جمعه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۲

ریشۀ کلمات دهلیز و پالیز و جالیز چیست؟

غالباَ پالیز را با پَرَ-دئز اوستایی به معنی جای محصور در میان دیوار ها سنجیده اند. ولی این نظر جا افتاده که از نظر ریشه ای همخوانی هم دارد، دارای مشکلاتی است. چه لغت پردئز به معنی دارای دیوار پیرامونی بیشتر به باغ می خورد. پالیز باغ و فردوس نیست و غالباَ هم دیوار ندارد. بیشتر حصاری چوبی و نرده ای دارد یا حتی آن را هم ندارد. جالب است که لغتی به صورت پَرَ دَثو در اوستا به معنی بخشیدن و بسیار بخشیدن هم که همریشه بغَ اوستایی (بهره و بخشش) یعنی باغ است، می تواند ریشه فردوس و پردیس باشد که بدان توجه نشده است. وجود واژه های همسان دهلیز و جالیز نیز حساب پالیز را از پردیس جدا میکنند. جای بحث در ریشه این گونه لغات هنوز باز است.
مرحوم دهخدا جزء دوم این اسامی را لیز فرض کرده و آن پسوند مزید و مؤخر این کلمات دانسته است. در حالی که در رابطه با کلمه فارسی و معرب دهلیز که طبق قاعده قابل تبدیل بودن "اَ" به "ه" با دالان همریشه است. جز آخر پسوند "ایز" است. همین طور در پالیز و جالیز که می توان صورت اصلی آنها را پال- ایز و چال- ایز گرفت، این پسوند دیده میشود. معنی آن چیست؟
واژه های ایش سانسکریتی و ایس اوستایی به معنی تسلط دارنده هستند و از آنجاییکه حرف "س" در فارسی به "ز" تبدیل شده است نظیر ائِسمَ/هیزوم لذا جزء ایز به معنی "تسلط دارنده" بوده است. دَهل (دَل/ دال)- ایز یعنی جایی که بر در تسلّط دارد. پال-ایز یعنی جایی که عمل پالودن بوستان از گیاهان هرز در آن تسلط دارد. سر انجام جال (چال)- ایز یعنی جایی که عمل حفر چاله و کرتهای باریک در آن تسلط دارد.
در لغت نامه دهخدا جزء ایز کلمۀ دهلیز را از ریشۀ ایچ آورده اند که به قول بهرام فره وشی به معنی هم (با هم) است. با این حساب دهلیز و پالیز و جالیز به ترتیب همراه درب، همراه پالودن و همراه چاله کنی معنی می دهند.
امّا با تذکر دوستمان امین کیخا، لیز لُری و کُردی به معنی جا و پناهگاه نتایج بالا را تغییر می دهند و برای آنها مفهوم جای پناهگاهی درب و جای پالودن (وجین کردن) و جای چاله ها را معین می کنند.
با توجه به اینکه ریچ در اوستایی از جمله به معنی آب کردن و آبیاری کردن آمده است و آن را می توان صورت اصلی لیز در کلمات دهلیز و پالیز و جالیز شمرد لذا این واژه ها را به ترتیب می توان محل نگهداری آب، محل پاییدن آبیاری و جای آبیاری معنی نمود.

هیچ نظری موجود نیست: