دوشنبه، تیر ۲۹، ۱۴۰۵

معنی نام آتشکدهٔ خرّاد (آذر خره، آتش سرور فرّ ایزدی)

چنان دید در خواب کاتش‌پرست
سه آتش ببردی فروزان به دست
چو آذر گشسپ و چو خراد و مهر
فروزان به کردار گردان سپهر
آذرخره (یا آذرخرین) در متون زرتشتی و پهلوی، نام دیگر یکی از سه آتشکده بزرگ و مقدس دوران ساسانی، یعنی آتشکده آذر فرنبغ است. این آتشکده که به طبقه موبدان اختصاص داشت، در منطقه فارس (احتمالاً در نزدیکی شهرستان فیروزآباد یا روستای کاریان) قرار داشت.
آذر خُرین را می توان به معنی آتشکدهٔ منسوب به فرّ (خُره) در نظر گرفت و آذر فرنبغ را هم در رابطه با آن می توان منسوب به فرّ خدایگانی معنی نمود. آتشکدهٔ قدیمی آذرفرنبغ طبق روایات در محل گود (خوارزم، منظور آتشکدهٔ ابراهیم که در گودی قرار گرفته) جای داشته است بعد آتش آن به کاریان منتقل شده است:
مطابق ابن فقیه همدانی در البلدان: «آتش جمشید که همان آذرخره (آذرفرنبغ) است، در خوارزم (زمین گود، منظور آتشکده ابراهیم) بود». «انوشیروان آن را به کاریان آورد. چون عرب حکومت یافت و مجوسیان بیم کردند که آن را خاموش کنند، دو بخش کردند. بخشی را در کاریان داشتند و بخشی را به فسا (منظور آتشکدهٔ ابراهیم که در گودی است؟) بردند و گفتند اگر یکی فرو میرد دیگری بماند.»
«کعبه زرتشت» که در میان مردم و برخی محققین با نام آتشکدهٔ ابراهیم نیز شناخته می‌شود، بنایی مکعبی‌شکل متعلق به دوران هخامنشی است و در محوطه باستانی نقش رستم در استان فارس (شمال شهر مرودشت و نزدیک تخت جمشید) قرار دارد.
نشیرمنو و دژ نبشت نامهای باستانی نقش رستم
نام نشیرمنو می توانست به معانی محل دخمه های مقدّس و محل نقش و نگار قهرمان گرفته شود که به وضوح یادآور نقش رستم (دژ نبشت) است:
नासिर m. nAsira champion who advances before the line
मनु m. manu sacred text
استاد پرویز رجبی در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در بارهٔ دژ نبشت می آورد :
آیا معبد آذرگشنسپ، مرکز اسناد دینی ایران باستان بوده است؟
دیری است که باستان نگاران، اصطلاح دژنبشت فارسنامۀ ابن بلخی را از آغاز سدۀ ششم هجری، بدون تأمل در محل قرار گرفتن آن، به کار می برند، «چون زرتشت بیامد، وشتاسف، او را به ابتدا قبول نکرد و بعد از آن، او را قبول کرد، و کتاب زند آورده بود به حکمت، و بر دوازده هزار پوست دباغت کرده، نبشته بود به زر. وشتاسف، آن را قبول کرد و به استخر پارس کوهی است، کوه نقشت گویند که همۀ صورتها و کنده گریها از سنگ خارا کرده و آثار عجیب، اندر آن بود و این کتاب زند و پازند، آنجا نهاده بود.»
در متن پهلوی ارداویرافنامه هم، همین مضمون با تفاوتی اندک آمده است و ادعا شده است که اسکندر رومی مصر نشین اوستا را برداشته و سوزانده است. اما در دینکرد جایگاه نگهداری اوستا، «گنج شایگان» (بنا به مارکوارت و پورداود، گنح شیچیکان، محل کنونی مسجد روستای چیکان مراغه، نزدیک کایین گبه [معبد پادشاهی]، ادرگشنسپ قدیمی) آمده است.(متن داخل پرانتز از نگارنده است) ...
گنجینه اسناد، دوره 11، شماره 4، زمستان 1380 منابع عمده:
١- شاهنامهٔ فردوسی.
٢- جلد دوم یشتها، گزارش استاد ابراهیم پورداود.
٣- البلدان، تألیف ابن فقیه همدانی.
۴- مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.

هیچ نظری موجود نیست: