جمعه، مرداد ۰۱، ۱۴۰۰

مطابقت سیزیفوس یونانیها با پاپای سکاها (واناتور ارامنه)

نام یونانی سیزیفوس را می توان به معانی در بند شدۀ نورانی یا دارندۀ پوست بُز نورانی دانست و آن را بر گرفته از اسطورۀ خدای ماه سکاها (پاپای) یا همان واناتور ارامنه (دارندۀ سمبل بزکوهی نورانی) شمرد.

معنی گیزین کیسی (قزوین)

به نظر می رسد نامهای باستانی قزوین یعنی گیزین کیسی و گاسو-ئین به معنی محل چمنزاری بوده اند.
घास m. ghAsa meadow or pasture grass
क्षय m. kshaya abode
نام نواحی سیبور، اورننا، نیپاریا و بوستوس که در لشکرکشی های آشوریان در کنار گیزین کیسی یاد شده اند یاد آور اسفرورین، نیا، نیکویه و بوئین زهرا هستند.

جمعه، تیر ۲۵، ۱۴۰۰

نظریۀ فلسفی

همزمان با انقلاب و کمی پیش و بعد از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تبریز کتابچه های در مورد نسبیت به زبان ساده مطالعه می کردم چنانکه یادم مانده یکی از آنها از برتراند راسل و یکی دیگر از دانشمندان روس بود و سومی که مشخصاتش خوب یادم نمانده است احتمالاً از آیزاک آسیموف بود. در آنها جنبۀ ریاضی و فیزیکی فرمول‌های نظریه نسبیت راجع به جرم، طول، زمان در سرعتهای بالا، از جمله در سرعت نور شرح و بسط داده شده بود. گفته شده بود اگر جسمی با نیروی بی نهایت به حرکت در آید طول آن در مسیر حرکت به سمت صفر و زمان بسط و ثابت و جرم آن به سمت بی نهایت می گراید. اما نتیجه گرفته بودند چنین کار شدنی نیست. ولی ذرۀ فوتون با چنین مشخصاتی در حال حرکت است، تصور کردم اگر این فرمولها را توأم در ارتباط با جهان خرد ذرات بنیادی (میکروکوسما) و جهان به مقیاس بزرگ (ماکرو کوسما) در نظر بگیریم و برای آن ساختار تکوینی قائل بشویم. در آغاز مادۀ تاریک بی نهایت کیهانی بر اثر نیروی کششی بی نهایت خود از نقطۀ مرکزی آن منفجر شده و ذرات فوتون متولد شده اند.
در آن سالها صورت ابتدایی این نظر را در اطراف دانشگاه تهران و دانشگاه تهران به احسان طبری و محمد باقری استاد فیزیک ارائه دادم.

پنجشنبه، تیر ۲۴، ۱۴۰۰

نام روستاهای سمت عجبشیر‌ در اوستا

در فروردین یشت اوستا در کنار نام اپخشیر (پشت آب جاری) که یادآور نام عجبشیر‌ (عقب آب جاری) است، از روستاهایی با نام موژَ، رَئوژدیه، تنویّه و انگهوی یاد شده است که به ترتیب با نام روستاهای موسی درق، راوشت، توتخانه، النجق در اطراف عجبشیر، همخوانی دارند.
apa: out of
क्षीर n kshira water

سه‌شنبه، تیر ۲۲، ۱۴۰۰

مکان کشور اَرزَهی و کشور سَوَهی اوستا

در اوستا و غالب کتب پهلوی نام کشور شرقی و غربی به ترتیب اَرزَهی و سَوَهی آمده است. ولی مطابق یک نسخۀ کتاب پهلوی بندهش جای آنها بر عکس است. دلیل آن این می تواند باشد که این ها هر دو به معنی ارج و سود گرفته شده اند. به هر حال در منابع سومری نام جنوب عراق (سومر، سَوَهی) کالام دوگ (سرزمین خوب) آمده است که لابد نام سواد عراق (در واقع سرزمین ارجمند پُر سود) از آن گرفته شده است.
امّا نام اَرزَهی شباهتی به نام ارزَوه باستان در سمت غرب آسیای صغیر دارد و نام سَوهی (سَوه) هم شباهتی به نام آسووه در سمت شرق آسیای صغیر عهد باستان. ولی این ظاهری است چون نام اَرزَهی را می توان به معانی متفاوتی گرفت که از آن میان به معنی سرزمین پشتی‌ و کناری (اَرِذَهی) مطابق سرزمین پَشتوها (افغانستان، سرزمین پشتی و کناری) است.

معنی محتمل نام کوه کَینوه (کینوح)

ظاهراً این کوه به سبب ارتفاع زیاد و نزدیکی با دشت کم ارتفاع خوزستان کوی نوح (کشتیبان) به شمار می رفته است:
काय m. kAya habitation
काय m. kAya house
नौ nau ship, navigator
نام این کوه با کی نی پا (نیسیر، کوه نجات) در منابع بابلی که محل ایستادن کشتی اوتناپیشتیم (نوح) در زاگروس مرکزی به شمار می رفت، مشابهت دارد.
काय m. kAya capital
काय m. kAya principal
निप adj. nipa protecting
نام بومی کی نی پا به صورت کینو-پا به سومری به معنی محل آسودن مترادف نیسیر بابلی است.

شنبه، تیر ۱۹، ۱۴۰۰

معنی نام اَبَرکاوان (قشم)

نام ابرکاوان کهن قشم می تواند به معنی محل منسوب به بُرندگان برگ و ساقۀ گیاهان آبهای ساحلی برای تغذیه دامها یا بافتن باشد:
अभ्र n. abhra rattan plant [Calamus rotang - Bot.]
چون مطابق لغت نامۀ دهخدا نام قِشم هم به صورت قَشم تقریباً به همین معنی است: کفانیدن و شکستن برگ خرما و نی و جز آن را جهت بافتن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).

جمعه، تیر ۱۸، ۱۴۰۰

معنی محتمل نامهای اساطیری ارماییل و کُرماییل

نامهای ارماییل و کُرماییل می توانند اشاره به توتم بزکوهی و مار نیاکان کُردان باشند:
राम m. [a]rAma kind of deer
कूर्म m. kUrma name of a serpent

پنجشنبه، تیر ۱۷، ۱۴۰۰

معنی و محل ویشپه اوزاتیش و پاتی گراوان

ویشتاسپ پدر داریوش با مخالفان پارتی و گرگانی خود در پارت در دو محل به نامهای ویشپه اوزاتیش و پاتی گراوان نبرد کرده است که نام یکی از آنها که از قرار معلوم پاتی گراوان باشد در روایات ملی آمد به فریاد آمده است: مطابق کتاب پهلوی بندهش دلیل این که کوه کومش را کوه «آمد به فریاد» خوانند آنست که ویشتاسب، ارجاسب را بدان شکست داد، کوه میاندشت از آن کوه‌ها گسسته‌است، گوید: به کارزار دین چون شکست بر ایرانیان رسید کوه کومش از آن کوه‌ها بگسست میان دشت فرو افتاد و ایرانیان به یاری آن رهائی یافتند و آن را آمد به فریاد خواندند.
पतति {पत्} verb patati {pat} fall
ग्रावन् m. grAvan mountain
نام ویشپه اوزاتیش (محل پرآب) یاد آور شاهرود است و پاتی گرابان (در معنی نگهبان خواهش) می تواند همان حداده (نیک کنش، میهماندوست) در نزدیکی بسطام باشد.
نام قومس (کومش) که به شهرهای دامغان و بسطام اطلاق شده به معنی محل پُر از گلۀ دامها است.
गोमत् adj. gomat (gomas) rich in cattle
نام اوستایی چخره (واقع در پیچ رودخانه) هم متعلق به شاهرود (شیه-رود، واقع در کنار رودخانه) به نظر می رسد:
चक्र n. chakra winding of a river

سه‌شنبه، تیر ۱۵، ۱۴۰۰

معنی جیرفت

نام جیرفت و هیئت جِردَوس آن به معنی دژ پناهگاهی قدیمی و محل قدیمی به نظر می رسند:
जीरि f. jiri old age
उप्त adj. upta bestrewed or covered with
or
अपधा f. apadhA hiding-place
धव m. dhava(s) possessor