فرهنگ و انديشه
پايگاه جواد مفرد كهلان
پنجشنبه، خرداد ۱۴، ۱۴۰۵
نام های کهن آلبانی به زبانهای هندواروپائی به معنی سرزمین عقابها هستند
به نظر میرسد نامهای آلبانی، ایلیریا و آرناوود در زبانهای هند و اروپایی به معنای سرزمین عقابها بودهاند:
در زبانهای هند و ایرانی-سرماتی (صربی سابق):
آله: عقاب
بانیا (وانیا): منطقه
یا
آلبا (آلوا، آروا): عقاب
آنیا: کشور متعلق به
در زبانهای اروپایی:
ایلیر: عقاب
یا: منطقه
در زبان گالیک اسکاتلندی، کلمۀ عقاب iolair (تلفظ ee-lur) است.
یا
ایلی: عقاب، بال (aile)
ایریا: ااِیریه
Eyrie: (aerieلانه عقاب، شاهین، قوش یا سایر پرندگان شکاری است (گونهای از.
aerie (اسم):
"لانه عقاب"، دهه ۱۵۸۰ (در زبان انگلیسی-لاتین از اوایل قرن سیزدهم میلادی به بعد)، از فرانسوی باستان aire "لانه"، لاتین قرون وسطایی area "لانه پرنده شکاری" (قرن دوازدهم میلادی)، شاید از لاتین area. در زبان آلبانیایی، این کشور Shqipëria نامیده میشود که به طور مستقیم به "سرزمین عقابها" ترجمه میشود.
افسانه بنیادی ایلیریایی از مرد جوانی میگوید که یک جوجه عقاب را از یک مار سمی نجات داد. عقاب مادر سپاسگزار، قدرت و چشمان تیزبین خود را به او بخشید. او به پادشاهی شکستناپذیر تبدیل شد و پادشاهی را تأسیس کرد که به Shqipëria (سرزمین عقابها) معروف شد.
عقاب یک نماد مقدس و توتمی در فرهنگ ایلیریاییهای باستان است.
ارتباط الهی:
آثار باستانی، مانند پلاکهای قرن ششم پیش از میلاد از منطقه دریاچه اشکودرا، عقابها را در کنار خدایان خورشیدی و آسمانی به تصویر میکشند که نشان میدهد این پرنده یک محافظ اسطورهای قدرتمند بوده است.
نماد پادشاهان:
پادشاه پیروس اپیروس (منطقهای باستانی که ایلیریا و یونان را در بر میگیرد) توسط سربازانش به نام "عقاب" معروف شد.
آلبانوپولیس (شهر سفید یا شهر کوهستانی) مقولۀ دیگری است:
این ارتباط بیشتر توسط نوشتههای جغرافیدان یونان باستان، بطلمیوس، در قرن دوم میلادی پشتیبانی میشود، جایی که او شهرک آلبانوپولیس واقع در شمال شرقی دورس را در آن گنجانده است.
آلبانوپولیس (به معنای شهر کوهستانی) میتواند تیرکان (در کنار کوهها، تیرانا) باشد.
آرناوود: آرناووت (پرستندگان عقاب، به ترکی عثمانی: آرناوود) یک نام قومی بالکانی است که برای اشاره به آلبانیاییها استفاده میشود. آروانید (اروانید)، آرناووت (آرناوود)، جمع: آرناوودلار (آرناوودلر): ترکی مدرن: آرناووت:
"آرنه" Arna یک نام کوچک مردانه سنتی با ریشه نورس باستان و ژرمنی است و مستقیماً به عقاب ترجمه میشود.
avid (صفت):
"مشتاق؛ حریص"، ۱۷۶۹، از فرانسوی avide (قرن ۱۵)، از لاتین avidus "مشتاقانه آرزو کردن، آرزومند، حریص"، از avere "با اشتیاق آرزو کردن".
شنبه، خرداد ۰۹، ۱۴۰۵
The names of Albania mean the land of eagles
The names Albania, Illirea and Arnavud seems to have meant the land of eagles in the Indo-European languages:
In Indo-Iranian-Sarmatian (former Serbian):
Ale: eagle
bania (vania): area
or
alba (alva, arva): eagle
ania: the country that belongs to
In European:
illir: eagle
ia: area
In Scottish Gaelic, the word for an eagle is iolair (pronounced ee-lur).
or
illi: eagle, wing (aile)
irea: eyrie:
An eyrie (a variant of aerie) is a bird nest of an eagle, falcon, hawk, or other bird of prey.
aerie (n.):
"eagle's nest," 1580s (attested in Anglo-Latin from early 13c.), from Old French aire "nest," Medieval Latin area "nest of a bird of prey" (12c.), perhaps from Latin area.
In the Albanian language, the country is called Shqipëria, which directly translates to "Land of the Eagles".
foundational Illyrian legend tells of a young man who rescued an eaglet from a venomous snake. The grateful mother eagle bestowed upon him her strength and sharp eyes. He went on to become an invincible king, founding a kingdom that became known as Shqipëria (Land of the Eagles).
The eagle is a sacred, totemic symbol in the culture of the ancient Illyrians.
Divine Connection:
Archaeological artifacts, such as 6th-century BCE plaques from the Lake Shkodra region, depict eagles alongside solar and celestial deities, suggesting the bird was a powerful mythological protector.
Symbol of Kings:
King Pyrrhus of Epirus (an ancient region overlapping Illyria and Greece) was famously named "The Eagle" by his soldiers.
Albanopolis (the white city or the mountainous city) is another category:
This connection is further supported by the writings of the Ancient Greek geographer Ptolemy during the 2nd century AD, where he included the settlement of Albanopolis situated to the northeast of Durrës.
Albanopolis (in the sense of the mountainous city) could be Tirkan (next to the mountains, Tirana).
Arnavud (eagle worshippers): Arnaut (Ottoman Turkish: ارناود) is a Turkish ethnonym used to denote Albanians. Arvanid (اروانيد), Arnavud (آرناوود), plural: Arnavudlar (آرناوودلر): modern Turkish: Arnavut:
"Arne" is a traditional masculine given name of Old Norse and Germanic origin, and it directly translates to eagle.
avid (adj.)
"eager; greedy," 1769, from French avide (15c.), from Latin avidus "longing eagerly, desirous, greedy," from avere "to desire eagerly".
پنجشنبه، خرداد ۰۷، ۱۴۰۵
اقوام آریایی روکسولان (ماساژت) و سئورومات-یازیگ اجداد کرواتها و صربها-بوسنیها بودند
ارتباط بین نام و ویژگیهای روکسولانها و کرواتها
به گفته آمیانوس مارسلینوس، ماساژتها اجداد آلانها/روکسولانهای کرواسی بودند. مطابق گفتهٔ تادئوتس سولیمیرسکی، مؤلف کتاب سارماتها (سئوروماتها) که از وزرای فرهنگ سابق لهستان بود، کرواتها، صربها و بوسنی ها از قبایل سکایی و سئوروماتی بوده اند که بعد از مهاجرت به بالکان به کسوت ملل اسلاوی در آمده اند.
معنی اسپارگاپیس و تومیریس، نامهای شاهزاده و ملکه ماساژتها که کوروش بزرگ (ایرج فریدون) نزد ایشان کشته شد:
کلمهٔ سنسکریت spar به معنی قوی و کلمهٔ سغدی gap به معنی شاهزاده است. یعنی در مجموع آن به معنی شاهزاده نیرومند است:
स्फार adj. sphAra strong
स्फार adj. sphAra great
gap: prins
نام تومیریس (Tomyra-is) همچنین میتواند در اساس یک عنوان به معنی ملکهٔ نیرومند باشد:
तुम्र adj. tumra strong
तुम्र adj. tumra big
ईश adj. isa a ruler
خود نام ماساگت (ماساژت) را می توان دارندگان توتم بزکوهی بزرگ (گوزن، یلن) گرفت. ماساگتها (روکسولانها، آلانهای درخشان) سرانجام در بالکان سکنی گزیدند و تشکیل قومیت کروات را دادند:
mas: great
छाग m. chAga goat
نامهای آلان و کروات در سنسکریت و اوستایی به معنی دارندگان کراوات هستند:
आलान n. AlAna tie
Cuiroat: tie
پادشاه مشهور روکسولانها، آئلیوس راسپاراگانوس بود:
این واقعیت که نام آئلیوس راسپاراگانوس بر روی دو سنگ قبر در پولا در کرواسی یافت میشود، ممکن است نشان دهد که در مقطعی پس از سال ۱۱۸ میلادی، پادشاه مجبور به استعفا شد و در قلمرو دولت روم پناه گرفت.
خویشان روکسولانها، سئوروماتها (یازیگها، کسانی که توتم مار= سنسکریت سرپَ داشتند) بوده اند که همان صربها بودند:
सुराf. saurA snake,
मत adj. mata believe
सर्प m. sarpa snake
در شاهنامه فریدون در سر راه پسرانش سلم (سئورومات)، تور (سکا) و ایرج (پادشاه دربیکان/دریها) در شکل اژدها ظاهر میشود. توتم شیمریای مرکب مار و بزکوهی و شیر سکاهای پادشاهی هم نشانگر توتمهای این سه برادر اساطیری است.
در فرهنگ و فولکلور صربستان، مار جایگاه عمیق و بسیار محترمی دارد که اغلب با zmija čuvarkuća (مار نگهبان) نمادگذاری میشود. این مار غیرسمی که تصور میشد مظهر یک جد متوفی است، به طور سنتی از خانه و خانواده محافظت میکرد. کشتن یک مار نگهبان کاملاً تابو بود و اعتقاد بر این بود که باعث ویرانی میشود. افسانههای مار در صربستان به چند رکن اصلی تقسیم میشود:
نگهبان خانه (Zmija Čuvarkuća) خانه:
گفته میشد که مار زیر آستانه، در دیوارهای پی یا پشت اجاق زندگی میکند. این مار ستون معنوی دودمان خانواده محسوب میشد.
احترام:
در سنتهای عامیانه باستان، گذاشتن یک کاسه شیر در نزدیکی پی یا اجاق برای آرام کردن مار خانه رایج بود.
نشانهها:
اگر مار دیده میشد، معمولاً به معنای خوششانسی یا تغییر آب و هوا بود. برعکس، اگر ماری به طور تصادفی کشته یا رانده میشد، تصور میشد که نسل خانواده نفرین شده است.
اسطورهشناسی و قصههای عامیانه
اژدها در مقابل مار:
در اساطیر اسلاوی، بین مارهای معمولی و زماجوی (اژدها) که اغلب به عنوان محافظان آتشین و چند سر یا موجودات آسمانی به تصویر کشیده میشوند، تمایز قائل میشوند.
دامادهای مار:
مارها به طور گسترده در اشعار حماسی و قصههای عامیانه صرب، مانند داستان جمعآوریشده ووک کاراجیچ، با عنوان «دوباره، داماد مار»، که به بررسی تغییر شکل و توتمیسم باستانی میپردازد، حضور دارند.
پادشاه مارها:
داستانهای یک «پادشاه مار» خیرخواه که انسانها را به خاطر مهربانیشان پاداش میدهد و نعمتهای جادویی اعطا میکند، از ارکان داستانسرایی سنتی صرب است.
نام یازیگ (یاز-آزیگ) در اوستایی به معنای پرستنده مار است و نام بوسنی در ترکیب سکایی بهیو-یاسنی به نظر میرسد به معنی پرستنده مار ترسناک (بوآ) باشد. نزد بوسنی ها خلقت مار مقدم بر خلقت بشر بوده است و رجحان دارد.
با توجه به ارتباط توتم مار با نام و نشان ایلیریایی های بالکان به نظر می رسد آنها در داشتن توتم مار و همچنین پرستش خورشید با مهاجرین صربوکرواتی مشترک بوده اند.
منابع عمده:
١- یشتها، جلد یک، تألیف استاد ابراهیم پورداود.
٢- فرهنگ لغات سنسکریت. آنلاین.
٣- فرهنگ واژه های اوستا، تألیف احسان بهرامی.
۴- هوش مصنوعی.
چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۴۰۵
The name Albania seems to have meant the land of white apartments
alb[us]: white
banesë: apartment
The name of city Berat in Albania has been derived through Albanian sound changes from the Old Slavonic language Bělgrad (Бѣлградъ) or Belgrád / Beligrad (Белград / Белиград), meaning "White City".
Bardhë: White
جمعه، خرداد ۰۱، ۱۴۰۵
Roxlans and Yaziges were croats and serbs ancestors
The connection between the name and characteristics of the Roxlans and the Croats
According to Ammianus Marcellinus, the Massagetae were the ancestors of the Alans/Roxlans.
The meaning of Spargapis and Tomyris, the names of the prince and queen of the Massagetae:
Sanskrit word spar means strong and Sogdian word gap means prince. That is, it collectively means strong prince:
स्फार adj. sphAra strong
स्फार adj. sphAra great
gap: prins
The name Tomyris (Tomyra-is) can also mean strong queen in the basis of a title:
तुम्र adj. tumra strong
तुम्र adj. tumra big
ईश adj. isa a ruler
The name Massagetae itself can be taken to mean the bearers of the totem of the great mountain goat (deer, elk). The Massagetae (Roxulans, brilliant Alans) eventually settled in the Balkans and formed the Croat ethnicity:
mas: great
छाग m. chAga goat
The names Alan and Croat in Sanskrit and Avestan mean bearers of the tie:
आलान n. AlAna tie
Cuiroat: tie
Roxlans famous king was Aelius Rasparaganus:
The fact that Aelius Rasparaganus’s name is found on two tombstones in Pula might indicate that at some point after the year 118 AD, the king was forced to resign, and that he sheltered in the territory of the Roman state.
Roxlans relatives were Sauromats (Yaziges, those with the totem animal snake = Sanskrit sarpa) who were Serbs:
सुराf. saurA snake,
मत adj. mata believed
सर्प m. sarpa snake
In Serbian culture and folklore, the snake holds a profound and deeply revered position, often symbolized by the zmija čuvarkuća (guardian snake). Believed to embody a deceased ancestor, this non-venomous serpent traditionally protected the home and family. Killing a guardian snake was strictly taboo and believed to bring ruin.Serbian snake lore is broken down into a few core pillars:The Household Guardian (Zmija Čuvarkuća)The Dwelling:
The snake was said to live under the threshold, in the foundation walls, or behind the hearth. It was considered the spiritual pillar of the family's lineage.
Respect:
In ancient folk traditions, leaving a bowl of milk near the foundation or hearth was common practice to appease the house serpent.
Omens:
If the snake was seen, it usually meant good fortune or a weather change. Conversely, if a snake was accidentally killed or driven away, the family line was thought to be cursed.
Mythology and Folk Tales
Dragons vs. Serpents:
In Slavic mythology, a distinction is made between ordinary snakes and zmajevi (dragons), which are often portrayed as fiery, multi-headed protectors or celestial beings.
Serpent Bridegrooms:
Snakes feature heavily in Serbian epic poetry and folk tales, such as Vuk Karadžić's collected story, Again, The Snake Bridegroom, which explores shape-shifting and ancient totemism.
King of Snakes: Stories of a benevolent "King of Snakes" who rewards humans for their kindness and grants magical favors are a staple of traditional Serbian storytelling.
The name Yazig (Yaz-azig) in Avestan means snake worshipper, and the name Bosni in the Scythian combination Bhiu-Yasni seems to mean worshipper of the fearsome snake (boa).
Roxlaner och Yaziger var kroaters och serbers förfäder
Sambandet mellan namnet och egenskaperna hos roxlanerna och kroaterna
Enligt Ammianus Marcellinus var massageterna förfäder till alanerna/roxlanerna.
Betydelsen av Spargapis och Tomyris, namnen på massagernas prins och drottning:
Sanskritordet spar betyder stark och sogdiskt ord gap betyder prins. Det vill säga, det betyder kollektivt stark prins:
स्फार adj. sphAra stark
स्फार adj. sphAra stor
gap: prins
Namnet Tomyris (Tomyra-is) kan också betyda stark drottning i samband med en titel:
तुम्र adj. tumra stark
तुम्र adj. tumra stor
ईश adj. isa en härskare
Själva namnet Massagetae kan tolkas som bärare av totem av den stora bergsgeten (hjort, älg). Massageterna (Roxulaner, lysande alaner) bosatte sig så småningom på Balkan och bildade den kroatiska etniciteten:
mas: stor
छाग m. chAga get
Namnen Alan och Croat på sanskrit och avestan betyder bärare av slipsen:
आलान n. AlAna slips
Cuiroat: slips
Roxlans berömda kung var Aelius Rasparaganus:
Det faktum att Aelius Rasparaganus namn finns på två gravstenar i Pula kan tyda på att kungen någon gång efter år 118 e.Kr. tvingades avgå, och att han sökte skydd på den romerska statens territorium.
Roxlans släktingar var sauromater (yaziger, de med totemdjuret orm = sanskrit sarpa) som var serber:
सुराf. saurA orm,
मत adj. mata trodde
सर्प m. sarpa orm
I serbisk folktro har ormen (zmija) en mycket stark och helig ställning och har sedan hedenhös väckt både fruktan och djup vördnad. Ormen betraktades traditionellt som en symbol för förfädernas själar och som en beskyddare av hemmet.I den rika serbisk-slaviska mytologin och kulturen framträder ormen främst på följande sätt:Čuvarkuća (Husormen):
Den vita ormen som ansågs bo under tröskeln till varje hus. Enligt folktron var den en beskyddare av familjens välstånd. Att döda en husorm ansågs dra stor olycka över släkten.
Guden Veles:
Ormen är en av den slaviska guden Veles zoomorfa (djuriska) skepnader. Han är härskare över underjorden, boskapen och skogarna.
Zmaj (Draken): I serbisk mytologi ses drakar ofta som goda, heroiska väsen med ursprung i uråldriga ormar som utvecklats, och de försvarar byar och skördar mot ondska.
Ormkungen: Berättelser om en välvillig "ormkungen" som belönar människor för deras vänlighet och ger magiska tjänster är en grundpelare i traditionell serbisk berättande.
Namnet Yazig (Yaz-azig) på avestiska betyder ormdyrkare, och namnet bosni i den skytiska kombinationen Bhiu-Yasni verkar betyda dyrkare av den fruktansvärda ormen (boa).
یکشنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۴۰۵
معنی اسپارگاپیس و تومیریس، نامهای شاهزاده و ملکهٔ ماساگتها
اسپار به لغت سنسکریت به معنی نیرومند و گاپ در سغدی به معنی شاهزاده است. یعنی آن در مجموع به معنی شاهزادهٔ نیرومند است.
स्फार adj. sphAra strong
स्फार adj. sphAra great
gap: prins
نام تومیریس (تومیر-ایس) نیز می تواند به معنی ملکۀ نیرومند در اساس لقب باشد:
तुम्र adj. tumra strong
तुम्र adj. tumra big
ईश adj. isa a ruler
خود نام ماساگت را می توان دارندگان توتم بزکوهی بزرگ (گوزن، یلن) گرفت. ماساگتها (روکسولانها، آلانهای درخشان) سرانجام در بالکان سکنی گزیدند و تشکیل قومیت کروات را دادند:
mas: great
छाग m. chAga goat
نام های آلان و کروات به سنسکریت و اوستایی به معنی دارندگان کراوات هستند.
سهشنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۴۰۵
نام باستانی ارتته می تواند به معنی سرزمین منسوب به شیر بوده باشد
Ara: lion
attû: own , belonging to
در این رابطه گفتنی است: نام ایرج (آرا، شیر) پسر فریدون (کوروش) نیز در رابطه با برادران اسطوره ایش، تور (بزکوهی) و سلم (مار) معادل توتم شیر است؛ چون این تثلیث معادل با توتم خیمریای سکاها (کوروشا) با ترکیب شیر، بزکوهی و مار و نام پسران کولاکسائیس سکاها یعنی دربیک (دری)، سکا (تور) و سئورومات (سلم) است.
نام آریانا (هرات، هریوه) نیز به معنی محل شیر به نظر می رسد چوان هرات نامی بر شیر و هری در سنسکریت به معنی شیر می باشد و یک خراج آور هراتی پلکان آپادان ملبس به پوست شیر است:
हरित m. harita lion
हरि m. hari lion
پس جانور توتمی آریا وئجه (خوارزم) مار سرخ (توتم سئوروماتها/آلانها) و جانور توتمی آریانا، شیر بوده است.
درفش شهداد که مربوط به تمدن ارتته (جیرفت) می باشد، به عنوان یکی از کهنترین درفشهای فلزی جهان (با قدمتی حدود ۵ هزار سال) شناخته میشود، یک لوح فلزی کوچک است که از کاوشهای باستانشناسی در منطقه شهداد کرمان بهدست آمده و نقشهای حکاکی شده بر آن، ریشههای تاریخی نمادهای ملی ایران، از جمله شیر و خورشید، را نشان میدهد:
این درفش قدیمیترین پرچم جهان است که از یک صفحه با میله و لولا و دسته برنزی ساخته شده است و البته چون در این چند هزار سال زنگ زده شده به رنگ سبز مبدل شده است ولی در اصل نوعی درخشش فلزی داشته که آفتاب را باز میتابانده است. روی آن، نقشی از یک نخل دیده میشود و دو درخت دیگر و پنج آدم کوچک (خدمه) و بزرگ (خدا و الهه) هستند و دو شیر و یک گاو کوهاندار و چند مار شبیه مارهای تمدن جیرفت هم به چشم میخورند.
شیرهای درفش شهداد می توانند سمبل الهه و خدای آرتته یعنی اینانا (ناهید) و ایشکور (بهرام) بوده باشند. مطابق استرابون بعدها نیز کرمانیها، بهرام (آرس) را می پرستیده اند و چون اسب کم داشته اند برای وی خرها را قربانی می نموده اند.
میتانیان درون هیکسوسها از دید هوش مصنوعی
بر اساس برخی تحلیلهای اسطورهشناختی و تاریخی، نظریهای وجود دارد که میتانیان (میتانیها) - اقوامی با زبان هندوایرانی در شمال میانرودان - نقشی کلیدی در اتحادیه قبایل هیکسوسها که بر مصر باستان حکومت میکردند، داشتهاند. این دیدگاه بر نکات زیر تمرکز دارد:
رهبری هیکسوسها:
ادعا میشود که میتانیان (میتانیها) به عنوان یک هسته جنگجو و فنی، رهبری اتحادیه قبایل هیکسوس (فرمانروایان بیگانه) را در تهاجم به مصر بر عهده داشتند.
عنصر میترایی (میتانی):
در این نظریه، ایزد «میترا/میثره» به عنوان خدای قبیلهای میتانیان، عنصر پیوند دهنده این اتحادیه بوده است.
شخصیتهای توراتی:
برخی پژوهشگران این حوزه، موسی (موسه/میثه) را با ایزد میثره (خدای میتانیان) و عبرانیان عهد موسی را مرتبط با هیکسوسهای میتانی میدانند.
تشابهات فرهنگی/نظامی:
استفاده از گردونههای جنگی، نامهای خاص (مانند یعقوب در لیست پادشاهان هیکسوس) و تطابقهای اساطیری، گواه حضور آریاییهای میتانی در کنار هیکسوسهای سامیتبار در دلتای نیل تلقی میشود.بهطور کلی، هیکسوسها (Hyskos) به عنوان مردمان سامیتبار شناخته میشوند، اما این نظریه خاص، بر تأثیر یا رهبری نظامی-سیاسی میتانیان هندوایرانی درون این ساختار تأکید میکند.
خود موسی تاریخی مطابق خمودی آخرین پادشاه هیکسوسی و رانده شده از مصر و پرستندهٔ ایزد خورشید (رع/میثره) می باشد.
مطابق نوشته های تل العمارنهٔ مصر نامهای برخی از سران هیکسوسها بعد از بازگشت به فلسطین، هندوایرانی (میتانی) بوده است.
نظری به نام شهر هرت (شهر پر هرج و مرج)
برخی نام شهر هرت را با هرات سنجیده اند که در اوستا در این باب اشاره ای هست. چون در پارهٔ هشت فرگرد اول وندیداد گفته شده است: " ششمین سرزمین که من اهورا مزدا بیافریدم و اهریمن پر گزند در آنجا آسیب گریه و زاری پدید آورد، هرات است و بهلند مردمان در آنجا خان و مان را." استاد پورداود آورده، منظور "در هرات رسم بود در خانه ای که کسی میمرد، بازماندگان آن را رها می کردند و به گزاف شیون و زاری می نمودند." صحت این گفته معلوم نیست. ممکن است نام افغان (پشتون) در آنجا باعث ایجاد این شایعه شده باشد یا خود نام هرات (هَرِیوَ) به اوستایی و سنسکریت به معنی محل فغان و افغان گرفته شده باشد. به هر حال این باور می توانست هرات را شهر پر هرج و مرج و پریشان تداعی کند.
اما در اصل نامهای هرات، ارتاکوانای هرات و هریوه به معنی محل آب شیر درنده بوده اند:
हरित m. harita lion
कवन n. kavana water
हरि m. hari lion
ava: water
اشتراک در:
پستها (Atom)