پنجشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۶

قوم سلم شاهنامه (سَئیریمۀ اوستا) همان اسلاف صربوکرواتها و آلانها بوده اند

مطابقت نام کرواتها و صربها و بلغارها با روکسولانها و یازیگها و ووسونها:
مطابقت نام یازیگها با صرب ها: تادئوتس سولمیریسکی در کتاب سرمتها نام صرب را از زبان سرمتها (سئوروماتها= مارپرستان) می داند و در زبان سنسکریتی خویشاوند زبان سرمتی صرب (صرپ) به معنی مار است. حتی نام بوسنی (پرستنده مار بزرگ) ترجمه ای از آن است. متقابلاً در ویکیپدیای انگلیسی جزء اول نام یازیگها را به درستی از مصدر یزیتن (پرستیدن و ستایش کردن) گرفته اند، ولی راجع به جزء دوم آن اگه (مار) نظر نداده اند:
यशस् n. yaza[s] honour, अग m. aga snake, es (Grecian sufix), सर्प m. sarpa serpent, सर्प m. sarpa snake.
معنی نام قوم سلم: بر اساس تطبیق صربوکرواتها با قوم سئورومات/سرمت در کتاب سرمتها تألیف تادئوتس سولمیرسکی و لغات سنسکریت نام صربها و کرواتها (هرواتها) که از قبایل سرمت/سئورومات (قوم سلم) بوده اند مرکب از کلمه سئورو (سورو، هئورو، مار) و وات (متعلق) می باشد یعنی متعلقین به توتم مار. نخستین مرد و زن نزد سکاها و سرمتها به شکل نیمه مار و نیمه انسان تجسم میشده اند. نام صرب هم به شکل سرپ در سنسکریت به معنی مار است. خود نام شاهنامه ای ایشان یعنی سلم را هم که بر گرفته از همان نامهای سئورومات و سرمت میگیرند می توان به صورت سَلَم در سنسکریت به معنی دوستدار مار دانست: جزء سَ به معنی مار و جزء لم نام سلم به صورت لَم یا لمب می توانست به معنی به در خوشی بودن و آویزان کردن [سمبل کروات] هم مفهوم گردد: स m. As snake, लमते verb climate {lam} delight in, लम्ब adj. lamba hanging down.
از این جا است که در شاهنامه فریدون (کوروش) در سر راه سلم و دو برادرش تور و ایرج به شکل اژدها ظاهر میشود و کوروشا/خیمئیریا در نزد سکاها توتمی مرکب از شیر-بزکوهی-مار تصور میشده است. کلاً سکاها جد و جده قومی خود را تحت نام ماری و ماریانه نیمه مار، نیمه انسان می پنداشته اند که مجسمه نیا-ایزد ماری آنها از پازیریک پیدا شده است.
سکاییان شرقی نامشان سئورومات (گرامی دارندۀ مار یا مادر-مار) بوده است. نام تازیک/ تازی (تا-ازی= کسانی که پدرشان به شکل مار است) هم در کتابهای پهلوی در اساس به همین مردم ماوراء النهر اطلاق شده است: مطابق چهرداد نسک (دینکرد هشتم، فصل 13 بندهای 2 تا 8) پسران مشیَ (ماری) و مشیانه (ماریانه) عبارت بوده اند از ویگرد (بزکوهی، تور، پدر تورانیان غربی، اسکیتان)، هوشنگ (پدر ایرانیان) و تاز (سئورومات/سلم، پدر سکائیان شرقی) بعداً این نام سوم به سهو با بنی حیّه (اولاد مار، بنی طی) از قبایل بزرگ عرب یکی گرفته شد. چون سئوروماتها در حدود قرن های سوم و دوم پیش میلاد از آسیای میانه به سمت صربستان رفتند. جالب است که نامهای صرب و بوسنی هم معنی منسوبین به مار معنی می دهند. معلوم میشود نام تاجیک از قوم سئورومات (سلم) یا آریبی شرق خبر آپیان و منابع آشوری که بین بلخ و طبرستان می زیسته اند، در تاجیکستان به یادگار مانده است. نامهای باستانی قبیله ماساژت و ملکه اساطیری ایشان تومیریس در این نواحی را می توان به صور ماذَ-اژی-ت و تو-مئیری-ایس به معنی مادر ماران و پرستنده مار نیرومند گرفت. در شاهنامه فریدون برای امتحان در راه سلم (سئورومات) به صورت اژدها ظاهر میشود. نامهای آسی و یازیگ متعلق به قبایل آلان-سرمت را هم میشود به صورت اژی (مار، اژدها) و یا-اژیگ (مارپرست) باز سازی کرد. آئلیوس راسپا راگانوس فرمانروای روکسولانها که در حدود سال 118 میلادی در کرواسی و صربستان بر روکسولانها و سرمتهای یازیگ (تیراندازان، صربها) فرمان می رانده است از خود دو کتیبه در کرواسی باقی گذاشته است. نام قوم وی روکسولان به صورت رخشو-آلان در زبانهای ایرانی و سانسکریت به معنی دارنده کراوات سرخ و سفید (به نشانۀ مار سرخ و سفید) است که حاوی نام کرواتهای دارنده کراوات سرخ و سفید می باشد:
आलान AlAna n. tie.
نامهای صرب (سرپ) و سئورومات (سورومات)/ سئیریمه و کرووات (هئوروات) هم در سانسکریت به معنی گرامی دارنده خزنده و اژدها به هم میرسند:
सर्प m. sarpa snake, सुरा f. surA snake. ह्वार्य adj. hvArya serpentine, ह्वार्यm. hvArya serpent on.
نام های اساطیری ماری و ماریانه و فریدون اژدها شکل سر راه پسرانش سلم و تور و ایرج گواه این نظر هستند. برادران ویگرد (رمنده وحشی، بزکوهی، تور) و هوشنگ (پدر ایرانیان، ایرج) و تاز (پدرماروش= سئورومات، سلم) در دینکرد شکل قدیمی تر روایت سلم و تور و ایرج به نظر می رسند. مطابق اساطیر بوسنی، مار نخستین مخلوق است و چهل سال پیش از آفرینش انسان و حیوانات آفریده شده است. حتی نام سئورومات و صرب را در سانسکریت می توان به معنی پرستندگان مار بزرگ گرفت و منظور از آن ها را بوسنی ها (بوآ-اسنی ها= گرامی دارندگان مار بزرگ) دانست:
सर्प m. sarpa serpent. सुरा surA f. snake. मत mata adj. honoured.
بر این اساس نامهای قوم خویشاوند آنها یعنی ماساگتها/آلانها/آسی ها از مسَ-اگته (مار سمی بزرگ) و اَله (مار سمی) و اژی (مار) ترکیب یافته است. نام ینتی سایی چینی ایشان هم در شکل یوناتی سایی در سانسکریت به معنی پرستندۀ مار است. در میان نامهای قومی قبایل سکاییِ مهاجر به سمت افغانستان و هند، نامهای آسیانی و پاسیانی و سکاروکه را میشود به ترتیب منسوب به عقاب (بلوچان) و منسوب پهلوانان (پَهلَوهای سیستان) و منسوب به بزکوهی (سکائیان برگ هئومه) گرفت.
نام یازیک متعلق به نیاکان صربها را میشود به صورت یا-زیک هم یاری شده توسط توتم مار معنی نمود.
مطابقت مردم ریش سرخ ووسون (اولاد کلاغ، کلاغپرست) با بلغارهای سرخ موی:
نام رهبر ووسونها کوئن مو و کلمۀ بَلَ-گوره در زبانهای هندوایرانی کهن به ترتیب معنی شاه سرخ و کلاغ سروران (زاغساران اساطیری) را می دهد و اینها نشانگر مطابقت بلغارها با ووسونهایی (اولاد کلاغ، کلاغپرست) است که همراه هونها از آسیای میانه به اروپا آمدند. نام اساطیری زاغساران (آنان که سرورشان زاغ است) در منابع عهد اسلامی دقیقاً مطابق نام بَلَ-گورَ (زاغ-سرور) در سنس‍کریت است:
बल m. bala crow, गुर adj. gura chief.

هیچ نظری موجود نیست: