دوشنبه، تیر ۰۹، ۱۳۹۹

محل دژهای ماننایی آرسیانشی، ارشتیانه، ایشتائو، اورمیاته، سوبی و آریدو

دژهای آرسیانشی (محل جنگجویان)، ارشتیانه (محل نیزه وران)، ایشتائو (محل ثروت)، اورمیاته (محل پرموج)، سوبی (محل سودمند) و آریدو (روستای رسا) با فرَسپه (پُرسپاه، تخت سلیمان)، قره آغاج (کارا-گاس، محل نیزه وران)، تپهٔ حسنلو (حصن-لو، دارای دژ استوار)، اورمیه (محل آب مواج)، سابلاخ (مهاباد) و اوشنو (جایگاه خوب) مطابقت دارند.

مکان دژهای کهن اوراش و سیبارو در گیزیل بوندا

نظر به مطابقت گیزیل بوندا با منطقه قافلانکوه (قافلانتی)، شهرهای کهن اوراش (هوراش، محل چشمهٔ خوب) و سیبار (باروی سودمند) در آنجا با هشجین و آغ کند (سفید ده) کنونی مطابقت دارند. دورتر از آنجا به سمت شرق دژ پانزیش (نگهدارندهٔ تراوش آب) آغ بلاغ (چشمهٔ سفید) هشترود به نظر می رسد. احتمالاً نام فرمانروایان گیزیل بوندا، پیریشاتی و اِنگور به ترتیب به معنی پُر ثروت و شخص با شکوه بوده اند. در این سمت شهرهای میسی، زالا، زیزی (آ-زیزی)، دوردوکا با میانه، زرنق، آچاچی و ترکمان همخوانی دارند.

یکشنبه، تیر ۰۸، ۱۳۹۹

بارناکا، پارتوکا (کنار چشمه) نامهای کهن کاشان (محل چشمه)

در نوشته های اسرحدون پادشاه آشور که به منطقۀ کاشان محل فرمانروایی خشثریتی (کیکاوس، پادشاه سرزمین کنار چشمه) حمله کرده و خشثریتی (شاه نیرومند) از آنجا با کسانش به شهر آمل مازندران گریخته بود، چنین منعکس است: "من کشور بارناکا (سرزمین کنار چشمه، کاشان)، دشمن محتال، و ساکنان تیلاشوری (تپه سیلک) که نامش در دهان مردم مخرانو (مهرانو، منسوب به کشنده، مار، کُردان)، پیتانو (محل سرور، پایتخت) است، پایمال کردم."
در اوستا و کتابهای پهلوی و شاهنامه کیکاوس نیز در رابطه با کوه ارزیفیه (کرکس کاشان) و البرز و شهر آمل است.

شنبه، تیر ۰۷، ۱۳۹۹

هومل به معنی هوم آرامش بخش

آبایف معتقد است نام گیاه هومل (رازک) از خانوادهٔ شاهدانه ها که در زبانهای اروپایی رایج است، از زبان آریائیان سرمتی به معنی هوم آریائیها گرفته شده است. ولی با توجه به جزء اِل (ایل) که در سنسکریت به معنی آرامش بخش است، معلوم میشود که هومل به معنی هوم آرامش بخش و یکی از انواع هوم و نوع آرامش بخش و دارویی آن به شمار می رفته است. مسکن اولیه هومل را چین می دانند که از طریق سرزمین سکاها و سرمتها و ایران به اروپا رسیده است. نام ایرانی رازک هم حاوی واژۀ اوستایی رازَ (مراسم دینی رمز آمیز) است.
مری بویس می گوید: «اینکه گیاه اصلی سوم، هوم چه بوده سخت مورد مناقشه است. زرتشتی ها یک گونه افدرا را به جای هوم مصرف می کنند. برهمن ها می گویند بذر سومای (هوم) کهن و اصیل مفقود شده و در سرزمین آنان نمی روید. از اوستا بر می آید که گیاه هوم انواع فراوان دارد. رنگ آن سبز است. با پاجوشهای نرم. خوش بو است. پر گوشت و سرشار از شیره است. بر فراز کوه‌ها و ژرفای دره ها می روید.».
توصیفات اوستایی آن یاد آور خشخاش است. سکاها هم خشخاش را در مراسم شعف و شادی به کار می برده اند.

مطابقت شهرهای باستانی ماروش (محل کُشندگان) و کامپدانا (محل خانه های زیر زمینی) و کوندرو (محل شمشیر) با صحنه (محل شکارچیان)، کرمانشاهان (محل غارها) و کنگاور (محل دارای شمشیر)

فرورتیش دوم فردی مادی بود که در زمان داریوش بزرگ علیه وی شورش کرد و خود را شاه ماد خواند. پس از روی سر کار آمدن داریوش بزرگ و به دست گرفتن حکومت از جانب وی، آشین در عیلام و بختنصر سوم در بابل از قلمرو او جدا شدند و ادعای استقلال کردند. در دسامبر سال ۵۲۲ پیش از میلاد و در حالی که داریوش در حال جنگ با بابلیان بود، فرورتیش در ماد شورش کرد. او اعلام کرد که از خاندان هووخشتره است و نام سلطنتی خشثریتَه را بر خود گذاشت و هگمتانه پایتخت مادها را به تصرف خود درآورد. در این قیام ساکنان ماد، پارت و هیرکانه هم به او ملحق شدند و ظاهراً مردم ارمنستان هم از او حمایت می‌کردند. هم‌زمان شورش‌های دیگری هم در سایر ایالات بر پا شد.
داریوش که در بابل بود سپاهی را به فرماندهی ویدَرنه برای سرکوب فرورتیش فرستاد. ویدرنه در ژانویهٔ سال ۵۲۱ پیش از میلاد با یکی از سرداران فرورتیش در مرز جنوب غربی ماد و در شهری به نام ماروش (صحنه) جنگید ولی توفیقی به دست نیاورد و در کامپدانا (کرمانشاهان) منتظر رسیدن داریوش و نیروهایش شد. از طرفی دیگر ویشتاسپ پدر داریوش هم که ساتراپ پارت بود از سمت مشرق علیه فرورتیش اقدام کرد و فرورتیش به ‌ناچار باید در دو جبهه می‌جنگید. در ماه آوریل همان سال داریوش پس از سرکوب شورش بابل رهسپار ماد شد و در ماه مه با فرورتیش در شهری به نام کوندورو (کنگاور) در خاک ماد وارد جنگ شد. در این جنگ فرورتیش شکست خورد و با معدود سواران خود به رغه (ری) گریخت. ولی هنوز کنترل ماد به ‌طور کامل به دست داریوش نیفتاده بود. در اواخر ماه ژوئن داریوش دسته‌ای از جنگجویان را به رغه فرستاد و در آن ‌جا آن‌ها توانستند فرورتیش را دستگیر کنند. از ری هم عده‌ای به کمک ویشتاسپ رفتند و در جنگی دیگر در خاک پارت توانستند آخرین هوادارن فرورتیش را شکست داده و نابود کنند.
داریوش در سنگ‌نبشتهٔ بیستون دربارهٔ سرنوشت فرورتیش می‌نویسد که شخصاً بینی، دو گوش و دهان فرورتیش را بریده و یک چشم وی را درآورده. سپس وی را به ‌زنجیر در دربار نگه داشتند تا همه او را ببینند و عاقبت به فرمان وی او را در هگمتانه بر نیزه کردند و افرادی را که از نخستین طرفداران او بودند در درون دژ هگمتانه دار زدند.

جمعه، تیر ۰۶، ۱۳۹۹

دلایلی که فرورتیش (حاکم مادی مقابله کننده با داریوش) را همان مگابرن ویشتاسپ (تیگران) برادر گائوماته بردیه (سپیتاک سپیتمان) نشان میدهند

۱- فرورتیش (دیندار) از خانواده هوخشتره و حامی گائوماته بردیه (سپیتاک سپیتمان) بوده است. در واقع از ویشتاسپ کیانی (ارژاسپ، ببر، سگ جنگی) که در راه دین زرتشتی با ویشتاسپ نوذری (ویشتاسپ هخامنشی، حاکم پارت) جنگید، منظور، وی می باشد.
۲- دخمۀ گائوماته بردیه را در سکاوند هرسین برای وی بنا نموده است.
۳- حامیانش گرگانیها و ارامنه و ماد مردمان محلهای مراکز فرمانروایی وی بوده اند.

معنی محتمل نام ایل افشار

نام افشار را به ترکی به معانی متفاوت چابک، معاون و مطیع گرفته و سراولویت دادن به یکی از این معانی توافقی صورت نگرفته است. نظر به نام ترکی قرخلو متعلق به ایل افشار که می تواند از قیوراقلو (قبراقلو، منسوب به چابک سواران) اخذ شده باشد، لذا احتمال دارد همانطور خواجه رشیدالدین فضل الله در جوامع التواریخ رشیدی آورده است نام افشار یا اوشار به معنی چابک و چابک سوار بوده است.

پنجشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۹۹

معنی نامهای قیزیل اوزن (رودکها) و گیزیل بوندا (قافلانتی) و اوشدیریکا (بزقوش)

نام قیزیل اوزن را با توجه به شکل ظاهری به ترکی به معنی محل شنای ماهی قیزیل آلا گرفته اند ولی این رودخانه معروف به داشتن قیزیل آلا نبوده است و این نام باستانی آن است که به صورت گزیلو-ذِن (ویترو-ذِن) به معنی رود ناحیه پایینی و کناری (=آندیا) بوده است همانکه آشوریها آن را شانارته سفلی (رودک پایینی) ترجمه کرده بودند. بر این اساس نام کوه گیزیل بوندا (قافلانتی) کنار شاخه های آن به معنی کوههای پایینی به هم پیوسته را می داده است چه این معنی نام قافلانتی به صورت کاپیلان-تی (کوه مجتمع) هم می باشد. در کنار نام ناحیهٔ آندیا (پایینی) از ناحیهٔ میسی (میثیه، یعنی میانه کنونی) نیز یاد شده است. در سمت شمال شرقی آن نام کوه بزقوش به صورت بُزکوش به معنی کوه بُزان به نظر می رسد. چون نام مادی آنجا اُواش دیریکا معنی دارای علفزار در بلندی است. از نامهای جغرافیایی باستانی کهن ماد معلوم میشود که سنسکریت زبانان و سکایی زبانان نیز در ماد حضور داشته اند:
विधारयतिverb caus.vidhArayati {vidhR} separate
धेनाf. dhenA river
बुन्धयति verb bundhayati {bundh} bind
कपाल m.n. kapAla multitude, थ m. tha mountain
बुक्क m. bukka (buza) goat, कुठि m.kuThi mountain

چهارشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۹

محل احتمالی قصبات باستانی خالخوبارا و کیلامباتی در ایالت کیشه سو (همدان)

کتیبه های آشوری در ایالت کیشه سو (همدان) از دو قصبه به نامهای خالخوبارا و کیلامباتی یاد کرده اند که به ظاهر یاد آور قصبات کنونی خرخپ و کیکله هستند. نام کیلامباتی شباهتی هم با نام کبودرآهنگ دارد.

دوشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۹۹

مطابقت کوه هاشمار (عقاب) با کوه دالاهو

نام کوه و گردنهٔ هاشمار (به اکدی یعنی عقاب) که محل آن بین نامار (قسمت میانی رود دیاله) و اِلیپی (ناحیهٔ کرمانشاهان) ذکر شده با کوه دالاهو (دال-آوو، محل گردش عقاب) در ناحیهٔ مرزی کرند همخوانی دارد.