یکشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۹۲

ویشتاسپ کیانی به غیر از ویشتاسپ نوذری است

در واقع در اوستا از دو ویشتاسپ معاصر یاد گردیده است ویشتاسپ کیانی فرمانروای ماد (ماد غربی) و کشور سفلی (=اَاور- آرتو، اورارتو) که برادر زئیری وئیری (زریادر، حاکم آذربایجان و اران) و در رابطه با هوتس (آتوسا دختر کوروش) است و ویشتاسپ نوذری (حاکم پارت) که صرفاَ در رابطه با هوتس نوذری (آتوسا دختر کوروش) است. ولی چون به غیر از این وجه تمایز چندانی بین آنها دیده نمیشود، در شاهنامه و کتب پهلوی ایشان به صورت فرد واحدی مجسم شده اند. ایرانشناسان هم با یکی گرفتن نوذریان و کیانیان در این رابطه به بحث در این رابطه پرداخته اند که آیا این ویشتاسپ کیانی واحد مفروض همان ویشتاسپ هخامنشی است یا نه؟ و بر حسب جواب آری یا نه به دو گروه متفاوت تقسیم شده اند. ولی چنانکه اشاره شد این سؤال بدین نحو درست نبوده در پایه دو خاندان نوذری و کیانی از هم متمایز بوده اند و دو ویشتاسپ کیانی و نوذری متفاوت در عهد کوروش هخامنشی در رابطه با وی وجود داشته اند که مطابق خارس میتیلنی و هرودوت زریادر (زئیری وئیری) برادر ویشتاسپ کیانی و بعد داریوش پسر ویشتاسپ هخامنشی (نوذری) با آتوسا (هوتس) دختر کوروش ازدواج کرده بودند.
نام اوستایی نوذری (نئوتر یعنی خاندان فرمانروایی جدید= هخامنشیان) در مقابل فرتریان هرودوت است که به معنی خاندان فرمانروایی پیشین است که در عهد هخامنشی به خاندان کیاخسار (کی خسرو، هوخشتره) فرمانروای ماد اطلاق می شده است.
در باره ویشتاسپ کیانی فرمانروای ماد غربی و اورارتو اطلاعات متفاوت با نام و نشان متفاوت به دست ما رسیده است که از جمع آوری آنها تصویر نسبتاَ روشنی از وی و برادرش زریادر (زئیری وئیری) بدست می آوریم. وجه مشخصه این اطلاعات دو برادری است که در عهد آستیاگ و کوروش و کمبوجیه در مقام ساتراپی ولایات و نیابت سلطنت کمبوجیه و سرانجام در مقام حکومت (بعد از شایعه مرگ کمبوجیه در مصر) بوده اند: خارس میتیلنی رئیس تشریفات دربار اسکندر در ایران میگوید. دو برادر به نامهای ویشتاسپ (ویشتا-سپ= سگ وحشی/ ببر) و زریادر (زئیری و ئیری= دارای نیایشهای کهن) در عهد هوتس (آتوسا، دختر کوروش) بودند که ویشتاسپ در ماد و کشور سفلی حکومت میکرد و برادرش زریادر از دروازه تنائیس قفقاز تا دروازه کاسپی (در سمت قزوین) و زریادر داستان عاشقانه ای با هوتس (آتوسا) داشت که در ایران بسیار معروف بوده است. می دانیم گزنفون و موسی خورنی فرمانروای ارمنستان و اورارتو در آغاز حکومت کوروش را تیگران (منسوب به ببر) آورده اند که مترادف نام ویشتاسپ در هیئت ویشتا- سپَ است.
کتسیاس میگوید دو برادر به نام مگابرن (شجاع نترس) و سپیتاک (فرد سپید اندام) پسران سپیتمه (داماد و ولیعهد آستیاگ) و آمیتیس دختر آستیاگ وجود داشتند که کوروش بعد از قتل سپیتمه، آمیتیس را به دربار برد و پسران وی مگابرن و سپیتاک را به ترتیب به حکومت نواحی گرگان و دربیکان سمت بلخ منصوب کرد. هرتسفلد معتقد است که سپیتاک سپیتمان همان زرتشت سپیتمان است. کتسیاس، مگابرن به عنوان برادر کوروش نیز معرفی می نماید. یعنی معلوم میشود این دو برادر هم برادر خواندگان کوروش و هم پسر خواندگان کوروش به شمار می رفته اند که در روایات ملی به صورت کتایون (منسوب به خانه) و برمایون (پر دانش) برادران فریدون (=هخامنشی، منظور کوروش) ظاهر شده اند. هرودوت و تروگ پمپی نام دو مغ برادر و نائب السلطنه کمبوجیه در ایران را پاتی زیت (حافظ سرودهای دینی)/ گومت (دانای سرودهای دینی) و اوروپاست (دارای خانۀ گسترده) آورده اند. منابع یونانی نامهای دیگر گومت (گائوماته مغ) را تنائوکسارس (دارای تن نیرومند)، سمردیس (دارای تن به اندازۀ سه مرد) و سپنداته (مخلوق مقدس) آورده اند.
از آنجاییکه آتوسا بعد از سپنداته (گائوماته) با داریوش ازدواج نمود، در روایات دینی عنوان سپنداته به سهو به داریوش اول هم اطلاق گردید چه اعقاب وی به ترتیب وهومن سپنداتان و ارتخشتر وهومن آمده اند که به ترتیب خشایارشا و اردشیر دراز دست هستند.

۲ نظر:

Milad safizade گفت...

بهمن اسفندیار و بهمن اردشیر...بسیار عالی استاد
جناب مفرد... حمله به سیستان جهت انتقام از خاندان رستم و قتل فرامرز پسر رستم در دارزین_دارستان کرمان.توسط کدامیک از این بهمن ها صورت پذیرفته؟
و اینکه اگر عنوان اسفندیار توسط زرتشت اسپیتمان و داریوش و اعقابش استفاده شده.و اگر رستم را متعلق به عهد کیان و معاصر کاووس.فرود.کیخسرو بدانیم. در اینصورت اسفندیار به عنوان خصم رستم کیست؟ آیا معادل تاریخی برای وی وجود دارد؟ یا در اینجا درهم آمیختگی زمانی و روایت روی داده؟ پس یا بهمن منتقم از خاندان رستم در عهد هخامنشی_نوذری منتفیست و یا تعلق رستم به عهد ماد_فرتریان؟ که دومی با توجه به فرمایشات دقیق و مستدل شما بعیده... سپاس

Mofrad گفت...

حمله به سگیستان (در اینجا درواقع سرزمین سگپرستان کاسپی) در واقع حمله دیوان دژ بهمن (آشوریان شهر نینوا) به شهر آمل است. این موضوع در کتاب آذربرزین نامه مشهود است که بهمن در سمت ساری و آمل با آذربرزین (آترادات/رستم) از خاندان فرامرز (سام)درگیر میشود. نام بهمن (نینوا)در شاهنامه با نام بهمن اسفندیار در هم آمیخته و این اغتشاش روی داده است. اسفندیار مبلغ دینی که به دست رستم (پهلوان) کشته میشود به وضوح یادآور کشته شدن گائوماته (سپنداته)به دست داریوش است.