در نوشته چینی ها از قلم افتاده است. بدون شناسایی توتم اصلی ترکان شناسایی درست نام و نشان قبایل ترک به مشکل بر می خورد از این رو هم بوده است خواجه رشیدالدین فضل الله در جامع التواریخ خود هر یک از قبایل بزرگ و کوچک ترک را به همراه توتم ایشان ذکر نموده است.ولی در اثر وی این توتمها انواع عقاب و شاهین است که به قبایل اویغور (بُز اوک=تیره های طلایی حکومتی) در سمت ترکستان چین منتسب است. وی به عمد یا به سبب عدم اطلاع از توتمهای تیره های اوغوز یاد نکرده است. با اندکی دقت می توان متوجه شد که توتم اصلی و درجه اول ترکان گراز و توتم درجه دوم ایشان گرگ بوده است. چون نام های خیون (به مازندرانی یعنی مربوط به گراز، به چینی یعنی خرس)، خزر (خاس ار به سغدی یعنی گراز سرور)، و تغوز ارسین (در اصل یعنی هفت تیرهً گرازان) و تونقوز (گراز، ترکان سیبری شرقی)، توغوز اوغوز (تیره گرازان یا هفت تیره گرازان) و خود اوغوز (هوک اوز، خوک سرور) وغُز (خی اوز، گراز سرور) به وضوح بیانگر این مطلب می باشند. این تیره های صحراگرد ترک از عهد باستان در اطراف دریای خزر به جز سواحل جنوبی آن پراکنده بوده اند. جالب است که این ساکنان جنوب ایرانی نیز نامشان با گراز پیوند دارد چه وراژ گانه (ورکانه، گرگان) و کاس پیانه هم در اصل به معنی منسوب به سرزمین گرازان و گراز خواران می باشند. از این جاست که نامهای مختلف دریای خزر یعنی گرگان، خزر و کاسپیانه جملگی به همین معنی تقریباً مشترک هستند. به نظر میرسد نامهای ایرانی بُلاش (وُلاش= بسیار نیرومند، گراز) و نام روسی بوریس (به زبان اسکیتی به معنی بسیار نیرومند) و نام نیای اساطیری ترکان یعنی گوک بوری (گو-ار خدای آسمان و رعد هونها) از نام گراز گرفته شده اند. لذا توتم گرگ (واری ژرمنها، وهرک ایرانیان) بعداً جایگزین توتم بوری (بورو روسها یعنی گراز) شده و کلمه بوری در زبان ترکی صرفاً به معنی توتم گرگ (واری ژرمنها، وهرک ایرانیان) گرفته شده است. در مجموع می توان گفت تیره های شمالی و شرقی ترکان صحراگرد خود با توتم گراز معرفی می نموده اند و تیره اویغور (ایل سرور و خجسته) چنانکه خواجه رشیدالدین فضل الله قید نمود خود را با توتم انواع عقاب. گرچه این موضوغ عمومیت نداشته چه نام ترکان قرقیز (قرقی سروران) در قرقیزستان که از تیرهای اوغوز بوده اند دارای همان توتم از عقاب و شاهین اویغوران هستند. نامهای تات (تاو-ایت به ترکی یعنی دارندگان سگان تنومند) و تاتار (تات ار، در مفهوم تات سروران) را می توان در رابطه با هم با توجه به ایزد توتمی گرگ آلانها یعنی توتیر (تو- تور یعنی حیوان وحشی نیرومند) به مفهوم گرگساران (یعنی دارندگان توتم گرگ) یا گراز ساران گرفت که نامهای این دو قوم در اساس با نامهای قوم ایرانی کادوسیان (کا-تو- سون= یعنی پرستندگان سگان نیرومند) و قوم نیمه اسلاو- نیمه ترک-ایرانی ووسونها (دارندگان سگان نیرومند، خی شکوها، اسلاف سرخ ریش بلغاران) قابل تطبیق می باشند. ووسونهایی که به همراه هونها از استپهای آسیایی به اروپا هجوم بردند و منشأ اصلی ملیت بلغاران شدند. بنابراین ترکان حکومتی گوک ترک در داشتن همین توتم گرگ با تاتارهای اصلی یعنی ووسونهای متحد و زیردست هونها- که ایشان در اساطیرشان آنان را دشمنان خود معرفی می نموده اند- مشترک بوده اند. در میان آلانهای جنوب قفقاز یا آلوانهای غربی توتم گرگ در مقام خدای حامی گرگان آلانها (تو تیر= گرگ نیرومند یا گراز نیرومند) تورک (پهلوان) نامیده میشده است. چه موسی خورنی از آن به عنوان خدا-پهلوان گرگ/گراز سیمای مردمان سمت دریای سیاه یعنی سمت گرجستان نام برده است. به نظر میرسد تیره های اوغوز که به حاکمیت قبایل ترک میرسیده اند از اویغورها (فرمانروایان و نجبای متمدن) به شمار میرفته اند یعنی این تقسیم بندی قبایل به اویغور و اوغوز سیال و متغیر بوده است.
امّا ترک در نزد ترکان در معنی سکایی آن یعنی گرگ فراموش شده است، نگارنده نخستین بار این مفهوم در رابطه با نام توره (گرگ کوچک) و نام پادشاه معروف اسکیتی/تورانی پارتاتوا (توتیر، تور، لیکوس یونانیها=گرگ) برخورد نمودم. ایشان در زبان خویش آن را به مفهوم حاکم و قانوگذار گرفته و معنی سکایی آن را در توتم گرگ خویش حفظ می نموده اند. زوج قوم ترکان اولیه توکیوهای منابع چینی همان توکومونگها بوده اند که همان ترکمنها می باشند. مسلم به نظر میرسد که ترکان حکومتی امپراطوری بزرگ گوگ ترک برای با پشتوانه نمودن نام و نشان خود سه نام را با معانی متفاوتش در هم ادغام نموده اند:1- تورک به معنی سکایی آن یعنی توتم گرگ ترکان. کلمه فارسی توره با پسوند تصغیر "ه" به معنی شغال به وضوح حاکی از این معنی است. می دانیم مطابق خبر منابع کهن چینی توکیوها سر گرگ توتمی خود را از طلا ریخته و بر دیرک چادر خاقان خود نصب کرده بودند. به طوری که گفته شد. این توتم ایشان بوده است و مسلماً یکی از معانی اصلی بوده است که از نام ترک مفهوم میشده است. 2- تو کیو یا تورکیو (در هیئت دور-چو) به معنی بر سر گذارندگان کلاهخود را باید از این میان کنار گذاشت چه استعمال چنین کلاه خودها در میان ایشان رواج کافی نداشته و سنت جا افتاده ای نبوده است. 3- ترک (تور- کویو) از ریشه کلمه ترکی توره (قانون) و کویو (گذارنده) که در مجموع حاکم و قانونگذار است. این معنی لابد بعد از به قدرت رسیدن ایشان از نام ایشان استخراج میشده است. گر چه در اساس نام ترک یا تورک ریشه آلانی آن به معنی گرگ نیرومند نهفته است. به هر حال این مفهوم اخیر و شکل کنونی آن بعد از تشکیل حکومت گوگ ترکان (ترکان اصیل و حکومتی) بدیشان داده شده است. والاّ این نام پر طمطراق حکومتی یعنی قانونگذار یا حتی قانونگزار نمی توانست مناسبتی با نام و نشان این قبیله آهنگران زیر دست و تبعید شدهً هونها به اورخون داشته باشد.
نه نادر بیات مؤلف علاقه مند به منشأ قبایل ترک و نه ترک لوگ های منابع وی حوصله و جرأت وارد شدن در مبحث بررسی اسامی قبایل اولیه دهگانه گوگ ترکان را به خود نداده اند که به شکل تلفظ چینی شکسته و بسته آن از عهد تجزیه حکومت گوگ ترکان در حدود سال 630 میلادی به دست ما رسیده است. نگارنده از آغاز دیروز با تا پایان امروز با این اسامی دست پنجه نرم کرده ام که تا فرجی در این راه گشوده شود. نتایج این تلاش روی این اسامی تا به حال از این قراراست:
1- شاخهً تولو (اوغوز، تولاش) که نگارنده در معنی خود همین سه نام مذکور مفهوم صحرا گرد را در می یابد. قبایل پنجگانه این شاخه که مساکن شان بین رودخانه یلدوز علیا و تارباقاتای ذکر شده، از این قرارند:
چوموکوئن (خانات منطقه چمنزار و باتلاقی) نام این قبیله به وضوح یادآور قبیله ترک منطقه چومول (باتلاقی) است که در نزدیکی ماناس (همنام قهرمان اساطیری قرقیزها) می زیسته اند. لذا منظور از اینان را باید همان قرقیزها (قرقی سروران) دانست. هولو (خئلو-لو) به زبان سکایی و ترکی یعنی دارندگان توتم گراز تیز دندان. پیداست خزرها و خیونها (یعنی منسوبین به گراز یا خرس)؛ یا شاخه ای غربی از تونقوزها (گرازان) مراد است. میدانیم که هسینگونو ها یا همان هونها (خیونها) پیش از به قدرت رسیدن یوان و یوانها (آوارها) و گوگ ترکان حکمرانان بلا متنازع استپهای اوراسیا بوده اند.. شه شوتی (یعنی صحرانشینان) با شاتی ها و چولو های منابع چینی بعدی که به همین معنی می باشند، مطابقت دارد. لابد ترکمان سالور (چالی اورت، صحرانشین)، ترکان بورچالی (صحراگرد) که قبیله اولی در سمت ترکمنستان و دومی در سمت آذربایجان و گرجستان پراکنده اند و دارای نامی مترادف با این همین قبیله کهن ترک می باشند، از همان تبار هستند. به نظر میرسد تاتار (گرازساران) و خزر (دارندگان توتم گراز) اسم عمومی دیگری بر همین مردم بوده است که در شاهنامه از وجود ایشان در سمت دریای مازندران خبر داده شده است . توکی شه (دارندگان دستار توغ دار) نشانگر نام چهار توقری ها و افشارها (کلاه فش داران و افسر داران) است که سمبل و توتم قبیله ای ایشان شاید به مناسبت تشابه اسمی اولیه عقاب شکارگر تاوشان یعنی خرگوش انتخاب شده بوده است. سر انجام شونی شه (دارایان کلاه قوس و قزح دار) نشانگر نام قشقائیان (دارندگان کلاههای کنگره دار) است.
شاخه پنجگانه نو- شه-پی (تاردوشها، صاحبان رعایا، حاکمان، اویغورها) که در عهد حکومت گوک ترکان بین رودخانه های چو و تالاس می زیستند عبارتند از:
آسی کیه کیو (قبیله آهنگران حکومتی) به وضوح مطابق ترکان حکومتی (=سرداران صاحب درفش، سلجوقی ها) است که توانستند امپراطوری جدیدی از ترکان را در آسیای میانه و خاورمیانه به وجود بیاورند. نام اساطیری آسینا در زبان سانسکریتی و سکایی به معنی فرد آهنگر است و آچینا (چینا) در زبان مغولی یعنی گرگ . لذا در اصل از او نه همان نیای توتمی گرگ یا گراز ترکان یعنی بوری بلکه نیای اساطیری آهنگر ایشان مراد بوده است. آسی کیه نی شو(آهنگران رعیتی) که به وضوح یادآور نامشان مطابق ترکمنها (ترکان رعیتی) است. کوشو کیو (قبیله حاکمان قوچ جنگی) که به وضوح یادآور نام قره قویونلوها (قوچ سیاه جنگی) است که می دانیم این مفهوم در رابطه با نام زوج قبیله آنها آق قویونلوها که در این فهرست تحت نام کوشو چو پا ن (قوچ سوون، قوچ پرستان) معرفی شده اند، بهتر مشخص میگردد. جزء سووَن این نام در نام اعقاب ایشان شاه سوون (شاه پرستان) زنده مانده است. پاسایی کان توئن (پاشایان خونریز) به وضوح نشانگر پاشایان عثمانی است که امپراطوری اسلامی بزرگی را به مرکزیت آسیای صغیر به وجود آورده بودند.
در باب این نام ها باید توضیح داده شود که نام آسینای اساطیری ترکان هم در رابطه با نام آسی کیه کویوها (ترکان سلجوقی) به وضوح نام یاد خود آهنگران قبیله توکیو (ترکان اولیه و اصلی) و توکومونگها (ترکمنها) است. معهذا این شغل به ظاهر همچنین نشانگر قبیله ترک کنگر لوها در آذربایجان و اران قدیم است. از سوی دیگر این نام اخیر می تواند اشاره به شاخه ای از قشقائیان یعنی دارندگان کلاهای کنگره دار هم بوده باشد. به هر حال کنگرلوها در عهد پیش از تأسیس و سقوط دولت گوک ترکان در اران سکنی داشته اند که مورخان یونانی و رومی از ایشان در این منطقه نام برده است.چون گوکاسيان می نويسد که نام های ساويرها (سابير، سوار) و کنگرها (کنگرلوها) در آثار استرابن و پلينی بزرگ که در سده اول میلادی می زيسته اند، آمده است. در توضیحاتی توحید ملکزاده در این باب آورده صور اصلی این نام اخیر را کانگلی و خانگر ذکر شده است و این می رساند که این نام نه به معنی معدنچی بلکه به معنی کند و کاو کنندگان خاکها و علوفه های باغها و مزارع بوده است چه فردوسی هم در شمار رعایای قفقازی جمشید از مردمی به نام نسودی (نسو کنندگان) به عنوان یکی از چهار رعیت قفقازی جمشید (سپیتمه تاریخی، داماد و ولیعهد آستیاگ وهمچنین جمشید به عنوان خدای جهان زیرین) یاد کرده است. فردوسی نامهای آن سه قبیله ارانی دیگر را نیساری(جنگجویان ارانی)، هوتخشان (گرگرها)، کاتوزیان (سگپرستان کوه نشین، کادوسیان) قید نموده است. در اینجا زبان ترکی (زبان محلی عمده) و زبان ایرانی مادی-پهلوی (زبان اداری عمده) کنار هم رایج بوده اند. کتاب ترکی بسیار جالب ده ده قورقود براساس روایات منحصر به فرد و اصیل خصوصاً از تاریخ و اساطیر ایرانی یادگار بومیان ترک زبان ارانی است که در تاریخ با نام آلوانها (آلبانها)، آگوانها، اردانها، ارانیها و اوتیان در خبر یونانیان و رومیان و ارامنه و آتورپاتکانیهای کتاب پهلوی شهرستانهای ایران آمده اند که از این میان چهار نام اول جملگی به زبان مادی و آخری به زبان ترکی آذری همگی به معنی مردم سرزمین آتشها (برپایه آتش چشمه های سوزان نفت و گاز سمت باکو) بوده است. ده ده قورقود یعنی پدر توتمی نگهبان حیوانات وحشی (اویستی آلانها)، پدر شاعر و تنبورنواز اساطیری که ارتباطی ریشه ای با جمشید اساطیری ایرانیان و برستیر=پلنگ نیرومند خدای زمین و جهان زیرین آلانها و همچنین توتیر خدای حامی گرگ آلانها و ولِس گرگ سیمای و نی وتنبور نواز اسلاوها و تورک گرگ سیما و نیرومند خبر موسی خورنی دارد. سوای ترکان ارانی که تحت نام سکائیان و تورانیان ازعهد مادیای اسکیتی (افراسیاب معاصر فرائورت و پسرش کی آخسارو/هوخشثره از پادشاهان بزرگ) در این منطقه سکنی گرفته بودند، پای ترکان داهه (چولها، چورها، سیلوها) نیز در روزگار پیش از اعراب به منطقه اران رسیده بوده است؛ چون منابع کهن ارمنی و اسلامی نام منطقه ای درسمت دربند قفقاز را به نام ایشان به صور چور و صول هم ثبت نموده اند. نام قبیله ترکان قفقازی نوقای (به زبان مغولی قوم سگپرست) یاد نام قوم کهن این نواحی یعنی سوار (سو-ار)، سابیر (سپ-ار) است که اجزاء اول آنها خلاصه کلمات ایرانی-سانسکریتی و سکایی سپه (سگ) و سون (سگ) است. لابد شکل ترکی این نام بی ایت (سگسار) بوده است که اکنون بیات گوییم. در باب سگپرستان هم کیش اینان یعنی تات ها و تاتارها گفتنی است تات کلمه ای ترکی است که از تلخیص "تاو-ایت (دارندگان سگان تنومند و توانا)" معنی میدهد. این ترجمه ترکی نام ایرانی کادوسیان است: "کا(پرستنده)-تو (توانا) سوئن (سگ)" در مجموع یعنی دارندگان سگان توانا، چون استرابون در این باب خبر می دهد که "سوغات کادوسیان به اسکندر دو سگ بزرگ بوده است که در نبرد بر شیر غلبه می نمودند." در باب تاتار (تاو ایت آر) گفتنی است که آن در ترکی به معنی "دارندگان سگان تنومند" است. این نام در اصل به قبیله سرخ ریش ووسون متحد هونها در سمت شمال غرب ترکستان چین تعلق داشته است که دارای نامهای ایرانی ووسون یعنی دارندگان سگان خوب و خی شکو یعنی دارایان سگان خوب بوده است. مطابق منابع کهن چینی خی شکوها "نیاکان توتمی و اولیه خود را دو سگ خرمایی به شمار می آوردند". قبیله بزرگ ووسون بعد از مهاجرت به اطراف رودهای ولگا و دون که به همراه متحدانشان هونها صورت گرفت، بلغار (اتحادیه قبابل فراوان) نامیده شدند. این موضوع که بلغاران پیش از مسیحیت در مراسم جشنهای خود سگ قربانی میکرده اند. گویای مقام قدسی و توتمی سگ نزد ایشان بوده است. روسها نام ترکی تاتار ایشان را بر همه قبایل صحرانشین شرقی مرزهای خویش عمومیت داده اند. در غیر این صورت یعنی عدم تطابق نام ووسون با تاتار می توان چنین نتیجه گرفت که منظور از نام تاتار (تاو ایت ار= سگان تنومند و چاق) دارندگان توتم گراز بوده است که در این حالت تاتارها با تنونقوزها مطابقت می یابند که این نظر منطقی تر می نماید. مطابق خبر موسی خورنی "وناسپ سورهاپ در رأس خزران و باسیلها (باسمیلها= هجوم برنده ها) در اواخر قرن دوم میلادی به ارمنستان هجوم آورده بود". این همان خبر شاهنامه ای هجوم گرازان به سرزمین آرمانیان و مأموریت یافتن گرگین میلاد و بیژن اشکانی برای رفع آن است.
در باب یکی بودن گوک ترکان -که در شکل کوگ ترکان (دارندگان توتم "درنده تنومند و چاق=شیر") معنی میدهد- با سلجوقیان کهن (دارندگان رأیت و درفش) گفتنی است که این توتم در مفهوم اخیر بعد از تشکیل امپراطوری کوگ ترک یا گوک ترک به جای توتم ترک (=گرگ) سابق ایشان انتخاب شده بوده است و از این رو هم بوده است که نامهای مرکب از آلپ در نزد سران سلجوقی بسیار مرسوم بوده است. از جمله آلب ارسلان (شیر قهرمان)، غیاث الدین "کی خسرو (کی خشثرو= شیرشاه)" که اساطیر این دو شیر و خورشید را در سکه های سلجوقیان آناتولی و سرانجام درفش دولتی رسمی ایران را برجای نهاده است. در منابع اسلامی کهن در باب اخبار آل سلجوق (آسی کیه کیوهای دولت کوگ ترکان) ایشان را پیش از تشکیل امپراطوری سلجوقیان در مقام فرمانروا و بالا دست خویشاوندان ترکمن خود یعنی همان آسی کیه نی شو های منابع چینی کهن ظاهر گردیده اند.
اگر در اساس نام قومهای اویغور ، آرسین، آرکچیک، هسینگونو و ژوان ژوان (آوار) وجود توتمی نهفته باشد -که مسلم هم می نماید که چنین باشد- آن همانا عبارت از نام خرس می باشد چه نام اویغور در هیئت آیی گوری در زبان ترکی؛ آرسین (از ریشه ایرانی ارس=خرس) و آرکچیک (از ریشه سانسکریتی رکش-یک)، هسینگونو (به ایرانی خشین گون یعنی قهوه ای رنگ=خرس) در زبانهای هندواروپایی و ژوان ژوان در زبان چینی به معنی (موجودات منفوری که به نحو نامطلوبی حرکت میکنند=خرس مانندها)؛ آوارها در زبان ترکی (آیی یاورو = اولاد خرس) مستقیم و غیر مستقیم اشاره بدین معنی دارند. جالب است که نام امپراطوری ترکان اویغور در شمال و غرب چین ژیو خینگ (نه قبیله) نامیده میشده است که با اندکی تغییر در جزء خینگ (قبیله) یعنی در هیئت خیونگ معنی خرس را میداده است. می دانیم این مثل هم زبان زد چینیان بوده و هست که " نه از ببر جنوب بلکه از خرس شمال بترس" و لابد اشاره به توتم ساکنین کهن این نواحی است. در این صورت این سؤال پیش می آید که آیا نام خیونان اوستا از ریشه ایرانی خی (خوک) بوده است یا از ریشه چینی خیونگ یعنی خرس. از آنجایی که می دانیم که نامهای اویغور و آرسین و آرکچیک و هسینگونو-هیون وهمچنین ژوان ژوان و آوار را نامهای قوم واحدی به شمار آورده اند لذا مفهوم خرس آن بر خوک و گراز آن ارجحیت پیدا می کند. نزد ایرانیان نام قبیله حکومتی پارتها یعنی ارشکها (اشکانیان) را از همان ریشه کلمه ایرانی ارش (ارس، خرس) گرفته اند.

هیچ نظری موجود نیست: