شنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۹۵

معنی محتمل نام مهراب کابلی و دخترش رودابه

نظر به واژۀ سانسکریتی مارَ-آپی (نوشیدنی شور عشق) که ریشه نام مارافی ها (کاسیان= مردم پرستنده ایزد و الهه شراب، اسلاف لران) به نظر می رسد، می توان نام مهراب کابلی را هم مأخوذ از این کلمه دانست و منظور از آن را پادشاه دادیکان (تاجیکان، مردم پرستنده شراب هوم) در نظر گرفت چون مهراب کابلی پادشاه تازیان (منظور تاجیکان) به شمار رفته است. نام رودابه دختر مهراب کابلی، همسر زال و مادر رستم را نیز در این رابطه می توان در هیئت رَئِوَت-آپَ به معنی دارای نوشابه با شکوه و درخشان گرفت.
در بارۀ ارتباط نام تاجیک با شراب هوم گفتنی است: هرودوت از مردمی به نام دادیک (دارندگان نوعی درخت مقدس) در افغانستان یاد کرده است. حسن پیرنیا اینان را اسلاف تاجیکان دانسته است. تصور میشد مایا مادر گوتمه بودا از قبیله سکیا هنگام تولد فرزند به ساقۀ درخت dadha چنگ زده بود. نظر به معنی نام دروپیکیان/دربیکان/دریها (دارندگان گیاه دارویی) یا همان سکائیان پارسی برگ هومه اینان همان اسلاف دری زبان کنونی افغانستان و تاجیکستان بوده اند.
الان تابستان سال 2017 در این مورد به نظرات دیگری رسیده ام:
توتم مادهای ستروخات که عضو اتحادیه قبایل ماد و نیاکان سکایی کرمانجها بوده اند مار بوده است و اینها در اوستا به نام قوم تئوژیه (منسوبین به مار نیرومند) معرفی شده اند. این توتم در اسطوره شاهماران کُردها و نقش مار معبد یزیدیان زنده است. نام مهراب کابلی (مهروَ-کاپوره) را در معنی مار کشنده شکاف کوهستان می توان در اساس متعلق به کُردان دانست که موسی خورنی ایشان را ویشپازوننرهای (اژدهانژادانِ) سمت شکاف کوه بزرگ (آرارات) معرفی کرده است. کاپوره (شهر شکاف کوه) به سبب تطابق با نام کابل با آن مشتبه شده است. این سهو پیداست چون ضحاک متعلق به غرب فلات ایران بوده است نه شرق آن. جالب است که نام رودابه در معنی سنسکریتی آن "صعود کرده"، به صورت صعود زال با کمند زلف رودابه به قصر او انعکاس یافته است: रूढ्वा rUDhvA ppp.having climbed.

هیچ نظری موجود نیست: