سه‌شنبه، دی ۲۳، ۱۳۹۳

اتیمولوژی تَذَرو

با توجه به هیئت پهلوی تذرو (به قول دوستمان ماجد کردستانی "تەزەرۆ" کُردی) یعنی تیتَر که از ریشه اوستایی تاتَ به معنی روان شدن و دویدن می باشد، معلوم میشود که تَذَرو در اصل تِزرو (تیز رو) یعنی تیز رونده بوده است. نامهای تورنگ و قرقاول آن به ترتیب به معنی رمنده و مرغ ول و رها (کرک-ول) می باشند.

دوشنبه، دی ۲۲، ۱۳۹۳

What means the name Britania?

I tested it with both the old name of Britain. The new results provide me: Breton Tann (oak [place] in Gaelic) and Pretanike (in front the oak [land]), therefore Britain, probably means the land of the oak (Druids' sacred tree). In this context it is worth mentioning the name of Gael, the ancestors of Irish Celts means forest people (Goidels). The name Irene and Albion (Pickt = color) of Britain mean sequentially eagle and the white colored. In the Nordic Yggdrasils Ash myth regard we both tree and sea eagle (that sits on the top of a huge tree).

معنی نام بریتانیا

نام بریتانیا را با دو شکل آن محک زدم. به نتایج جدیدی دست یافتم. برای این کار نام های Breton tann ([محل] درخت بلوط به زبان سلتی) و Pretanike ([سرزمین] پیش درخت بلوط) بدین معانی ذکر شده در داخل پرانتزها دیدم. پس از قرار معلوم بریتانیا به معنی سرزمین درخت بلوط بوده است. می دانیم بلوط درخت مقدس دروئیدها («پیشگویان درخت بلوط»٬ روحانیون کلتی) بوده است. در این رابطه گفتنی است، نام گَل یعنی نیاکان سلتهای ایرلندی را به معنی مردم جنگلی (گودِل) یا مردم سفید شیری (گَل) گرفته اند. نام های ایرنه و آلبیون (پیکت= رنگ شده ها) بریتانیا نیز به معنی سرزمین عقاب دریایی و سرزمین مردمان سفید رنگ شده هستند. ظاهرا این دو معنی اول در پدید آمدن اسطوره درخت ئیگدراسیل اسکاندیناوی نقش داشته است که در بالای آن عقاب دریایی بزرگی نشسته است.

Vad betyder namnet Britania?

Jag testade det med både de gamla namn formen på Storbritannien. De nya resultaten åstadkommer jag: Breton tann (ekens[plats] i Gaelic) och Pretanike (framför ekens [mark]), Då Stor Britannien, betyder förmodligen landet av eken (druidernas heliga träd). I detta sammanhang är det värt att nämna namnet på Gael, förfäderna till irländska Celter betyder skogens folk (Goidels). Namnet Irene och Albion (Pickt = färg) i Great Britain betyder i tur och ordning örnar och de vita färgade. I nordiska Asken Yggdrasil myt beträffar vi både trädet och havsörnen.

شنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۳

معنی نام بافت

با توجه به سه نام دورۀ اسلامی بافت یعنی بافت (بافد)، باخته (باف- خت)، ناجت (نی جت اوستایی، زدن و کوبیدن[قالی و پارچه]؟) و واجب (وه گبه= دارای قالی خوب؟) معلوم میشود، نام بافت به معنی محل بافندگی بوده است.
ولی بافۀ لغت نامه دهخدا معنی دیگری را برای بافت (باف-خت) معین می نماید: "بافه. ۞ [ف َ / ف ِ] (اِ) باقه. دستهٔ علف یا محصول درو شده. تودهٔ بریده شده از علف یا قصیل. بغل. دستۀ دروده و گرد کرده از یونجه و گندم و جو و غیرآن. (این کلمه در چهار محال بختیاری و دهات کرمان بدین معنی بکار میرود). || دستۀ تره. (مهذب الاسماء). و رجوع به بافه شود." بر این پایه باف-خت و ناجت به معنی محل تودۀ بریدۀ علوفۀ نیزاری است. لذا واجب هم می تواند باقه- آب یعنی دارای علوفۀ نیزار آبزاری بوده باشد.

چهارشنبه، دی ۱۷، ۱۳۹۳

ریشۀ اوستایی واژۀ فخار

Loghman Ahmadzadeh
ریشه واژۀ "فخار/فخاریات" در زبان عربی - به معنی سفال، سفالگر، سفالگری- چیست؟
Javad Mofrad
احتمال دارد از زبانهای هندوایرانی وارد عربی شده باشد. پَکوَ[ر] در سانسکریت به معنی پخته شده است. در این رابطه گفتنی است پَخر-اوم اوستایی (از ریشه پَچ= پختن) به معنی [خوب پخته و] خوب ساخته آمده است. صفحات 871 و872 فرهنگ واژه های اوستایی احسان بهرامی.
Xerxes Goodarzie
جناب احمدزاده گرامي، به نظر وامواژه سرياني و aramaism است. از ريشه פחר (پ - خ - ر) كه نهايتا به معني پختن گل است. مدخل פחר از .فرهنگ ريشه شناسي زبان عبري كلاين
Javad Mofrad
sphur* = 2 (ifc.) quivering, trembling, throbbing S'is'. ii, 14. احتمالاَ سفالینه از ریشه کلمه سپور سانسکریت ساخته شده و به معنی [ساخته شده با] لرزیدن و چرخیدن است. واژۀ سَفَ (از ریشۀ سیف= گداختن) به معنی سفال در وندیداد ذکر شده است.

دوشنبه، دی ۱۵، ۱۳۹۳

معنی نام بوشهر و بوشکان

Ali Mirzaee‎
سلام و درود جناب استاد مفرد
بوش درنام شهرهای بوشهر و بوشکان و برخی دیگر شهرها به چه مانای می تواند باشد؟ باسپاس
Javad Mofrad
اگر ترکیب نام بوشهر را بوش-شهر بگیریم آن به معنی شهر آراسته و تزئین یافته و با شکوه خواهد بود و این با نام قدیمی ری-شهر آن یعنی شهر با شکوه همخوانی دارد. نام قدیمی دیگر آن یعنی رام اردشیر می توانست از تلخیص «رایو وَرد خشهر»= شهردارای حصار گرداگرد باشکوه عاید گردد. رَیَ و بوش در لغت اوستایی به ترتیب به معنی "درخشان و با شکوه" و "آراسته و زیور کرده و با شکوه" می باشند. پس بوشکان هم به معنی محل تزیین یافته و با شکوه است.
من بر اساس اصالت و قدمت نام ری شهر و لیان برای بوشهر ترکیب بوش- شهر را مطرح کردم. در کتاب بوشهر یا بوخت اردشیر می خوانیم: "برخی از محققان جديد برای ريشه شناسی نام «ريشهر» حدس ها و گمان های زيادی زده اند. آنان ريشهر را مخفف کلمات باستانی «ريو اردشير»، «بوخت اردشير»، «رام اردشير»، «رامش اردشير» و... دانسته اند. حتی برخی مدعی شده اند که "اردشير" در شبه جزيره دوازده کيلومتر ی بوشهر، سه «شهر» به نام های گفته شده ساخته است! بر اساس متون ساسانی، "اردشير بابکان" هشت شهر در جنوب ايران ساخت که نام دو تای آن «ريواردشير» و «بوخت اردشير» بوده است."

یکشنبه، دی ۱۴، ۱۳۹۳

ریشۀ سانسکریتی واژۀ غذا

نظر به اینکه واژۀ غذا در قاموس قرآن نیامده است و با توجه به وجود کلمه سانسکریتی کهادها= غذا که علی الاصول در فارسی باید خَذا یا غَذا تلفظ میشد، باید کلمه غذا را در اصل هندوایرانی دانست.
खाध khAdha n. food

وجه تسمیه سرعین/سرئین

در ویکیپدیا نام سرعین را مرکب از سر فارسی و عین عربی گرفته و آن را سرچشمه معنی کرده اند: "سرعین در فرهنگ لغات عربی به معنی سرچشمه می‌باشد. در ادوار گذشته ازاین منطقه به نام‌های ساری قیه، سارقین، سرائین، سرقین یادکرد می شده است.ref>، جاذبه‌های گردشگری سرعین تالیف حسینعلی صادق مغانلو، انتشارات باغ اندیشه ۱۳۸۲".
ولی اگر نام سرعین را کاملا عربی بدانیم باید آن را به معنی چشمه خشنود کننده در نظر بگیریم. اما اگر این نام و هیآت مختلف آن را کاملا از زبانهای ایرانی بگیریم به نتیجه دیگری می رسیم. جزء قیه، قین در این نامها نشانگر واژه های اوستایی "خا"، "خَیَنَ"، "کا" و "کان" به معنی چشمه است. در مجموع معنایی که برای شکل نیمه عربی مفروض آن در نظر گرفته شده است در باب ریشه ایرانی آن مصداق دارد. ولی جزء سر(سار) در زبانهای ایرانی به معنی سرور هم هست. لذا این نامها می توانستند به معنی چشمه سرور نیز مفهوم گردند. در اوستا بند ۱۱ ها ۱۰ از ناحیه کوهستانیی به نام کوسروپت (حوض آب سرور) نام برده شده است که مرغ مقدس دانه هوم را از جمله در آنجا می پراکند. این نام اوستایی از سوی دیگر به وضوح یادآور نام چشمه کوثر قرآن است.

شنبه، دی ۱۳، ۱۳۹۳

مطابقت کوثر با چشمه اردویسور اناهیتَ

Ardeshir Sasan
دوستان فرهیخته آیا واژه ی کوثر همان گاوسر فارسی است به معنی کوزه ی شراب که به شکل سر گاو تهیه می کردند، بوده است؟
Javad Mofrad
کوثر به شکل کوسرَ در فرهنگ واژه های اوستا به معنی ستیغ، پرتگاه و کمرۀ کوه آمده است. بنابراین آن مانند "چشمه اردویسور اناهیت واقع در قله کوه هُکر" تجسم شده است. ولی بر پایه راهنمایی استاد پور داود کوسر اوستایی را می توان از ریشه کوس/کوش سانسکریت به معنی برخوردار از نوشابه خالی از ناخالصی یا نوشابه خالص گرفت. بر این اساس آن مطابق نام سرئین در معنی دارنده آب سره و خالص خواهد بود.