دوشنبه، تیر ۲۲، ۱۴۰۵
معانی نام کوروش و پارس
واژهٔ کور به اوستایی به معنی پناه دادن است. بر این اساس کوروش حالت فاعلی آن به معنی نکهداری کننده و پناه دهنده است. نام اوستایی کوروش یعنی ثراتئونه (تهرائیتی-اونه، پناه دهنده) گواه این معنی است. نام تهران هم در این رابطه بوذه و به معنی پناهگاه [زیر زمینی] است.
ایرانشناس هنکلمن هم واژهٔ کور در نام کوروش را به معنی نگهداری کردن و پناه دادن گرفته ولی تصور نموده که آن نامی است عیلامی به معنی خدایی [نامعلوم] نگهداری کرد.
ولی در اساطیر نامهای کوروش و ثراتئونه به معنی منسوب به رودخانه گرفته شده اند:
بنابر نوشتهٔ تاریخنگار و جغرافیدان یونانی «استرابون»، نام «کوروش» از یک رودخانه برگرفته شده بود:
«اسم کوروش در ابتدا آگراداتوس (مخلوق مقدم) بود و بعد او نام خود را تغییر داد و نام رود (مقدس) ”کور“ را که در نزدیکی تخت جمشید جاری است بر خود نهاد».
کور در بلوچی به معنی رودخانهٔ کوهستانی است، بنابراین کوروش به معنی مرد رود مانند است. بی جهت نیست که آستیاگ در رؤیایش کوروش را به سان سیلاب جهانگیر می بیند. نام کوروش با توجه به دو نیاکان کوروش نام وی، نام اصلی او بوده است. آگرادات (مخلوق مقدم) و فرتره (مخلوق فراتر) و پرذات (پیشداد، مخلوق مقدم) عناوین کوروش (فریدون) بوده اند. در روایات ملی اوستا و شاهنامه نام کوروش (مرد رود مانند) به ثراتئونه (مربوط به رودخانه) و فریدون (فریتون، مربوط به آب جاری شونده یا مربوط به خط مقدم= آگرادات) ترجمه شده و پیشدادی به شمار آمده است.
مطابقت نامهای هوگَو، پاتیش هووَریش و پاسارگادی
به نظر می رسد هوگَو های اوستا (دارای چهارپایان خوب)، پاتیش هووریش (صاحب گلهٔ خوب) و پاسارگادیان (صاحب رمه های عالی) نامهای قبیلهٔ حکمرانی پارسها بوده اند:
पति m. pati master
ह्वार्य m. hvArya horse, good herd
पशु pazu m. cattle
अर्चति {अर्च्} arcati {arc} verb 1 brilliant
در اوستا نام هوگَوها (پاسارگادیان، قبیلهٔ کوروش/فرشوشتر)/فرتریان (حاکمان پیشین، پیشدادیان فریدونی) با نام نوذریان (فرمانروایان نو، هخامنشیان شاخهٔ ویشتاسپ) همراه است.
هخامنشیان همان نوذریان اوستا و شاهنامه هستند
١- فریدون (دوست منش یا مخلوق پیشرو و برتر= آگرادات) به جای همان کوروش اول (هخامنش= دوست منش) و کوروش سوم (کوروش بزرگ) است.
٢- منوچهر (از تبار منوش/هخامنش) به جای چیش پیش (چیش پیش دوم خبر هرودوت).
۴- توس نودری (کوروش دوم خبر هرودوت)
۵- گستهم نوذری (آریارمنهٔ هخامنشی).
۶- ویشتاسپ نوذری (ویشتاسپ هخامنشی).
٧– سپنتداته (هم به جای داریوش اول هم به جای سپنتداته گائوماته).
٨– وهومن سپنتداتان (خشایارشا).
..٩- ارتخشتر وهومن (اردشیر دراز دست)
١٠- داراب (داریوش دوم).
١١- دارای دارایان (داریوش سوم).
خود نام پارس در معنی کناری نقطه مقابل نام ماد به معانی میانی و محل اُستادان (=ساگارتیان، گورانها) به نظر می رسد. ولی نظر به نام سابق مرودشت و پارس یعنی پرهشی (محل شادمانی) آن صورتی از نام کهن آنجا بوده است. در اوستا روی معانی محل میانی ایران (ماد) و محل خوشی ایران (پارس) تأکید شده است.
منابع عمده:
١- یشتها جلد ١ و ٢ تألیف استاد ابراهبم پورداود.
٢- یادداشتهای باستانشناسی هرتسفلد در مورد نوذریان اوستا و شاهنامه.
٣- یادداشتهای گاثاها، تألیف استاد ابراهیم پورداود.
۵- تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا (مشیرالدوله).
۶- تاریخ ماد، تألیف ایگور میخائیلویچ دیاکونوف، ترجمهٔ کریم کشاورز.
٧- فرهتگ لغات سنسکریت (آنلاین).
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر