جمعه، مرداد ۲۱، ۱۳۹۰

کامول اهورامزدای کاسیان اسلاف لُران

در زبان لُری کا به معنی سرور و مولا به معنی دانا و تحصیل کرده است. بنابراین کامول یا کامولا ایزد دانای کاسیان که با اِآی سومری ایزد دانای زمین و سرور معبد آبهای ژرف مطابقت داده می شده است؛ همان است که بعداً نزد پارسیان به شکل اهورا مزدا (یعنی سرور دانا) مورد پرستش قرار گرفته است. احتمال آن هم وجود دارد که کامول به معنی ایزد چشمه شراب بوده باشد یعنی مرکب از کا=چشمه و مول=شراب.

پنجشنبه، مرداد ۲۰، ۱۳۹۰

معنی نامهای کهن کرمانشاه (کرمانشان)

بیت همبان یا کامبادنه به معنی دژ کامیابی است. خود کرمانشاه (در اساس کرمان شان) به معنی محل خانه های سنگی است. نام اول فراموش شده است. در مورد نام دوم نیز سوء تفاهم روی داده است و ترکیب آنرا به غلط کرمان شاه تصور نموده اند.

معنی نام شهر سومار

در کتیبه های آشوری نام شهر سومار به شکل دیرین آن یعنی سومورزو ذکر شده است این کلمه را به لغت اوستایی می توان به معنی زمین چمنزاری گرفت. می دانیم که این شهر مکان قشلاقی ایلات منطقه بوده است.

معنی نام اسفراین

جزء اول این نام را به درستی با سپر (دور کننده و دفاع کننده) مطابقت داده اند. اما جزء دوم یون به معنی محل است نه آیین (سنت) چنانکه به ظاهر به چشم می خورد. اگر جزء اول را صورتی از اسوار(سوار و سپاهی)بگیریم در این صورت به معنی محل سوارگان و سپاهیان خواهد بود. به هر حال این نام نشانگر محل دفاعی بودن اسفراین بوده است.

چهارشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۹۰

صورت قدیمی نامهای کنگاور، سقز،سنقر و هرسین

در کتیبه های آشوری به جای نامهای کنونی کنگاور (کنگوبار، دژ دارای گنج)، سقز، سنقر(سنگ ور=دژ سنگی) و هرسین (خروس- شین=جایگاه خروس)اسامی کار کارخوندیر (دژ معبد درخشان)، ساکسوکنو (محل پوشیده از سنگ)، بیت سانگی (دژ سنگی) و کشور خروسان (مات تارلوگاله) دیده میشود.

سه‌شنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۹۰

ریشه فارسی کلمهً شِراب

نظر به کلمه شیره و شیرین معلوم میشود که ایرانیان آب انگور را شیرآو و شیراب می نامیده اند و این کلمات علی القاعده می توانستند شِراو و شِراب به کسر حرف شین تلفظ گردند. از این جاست که در فارسی شراب به معنی باده و می گرفته میشود و چون در زبان عرب شَراب (به فتح شین) صرفاً به معنی اعم نوشیدنی است لذا این دو کلمه فارسی و عربی با هم در آمیخته و باعث تصور عربی بودن کلمه شراب شده است. این تصور عربی بودن در لغت نامه دهخدا در باب کلمه فارسی شرو (شیراو) هم که در زبان آذری بر جای مانده به عمل آمده است. در حالی که در خود لغت نامه های عربی بدان بر نمی خوریم:" شرو. [ ش َرْوْ / ش ِرْوْ ] (ع اِ) شهد. (منتهی الارب ). شهد و عسل . (ناظم الاطباء). عسل . (اقرب الموارد). از اینجاست که قصر شیرین شهر الهه شراب کاسیان کاشیتو به نام شیرین (بیت ماتی کتیبه های آشوری=خانه شراب) نامیده شده است. در توضیح نام شراب یعنی خمر در زبان عرب گفته شده است:
در زبان فارسی، شراب به نوعی نوشیدنی الکلی اطلاق می شود که از تخمیر عصاره انگور به دست می آید و در شعر قدیم فارسی مراد از می و باده همان بوده است. ولی در زبان عربی، واژه شراب به معنی نوشیدنی و شربت است و هرگاه مقصود شراب مسکر و مستی آور باشد آن را غالبا خمر (با فتح اول و سکون دوم و سوم) می نامند. احتمالا کلمات تخمیر، مخمر، خمیر، خمره، مخمور، خمار (با ضم اول) و خمار (با فتح اول و تشدید دوم به معنی باده فروش) با خمر هم ریشه هستند.
نامهای فارسی دیگر شراب باده (از ریشه اوستایی بود یعنی خوشبختی و خوش وقتی) است و ریشه نام دیگر کاسیان (=مردم شراب، نیاکان لُران) یعنی بودینان در زبان مادها بوده است. جالب است که نام کنونی لُر نیز در اساس به معنی دُرد شراب است. از سوی دیگر خود نام ماد نیز از ریشه میذو (می) بوده و در زبان سانسکریت به معنی شراب و نامی بر الههً شراب وارونی است. در واقع شراب هوم مادها همان شراب انگور بوده است که به رسم خراج به آشوریان پرداخت میشده است.

صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
چه نسبت است به رندى صلاح و تقوى را سماع وعظ كجا نغمه رباب كجا
مبين به سيب زنخدان كه چاه در راهست كجا همى روى اى دل بدين شتاب كجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه ء سالوس كجاست ديرمغان و شراب ناب كجا
ز روى دوست دل دشمنان چه دريابد چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا
بشد كه ياد خوشش باد روزگار وصال خود آن كرشمه كجا رفت و آن عتاب كجا
چو كحل بينش ما خاك آستان شماست كجا رويم بفرما ازين جناب كجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اى دوست
قرار چيست صبورى كدام و خواب كجا

دوشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۹۰

نام و نشان کهن قصر شیرین

حمدالله مستوفی در کتابش نزهته القلوب میگوید: "قصر شیرین از اقلیم سیم است. خسرو پرویز ساخت جهت منکوهه اش شیرین.قصر شیرین هوایی بغایت بد دارد و در اکثر اوقات تابستان باد سموم آید. آنجا قلعه ای بزرگ بوده است از سنگ لاشه و گچ دورش دو هزار گام است و در جهت در غربی برای خسرو پرویز باجگاهی ساخته بودند و رباطی سخت عالی جهت آینده و رونده و از آن رباط اندکی معمور است. آب حلوان از آن میگذرد... جویی که گویند شیر از او میرفت جهت باجگاه ساخته اند که بر بلندی است تا آب روان بر باجگاه باشد و یمکن که خیک شیر در آن جوی افکنده باشند تا به باجگاه و قلعه برد. اما آنجا که فم (دهن) جوی است زیراکه زهر گیاه است و چراگاه گله نیست." لذا افسانه خسرو و شیرین قصرشیرین را به جهت بد آب و هوایی آنجا باید از گفتار حمدالله مستوفی و دیگران کنار گذاشت. این گفته ها نشانگر آن است که اینجا محل الههً بومی منطقه بوده است. این الهه در نزد کاسیان (اسلاف لران) کاشیتو (الههً شراب) نام داشته است و با الهه شراب و مستی و دشت گشتی نانای بابلی همسر نین گیش زیدا (ایزد سر سبزی و درخت خوب) معادل گرفته میشده است و قصر شیرین به نام این الهه شهر کاشیتو نامیده می شده است. در حمله اسکندر به ایران در سمت قصر شیرین حالیه از قصباتی به نام کارس (جایگاه سنگی) نام برده شده است که به نظر می رسد اسم ایرانی کهن روستاهای ایلام بوده باشد.در جنوب شرقی قصرشیرین شهرهایی به اسامی هالوس (حلوان) و آرتامیتا (قزل رباط) قرار داشته است که در دومی ضرابخانه وجود داشته است و در زمان مهرداد چهارم در این ضرابخانه سکه هایی ضرب گردیده است. از جمله سکه ای به آرامی است به نام میتردت ملکا (مهردادشاه) که به مهرداد چهارم نسبت می دهند. مطابق گفتهً دیودور، اسکندر در مسیر شوش تا کرمانشاه از دهاتی موسوم کارِس (دهات سنگی ایلام ) گذشته از آنجا پس از چهار روز به ستیا (شهر سفت و سنگی، حصین آباد=ایلام) و از این محل به سامبانا (کامبادن= دژ کامیابی یعنی کرمانشاه) رفته است.
اگر به جای کلمه قصر در نام قصر شیرین کلمه اوستایی خشثره (شهر و ناحیه) را جایگزین سازیم؛ معلوم میشود نام داستان خسرو و شیرین از نام این شهر کهن گرفته شده است. در کتیبه های آشوری در سمت قصر شیرین از شهری به نام بیت ماتی (خانه شراب) نام برده شده است. در عهد حمدالله مستوفی سنت پر کردن خیک شراب در قصر شیرین با پر کردن شیر جایگزین شده بوده است. استاد پورداود به خطا ریشه کلمه شیرین را به جای شیره مأخوذ از شیر دانسته است. در کتیبه های آشوری نام بیت ماتی به همراه بیت همبان (کرمانشاه) و سومورزو (سومار) ذکر گردیده است.

ارشتیانا نام باستانی هشترود

در کتیبه های آشوری در شمار ولایات ماننا از ارشتیانا (محل نیزه وران) و آرسیانشی (محل جنگجویان) نام برده شده است که اولی مطابق هشترود (هشتری) و دومی مطابق ناحیه مراغه است. چه در شرق و جنوب شرقی مراغه در محل آتشکده آذرگشنسب (آتشکده رزم آوران) منطقه ای است که اکنون نیز کاراجیک (محل جنگجویان) نامیده میشود که در کنار روستای کوچک علمدار است. در واقع نام هشترود (هشتری، ارشتیانا) متعلق به قصبه بزرگ قره آغاج (جنگجویان چوب نیزه به دست) است که در عهد اعراب کولسره (سرای منطقه) نامیده میشده است. مرکز دیگر منطقه یعنی سراسکند (سرزکند به تلفظ محلی، شهر واقع در دامنه دره آفتاب قرانقو) مطابق پاردو (قصبه پهلویی) است. نام باستانی منطقه سراسکند با توجه به نام باستانی رودخانه قرانقو (غران) اوئیش دیش (دارای آبهای تیز روان) بوده است. اما خود منطقه ارشتیانا (قره آغاج= نیزه وران) در خبر حمدالله مستوفی گاودول (از تبار پهلوانان و جنگاوران) آمده است که اکنون نیز به ترکی چار اویماق (قبیله جنگاور) و چاردولی (از تبار جنگاوران) نامیده میشود.
نام هشترود را می توان در صورت ایشت ائوره (رود پایینی) مأخوذ از نام رودخانه آیدوغموشِ (زاده ماه) قره آغاج یا خود رود قرانقو شمرد. آرگیشتی دوم پادشاه اورارتویی در کتیبه رازلیق در آن نواحی رودی را به نام مونا (ماه یا میانه) ذکر کرده است.مطابق باور اهل محل رود قرانقو در دره عمیقی روان است و به درد کشاورزی نمی خورد. از این جا معلوم میشود نام هشترود مرکب از هِشتِ(رها کرده و ترک کرده ) و رود می باشد.

یکشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۰

نقدی بر مقالهً مکان یابی در داستان فرود

در مقاله احمد تدین در باب مکان یابی در داستان فرود که وی این مکانها را در فارس (به دور از مرز توران) می انگارداشتباهاتی جغرافیایی اساسی موجود است. در حالی که کلات و جرم در خراسان سمت مرز توران بوده اند که حمدالله مستوفی در نزهت القلوب آنها را در رابطه هم آورده است:
"کلات و جرم :کلات قلعه ای است در غایت محکمی چنانکه در او زرع و کشت توان کرد و آب فراوان دارد و جرم قصبه ای است در پای آن قلعه و چند پاره دیه است که از توابع آن است.".
دهی به نام میم و سفید کوه هم در سمت بیرجند خراسان و دامغان هستند. صرفاً تشابه اسامی ایشان را به خطا انداخته است. همانطور که در عهد خود فردوسی جایگاه سکائیان تورانی نه سمت قفقاز بلکه خراسان به شمار می آمده است. فرود همان فرائورت فرمانروای ماد پدر کی آخسارو (کیخسرو، هوخشتره) است که در شهر گنجه اران (گنج دژ سیاوش) بدست مادیای اسکیتی به قتل رسید. فرود و سیاوش هر دو نام اساطیری فرائورت (متدین) پسر خشثریتی (کیکاوس) هستند. در واقع فرود سیاوش نام مرکبی با ترکیب صفت و موصوف است و دارای ترکیبی از نوع اضافه بنوت نبوده؛ چنانکه در شاهنامه تصور شده است.تور مترادف با سکا به معنی بزکوهی است که اکنون نیز در قفقازبه همان نام تور خوانده میشود و نوعی از آن به صورت اهلی است با نام محلی اش نام برخی از ملل قفقاز است.توتم باستانی ایشان بوده است.

شنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۹۰

معنی نامهای کهن میاندوآب و رودهای آن جغاتی و تاتائو

حمدالله مستوفی نام میاندوآب را به صورت بهستان (بی آو ستان=محل دو رود) ذکر نموده و آن را متعلق به منطقه مراغه می شمارد. نام تاتائو به معنی رود خرد دارای جریان تند است و نام جغاتی(ویتنگوهئیتی اوستا، علی القاعده جیتنغوتی پهلوی) به معنی رود گسترده (نه تنگ رود) است. در اوستا ویستئورو نوذری (گستهم، آریارمن هخامنشی) در تعقیب تورانیان به کمک الهه اردویسور ناهید از آن عبور می نماید.