فرهنگ و انديشه
پايگاه جواد مفرد كهلان
سهشنبه، آبان ۱۲، ۱۴۰۵
معنی نام قطر و عُمان
نام قطر به معنی محل پر برکت است:
Arabic: kaθara كـَثـَرَ "increase".
پلینیوس، نویسندهٔ رومی، نخستین گزارش مربوط به ساکنان این شبهجزیره در حدود اواسط سدهٔ یکم میلادی را مستند کرده است و از آنها به عنوان "Catharrei" یاد میکند، نامی که ممکن است از نام یک سکونتگاه محلی برجسته گرفته شدهباشد. یک سده بعد، بطلمیوس نخستین نقشهٔ شناختهشده را برای نشان دادن شبه جزیره تهیه کرد و از آن تحت عنوان Catara یاد کرد. این نقشه همچنین به شهری به نام "Cadara" در شرق شبه جزیره اشاره داشت. اصطلاح 'Catara' (ساکنان، Cataraei) بهطور انحصاری تا سدهٔ هجدهم استفاده میشد، پس از آن 'Katara' به عنوان رایجترین املای شناختهشده ظاهر شد.[۳۵] در نهایت، پس از چندین تغییر - 'Katr', 'Kattar' and 'Guttur' - مشتق مدرن قطر به عنوان نام کشور پذیرفته شد.
در عربی نوین معیار، این نام به صورت [ˈqɑtˤɑr] تلفظ میشود، درحالیکه در عربی خلیجی [ˈɡitˤar] است.
نام عمان بر گرفته از واژهٔ عربی عَوَّمَ به آب انداختن کشتی، شناور کردن چیزی گرفته است و این معنی ماگان سومریان (عُمان کهن) و مسقط نیز هست.
محققان اشاره پلینی بزرگ به آمیتوسکوته (محل به آب فراوان انداختن [کشتی یا قایق]، موسای خبر بطلمیوس و آریان) را مربوط به مسقط (محل پایین انداختن [به آب]) میدانند.
نام بندر کریپتوس (پنهان) در عمان در خبر بطلمیوس یادآور استان باطنه و شهر صُهارج آن است.
دوشنبه، آبان ۱۱، ۱۴۰۵
مطابقت تثلیث برهما، ویشنو و شیوا با تثلیث زروان (آنو)، اهریمن (کوماربی) و اهورامزدا (انکی)
برهما (خالق) در ترکیب بره-اوما به معنی خدای آسمان یعنی مترادف آنو بابلیها است و شیوا (ویرانگر) با کوماربی هورّیان (اهریمن، اِرّای بابلیان) مطابقت دارد و ویشنو (در معنی محافظ) در نقطه مقابل او مطابق اهورامزدا (انکی) است.
شباهتهای ویشنو و اهورامزدا
مطابقت و مقایسه میان ویشنو (ایزد بزرگ آیین هندو) و اهورامزدا (خدای یگانه دین زرتشت) یکی از مباحث جذاب در اسطورهشناسی تطبیقی هندواروپایی است. اگرچه در سنت آکادمیک و ریشهشناسی زبانی، به ظاهر نزدیکترین معادل اهورامزدا در وداها ایزد «وارونا» (Varuna) است، اما از نظر کارکردی، الهیات و نمادشناسی، شباهتهای عمیقی میان ویشنو و اهورامزدا وجود دارد.
تحلیل تطبیقی این دو ایزد را میتوان در چند بخش کلیدی بررسی کرد:
۱. اصطلاحشناسی و ریشه «آسورا / اهورا»
• اهورامزدا: واژه «اهورا» در زبان اوستایی با واژه «آسورا» (Asura) در زبان سنسکریت همریشه است.
• ویشنو: در متون کهن ریگودا، ویشنو بارها با صفت «آسورا» (به معنای سرور، صاحب قدرت جادویی و پیونددهنده هستی) ستوده شده است.
• تغییر تاریخی: با جدایی اقوام هندوایرانی، در ایران «اهورا» تبدیل به بالاترین مقام الهی (اهورامزدا) شد و «دیو»ها (Daevas) شرور نامیده شدند. اما در هند، برعکس شد؛ «دِوهها» خدایان خیر شدند و «آسوراهایی» که با دِوهها جنگیدند به موجودات اهریمنی تغییر ماهیت دادند. با این حال، ویشنو به دلیل بافت کهنش همچنان پیوند خود را با مفهوم اولیه و مثبت آسورا (اهورا) حفظ کرده است.
۲. کارکرد کیهانی (نگهدارندگی و نظم جهانی))
• ویشنو ایزد نگهدارنده: در تثلیث هندو (تریمورتی)، ویشنو وظیفه حفظ، بقا و نگهداری جهان را بر عهده دارد. او هماهنگی کیهانی (دارما) را حفظ میکند.
• اهورامزدا خالق و پشتیبان اشا: اهورامزدا نیز راستی و نظم ازلی کیهان یعنی «اشا» را برقرار و از آفرینش پاک خود در برابر نیروهای مخرب اهریمن محافظت میکند. هر دو ایزد، نماد پایداری هستی در برابر نابودی هستند.
۳. مفهوم آواتارها و تجسد خدایی
• آواتارهای ویشنو: ویشنو برای نجات جهان از چنگال اهریمنان و برقراری مجدد عدالت، در قالبهای گوناگون (مانند راما، کریشنا، گراز، شیرمرد و در نهایت کالکی) به زمین هبوط میکند.
• تجسد کارکردی در ایران: اگرچه اهورامزدا در دین زرتشت مانند ویشنو آواتار زمینی ندارد، اما امشاسپندان و ایزدانی چون «بهرام» (ورثرغنه) کارکردی مشابه دارند؛ بهرام به شکلهای گوناگون (مانند باد، گراز، شاهین و اسب) تجسم مییابد تا بر نیروهای شر پیروز شود. همچنین شاهان ساسانی در سنگنبشتهها خود را از نژاد ایزدان (مانند مظاهر اهورامزدا) معرفی میکردند.
۴. نمادشناسی و هنر (قرص بالدار و پرنده کیهانی)
• فروهر و اهورامزدا: در هنر هخامنشی و ساسانی، نماد منتسب به اهورامزدا یا فرّ کیهانی، مردی نشسته بر یک قرص بالدار (فروهر) است.
• ویشنو و گارودا: مرکب اختصاصی ویشنو، پرندهای نیمهانسان و نیمهعقاب به نام «گارودا» است. محققان اسطورهشناسی تطبیقی، پرنده بالدار در هنر ایران باستان و پرنده کیهانی ویشنو را برخاسته از یک کهنالگوی مشترک هندواروپایی برای نشان دادن «قدرت آسمانی در حال پرواز» میدانند.
۵.نبرد با نیروهای تاریکی
• هر دو ایزد در قلب یک نظام الهی خیرخواهانه قرار دارند که به طور مداوم با آشوب و بدی مبارزه میکند. ویشنو با آسوراهای شرور (مانند راوانا) میجنگد و اهورامزدا با انگرهمینو (اهریمن) و دیوان در نبرد است.
جدول مقایسهٔ خلاصه
ویژگی اهورامزدا (ایران) ویشنو (هند):
عنوان کهن زبانی اهورا (سرور دانا) آسورا (قدرت مطلق کیهانی در ریگودا).
نقش اصلی آفریدگار و پاسدار نظم (اشا) نگهدارنده و محافظ هستی (دارما).
نماد بالدار قرص بالدار شاهی (فروهر) پرندهٔ بالدار کیهانی (گارودا).
شیوهٔ مداخله در زمین از طریق ایزدان/امشاسپندان و فرّه از طریق تجسدهای زمینی (آواتارها).
معنی نام کنعان
واژهٔ کنعان در یکی از قدیمیترین دیدگاههای زبانشناختی، از ریشه سامی «کنع» گرفته شده و به معنای «پست بودن»، «فروتنی»، «مطیع بودن» یا به طور مشخص «سرزمینهای پست» است.
دیدگاهها درباره ریشه و معنی کنعان:
• سرزمین پست: این نظریه که واژهٔ کنعان را در تقابل با واژه «آرام» (به معنی سرزمینهای مرتفع و کوهستانی) قرار میدهد، منطقی ترین نظریه در این باب است.
• سرزمین تحت فرمان: گروهی دیگر از پژوهشگران معتقدند این نام در ابتدا به معنی «سرزمین مطیع» یا «سرزمین تحت فرمان» بوده و به عنوان یکی از استانهای تابع امپراتوری مصر باستان در منطقه شام به کار میرفته است.
• سرزمین ارغوان: «افرایم آویگدور اسپایسر» (زبانشناس) ریشه این واژه را از اصطلاح هوریانی «کیناخّو» میداند که به رنگ ارغوان و صنعت رنگرزی (تولید منسوجات ارغوانیرنگ در فنیقیه) اشاره دارد.
معانی احتمالی نام قوم هورّیان که حدس زده میشود:
کوهستانی-١
غارنشین-٢
نگهبان-٣
۴- خورشید پرست
۵- نجیب و سفید
۶-جنگاور
٧- گاوپرست (پرستندهٔ هورّی، گاو نر مقدس).
از این میان این نظریهٔ آخری منطقی ترین است:
شِری و هورّی: گاوهای نر آسمانی در آناتولی.
نامهای آنها دارای منشأ هورّیانی و به معنای «روز و شب» است. در میان خدایان امپراطوری هیتیایی، آنها گاوان نر هوا-خدای بزرگ (تشوپ) هستند و ارابهٔ او را می کشند. گفته میشود که آنها در شهرهای ویران شده می چرند. از لحاظ تصویر نگاری آنها محافظان هوا-خدا هستند. بر روی نقوش برجسته و طرحهای روی مهرهای این خدا، دیده میشود. آن ها در عهدنامهه ها و سوگندها و همچنین در دعاها استمداد می شد و در این دعاها از آنها می خواستند که نزد اربابشان و دیگر خدایان شفاعت کنند.
نظر به اینک نام قوم حاکم میتانیان درون هورّیان با ایزد میثرهٔ کشندهٔ گاو نر مقدس پیوند دارد، گواهی است براینکه نام هورّی در نزد ایشان به معنی گاو نر مقدس گرفته میشده است.
پنجشنبه، آبان ۰۷، ۱۴۰۵
نامهای افغان، اَوَگان، اپَگان و پشتون به معنی مردم ناحیهٔ پشتی و دور دست هستند
अपाका ind. apAkA far
अपाक adj. apAka distant
अपाक adj. apAka coming from a distant place
अवगण adj. avagaNa separated from one's companions.
apa-gana: people in the back side.
पृष्ठ n. pRshTha back [of the body].
نام هیتی ها و پایتخت آنها هاتوشا با اشعهٔ خورشید مرتبط می نمایند
دلایل لغوی و باستانشناسی:
हेति f. heti ray of the sun
Old English hat "hot, flaming"
و بی جهت نیست که پادشاهان هیتی خود را با لقب "خورشید من" می نامیده اند.
اشکال پرتو خورشید در فرهنگ باستانی هاتوشا (پایتخت امپراتوری هیتیها در آناتولی)، در قالب آثار معروفی به نام «قرصهای خورشیدی» (Sun Disks یا Güneş Kursu) شناخته میشوند. این نمادهای مفرغی که در اصل متعلق به تمدن پیش از هیتیها یعنی «هاتیها» بودند، دارای اشکال و ساختارهای هندسی ویژهای برای نشان دادن خورشید و پرتوهای آن هستند.
بر اساس یافتههای باستانشناسی، نمادها و پرتوهای خورشید در این آثار به ۴ شکل کلی تقسیم میشوند:
• شکل نیمدایرهای (Semi-circular): حلقهها یا صفحات نیمدایرهای که نمادی از طلوع یا غروب خورشید و کمان آسمان هستند.
• شکل لوزی (Diamond-shaped): در برخی از نسخهها، پرتوها یا بدنه اصلی خورشید به صورت خطوط لوزیشکل و متقاطع طراحی شدهاند که نمادی هندسی از تابش نور خورشید است.
• دایرهای همراه با شاخ گاو (Circular with bulls' horns): پرتوهای خورشید در درون یک دایره محصور شدهاند که روی دو شاخ بزرگ قرار گرفته است. شاخها در این فرهنگ نماد قدرت، باروری و خدای طوفان (تِشوب) بودند.
• اشکال پیچیده همراه با حیوانات و پرندگان: در این مدلها، پرتوهای خورشید به صورت برجستگیهای نوکتیز و مشبک در بالای دایره قرار دارند که نمادی از شکوفایی طبیعت و باروری است. پرندگان (نماد آزادی و روح) و گوزنها (نماد صلح) در میان این پرتوها دیده میشوند.
جزئیات طراحی پرتوها و نمادهای نجومی
• نوکهای تیز بالای قرص: لبههای دندانهدار و تیز در بخش بالایی این صفحات، بازتابدهنده پرتوهای مستقیم خورشید و همچنین نمادی از زایش و خلاقیت طبیعت هستند.
• آویزهای متحرک مفرغی: در بخش پایینی بسیاری از این صفحات، مهرهها یا زنگولههای مفرغی آویزان بودند که هنگام حرکت دادن صفحات در مراسمهای مذهبی، صدایی شبیه زنگ ایجاد میکردند تا ارواح خبیثه را دور کنند.
• قرص خورشید بالدار: علاوه بر این نمادهای مشبک، در نقشبرجستههای سنگی خودِ هاتوشا (مانند معبد یازیلیکایا)، خدای خورشید با یک خورشید بالدار در بالای سرش نمایش داده شده که پرتوهای آن به شکل بالهای گشوده (الهام گرفته از هنر مصر باستان) نماد حفاظت الهی و عدالت است.
پادشاهان هیتی پس از مرگشان در اولین روز پس از مرگش با آتش مقدس سوزانده میشدند. شرح نسبتاً کاملی از مراسم مرگ سلطنتی هیتیها (شالیش واشتایش) باقی ماندهاست که نشان میدهد خاکستر برای مدتی در یک گلدان نقره ای «هوپور» روی تختی در خانهای سنگی گذاشته میشد. دقیقاً نمیدانیم بعد از آن چه اتفاقی میافتاد زیرا سند آسیب دیدهاست. میدانیم که این مراسم چهارده روز به درازا میانجامید و سرانجام خاکستر در محلی که در آن سر اسبها و گاوها را میسوزاندند پراکنده میشد. هیتیها بنابراین آرامگاههای سلطنتی نداشتند. در روز سوم مراسم، پیرزنی ترازو را برداشته تمام طلا، نقره و سنگهای قیمتی شاهزاده یا ملکه را در یک تشت میگذاشت، اما دوغاب سفالی (بیارزش) را در تشت دیگر مینهاد. در پایان مراسم، او ترازو را میشکست و قطعات را به عنوان قربانی به سمت خدای خورشید نگه میداشت. ترازو در زمان قبل از پیدایش سکههای با وزن تضمینشده، نقش مهمی در پرداختها داشت. معنای دقیق این آیین مشخص نیست، اما گذرا بودن ثروت زمینی به وضوح از موضوعات آن است.
چهارشنبه، آبان ۰۶، ۱۴۰۵
کوروش در روایات ملی اوستا و شاهنامه همان ایرج فریدون اساطیر حماسی است
ایرج فریدون که نامش در معنی "نجیب دوست منش (=آریایی هخامنشی)" با نام آریا و ایران پیوند دارد هم می توانست به صورت اضافهٔ پدر و فرزندی (ایرج از خاندان "فریدون=هخامنش") و هم به شکل اضافهٔ صفت و موصوف به معنی "هخامنشی (دوست منش) نجیب" گرفته شود.
فریدون-ایرج تاریخ اساطیری ایران مانند کوروش تاریخی منابع یونانی لقب پدر ایرانیان را داشته اند.
موسی خورنی مورخ ارمنی عهد قباد ساسانی از ایرج تحت نام آرا (نجیب) یاد می کند که به دست ملکه شامیرام (منظور تومیریس ملکهٔ ماساگتها= آلانها) کشته میشود. ولی موسی خورنی ملکه تومیریس را با ملکهٔ آشوری معروف سمیرامیس در آمیخته و تحت نام و اسطورهٔ واحد یاد می کند.
نام و نشان سه پسر سلم و تور و ایرج اساطیری فریدون ایرانیان از اسطورهٔ سکایی پسران کولاکسائیس (پادشاه قبایل فراوان) گرفته شده است که پدر سئوروماتها دارندگان توتم مار، قوم سلم)، پدر ماساگتها (دارندگان توتم بزکوهی و گوزن، تورانیان، آلانها) و پدر دربیکان سکایی و پارسی (ایرانیان) به شمار می رفته است. دربیکان سکایی و پارسی (سکاییان بر هئومه) در هنگام نبرد کوروش با تومیریس ملکهٔ ماساگتها (آلانها) و داهه ها (سئوروماتها) که منجر به مرگ کوروش شد، در سپاه کوروش حضور داشته اند.
دلیل پسر فریدون (کوروش سوم) به شمار رفتن ایرج در روایات ملی ایران از آنجاست که کوروش اول (فریدون اول) پسری به نام آروکو (نجیب، ایرج) داشته است که به گروگان به نزد آشوربانیپال پادشاه آشور فرستاده شده بود.
در مورد مطابقت فریدون (دوست منش= هخامنشی) با کوروش نیز مطالب تاریخ ارمنستان موسی خورنی جالب است. او نام مخاصم مادی کوروش را آژدهاک یعنی ثروتمند آورده که مترادف نام آستیاگ آخرین پادشاه ماد است که توسط کوروش ساقط شده است. این صورت آژدهاک نام آستیاگ بسیار شبیه نام اژی دهاک (ماروَش) لقب مردوک خدای بابل و پادشاهان بابلی است. در شاهنامه آستياگ و پادشاهان بابل (اژی دهاک) تحت نام ضحّاک (خندان= آشّور معادل آشوری مردوک) یکی گردیده و از تازیان (سامیان) به حساب آمده است:
در روایات اساطیری شاهنامه نام و نشان آستیاگ (آژدهاک، ثروتمند) و شهر وی همدان با اژی دهاک (مردوک دارندهٔ سمبل مار افعی موشهوشو) و شهر او بابل بین النهرین در هم آمیخته است :
دژ هوخت کنگ شاهنامه شهر بابل باستان (بَوری اوستا):
به اروندرود، اندر آورد روی
چنان چون بود، شاه دیهیم جوی
اگر پهلوانی، ندانی زبان
به تازی تو اروند را، دجله خوان
چو آمد، به نزدیک اروندرود
فرستاد زی، رودبانان درود
........
فریدون چو بشنید شد خشمناک
از آن ژرف دریا نیامدش باک
هم آنگه میان کیانی ببست
بران بارهٔ تیزتک بر نشست
سرش تیز شد کینه و جنگ را
به آب اندر افگند گلرنگ را
ببستند یارانش یکسر کمر
همیدون به دریا نهادند سر
بر آن باد پایان با آفرین
به آب اندرون غرقه کردند زین
به خشکی رسیدند سر کینه جوی
به بیتالمقدس نهادند روی
که بر پهلوانی زبان راندند
همی کنگ دژ هودخش خواندند
بتازی کنون خانهٔ پاک دان
برآورده ایوان ضحاک دان
بنا به کشفیات باستانشناسی دور شهر بابل باستان را حصار بلند و نیرومند کشیده و بیرون حصار، خندقی گرداگرد کنده و آب فرات را در آن رها کرده بودند. در ایران شهر مدور داراب قدیم با این روش ساخته شده بود.
نام شاهنامه ای دژ بابل باستانی، در اساس دژ هوخت کنگ (دارای خندق آب پیرامونی) در آن سوی اروندرود آمده است که توسط فریدون (کورش) فتح شده است. بی شک در اینجا منظور از بیت المقدس بابل (دروازهٔ خدا) است که در آن سوی رود دریا مانند (اروندرود، دجله) قرار داشته است:
स्व •svá(hva) (possessive)
खात n. khAta ditch
تصاویر موشهوشو، مار-پلنگ سمبل مردوک (خدای شهر بابل) در دروازهٔ شهر بابل (دروازه ایشتار) نقاشی شده بوده است. از این روی آنجا را به جای شهر خدا، دروازهٔ خدا خوانده اند. ایرانیان هم نام بابل را به نام موشهوشو، بَوری (منسوب به ببر [درنده]) می نامیده اند.
منابع عمده:
١- تاریخ هرودوت.
٢- ایران باستان، تألیف حسن پیرنیا.
٣- شاهنامهٔ فردوسی.
سهشنبه، آبان ۰۵، ۱۴۰۵
معنی نام ارمن و ارمنستان
نام قوم هایاسای ارمنستان کهن می تواند به معنی مردم محل آهن یا فلز باشد:
आयस n. Ayasa iron
Hayasa: Martirosyan derives it from Proto-Indo-European *h₂éyos (“metal”), thus "land abounding in metal". ولی خود نام آرمن نه مربوط به هایاسا (مردم محل فلز/آهن؛ هایک نیای اساطیری ارامنه) بلکه مربوط زوج نام آن، ازّی (نجیب، آرا و آرام اساطیری) به معنی مردم نجیب یا منرادف نام پایتخت آنها توشپا (وان) است: Azzi /Ezzi (good) in Hittitian ara- : suitable, good. in Hittitian در رابطه با معنی مردم محل آهن هایاسا گفتنی است نقش مهم ارمنستان در تاریخچهٔ کشف و توسعه فلز آهن شامل ابعاد زیر است: • منبع غنی سنگآهن: فلات ارمنستان به دلیل داشتن ذخایر عظیم و سطحی سنگآهن (مانند معادن تاریخی بزرگ نظیر هرازدان و سوارانتس) شرایط ایده آلی را برای انسانهای باستان فراهم کرد تا بتوانند بدون نیاز به حفر چاههای عمیق، به این فلز دسترسی پیدا کنند. • روایتهای تاریخی یونان باستان: آشیل (Aeschylus)، نمایشنامهنویس نامدار یونان باستان، در آثار خود صراحتاً ارمنستان را محل پیدایش و زادگاه آهن نامیده است. همچنین ارسطو در نوشتههای خود به کیفیت بالای آهن ارمنستان اشاره کرده و میگوید آهن این منطقه زنگ نمیزند. • سایت باستانی متسامور (Metsamor): یکی از کلیدیترین شواهد باستانشناسی عصر آهن در ارمنستان، مجتمع متسامور است. کاوشها در این منطقه نشان داده که یک مرکز متالورژی و ذوب فلزات بسیار پیشرفته از اواخر عصر برنز و اوایل عصر آهن در این ناحیه وجود داشته که کارگاههای ذوب سنگآهن و فرآوری آن را در خود جای داده بود. • اختراع دمهای آهنگری: دانشمندان معتقدند فلات ارمنستان در هزاره دوم پیش از میلاد محل اختراع دمهای هوای مخصوص کورهها بود. این اختراع کلیدی اجازه داد دمای کوره به حد لازم برای ذوب و احیای سنگآهن برسد و عملاً بشر را از عصر مفرغ (برنز) وارد عصر آهن کند. اقوام هایاسا و ازّی اتحادیه قبیلهای و پادشاهی باستانی در عصر برنز است که در هزاره دوم پیش از میلاد (حدود قرن ۱۵ تا ۱۲ قبل از میلاد) در ارتفاعات ارمنستان و بخشهای شرقی آناتولی (حوضه فرات علیا و نزدیکی دریاچه وان) قرار داشت. تاریخچهٔ هایاسا و ازّی این کنفدراسیون از ادغام دو منطقه یا قبیله به نامهای هایاسا (در شمال و حوضه رود چوروق) و ازّی (در جنوب و شمال فرات) شکل گرفته بود. وقایع مهم تاریخ هایاسا-ازّی عبارتند از: رابطه با امپراتوری هِتی: این قلمرو همسایه شرقی امپراتوری قدرتمند هتی (Hittites) بود. منابع خط میخی هتیها سرشار از گزارشهایی درباره روابط پرفراز و نشیب با هایاسا-ازّی است؛ روابطی که بین جنگهای خونین، غارت پایتخت هتیها (خاتوشا) توسط هایاسا، و معاهدات صلح و تبدیل شدن هایاسا به ایالت تحتالحمایه (واسال) در نوسان بود. خاستگاه و ریشهٔ ارمنیان: بسیاری از زبانشناسان و مورخان (بهویژه تاریخنگاران ارمنی) نام «هایاسا» را با نام بومی کشور ارمنستان یعنی «هایاستان» (Hayastan) و نام خود مردم ارمنی «های» (Hay) مرتبط میدانند. پسوند «سا» در زبان هتی به معنای «سرزمین» است، بنابراین هایاسا به معنای «سرزمینِ های» تعبیر میشود. از این رو، این اتحادیه به عنوان یکی از نخستین ساختارهای سیاسی پروتو-ارمنی (نیا-ارمنی) شناخته میشود. فروپاشی: این اتحادیه سرانجام در حدود سال ۱۲۰۰ پیش از میلاد و همزمان با «فروپاشی عصر برنز» (که امپراتوری هتی را نیز نابود کرد) از بین رفت. مردمان این منطقه بعدها با قبایل دیگر ترکیب شدند و پادشاهیهای بعدی منطقه مانند اورارتو (سرزمین رودخانه ها) و نائیری (سرزمین رودخانه ها) را شکل دادند. در زبانهای ایرانی نامهای آرارات و ماسیس و حارث (هاریس) مربوط به کوه بزرگ آرارات که ارامنه کوه آزاد نامیده اند به معانی کوه آزاد (هرَ-رات)، کوه بسیار نیرومند و کوه نیرومند (هَریس) به نظر می رسند. اما نام آرارات در ارتباط لغوی توراتی با نام اورارتو (آلارود، سرزمین رودخانه ها) برگرفته اور-اَرارو-ات-و اکدی به معنی سرزمین رودخانه ها به نظر می رسد. چنانکه اشاره رفت نام ارمن همچنین می تواند مترادف با نام توشپا (وان، محل استقرار لذت و آرامش) پایتخت اورارتو بوده و از آن اخذ شده باشد: आरमण n. AramaNa resting-place आरमण n. AramaNa pleasure आरमण n. AramaNa pause आरमण n. AramaNa enjoyment आरमण n. AramaNa delight तोष m. tosha pleasure तोष m. tosha delight पायु m. pAyu protector पायु m. pAyu guard वनस् n. van[as] desire, love هيئت نیمه اکدی و نیمه مادی اوراشتو نام اورارتو به معنی سرزمین هشت ایالتی است: چون شلمنسر یکم از اورارتو به عنوان یک منطقهٔ جغرافیایی یاد کرده نه یک پادشاهی»؛ و هشت سرزمین را درون اورارتو نام میبرد. شکل نیمه اکدی و نیمه هتی اورواتری نام اورارتو هم به معنی سرزمین آبها است.
شنبه، آبان ۰۲، ۱۴۰۵
معانی کازاک و قزاق (قاسا در منابع کهن چینی)
واژهٔ کازاک می تواند مترادف واژهٔ یونانی اسکیث (دارندهٔ جام) باشد. چون هرودوت نام اسکیتان را با اسکیث یونانی پیوند داده و اینها نام مردمان نواحیی هستند که در سابق اسکیتان (سکاها) در آنجاها می زیسته اند:
काचक m. kAchaka glass
به نظر می رسد نام ولایت سقسین که اغلب همراه با ولایت بلغار (بلغارهای غازان) نام برده شده، برگرفته از واژهٔ سکیث (اسکیث، اسکلاو، صقلاب، دارندهٔ جام، ملت ُ"افراسیاب=مادیای اسکیتی") بوده باشد.
احتمال زیاد دارد که هر دو نام کازاک و کوزاک جداگانه برای این مردم مصطلح بوده است:
چون همچنین معنی دارندهٔ توتم بزکوهی (سکا، تور) برای کوزاک اسلاوی (به معنی بزکوهی، قوچاق ترکی) و معنی دارندهٔ توتم غاز (مطابق خبر ابن فضلان) برای قزاق بسیار محتمل است.
سقسین (سرزمین سکیثان) در لغت نامهٔ دهخدا:
سقسین. [س َ] (اِخ) نام ولایتی است از ترکستان و بعضی سقتین خوانده اند (به سکون قاف و تای قرشت). (رشیدی). نام ولایتی است غیرمعلوم. (برهان). بر طرف شرق این دریا خوارزم و سقسین و بلغار است . (نزهة القلوب چ لندن ص 239). در ساحل شرقی بحرخزر (ترکستان) که به قول یاقوت «منقشلاق» بین خوارزم واین شهر واقع بود. (فرهنگ فارسی معین):
طرفداران ز سقسین تا سمرقند
به نوبتگاه درگاهش کمربند.
نظامی.
و از جانب سقسین و بلغار چون باتو بنفس خود نیامد. (جهانگشای جوینی).
گویند که در سقسین ترکی دو کمان دارد
گرزین دو یکی گم شد ما را چه زیان دارد.
مولوی.
نام قزاق (غاز-پسوند نسبت اک) از زبان سکاییان هندوایرانی (اسکیثان) به یادگار مانده است:
واژهٔ «غاز» در زبان فارسی یک واژهٔ اصیل با ریشهای کهن است که به ریشهٔ نیاهندواروپایی *ǵʰh₂éns (یا به صورت سادهتر*ghans-) بازمیگردد. زبانشناسان معتقدند این ریشه در اصل یک نامآوا (Onomatopoeia) بوده و از صدای فریاد یا بانگ این پرنده الگوبرداری شده است.
سیر تحول و خویشاوندان واژۀ غاز در شاخههای مختلف هندواروپایی به شرح زیر است:
۱. شاخهٔ زبانهای ایرانی
برخلاف این تصور اشتباه که «غاز» یا «قاز» واژهای ترکی است، این کلمه پیش از ورود زبانهای ترکی به ایران در متون اوستایی و پهلوی ثبت شده بود:
• اوستایی: gāsu- یا zāō
• پهلوی (پارسی میانه): gās یا gāz
•فارسی نو: غاز
۲. شاخهٔ زبانهای ژرمنی
این ریشه در نیاژرمنی به صورت *gans- درآمد و سپس به زبانهای امروزی این شاخه ارث رسید:
• انگلیسی: goose (جمع آن geese دچار دگرگونی آوایی شده است)
• آلمانی و هلندی: Gans
• سوئدی: gås
۳. سایر شاخههای هندواروپایی
• سنسکریت (هندوآریایی): haṃsá (हंस)
• لاتین (ایتالیک): ānser (که حرف h اولیه آن در طول زمان حذف شد)
• یونانی باستان: khēn (χήν)
• روسی (اسلاوی): gus (гусь)
• لیتوانیایی (بالتیک): žąsis
بنابراین، واژههای غاز فارسی، Goose انگلیسی، Gans آلمانی و haṃsa سنسکریت همگی همریشه و فرزندان یک واژهٔ واحد در زبان نیاهندواروپایی هستند.
نقش نبرد توتم گوزن-مَرد ماساگتها (آلانهای اسکیثی-سئوروماتی) با توتم غاز قاساها (قزاقها)
منابع عمده:
١- سفرنامهٔ ابن فضلان، ترجمهٔ سید ابوالفضل طباطبایی.
٢- لغت نامهٔ دهخدا.
٣- سایت تاریخ ما.
۴- تاریخ هرودوت.
۵- هوش مصنوعی.
جمعه، آبان ۰۱، ۱۴۰۵
معانی محتمل کازاک و قزاق (قاسا در منابع کهن چینی)
واژهٔ کازاک می تواند مترادف واژهٔ یونانی اسکیث (دارندهٔ جام) باشد. چون هرودوت نام اسکیتان را با اسکیث پیوند داده و اینها نام مردمان نواحیی هستند که در سابق اسکیتان (سکاها) در آنجاها می زیسته اند:
काचक m. kAchaka glass
به نظر می رسد نام ولایت سقسین که اغلب همراه با ولایت بلغار (بلغارهای غازان) نام برده شده، برگرفته از واژهٔ سکیث (اسکیث، اسکلاو، صقلاب، ملت جام) بوده باشد.
احتمال زیاد دارد که هر دو نام کازاک و کوزاک جداگانه برای این مردم مصطلح بوده است:
چون همچنین معنی دارندهٔ توتم بزکوهی (سکا، تور) برای کوزاک اسلاوی (به معنی بزکوهی، قوچاق ترکی) و معنی دارندهٔ توتم غاز (مطابق خبر ابن فضلان) برای قزاق محتمل است.
نقش نبرد توتم گوزن-مَرد ماساگتها (آلانها) و توتم غاز قزاقها
اشتراک در:
پستها (Atom)