دوشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۴

ریشۀ سانسکریتی نام فریدون

به نظر نمی رسد نام شاهنامه ای فریدون صورتی هیئت اوستایی نام ثراتئونه (مربوط به رودخانه) یا کوروش (سیلاب مانند) بوده باشد. چه در زبانهای ایرانی نمونه های تبدیل "ث" به "ف" (پ) دیده نمیشود. در عوض ریشه سانسکریتی فریدون نشانگر معنی به دور دستها روان و جاری شونده آن است:
प्रैति {प्रे} praiti {pre} verb go out or away
प्रैति {प्रे} praiti {pre} verb go forwards
प्रैति {प्रे} praiti {pre} verb go forwards or farther

چهار صنف جمشیدی شاهنامه همان اقوام سمت اران به نظر می رسند

از آنجاییکه در اوستا محل فدیه جمشید به الهه اناهیتا، کوه دارای دریاچه اورویس است به نام هوکر (تولید ثروت کننده) و این کوه با کوه سوَلان (لانه سود) مطابقت دارد، لذا چهار قوم جمشیدی نیساری (بی سروران، آزادگان)، کاتوزی، نسودی (آرام و بی خشونت) و اهنوخوشی (صنعتگران) به ترتیب با اناریان (اوتیان بی ریش)، کادوسیان، سودی ها (به لغت سانسکریت یعنی آسان و بی زحمت) و گرگرها/کنگرلوها (صنعتگران) مطابق به نظر می رسند. استرابون در اران از وجود اوتی ها/اناریان، گرگرها، سودی ها و مغان و غیره خبر داده است. تصور من این است که چهار گروه قومی مذکور اران، در شاهنامه به صورت چهار صنف اجتماعی جنگاوران، روحانیان و کشاورزان و صنعت گران ایران معرفی شده است.

معانی سانسکریتی نامهای باکتریا و بلخ

اگر باکتریا را سانسکریتی بگیریم به معنی پرستشگاه میشود:
भक्तृ bhaktR adj. an adorer
भक्तृ bhaktR adj. devotedly attached
भक्तृ bhaktR adj. worshipper.
هیئت بلخ (بهالخَ) باکتریا هم در سانسکریت معنی شهر با شکوه و جلال را می دهد.
भाल bhAla n. splendour
ख kha n. city

جمعه، مرداد ۲۳، ۱۳۹۴

مطابقت نام کوتیان با کادوسیان/طالشان

نام کوتی در سانسکریت به معانی درخت و خانه و کوه است. از این میان معنی کوه آن با نامهای کاتوزی/کادوسی (در معنی زندگی کننده در مکان بلند) و تال-شی (تار-شی= زندگی کننده در بلندی) همخوانی دارد. در واقع فردوسی نیز نام و نشان کادوسیان/کاتوزیان را با کوه پیوند داده است:
گروهی که کاتوزیان خوانیش/به رسم پرستندگان دانیش
جداکردشان از میان گروه/ پرستنده را جایگه کرد کوه.
گروهی از آکادمیسین های شوروی نام کوتی با نام اوتیان اران مقایسه کرده اند که درست نمی نماید. چون به نظر می رسد نام قوم اوتیِ اران در منابع یونانی به ترکی به معنی آتش، در این رابطه نبوده است. چه نامهای کهن سرزمین اران یعنی اران (به کُردی)، اردان/اردانی (به پارتی و سانسکریت) و آگوان (به سانسکریت) و آلوان (از ریشه فارسی آلوو) جملگی به معنی مردم پرستندۀ آتش اجاق خانوادگی (الهه آتش سکاها) بوده اند.
نظر به کلمۀ سانسکریتی pRthu به معنی آتش، احتمال دارد نام قوم پارس هم به معنی مردم پرستنده آتش درک میشده است. چون آتش پرستی در پارس و نام آگرادات (مخلوق آتش) منسوب به کوروش و نام آثویه (منسوب به آتش) مربوط به پدر فریدون/کوروش بدان اشاره دارند ولی در خواب آستیاگ نام قوم پارس صرفا به معنی پرستنده تاک ظاهر شده است.

مطابقت بیت ریه هاپی با گودین تپه

بیت ریه هاپی ("خانۀ شبان بزرگ") که در کتیبه شیلخاک اینشوشیناک در سمت نهاوند (محل استراحت کاروانها) نام برده شده است، می تواند همان محل باستانی گودین تپه (محل منسوب به نگهبان گاوان) در سمت کنگاور بوده باشد.

یکشنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۹۴

شباهت نام و نشان سه سوشیانت با ویژگی های سه پیامبر ایرانی

اوخشیت ارتَ (پرورنده پاکی و راستی و عدالت)، اوخشیت نمَ (پرورنده نماز)، اَستَوت اِرِتَ (استوار دارنده عدالت) که هوشیدر بامی (دارنده هوش و درخشندگی بلخ بامیک) و هوشیدر ماه (هوشمند سرزمین ماه و ستاره پرستی) و سوشیانت (سود رسان) هم خوانده شده اند شباهت زیادی به زرتشت سپیتمان (بنا به نظر شخصی ام همان گائوماته بردیه عدالت پرور)، مانی نماز پرور سرزمین آرامیان مندایی ماه و ستاره پرست و مزدک بامدادان مساوات خواه دارند. یعنی به نظر می رسد که این یک نظر بدین صورت تکمیلی خود اعتقادی مزدکی بوده است که مورد قبول زرتشتیان افتاده است.

جمعه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۴

ریشۀ عربی نام عجم

اگر واژۀ عجم واقعاً عربی و به معنی گنگ باشد که به نظر میرسد چنین هم بوده باشد، اشاره به زمزمه های دینی اوستایی مغان داشته است که در عهد ساسانی حتی برای عامه مردم ایران نیز نامفهوم بوده است.

پنجشنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۹۴

گرگان در خننته مطابق گرگانج خوارزم است نه گرگان هیرکانی

مطابق فرگرد اول وندیداد، نهمین سرزمین و کشور نیکی که اهوره‌مزدا - آفرید، «خنِنهَ» در سرزمین مردم ورکانه (گرگان یا گرگانج) بود. پس آنگاه اهریمنِ همه‌ تن‌ مرگ بیامد و به پتیارگی، گناه نابخشودنی «کون‌مرزی» را بیافرید. در ادامه اضافه شده است که مردم ورکانه شینَ در خننتِ اقامت دارند. كانگا، ورکانه شینَ (محل شهر گسترده) را پايتخت خننته دانسته است. باستان شناس عليرضا حصارنوی در باب خننته می گوید: در فَرگَرد نخست، بند دوازده وَنديداد اوستا اشاره به آفرينش سرزمين گرگان توسط اهورامزدا مي شود: «نهمين كشور باز نُزهت كه من اهورا مزدا آفريدم، خِنِنته khneta/Xnenta است كه اقوام هِيركان (=وَركانی ياگرگانی) در آن سكونت دارند. اهريمن پرمرگ بر ضد آن گناه بی توبه پديد آورد». در اين بند از اوستا «وَركانه» پايتخت خِنِنتَه اعلام شده است.
نظر به واژه های سانسکریتی کاننانته و کاننه به معنی جنگل سرزمین خننته همان خوارزم (سرزمین جنگل خوب) و ورکانه در اینجا همان گرگانج پایتخت خوارزم است. واژۀ سانسکریتی گوروکا/گورو (دراز، گسترده) و واژۀ اوستایی وئورو/ائورو (دراز، گسترده) به وضوح نشانگر آن هستند نامهای گرگانج و اورگنج و وُروکانه (ورکانه) منسوب به شهر مرکزی خوارزم به معنی شهر گسترده یا گنج گسترده بوده اند.

یکشنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۹۴

Danernas namn betyder asadyrkare

Dauciones (på latin Deus/Ausa/Asa dyrkare, danskar). Dana (danne) betyder bilda, forma och dann (dan) betyder gjord, skapad (Svensk etymologisk ordbok; Runberg, Elof Hellquist), då syftar namnet dan på danernas asagudar och Danmark är mytiska asgård som ligger i världens mitt.
De Nordiska stammarnas namn i Ptolemaos kartor
Finnai (fotjägarna): samer.
Favonae (på latin dyrkarna av den unga fruktbarhetens gud/Frej): svenskar (de mytiska ynglingarna).
Firaesi (ek/tammi dyrkande, från germanska furkhon/foraha): finländare (Suomi). Jumala/Jubmels (dvs, finska himmelsgudens)) heliga träd var ek. De nordiska mytologiska uttrycken ”ask och Embla” och ”asken Yggdrasil” tyder egentligen på Jubmels Asa-ek.
Dauciones (på latin Deus/Ausa/asa dyrkare, danskar). Dana (danne) betyder bilda, forma och dann (dan) betyder gjord, skapad (svensk etymologisk ordbok; Runberg, Elof Hellquist), då syftar namnet dan på danernas asagudar och Danmark är mytiska asgård som ligger i världens mitt.
Levoni (av levante/levare på latin, österlandborna): östergötar.
Chedini (skogsfolket): finnvedingar/Hedmarkborna.
Gutae:götar.
Folket i Landet Thule (bortre Norden): folket av Norge (norr-avige) eller Island.
Ultima Thule "yttersta Thule (yttersta Norden)" (Issue land): Island Ptolemy's World Map Hans van Deukeren

پنجشنبه، مرداد ۰۸، ۱۳۹۴

ریشۀ نام تازی/تازیک/عرب

Parsa Daneshmand
متون سریانی پیش از اسلام هم t.ayoyo (با emphatic t) به معنای "عرب" بوده که در متون سریانی پس از اسلام علاوه بر "عرب"، به معنای عام "مسلم/مسلمان" هم به کار رفته. آیا اینها به هم مرتبط است؟ کسی در این خصوص اطلاعات بیشتری دارد؟
Javad Mofrad
ریشۀ نام تازی/تازیک/عرب
تایویو/تایّائه زبان سُریانی که نامی بر اعراب بوده است، در صورت ایرانی اش تاییک/ تاجیک/ تازیک می توانست از ریشۀ کلمه عربی طی اشاره به صحراگرد بودن اعراب بوده باشد، چه حرف "ی" میانی تاییک در نزد ایرانیان می توانست به واسطه حرف "ج" به "ز" تبدیل گردد. خود نام عرب (آری-بی) به صورت اکّدی-آسوری آرهو-بئو arḫu-bâʾu به معنی تند گذر کننده است.
در رابطه با نام طی/تایّائه زبانهای سامی به معنی کوچ نشین، واژۀ اوستایی تئوژیه (حرکت کردن، از مصدر تَچ= تند روان شدن) هم مطرح بوده است که نامی بر کُردان توژیک در سرچشمه رود رنگها (دجله) یا مردم کنار قسمت علیای رود فرات (منظور اعراب) بوده است. نامهای اوستایی دیگر نیاکان سکایی (تورانی) این کُردان، وئسکَ (گردنده) و فریان (فرا رونده و حرکت کننده) بوده است. ولی به نظر میرسد اطلاق نام تاجیکان بر دربیکان در اصل به جهت وجود قبیله بزرگ دادیک (عادل یا تاجر) در میان دربیکان (دریها) بوده است که هرودوت از ایشان یاد کرده است.
نام قبیلۀ پراتاکین را- که به قول استرابون در خوزستان به دامداری و کشاورزی مشغول بوده اند- می توان به معنی بسیار سریع جا به جا شونده ها (= طایی، تازی، عرب) گرفت. استرابون نام اینان را در کنار نام کیسیان (خوزها، تولید کنندگان نیشکر) آورده است.
ولی اگر چهارنام پراتاکین (پراداک-ین)، اواجا (خواذا)، هلتمپت (هلتامتی) و ایلام را مترادف بگیریم، جملگی به معنی سرزمین خدا خواهند بود.