یکشنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۹۵

مطابقت زیکرتو باستانی با هِشتری (هشترود)

در کتیبه های آشوری ناحیه بین میانه و مراغه به نام زیکرتو نامیده شده است که به صورت س‍ی‍ک-ارتی در زبان سانسکریت معنی دارای شغل بذر افشانی را می دهد. از آنجاییکه هِشتری معروف به محل کشت غلات دیمی است، این معنی در مورد آن مناسب می افتد و لذا خود نام محلی هشترود یعنی هِشتری را میشود بر گرفته از هَئِچَ-تری اوستایی یعنی محل دارندگان شغل پاشیدن دانه در مزارع دیمی گرفت: هئِچَ= پاشیدن دانه در مزارع دیمی، تری= نگهبانی و محافظت. جالب است که استاد پورداود نیز هَئِچَ (پاشیدن) اوستایی را که به نظر می رسد ریشه هشتری است، از ریشه سانسکریتی سیچ/سی‍ک (پاشیدن) گرفته است که به نظر می رسد ریشه زیکرتو بوده باشد.
نام ناحیۀ هشترود در نزهة القلوب حمدالله مستوفی ذکر شده است و نام مرکز آن سراسکند/سراذکند (روستای محل چادرنشینان) نیز به صورت کولسره/کوره سره در نوشته های قدیمی ذکر است: ابن حوقل در مورد کوره سره (کولسره) میگوید: "قصری است با حصنی بزرگ که محوطه ای پهناور و روستایی بزرگ دارد و در آغاز هر ماه و نیز در اوقات معینی از سال بازارهایی در آنجا تشکیل میشود." یاقوت حموی در مورد کولسره میگوید: بین میانه و مراغه واقع است و گاهی صدهزار تا یک میلیون گوسفند در بازار آن معامله می شده است.

دوشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۹۵

محل شهرهای باستانی تِئَوله و مونگکی

در لشکرکشی سردار پان چائو در پایان قرن اول میلادی به سمت ماوراءالنهر از دو محل دور دست به نامهای تِئَوله و مونگکی نام برده شده اند که هدایایی برای سردار پان چائو تقدیم کرده بودند. نام این دو محل در ناحیه ختلان تاجیکستان در نام شهرهای باستانی مهم و مجاور هم تمله (تملیات، محل ساخت شمشیر) و منک (محل ایزد ماه) در بین جیحون و وخشاب قابل تشخیص است.

مطابقت مل‍که زاروحی با منیژه و سمورامت و آمیتیس

داستان گرازان بیژن و ازدواجش با منیژه متعلق به تیگران و ملکه زاروحی فرمانروای ارمنستان و فاتح اران و گرجستان به نظر می رسد که آن به نوبه خود مربوط به والدین تیگران بوده است. چه نام گرازان به ظاهر شباهتی گرجیان دارد و کمی پیش از آن عهد مادیای اسکیتی فرمانروای آسیای مقدم بوده است و تا به مصر لشکر کشیده بود ولی سرانجام در سمت دریاچه ارومیه توسط کیاخسار (هوخشتره) غافلگیر و به قتل رسیده بود. نام زاروحی شباهتی به نام ملکه اساطیری معروف سکاها (در اساس س‍کايیان کردستان) زارین/ زرینیا (زرین= سمورامت) دارد که در دو جا یکی در رابطه با آستی بارس (کیاخسار) و دیگری در رابطه با داستان غنایی ستریانگایوس مادی (نیرومند دوست دارنده، عاشق) با اهمیت زیاد ذکر گردیده است. جالب است که نام بیژن نیز به صورت ویوَن در اوستایی معنی دوست دارنده (عاشق) و نیز معنی فاتح و درخشان میدهد.
در تاریخ عهد باستان تیگران (منسوب به ببر) مطابق پسر بزرگ سپیتمه (داماد و ولیعهد آستیاگ) و ملکه آمیتیس (دانا= منیژه) یعنی مگابرن (برنده نترس) است. بنابراین در واقع داستان عاشقانه ای بین سپیتمه و آمیتیس وجود داشته است که بعدا به صورت «گشتاسپ و کتایون» و «زریادر و هوتس» به پسران وی مگابرن ویشتاسپ فرمانروای ارمنستان و کشور سفلی و سپیتاک زریادر فرمانروای آذربایجان نسبت داده شده است. این داستان به صورت داستان منیژه و بیژن به شاهنامه رسیده است. لذا بیژن شاهنامه، هم به جای سپیتمه (گودرز کشوادگان دستگیر کننده افراسیاب/ مادیای اسکیتی) و هم به جای پسر بزرگ او تیگران/مگابرن ویشتاسپ می باشد.

یکشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۵

what does Mesr mean ?

I think that I have discovered what does Mesr mean :
The arabic name for Egypt, ie Mesr (Akkadian Musura) derived from mos-ra (the sun god´s [Ra´s] son) that has been an epithet to the Pharaohs.

مطابقت معبد مهری مراغه با دخمه مادیای اسکیتی

جایی که در جنوب شهر مراغه به نام معبد مهری خوانده میشود و در عهد اسلامی تبدیل به زیارتگاه شده است، می تواند دخمه مادیای اسکیتی باشد که در حمله کیاخسار در کنار دریاچه ارومیه کشته شد. به قول موسی خورنی به فرمان آرا (آریارمن سردار کیاخسار، گستهم نوذری) میخ به پیشانی اش کوبیده و بر دیوار برجی مصلوب کردند. در اوستا افراسیاب تورانی در اطراف دریاچه ارومیه در حوالی رودهای اپَ غژار (سیلابی، سیل چایی حالیه)، اوژدان ون (دارنده آب رود، صافی حالیه) و ونگهزدا (دارندۀ نیکویی، موردی چای حالیه) دستگیر و به قتل می رسد.

جمعه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۹۵

معنی ماداکتو و ماد

اگر مهرجان قذق (در هیئت مهرگان گاسک) را به معنی محل کُشندگان (لشکریان) بگیریم احتمال دارد نام عیلامی ماداکتوی آن به همین معنی بوده است؛ چونکه در فرهنگ اکدی-آشوری ماداکتو به معنی محل اردوگاه ارتشیان آمده است. به ظاهر این معنی در نام کنونی آن یعنی دره شهر (درو شهر= شهر تکاوران یا دَرِ شهر= شهر کشندگان) هم محفوظ مانده است. در این سمت نام شهر سیروان (محل سیلابی) نیز در نام کُردی لومار (لاومار= جایگاه سیل) زنده مانده است.
بر پایه اینکه نام شهر ارتشی عیلامی مادا-کتو در اکدی به معنی محل تجمع ارتشیان و مادو به معنی تجمع گرفته شده است، لذا نام ماد از زبانهای سامی گرفته شده بوده و به معنی مردم انجمنی و مترادف کلمه ایرانی مُغ به معنی مردم انجمنی بوده است. ماداکتو (تجمع لشکریان) معنی لولوبی و ساگارتی (به صورت سانسکریتی سا[ن]گا-رتی) و گوران هم هست که نامهای قدیمی تر و جدیدتر این مردم بوده اند. پس نام همدان (آمادانه)/هنگمتانه در معنی محل تجمع در واقع معنی محل تجمع مغها و لشکریان را می داده است.
نام مهری کتیبه های آشوری به معنی اوستایی آن یعنی کشنده و لشکری متعلق به جنگجویان مادی و ماننایی بوده است. از آنجایی که خود نام ماد در اکدی به معنی لشکری است. پس مهری نام ایرانی و مادی نام اکدی ایشان بوده است.

پنجشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۵

ریشه نام گراز (وَراز)

در سانسکریت وریتره (ورثره اوستایی) به معنی دشمن و دارای رفتار خصمانه گرفته شده است، ولی نظر به کلمه ژرمنی Wrath (خشم)، وریتره/ورثره را میشود به معنی دارای خشم و خشمگین گرفت و این نشانگر آن است که نام ایزد وریترهن (ایندره، ورثره غنه، بهرام) نه به معنی کشنده دشمن بلکه به معنی کشنده خشمگین (در مفهوم گراز خشمگین) بوده است. چون به نظر می رسد ورَث ژرمنی همان است که در نام اوستایی ورازَ و نام سانسکریتی وَرَهو (گراز) دیده میشود. می دانیم که در بهرام یشت ایزد ورثره غنه (بهرام) در هیئت گراز تیز دندان حمله ور، ظاهر شده است و کلاه شاهزاده بهرام ساسانی سوم بر روی سکه به شکل سر گراز است. در این رابطه خود نام سانسکریتی ایندره (بهرام) در ترکیب اینَ-درَ در سانسکریت و اوستایی معنی یورش برنده وحشی را میدهد که ویژگی گراز است. در هیچ اسطوره ای ایرانی هم از کشته شدن دیو ورثره بی باک (گراز خشمگین) به دست بهرام صحبت نشده است. بهرام اساطیری -تاریخی فقط کشنده گور معرفی میگرد؛ ولی در هند از معنی ظاهری وریترهن (ایندره) و وریتره، به نبردی در بین آنها قائل شده اند که در اساس ملهم از همان نبرد تیشتر (در بالا درخشنده) با اپوش (دیو تاریکی و خشکی) در باور ایرانیان باستان است.

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۹۵

معنی اسم مصر

در مصر باستان شاهزاده ای را که در آینده پادشاه می شد «پسر رع» (موس-رع) می خواندند که این نام از روزگار پادشاهی میانه (۲۳۷۵-۱۸۰۰ ق.م) به خود پادشاه گفته می شد. پس در سرزمین مصر فرعون فرزند خورشید (موس-رع) خوانده می شد. در واقع باید همین کلمه موس-رع (پسر رع) بوده باشد که تبدیل به مصر (به تلفظ اکدی مُصُرَ) شده است.
ولی مِصر در معنی عربی کنایی قالب و جسد آدمی که پناهگاه روح است (برگرفته از maveth-ruh= [سرزمین] روح مردگان) ترجمه نام قدیمی و اروپایی مصر یعنی اکیپت (اجیپت) در معنی سرزمین روح ایزد پتاح به نظر می رسد.
بنابراین به نظر می رسد ایزد مصری که در عهد هیکسوسها "موسه" (موسی) نام داشته است با موت (ایزد سامی مرگ) مربوط بوده است که ملقب به پسر خدایان (موسه = کودک در زبان مصر باستان) بوده و می توانسته است به شکل مار ظاهر شود. قابل قیاس است با عصای موسی کلیم الله (در اساس کاموسه = روح ایزد موسه) که به مار تبدیل میشده است.
این ایزد پتاح بود که تصور میشد قایقها برای ارواح و مردگان در جهان بعد از مرگ می سازد. بنابراین ایزد موت/موسه سامیان غربی با پتاح مصری مطابقت می نموده است و نام باستانی سومری مصر یعنی ماگان (ما-آگ-ان) به معنی سرزمین ایزد خالق قایقهای جهان زیرین بوده است. در لغت نامه سومری که با لغت اکدی در آمیخته کلمه ای به شکل Ma-Se به معنی قایق آمده است. از آنجاییکه نام کهن دیگر مصر یعنی ماگان نیز به معنی قایق است، لذا Ma-Se-Ra می تواند به معنی محل قایق ایزد خورشید باشد. شاید موس-رع مصری در سومری به معنی محل قایق ایزد خورشید درک می شده است.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۹۵

مطابقت نوذر شاهنامه با فرائورت (فرود-سیاوش)

به نظر هرتسفلد نوذر (نئوتره) در اساس اسم خانوادگی سلسله ویشتاسپ هخامنشی و به معنی سلسله جدید در مقابل فرتره ( سلسله پیشین) است که هرودوت این دومی را نام سلسله پاسارگادیان هخامنشی منظور خاندان کوروش آورده است. نام فریدون اساطیری با هخامنش و کورش مطابقت می نماید. ولی از کشته شدن نوذر (فرمانروای جوان و نو) به دست افراسیاب چنین بر می آید که وی همان فرائورت فرمانروای ماد باشد که در حمله مادیای اسکیتی (داماد و متحد آشوریان) از سمت شمال قفقاز در سمت شهر گنجه اران کشته شده است. از آنجایی که کوروش نیای کوروش را گزنفون نواده دختری فرائورت و خواهر زاده کیاکسار معرفی می نماید معلوم میشود توس نوذری و گستهم نوذری مطابق کوروش نیای کوروش و برادرش آریارمن هستند.

تکمله ای بر اسطوره کُردی شاماران

در مجموع به نظر میرسد بن مایه اسطورۀ ارمنی شامیرام (مار کشنده) و آرا (نجیب و رسا)، اسطوره های کُردی شاماران (شاهماران) و تاماسب/جامساب (در معنی آرام کننده اسبان) و میم (مِه-امه= بزرگ نیرومند= گستهم) و زین (زیان و آسیب رساننده) و اسطورۀ ایرانی ویس (ویش، مار) و رامین (آرامش دهنده) همان واقعه کشته شدن مادیای اسکیتی پرستنده الهه ماروش ترسناک اسکیتی (افراسیاب) به دست آریارمن (رامش دهنده نجیب)/گستهم نوذری شاهنامه بوده باشد که در حوالی دریاچه ارومیه اتفاق افتاد. اسطوره شامیرام و آرا از سوی دیگر یادآور کشته شدن کوروش توسط تومیریس ملکه تورانیان ماساگتی نیز هست و اسطوره ویس و رامین متأثر از اسطوره زریادر و اوداتیس هم می باشد.