دوشنبه، آذر ۱۰، ۱۳۹۹
معنی نام وُنن اشکانی
نام پادشاهان وُنن نام اشکانی می تواند از واژۀ اوستایی وَننا به معنی پیروزی گرفته شده باشد. در منابع عهد اعراب از پادشاهی فیروز نام در سلسله اشکانیان یاد شده است.
در شمار جاودانان زرتشتی ایرانویج از وَن جوت بیش یاد شده است که معنی نامش را به معنی درخت رنج زدا گرفته اند، گرچه معنی پیروز رنج زدا هم محتمل است. نظر به معنی و محل هوم عابد دستگیر کننده مادیای اسکیتی (افراسیاب) می تواند منظور وی باشد.
معنی نام خر سه پای اساطیری
نام خر سه پای اساطیری دریاها در طبیعت به معنی تنومند عظیم الجثۀ دریا، منظور وال بوده است. چون طبق کتاب پهلوی بندهشن "عنبر نیز، پیداست که سرگین خر سه پا است". روایت ظهور خر دجّال از چاهی در اصفهان (سپاهان) نیز می رساند عنوان سه پا در اساس sphAy (عظیم الجثه) بوده است. ریشۀ اساطیری خود دَجّال (دروغگو، فریبکار) یا دا-جَلَ (ایزد آب) با صفات ایزد بابلی اِئا (ایزد فریبکار و دانای معبد آبهای ژرف و زمین) همخوانی دارد، همان مانو (دانای سنسکریت) که با ماهی بسیار عظیم الجثه مرتبط است:
स्फायत् adj. sphAyat expanding
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } swell
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } increase
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } grow fat
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } expand
स्फायते { स्फाय् } verb sphAyate { sphAy } become bulky
شنبه، آذر ۰۸، ۱۳۹۹
نامهای بوسیان و آریزانتیان متعلق به مادها و پارسهای حکومتی بوده اند
هرودوت در آغاز نام اتحادیۀ قبایل ماد نام بوسیان (ثروتمندان) را ذکر کرده است که نظر به نامهای پادشاهان مادی فرائورت (فرورتیش، صاحب ثروت بسیار) و آستیاگ (ایشتیویگو، ثروتمند) پدید آمده بوده است.
هرودوت در ردیف چهارم اتحادیۀ قبایل ماد از آریزانتیان (قبیله پارسا و دیندار) یاد کرده که یاد آور نام آرتیان (درستکاران، پارسایان) است که هرودوت برای پارسها ذکر کرده است. و این یعنی نام پارس با واژۀ پارسا (پایندۀ رسایی) مرتبط بوده است و زیبا و رسا و کامل و اصلی (سرئو، سئورو، هئورو) معنی نام سَرو سمبل پارسها است:
बुस n. busa wealth
अर्य adj. arya true
جمعه، آذر ۰۷، ۱۳۹۹
معنی سُرَگه و سورَتکده
سُرَگه و سورَتکده به معنی بتخانه بوده اند:
सुर m. sura image of deity [idol]
सुरता f. suratA godhead
سُرَگه به معنی بتخانه در این بیت دقیقی در شاهنامه به کار رفته است:
بتان، از سُرَگه، همیسوختند؛ به جایِ بت، آذر بر افروختند
نیمۀ شرقی فلات ایران در رابطه با فرهنگ هند سُرَگه و سورَتکده داشته اند.
نام و نشان پادشاهان و قبایل بزرگ ماننا
نظر به زبان سنسکریتی میتانی های این سمت، نامهای پادشاهان و قبایل ماننا را می توان چنین محک زد:
نام پادشاهان ماننا:
آوالکی (دارای اسبان زیاد، توماسپ اساطیری)، ایرانزو (یاور نجبا، اوزَوَ/زو اساطیری), آخسری (یاور مملکت)، ازا (اژدها)، اولونسو (دارای جامعۀ فاخر)، اوّالی (کماندار) و آریسی نی (بی آسیب).
ह्वार्य m. hvArya (avala) horse, काय m. kAya collection.
نام قبایل بزرگ ماننا:
تئورلی یان (نیرومند سلاح ها، شکاکها)، دالی یان (عسل سازان، بالباسها)، سوبی نیان (مرفه ها، ایل مامش) و کوموردیان (قبیلۀ فرمانروایی، پیران).
پنجشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۹۹
معنی نام گجستک اَبالیش
نام این فرد مُباحث منسوب به فرقۀ زندیق (بد تفسیر، مانوی) را با ابلیس (به معنی بی خیر و برکت، شیطان) سنجیده اند، ولی آن بدین صورت خود در سنسکریت صاحب عجز و در ماندگی معنی می دهد و در مباحثه بین آذرفرنبغ زرتشتی و ابالیش مانوی در حضور مأمون، ابالیش از سوی نویسنده این رساله بازنده به شمار رفته است. اطلاق لقب گجستک (ملعون) ابالیش (صاحب درماندگی) به وی، نشان از تعصب و هوچیگری و عدم سعۀ صدر نویسندۀ کتاب است:
अबल adj. abala helpless
ईश adj. isha owning
نام ماتیکان گجستک ابالیش را زرتشتیان هند روی این کتاب پهلوی گذاشته اند.
چهارشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۹۹
معنی نام پادشاهان کاسی گانداش (گاندا) و آگوم (آگو، اژی دهاک کرند)
गण्ड m. gaNDa hero
गण्ड m. gaNDa excellent
गण्ड m. gaNDa chief
अग m. aga snake
نام پادشاه کاسی اورشی گوروماش احتمالاً به معنی خرس نیرومند و با شکوه است.
سهشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۹۹
معنی محتمل اصلی کعبه
نام گابای که به قم و اصفهان و محل آتشکدۀ قدیمی آذرگشنسب در دامنۀ کوه سهند اطلاق شده است، جملگی به معنی نیایشگاه به نظر می رسند. با توجه به واژۀ کبۀ سومری و اکدی یعنی گپ زدن و زمزمه کردن، نام کعبۀ ابراهیم و کعبۀ زرتشت هم در اصل می تواند به همین معنی باشد. چون نام کعبه به معنی محل گَپ و زمزمه های دینی و عبادتگاه در زبانهای سامی بین النهرین هم دیده میشود، بعلاوه نام ایرانی چاه زمزم گواه آن است که به احتمال زیاد که کعبه و چاه زمزم آن که مترادف هم به نظر می رسند، توسط تبعۀ ایرانی- بابلی دایر شده اند. بی جهت نیست که در روایات آمده است جدّ ساسانیان از آب چاه زمزم نوشیده بوده است:
صورتی از واژۀ کعبه در سومری:
Ka-Ba:Talk/(to/open the/mouth)
صورتی از واژۀ کعبه در اکدی:
qabû: subst. : promise, prayer, speech, instruction
صورتهایی از واژۀ کعبه و گابه در سنسکریت:
कबते { कब् } verb kabate {kab} praise
जप m. japa muttering prayers
مطابقت سیگریسو با قره سو کرمانشاهان
در لشکر کشی سارگون دوم آشوری به ماد در سال ۷۱۳ قبل از میلاد هنگام گذر از بیت هامبان و رفتن به سوی آپساخوتی (اسد آباد) از سرزمین سیگریسو (منطقۀ رود تند گذر) و بائیت عان (خانۀ خدا، بیستون) یاد شده است. نام سیگریسو (رود تند گذر) بعداً به صورت خارا-آسو (نیرومند جاری شونده) در آمده است که اکنون قره سو گویند:
शीघ्रीय adj. sighriya speedy.
دوشنبه، آذر ۰۳، ۱۳۹۹
محلهای مسیر لشکرکشی سارگون دوم آشوری به نواحی شرقی ایالت رغه (ری)
سارگون دوم در لشکرکشی به این سوی که در سال ۷۱۳ پیش از میلاد صورت گرفت، نواحی زیر را بر شمرده است که با محلهای محتمل آنها از این قرار است:
اوریاکی (ایوانکی)، ریمانوتی (گرمسار)، اوپورئی (کیان)، اودائوئه (آتشان)، بوستیس (ارجمند)، آگازی (فیروز کوه)، آمباندا (امیریه)، دانانو (کمند) و سرزمین آریبی شرق (صحرا نشینان شرقی) که بعداً آپیان نویسندۀ رومی از وجود ایشان در سمت سمنان خبر داده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)