شنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۸۴

آهنگر

شما با شنيدن نام آهنگر بياد چه چيز می افتيد؟ چه کيفيتی در ذهنتان جان می گيرد؟ و در آخر، اين آهنگر قديمی که ما اينهمه از آن می شنويم و در کتابها ازو می خوانيم؛کيست؟ براستی کيست! او با چرم و سندانش در کجای تاريخ و فرهنگ ما يا بهتر بگويم تاريخ فرهنگی ما ايستاده است. چه ميکند و چرا هنوز نمرده است! اما بهترست از پيشه ی آهنگران ياد کنيم.



 آهنگر، قهرمانيست «تمدن ساز» که رسالت بزرگی همچون بازسازی کاينات؛ سازماندهی دوباره ی دنيا و افشای اسرار فرهنگ بر آدميان را بر عهده دارد. او هميشه-قهرمانيست که دقيقا ميداند کی و کجا بميدان بيايد و ضد قهرمان دوران را از بيشه بدر کند. ايرانيان از آنجا که همه و همه شان ذهن تاريخی دارند و تاريخ را ميفهمند٬ کاوه ی (آهنگر) را دوست ميدارند و ميشناسند و البته تحسينش ميکنند. آهنگر با نقش استوره ای خود که با (چيرگی بر آتش) آغازش کرد و در سراسر دنيا اين تجربه ی بنيادين بشر را در «چيرگی و از آن خود کردن يک نيروی برون انسانی و مقدس» گستراند قابل احترام است. و نزد کسانيکه آتش پديده ايست سپندينه و ايزدی ؛ چه بسا ارزش و احترامش نيز بيشتر است. قدرت «تغيير» و تبديل  که در هر شعله ی آتش نهفته است از سوی فرهنگ های گونه گون و بويژه گل سرسبد همه ی آنها ايران؛ بعنوان عاملی برای همه گونه پاکسازی مورد «شناسايي» و احترام قرار گرفت. از سوی ديگر؛ کاوه ی آهنگر هميشه دمخور با آتش و برافروزنده ی هميشگی آن و از سوی ديگر کنترل کننده ی آنست. آتشی که خدايان از آن بر خاسته اند.آتش سپند؛ آتش افشاگر؛ آتش گناهسوز پاک کننده؛ دگرگونساز و اعتلا بخش.



 


آنکه «آزمون آتش» را از سر ميگذراند و خويشتن را به شعله های فروزانش ميسپارد؛ ديگر فردی همانند سايرين نخواهد بود. او ديگر تمام وجود خود را بسوختن داده است . پس ديگر هيچ آتش و اژدهايی بر او کارگر نخواهد افتاد و تنها هموست که توان دارد تا جام و تخت ربوده شده را از اهريمن باز ستاند.





 آنکه «آزمون آتش» را از سر ميگذراند و خويشتن را به شعله های فروزانش ميسپارد؛ ديگر فردی همانند سايرين نخواهد بود. او ديگر تمام وجود خود را بسوختن داده است .

از همان زمانها بود که آهنگر ماهيت آتشين يافت. کسيکه بسبب ماهيت و کيفيت حرفه ی ويژه خود نقشی اجتماعی را متناسب با آتش نيز دريافت می دارد. براستی چرا هيچکس ديگری بجز او نبود تا بتواند «شعله بکشد» و غريوش پوستين «شاه دروغين» را پاره کند؟! از سوی ديگر آن آتش روشنی بخش که در دل تاريکی ها و در دکان او می سوخت نويد گر يک روشنايی نيز بود. چيزی که ميتواند همه ی چشمها و هوشها را بخود مشغول دارد. تا بتواند وظيفه ی انتشار نور را به اعماق تاريکی ها به انجام رساند. سر انجام؛ آهنگر-قهرمان ما با قدرت دستان و نگاههای خيره بر آهن گداخته ؛ همچنان ضربات آهنگينی را بر پيکر «پولاد زمان» فرود می آورد . او آهسته و پيوسته کار ميکند و آهن گداخته که نماد «طبيعت» ست تسليم ضرباهنگ آهنگر ميگردد.



 کاوه آهنگر


بهر روی؛ آهنگر همچون نخستين و تنهاترين عامل «دگرديسی ارادی اشياع و زنده گان» بديده ميآيد . يا که شايد همچون نيای پيشين و دوردست پيشه وران و رزمندگان؟!.. آری ؛ همانها که نه تنها راز زندگی روزانه که «قدرت مرگ و نابودي» و «راز زايش چيزهای خوب» را در اختيار دارند.


 


 

سه‌شنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۸۴

شناسنامه بلاگ گروهي فرهنگ و انديشه

پيش درآمد
هرچه از روز تولد نخستين بلاگ دورتر مي شويم شاهد دگرگوني هاي بيشتري در کارکرد آن هستيم. رشد چشمگير وبلاگ نويسي و روي آوردن بيشتر طبقه هاي اجتماع به انديشيدن و ثبت آن در وبلاگ، وبلاگشهر را روزبروز بسمت آشوب و منيفست هاي شخصي بيشتري سوق مي دهد. ازينرو دسته بندي و گردآوري موضوعات و نوشته ها و نيز هدايت خواننده بسمت نوشته هاي سودرسان، هرروز دشوارتر مي گردد. با وجود چنين شرايطي وجود «وبلاگ گروهي» نيز اجتناب ناپذير است. لزوم وجود چنين وبلاگي از مدتها پيش در ذهن من و چند تن از دوستانم زده شد و امروز فرصت ايجاد آن پس از مدتها فراهم گشت.

وبلاگ گروهي فرهنگ و انديشه با هدف گردآوري ، دسته بندي و معرفي بهتر نوشته هاي بلاگرهاي دوستدار فرهنگ و انديشه و از سوي ديگر دسترسي روان تر جويندگان و دوستداران به اين موضوعات بوجود آمده است.« فرهنگ و انديشه» قصد دارد تا با گردآوري نيک نوشت هايي درباره ي تمام موضوعاتي که بنحوي در ارتباط با فرهنگ و تمدن ايرانِ گذشته و امروز مي باشند، همراه با نويسندگان و خوانندگانش به تعمق گروهي درين زمينه ها بپردازد و بتدريج به منبعي از نگاشته هاي سودرسان نيز تبديل گردد.
در چنين وبلاگي با چندين نويسنده که داراي ديدگاههاي گونه گوني نيز مي باشند ؛ مي توان بخوبي «مدارا» و همکاري را تمرين کرد و به نتايج چشمگيري نيز رسيد. افزون براين، « فرهنگ و انديشه» ميتواند جايگاهي مناسب و مفيد براي «معرفي انديشه ها» و پندارهاي نوين نويسندگان خود باشد.

روش نوشتن
نوشتن در بلاگ گروهي فرهنگ و انديشه بسيار ساده خواهد بود. از آنجا که اين وبلاگ بعنوان خانه دوم نويسندگانش خواهد بود،
مطالبي درآن قرار خواهد گرفت که همزمان در بلاگ-خانه (بلاگ اصلي) نويسنده نيز نشر شده باشد. بدين ترتيب ، مطلب درين بلاگ گروهي تنها «باز-نشر» خواهد شد . بر همين روال و با افزايش شمار نويسنگان «فرهنگ و انديشه» بر شمار پُستهاي آن نيز افزوده خواهد شد و روزبروز از انديشه و پژوهش غني تر خواهد گشت.

عضويت
نويسنده ي وبلاگ گروهي «فرهنگ و انديشه» مي تواند در بلاگ شخصي خود درباره ي موضوعات مورد علاقه اش بنويسد اما بايسته است در بلاگ گروهي، موارد زير را مد نظر قرار دهد:

--متقاضي عضويت در بلاگ گروهي فرهنگ و انديشه بايد دست کم بمدت يکسال و بطور مستمر وبلاگ نويسي کرده باشد.

--نويسنده بايد نسبت به محتواسازي و افزودن مطالب تازه و در صورت امکان پژوهشي به وبلاگ گروهي تعهد داشته باشد.

-از آنجا که هدف از تشکيل اين وبلاگ، جمع آوري و بروز رساني يک وبلاگ گروهي با نوشته هاي نويسندگاني با دغدغه ي پژوهش در فرهنگ ايرانزمين مي باشد، بايسته است نويسندگان از آوردن و بازنشر مطالب سياسي درين وبلاگ خودداري نمايند.

--براي پاسداشت حرمت اشخاص، از درج نوشته اي که بهرگونه، توهيني به شخص حقيقي يا حقوقي باشد بپرهيزند.

-در مورد پُست ها:
--نوشتن دست کم دوازده پست در سال (يک پست براي هر ماه) از سوي اعضا.
-- نبودن محدوديت در مورد کوتاه يا بلند بودن مطلب.
--مشخص بودن منبع يا نگارنده ي مطلب.
--تمامي حقوق هر مطلب براي نگارنده اش محفوظ خواهد بود.
--مطالب و پستهاي افزوده شده به بلاگ گروهي در پايان هر ماه ، دسته بندي و بايگاني خواهد شد.

:: تا ايجاد يک پست الکترونيک مستقل برای «فرهنگ و انديشه» ، لطفا درخواست عضويت خود را به نشانی zartosht [at] gmail [dot] com بفرستيد.

اميد داريم که با اين پيش نهاد با ديدِ تجربه ي يک آزمون نو بنگريد و درود ما را پاسخ گوييد. پيشتر، اين وبلاگ از همه ي حمايت کنندگان خود سپاسگزاري ميکند.
با سپاس، بلاگ گروهي فرهنگ و انديشه.