سهشنبه، مرداد ۰۹، ۱۳۹۷
مطابقت نوذر روایات ملی با چیش پیش
در جدول تطبیقی شجره نامۀ نوذریان با هخامنشیان نام نوذر (نئوتره، محافظ و ناجی نو) با چیش پیش (چیش؟- پیش= نو) در زبان عیلامی مطابقت دارد. نظر به مطابقت جزء نو در نام نوذر با جزء پیش=نو عیلامی در نام چیش پیش، جزء چیش می تواند در عیلامی به معنی محافظ و ناجی بوده باشد.
یکشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۹۷
معنی نام اَوِستا در زبان لاتین
نامهای اَوِستا و اوپستاک در اصل در خود اوستایی و سنسکریت مترادف با وِدا معنی دانش ستایش دینی را می دهند:
अवेति verb aveti {ave} understand
उपेति verb upeti {upe} understand
स्तुवीते verb 2 stuvite {stu} praise [hymn]
ولی نظر به واژۀ ترکی ده ده قورقود (پدر آتش مقدس یا پدر تقدیس آتش) که نزد اوتیان اران (پرستندگان الهۀ اجاق خانوادگی اران)، شاخه جنوبی مردم آتش پرست خزر، رایج بوده است و نام کتاب اوستا-شاهنامه گونۀ ایشان است، می توان حدس زد که نام اوستای مادها (به مرکزیت رغه و گزنا) نیز در جوار آنان در زبان لاتین به صورت آوِ-اِستا یا آوِ-وِستا به معنی تقدیس الهۀ آتش گرفته میشده است. چون شکل ظاهری نام اوستا بیش از آنکه به اُپستاک (پایه و بنیاد و متن اصلی یا دانش ستایش دینی) شبیه باشد به اَوِ-اِستا/اَوِ-وِستای لاتین هم شبیه است. هومر هم از اَوِ- ِاستا (اَوِ-وِستا) به عنوان سرودهای مربوط الهۀ آتش یاد کرده است. کاتولیک ها بر قیاس با آن سرود دینی به نام اَوِ-ماریا ساخته اند:
Homeric Hymn 29, To Hestia (Estia, Vesta) is another invocation for the goddess and to Hermes:
"Hestia, in the high dwellings of all, both deathless gods and men who walk on earth, you have gained an everlasting abode and highest honour: glorious is your portion and your right. For without you mortals hold no banquet, -- where one does not duly pour sweet wine in offering to Hestia both first and last. And you, slayer of Argus, Son of Zeus and Maia, messenger of the blessed gods, bearer of the golden rod, giver of good, be favourable and help us, you and Hestia, the worshipful and dear. Come and dwell in this glorious house in friendship together; for you two, well knowing the noble actions of men, aid on their wisdom and their strength. Hail (ave), Daughter of Cronos, and you also, Hermes, bearer of the golden rod! Now I will remember you and another song also.
شنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۹۷
ریشه های سنسکریتی و اوستایی واژه درفش
ریشه های سنسکریتی واژه های درخشیدن و درفشیدن:
धर adj. dhara possessing, क्ष m. ksha (fsha) lightning.
بر این اساس معنی درفش کاویانی پرچم پادشاهی دارای درخشندگی بوده است.
ریشۀ سنسکریتی و اوستایی کلمۀ درفش به معنی سوراخ کنندۀ شبیه جوالدوز :
दर adj. dara cleaving,tearing up
पषते verb pashate {pash} hinder
این کلمۀ سنسکریتی در مورد خود واژۀ درفش بسیار جالب است:
द्रप्स m. drapsa flag
مطابق استاد پورداود در هرمزد نامه، درفش (دَرَ-فَش) و پرچم در فرهنگنامه های قدیم به معنی کاکل بریده هم آمده اند.
جمعه، مرداد ۰۵، ۱۳۹۷
مطابقت معنی نام رخش رستم با نامهای اسب ایندره و بُراق پیامبر اسلام
به نظر می رسد نام اسب رستم، رخش یعنی رخشنده را به درستی با نامهای اسب ایندره، اوچچیه سرَوَس (دارای روشنایی و صافی روان) و اسب خورشیدی مقایسه کرده اند:
उच्चैः adverb uccaiH clear, स्रव m. srava flowing.
رخش به صورت رکشا در هند به معنی خدمتگزار (کَشنده گاری به جای اسب) را می داده است. چیزی شبیه مَرکب. ولی رخش در ایران به معنی رخشنده و بَراق بوده است. جالب است که نام اسب معراج پیامبر یعنی بُراق را به مانند رخش به معانی مرکب (اسب، بارگ) و درخشنده (برق زننده) گرفته اند.
صحنه ای از معراج در خمسه نظامی که پیامبر اسلام سوار بر بُراق است. مینیاتور ایرانی اثر سلطان محمد نگارگر مشهور دوره شاه طهماسب صفوی قرن شانزدهم میلادی که در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
ریشۀ واژۀ آهنگ
کلمۀ فارسی آهنگ (قصد و نوای موسیقی) را می توان با واژه های اوستایی سَنگهه (=هنگهه، پند واندرز و نیایش و ستایش) و اَهونَ (وابسته به نماز) -که نام روحانیون مانوی، آهونگ ها از آن گرفته شده است- سنجید؛ ولی واژۀ سنسکریتی آ-هَن-[گ] به معانی حمله کردن و آنچه مربوط به نوای طبل و تنبور است، آلترناتیو بهتری به نظر می رسد. یعنی این کلمه می تواند از سمت جنوب شرق وارد زبان فارسی شده باشد.
پنجشنبه، مرداد ۰۴، ۱۳۹۷
ریشۀ واژه های کالا و کاروان
کلمۀ کار در فرهنگ لغات پهلوی بهرام فره وشی از جمله به معنی سود آمده است و بدین معنی هنوز در ترکیه مصطلح است. نظر به تبدیل پذیری حرف "ر" به "ل" در فارسی میانه، واژۀ کالا بر گرفته از آن به معنی "[متاعِ] منسوب به بهره و سود" به نظر می رسد. بر این پایه نام کاروان بدون این تبدیل به معنی دارندۀ کالا است.
چهارشنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۹۷
نامهای افشین و خیذر به معنی شیر هستند
واژۀ شیر درنده در زبانهای سامی با کلماتی نظیر آری، لبهی (لاوی) و اسد و حمزه بیان شده است. کلمۀ حیدر که در قرآن نیامده است و در زبانهای سامی دیگر دیده نمیشود، طبق قاعده معرب از خیذر ایرانی و کِسَری سنسکریت به معنی شیر درنده (و نیز طاس مو) است. خود نام افشین (فشین) در زبانهای ایرانی علی القاعده بر گرفته اخشین (خشین) است که به صورت کِشین در سنسکریت به معنی شیر درنده است. جالب است که نام افشین-خیذر در اسطوره کوروغلو (تخلص عاشیقی بابک خرمدین) به صورت کچل حمزه آمده است.
ریشۀ واژۀ دَلقک
نام دلقک به صورت دَل-غَک به معنی کوتولوی مُضحک ناز کننده است:
اجزاء این نام در لغت نامه دهخدا ذکر شده است. ولی به نظر می رسد در آن، خود نام دلقک به سهو معرب تلخک دانسته شده است:
دل. [ دَل ل ] (ع مص) ناز کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار).
غک. [غ َ / غ ُ] ۞ (ص) شخصی را گویند که قد کوتاهی داشته باشد و به این قد و بالا بسیار فربه و بی اندام و مضحک هم باشد.
نظر به لفظ دزفولی دل=لرزیدن احتمال دارد جزء دل هم از زبانهای ایرانی به عربی رفته است. بعید است دل-غک کلمه ای نیمه عربی و نیمه ایرانی باشد. واژۀ سنسکریتی تاله= رقص نیز گواه آن است. بنابراین صورت تلخک (تلغک) آن هم درست بوده است.
ताल m. tAla dance.
معنی نام قوم آرام
نام این مردم سمت سوریه که زبانشان زبان دولتی امپراطوری آشور بوده و دبیرانشان در کار کتابت ایران پیش از اسلام بوده اند، در فرهنگ نامهای کتاب مقدس (تورات، انجیل) به معنی بلندی و شکوه و عظمت آورده اند، غالباً تصور میشود که این نام اشاره به بلندی و ارتفاع اقلیمی سرزمین ایشان دارد. ولی ممکن است این نام به سبب جامعه فرهنگی پیشرفته ایشان نسبت به اعراب خویشاوند ایشان، به خود مردم آنجا اطلاق شده باشد. چنانکه در ماد، مادهای حکومتی را آریزانتیان (قبیلۀ نجبا) می خوانده اند.
.Aram: highness, magnificence
سهشنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۹۷
مطابقت شهر کیِف با سزاریای نقشه های بطلمیوسی
نام شهر کیِف پایتخت اوکراین که آن را به پادشاهی اساطیری به نام کِی منتسب کرده اند، با سزاریای نقشه های بطلمیوسی به معنی محل فرمانروا مطابقت می نماید. بر این پایه نام شهر کیف از کلمۀ کَوی-وه (منسوب به شاه) در زبان سکاها و سرمتهای ایرانی باستانی ایرانی زبان به یادگار مانده است و آنجا مقر حکومتی ایشان بوده است. در شمال غربی آن نام شهری به صورت Ophlones (به سنسکریت یعنی شهر سنگی؟) دیده میشود که قابل تطبیق با Korosten حالیه (به سوئدی یعنی شهر کلبه های سنگی) است.
http://members.casema.nl/h.vandeukeren/histotron/068n60sc10.htm
اشتراک در:
پستها (Atom)