دوشنبه، دی ۲۲، ۱۴۰۴

سَئوشیانتها مظاهر سه پادشاه بزرگ کیانی (مادی)

The Three Promised Ones of Zoroastrians are the future manifestations of three important Kayani (Median) kings.
می توان سه موعود زرتشتی (سئوشیانت ها، سودرسانها) یعنی اوخشیت ارته (پرورانندهٔ قانون مقدس، اوشیدر بامی، اوشبام) و اوخشیت نمه (پرورانندهٔ دین) و استوت ارته (استوار دارندهٔ قانون مقدس یا ستوده به پاکی) را به ترتیب اُخروی شدهٔ پادشاهان کیانی (مادی)، کیکاوس (شاه مطلوب، خشتریتی= شاه قانونمند)، فرود سیاوش (دیندار سودرسان، فرائورت) و هئوسَروه (نیکنام/ستوده، کیخسرو، کیاخسار) گرفت. مسلّم به نظر می رسد خود عنوان اوستایی سئوشیانت (سودرسان) از عنوان اوستایی سیاوَرِشَن (سودرسان، سیاوش) یعنی لقب فرائورت مادی (فرورتیش، فرود سیاوش) گرفته شده است.
نام سئوشیانتها با آب تطهیر در پیوند بوده است:
بی شک نام سئوشیانت (در معنی تطهیر شده، شسته شده) که با نام سئوشیانت (سود رسان) همخوانی داشته با آن همراه بوده است چه دریای کیانسی (حوض سلطان) مکان نگهداری سه نطفه زرتشت به شمار می رفته است که در آینده تبدیل به سه سئوشیانت موعود زرتشتی میشدند:
शोधयति{शुध्} verb caus. shodhayati[shudh] purify
مطابق تاریخ ماد دیاکونوف "در اوستا (یسنا ١٨، ١٩) حتی روایتی وجود دارد که خود زرتشت (زریادر خبر خارس میتیلنی) فرمانفرمای ری بوده است. قبیلهٔ مغان که کاهنان و روحانیان مبلغ تعلیمات زرتشت از میان ایشان انتخاب و استخدام میشدند، از ری بوده اند."
مطابق روایت یاقوت حموی در معجم البلدان نیز مسمغان (بزرگ مغان) در ناحیهٔ ری سکنی داشته است.
مطابقت دریای کیانسی با دریاچهٔ حوض سلطان قم (از بقایای دریاچهٔ ساوه):
دریای کیانسی (کیان-سی-آوه) در اصل به معنی آب گستردهٔ پادشاهان، همان دریاچهٔ حوض سلطان قم/ساوه (دارای آب گسترده) بوده و بعداً چاه سئوشیانت موعود آن همان چاه جمکران قم بوده است. در بندهش جزء سی (گسترده) را با سیستان و دریاچهٔ هامون آن ربط داده اند.
In Persian, Kayan is a variant of the name Kian, which means “royal”.
si-ava: stretch water
اینکه گفته شده است با تولد محمد دریاچهٔ ساوه (کیان-سی، یعنی دریاچهٔ پادشاهان) خشکید، اشاره به زوال بخت پادشاهی ایران است.
مطابق لغت نامهٔ دهخدا: «ساوه. [وَ] (اِخ) نام شهر مشهور و معروف در عراق عجم و گویند دریاچه ای در آنجا بود که هر سال یک کس در آن غرق میکردند تا از سیلان ایمن میبودند و در شب ولادت سرور کاینات آن دریاچه خشک شد. (برهان) (آنندراج)».
این گفته از معنی سنسکریتی کیان-سی (در مفهوم محل پایین انداختن تن) بر خاسته است:
काय m. kAya[n] body
Śī (शी).—1) To lie, lie down.
دریاچهٔ حوض سلطان که به «دریاچهٔ شاهی» نیز معروف است، با مساحت تقریبی ۲۴۰ کیلومتر مربع در جنوب رشته‌کوه‌ البرز قرار دارد. وسعت و شکل دریاچه متناسب با ورود آب و میزان بارندگی آن در فصول مختلف سال، متفاوت است؛ بدین ترتیب، سطح آب دریاچه پیوسته نوسان می‌کند. این دریاچه از دو چالهٔ جدا از هم تشکیل شده است. چالهٔ غربی به نام «حوض سلطان» و چالهٔ شرقی به نام «حوض مره» است که به‌ وسیله یک آبراهه به هم وصل می‌شوند. در فصول پرآب ابتدا چالهٔ مره پر می‌شود و سپس آب اضافی آن به حوض سلطان راه پیدا می‌کند.
راجع به شکل اوستایی کیانسی یعنی کانس اویه (کان-سویه) گفتنی است:
مطابق کتاب خلاصة البلدان، «رايت وى [امام زمان] بر اين كوه سفيد بزنند، به نزد «دِهی كهن» كه در جنب مسجد است و «قصرى كهن» كه قصر مجوس است.
و آن را جمكران (آب انبار زیر زمینی) خوانند از «زير» يك منارهٔ آن مسجد، بيرون آيد، نزديك آنجا كه آتشخانه گبران بوده است.»
کانس اویه (کیانسی، آب انبار مقذّس)، محل سوشیانت، موعود زرتشتیان نیز همچون آب انبار مقدسی تصور میشده است:
खा f. khA (kan) fountain, a spring that has been dug up
खन्य adj. khanya coming from excavations or ditches
खेय n. kheya[n] ditch
सूय n. sUya libation (a drink poured out as an offering to a deity.)
دریاچهٔ هامون نیز کانس اویه (آب انبار مقدَس) دیگری بوده است که با کانس اویه سمت مغان رغه - قم (جمکران) مشتبه شده است. محل فرمانروایی زرتشت، نه سیستان بلکه رغه (ری) و بلخ بوده اند. بنابراین انتساب هامون به سئوشیانتهای نطفهٔ زرتشت روایت متأخری است. زرتشت سپیتمان (سپیتاک سپیتمان، نوادهٔ دختری آستیاگ/آخرورهٔ کیانی) خود از تبار همان کیانیانی است که مظهر سه موعود زرتشتی (سئوشیانت ها) شده اند. شهرهای کاشان و ری و همدان مراکز حکومتی مادها (کیانیان) بوده اند.
شهر رغه (ری) محل مسمغان (موبد موبدانهای جمع آوری کننده اوستا) بوده است
استاد پورداود در جلد اول یسنا صفحۀ ٢١٢ می گوید مطابق یسنا، ها، ۱٩ بند ١۸ در هر مملکت پنج رد یا بزرگ می باشد به استثنای مملکت ری که در آن چهار رد می باشد و ریاست مادی و روحانی با یکی است. دیاکونوف نیز در تاریخ ماد فصل ششم ، صفحۀ ۳٤۷ می گوید: محتملاً سرزمین قبیلۀ مغان ناحیۀ رغه (ری) که یکی از شهرهای عمدۀ ماد به شمار می رفته، بوده است. [مطابق خارس میتیلنی ری در محل فرمانروایی حکمران محبوب ایرانیان مادی کهن به نام زریادر (دارندۀ سرودهای دینی کهن= زرتوشترا) قرار داشته است]. در اوستا، یسنا (۱٩، ٥۰) آمده است که در رغه (ری) خود زرتشت رئیس ایالت بوده است (در ترجمه پهلوی "زرتوشترا"، "زرتوشتّوم" درست ترجمه شده، یعنی از همه شبیه تر به زرتوشترا [از همه آگاهتر به سرودهای دینی کهن] یا کاهن بزرگ زرتشتیان. بدین قرار در آنجا کاهن بزرگ هم حکومت روحانی و هم قدرت جسمانی یعنی ریاست قبیلۀ مغان را عهده دار بوده است.
در وندیداد پهلوی از یک رَک (هرک، رغه، ری) دیگری در سمت آذربایجان صحبت شده است که با دژ باستانی دفاعی شهر ویران شدهٔ جزنق در روستای هرق مراغه، در حوالی زادگاه زرتشت مطابقت دارد و وندیداد پهلوی آن را با رغه (ری) محل فرمانروایی اولیهٔ زرتشت سپیتمان (سپیتاک سپیتمان) در هم آمیخته است. محل فرمانروایی بعدی زرتشت شهر بلخ بوده است. منابع عمده:
١- سوشیانت، موعود مزدیسنا تألیف استاد ابراهیم پورداود.
٢- یسنا جلد اول و دوم، تألیف استاد ابراهیم پورداود.
تاریخ ماد، تألیف ایگور میخائیلویچ دیاکونوف، ترجمهٔ کریم کشاورز.-٣
۴- فرهنگ لغت سنسکریت، آنلاین.
۵- فرهنگ واژه های اوستا، ترجمه و تألیف احسان بهرامی.

هیچ نظری موجود نیست: