جمعه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۵

ریشۀ نام فرَوَهر (فرَوشی، فرَورتی)

در سانسکریت و اوستایی پرَ-وَشی/فر-وَشی و پرَ-وَرتی/فرَ-وَرتی به معانی نعمت و میل و انگیزه پیشین هستند. بنابراین صورت پهلوی فَر-وهَر خود در واقع به معنی بهره و نعمت پیشین است. بنا به ویکیپدیا فروهر یا صورت اوستائی آن فَروَشی یا در فارسی باستان فَرورتی و در پهلوی فَروَهر و در فارسی فروهر یکی از نیروهای باطنی است که به عقیدهٔ مزدیسنان پیش از پدید آمدن موجودات، وجود داشته و پس از مرگ و نابودی آنها، به عالم بالا رفته و پایدار می‌ماند. این نیروی معنوی را که می‌توان جوهر حیات نامید، فناپذیری و زوالی نیست.

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۹۵

ریشۀ چینی و سانسکریتی واژۀ چاپ

در زبان چینی چاو (پول کاغذی) است و این ریشه واژۀ چاپ به شمار می رود که این خود در زبان سانسکریت به صورت چها-په معنی قطعه محافظت کردنی را می داده است. اجزاء چها (قطعه چهار ضلعی) و په در سانسکریت ریشه کلمات چهار و پاییدن فارسی به نظر می رسند.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۵

مطابقت نام اسوره (اهوره) با آنو

اگر نام اسورَ را ترکیب اَسَ [-و] یعنی آسمان و "رَ" (علامت مالکیت) در سانسکریت بدانیم، در این صورت نام اسورَ مطابق نام آنو (خدای آسمان سومری) خواهد بود. آنو متصدی فرامین خدایی (me) به شمار می رفت و سرنوشت ها را او تعیین میکرد. یعنی نام و نشان آنو با اهوره مزدا مرتبط می نماید.

دوشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۵

Etymologin av Oslo

Jag tror att namnet på staden Oslo egentligen är Os [mynning]-lov (5)[vändning, sväng, gir= gå snett] med annat ord Os-ole(o) dvs, staden som ligger i mynningen (os-et) av ån Alna (av roten ole=böja). Sammanlagt betyder det, staden som ligger i mynningen av ån som slingrar sig. Namnet på orm liknande fisken ål härstammar också från uel/ole (spiral).

شنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۹۵

نامهای اساطیری یونانی پرسیوس و گورگون و مدوسا اشاره به آریارمن پارسی و مادیای اسکیتی و الهه ماروش اسکیتان هستند که در یونان بومی شده اند.

در اساطیر یونانی نام پرسیوس (جنگجو، ویرانگر) در مقام نیای اساطیری پارسها، کشنده مدوسای گورگون به شمار رفته است. نام و نشان مدوسا (الهه محافظ) مطابق الهه مادر نیمه زن و نیمه مار اسکیتان (تورانیان) است که در اسطوره شاماران کُردان (از اعقاب سکائیان) به خوبی بر جای است. عنوان گروه گورگون (ترسناک) وی یادآور لقب اوستایی مادیای اسکیتی یعنی فرنگرسین (بسیار ترسناک) است: مطابق اوستا و شاهنامه سپاهیان تورانی در اطراف دریاچه چیچست (ارومیه) شب هنگام توسط سپاهیان گستهم نوذری تارو مار شدند و تنها قره خان (خان بزرگ، در اصل منظور خود افراسیاب/مادیای اسکیتی) زنده ماند که وی هم اعدام شد: مطابق موسی خورنی دستگیر شده و بر دیوار برجی میخکوب گردید. آریارمن پارسی و برادرش کوروش (نیای کوروش)- سپهسالار و خواهر زادۀ کیاخسار (کیخسرو)- در روایات ملی تحت نام گستهم نوذری و توس نوذری یاد شده اند. از نوذریان بعدی اوستا، هوتَس (آتوسا دختر کورش)، ویشتاسپ نوذری (هخامنشی) معروف هستند.

ریشۀ سانسکریتی نام کویر

نام کویر به صورت کَوَرَ در سانسکریت به معنی نمک (نمکزار، شوره زار) است. شاید نام سبزی کَوار آذری به خاطر شوری-تلخی آن بوده باشد:
कवर kavara n. salt
به نظر می رسد خود واژۀ نمک از ریشه اوستایی نَم یعنی ماده تر و حل شدنی بوده باشد. بر این پایه نمک یعنی ماده حل شدنی. دمالکی پشتو در معنی نمک در سانسکریت به صورت دمه-ارکی به معنی کریستال مطبوع کننده [غذا] است.
گفته میشود چون زعفران در خاک کویر به عمل می آید، از این روی به طلای کویر شهرت یافته است و در سانسکریت kAvera به معنی زعفران و kavara به معنی نمک است.
از سوی دیگر
بارتولد کویر را از قول اتوماشک از گَور (گودال، حفره) فرس قدیم گرفته است و این با آن ریشۀ کَف (افتادن) که برای کاویل کُردی (ویرانه) آمده، همخوانی دارد. منظور آن شش ضلعی های نمکی کویر است. لوت هم در سنسکریت به معنی گود افتاده است.

جمعه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۹۵

معنی نام کوه اشکنوان ابرج فارس

به نظر می رسد نام اشکنوان (اسکنوان) اشاره به وجود همین چاه طبیعی ژرف آن یا به احتمال بیشتر شکل ستونی کوه آن بوده باشد، چون میشود ترکیب آن را اشکن-وان گرفت (یعنی محل دارای شکستگی حفاظتی). دو نام دیگر منسوب بدان یعنی گلاب و شاداب را هم در رابطه با آن می توان از گُل-اب (دارای آب زیبا) و شاد- آب مأخوذ دانست، چون خود نام ابرج به صور اَپ-رَج و اَپ-رگَ در اوستایی و سانسکریت به معنی دارای آب زیبا و دوست داشتنی است. ولی اگر شکل آن را اَبَرَج در نظر بگیرم به معنی محل منسوب به مکان بلند (منظور همان اشکنوان) خواهد شد.

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۹۵

ریشۀ محتمل تراز و ترازو

ریشه تراز و ترازو در سانسکریت به صورت تَرَسا به معنی مستقیم و صاف موجود است:
तरसा tarasA ind. directly

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۹۵

معنی دِژ (دَئِزَ) و کَند در اوستایی و سانسکریت

استاد پورداود دِژ (دَئِز) را به معنی سنگ و گل انباشته و انباشتن گرفته است و این معنی واژۀ کاندَ (کَند) در سانسکریت هم است. ولی deza در سانسکریت به معنی مؤسسه و مکان و کشور و واژۀ کند در زبانهای ایرانی به معنی شهر و روستا و محل دارای خندق گرفته شده است.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۵

مطابقت نام وهیزداته با بردیه

با توجه به کلمات سانسکریتی زیر، نام وَهیَزداته به معنی مخلوق نیرومند یعنی به همان معنی بردیه (تنومند و عظیم) است:
विहायस् vihAyas adj. vigorous. विहायस् vihAyas adj. mighty
در واقع در گفتار اشیل از مَرد (بردیه) به مطابقت وی با وهیزداته پی برده میشود. اشیل از زبان داریوش میگوید : "پنجمین نفر که حکومت کرد، مارد (مَرد) بود، وی ننگ میهن و تاج و تخت به شمار می رفت؛ ولی آرتافرن دلیر (برقرارکننده نظم)، وی و یارانش را در جایگاه خودشان با حیله و نیرنگ به قتل رسانید. از اینجا چنین استنباط میشود که مَرد (بردیه) نه غاصب بود و نه مدعی سلطنت (ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، تألیف م.آ.داندامایف، ترجمه روحی ارباب. صفحه ۱۷۹)". متقابلاْ مطابق کتیبه بیستون آرتاواردیا (پُر عدل) سردار داریوش در کوه پراگا (متروک و کم تردد، کوه ول کنونی) در سمت اووادی چایا (محل محترم، آباده کنونی) وهیزداته را به قتل رساند.
نظر جدیدم به طور خلاصه چنین است: اگر اووادی چایا (آبادی درخشان) را همان مرودشت بگیریم، کوه کنار آن پرگا (پرگیاه) مطابق کوه چمگان کنونی خواهد بود." ولی نامهای پئیشیااووادا (آبادی محل دیدبانی) و کوه سمت آن ارکدریش (دور از دشمن) با شهرک ابرج و کوه شهرک ابرج مطابقت دارند. هر دو محل پئیشیااووادا و اووادی چایا در رابطه با شکست و کشته شدن وهیزداته بردیه از آرتاواردیا سردار داریوش هستند. در آن سمت مناطق باستانی نشیرمنو و مته سئیش، بازار برده فروشان شهر اووادی چایا (مارهاسیوم) با نقش رستم و عماد آباد مرودشت (عباد آباد) مطابقت دارند.