پنجشنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۹۱

مطابقت نامهای اوشنر و ثریته با زال زر

در عهد کیکاوس (خشثریته، سومین پادشاه ماد) شخصی با نامها یا القاب ائوشنر (مرد دلیر دانا یا مرد روشن)، ثریته (پناه دهنده) و زال زر دانا (پیر زرین خردمند) در سرزمین جنگلی سگستان (= کاسپیانه یعنی سرزمین سگپرستان) می زیسته است. زمانی که کیکاوس (خشثریتی) در مقابل سپاه اسرحدون از کاشان به شهر آمل پناه آورد این فرد و دو پسرش به نامهای اورواخشیه (شادیبخش) و کرساسپ (کشنده راهزنان) وی را در پناه و حمایت خود گرفتند و زمانی که لشکریان آشوری تحت رهبری رئیس رئیسان شانابوشو در عهد آغاز حکومت آشور بانیپال برای مذاکره و تسلیم کیکاوس (خشثریته) به شهر آمل مازندران رسیدند، توسط خاندان ثریته (اوشنر، زال زر) یا بنا به اوستا همان خاندان سام (خوشبخت سازنده) رهبر آماردان غافلگیر و کشتار شدند. مطابق مندرجات اوستا، بند 27، کرده 7 رام یشت اورواخشیه در این نبرد کشته شد ولی کرساسپ (رستم) از قاتلان او انتقام گرفت. این پیروزی بسیار شیرین این خانواده باعث تشکیل نخستین دولت مستقل و نیرومند در فلات ایران گردید و سبب شد که قهرمان پیروزمند این نبرد یعنی آترادات پیشوای آماردان تحت القاب کرساسپ و رستم (در هم شکننده راهزنان و ستمگران) تبدیل به قهرمان قهرمانان تاریخ ملی ایران در اوستا و شاهنامه شود.
نام اوشنر (ائوشنر) در معنی مرد روشن به وضوح بیانگر نام زال زر است. مطابق کتب پهلوی خود اوشنر (یا ثریته) به فرمان کاوس در جنگل سگان وحشی (جنگل ببرها) به قتل میرسد. ولی چنانکه اشاره شد اوستا مقتول جنگ مازندران با دیوان (آشوریان) را اوراخشیه نامیده و او را پسر ثریته دانسته است. در مقدمه کتاب هفتم دینکرد در فقرات 36-37 راجع به او مندرج است:
" اوشنر بسیار زیرک در همان زمان کیکاوس از فّر ایزدی بهرمند بود. اوشنر پیش از تولدش در شکم مادرش اعجاز و کرامات از برای مادرش ذکر میکرد و در هنگام تولدش اهریمن را مجاب ساخت. اوشنر فرمدار (صدر اعظم) و در هفت کشور مستشار کیکاوس بود. مردی بود فرزانه و خردمند و دانا."
وی زبان مرمان نواحی مجاور را بیاموخت؛ چنانکه بر همه انیرانیان هنگام مباحثات غلبه یافت و ایرانیان را با تعلیمات اخلاقی خویش تربیت کرد و سر انجام به دستور کیکاوس به قتل رسید" (کیانیان آرتور کریستن سن صفحه 115).
در کتب پهلوی اسطوره به قتل رسیدن وی تحت عنوان ثریته (پناه دهنده) به گونه دیگری بیان شده است که یادآور دریده شدن لشکریان فراری آشور در جنگلهای مازندران است: به روایت کتاب پهلوی دینکرد گناه کشتن و تباه شدن گاو (در اصل منظور سارگون دوم آشوری مقتول توسط اسکیتان) بر گردن تورانیان بود. زیرا داوری و حکومت این حیوان همواره خلاف آرزوهای آنان بود. پس به جادوی روان کاوس را تباه کردند و او را با کشتن آن حیوان بر آن داشتند که سود خویش را پایمال کند.خلاصه کلام آن که کاوس به پهلوانی ثریته نام که از شش برادر خود خردتر بود، فرمان داد که گاو را بکشد (به جنگ با آشوریان بپردازد). لیکن همینکه ثریته به گاو نزدیک شد. گاو به زبان آدمیان با او سخن گفتن آغاز کرد که اگر بدین گناه مبادرت کنی دچار ملامت و سرزنش وجدان خواهی شد و زرتشت پیغامبر آینده نام ترا به بدی یاد خواهد کرد. ثریته به نزد کاوس بازگشت و سخنان گاو را باز گفت. لیکن چون شاه از روی بیخردی در کشتن گاو اصرار ورزید، آن پهلوان فرمان او را پذیرفت و گاو را کشت.
پایان این داستان را تنها در کتاب پهلوی زاتسپرم می توان یافت و آن چنین است: ثریته از جنایتی که خود آلت آن شده بود، پشیمان گشت و از کیکاوس خواست تا او را به قتل آرد و بدو گفت که اگر چنین نکند او خود پادشاه را خواهد کشت. پس کیکاوس بدو فرمان داد تا به جنگلی رود و گفت که در آنجا به دست جادوی که به هیأت سگی ماده (ببرماده) در می آید، کشته خواهد شد. ثریته به جنگل روی آورد، چون سگ را دید بر او حمله ور شد و او را بزد. ناگهان آن سگ ماده به دو سگ افزایش یافت و با هر ضربتی که او بر سگان وارد می آورد عدد سگان دو برابر میشد. تا آنکه شمارهً آنان به هزار رسید و این سگان ثریته را خسته و مقتول کردند. (کیانیان، آرتور کریستن سن صفحات 115، 116 و 117).

هیچ نظری موجود نیست: