یکشنبه، دی ۲۱، ۱۳۹۹

معنی نام شاهنامه ای نواده (لواده)

این شخص اساطیری در شاهنامه از سرداران کیخسرو به شمار آمده که در جنگی ۸۵ تن از اعضاء خانوادۀ وی شرکت کرده بودند، از این گفته معلوم میشود که اصل این نام نَوَده یعنی دارای خانوادۀ ۹۰ نفری بوده است.
نام برته (پرتکه) از این خاندان هم معنی چندین نفری را می دهد:
पार्थक्य n. pArthakya severalty

شنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۹

معنی نام جهرُم

نظر به نام جهرم در کتاب کارنامۀ اردشیر بابکان یعنی زَر-هَم (جای گیاه همواره سبز و درخشان، جای خرما؟)، نام آن را میشود گیَه-رَم (جای گیاه شادیبخش) گرفت که آنجا به صفت یعنی داشتن خرما نیز معروف بوده (فارسنامۀ ابن بلخی) و هنوز هم هست. معهذا مفاهیم همواره درخشان و منسوب به گرمای خورشید برای زَر-هم و جهرَ-اوم محتمل تر هستند که مطابق با حدس معنی گرمسیری و آفتابگیری جهرم توسط کسروی است:
झला f. jhalA (jhara) sun-heat
شهر جهرم از لحاظ اقتصادی اهمیت مخصوص داشته و از مهمترین شهرهای فارس در صدور خرما، لیمو، آب لیمو،تنباکو، برنج ، پنبه و پوست و پشم و روغن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
خود واژۀ خُرما (خَرمَو پهلوی، خُرم-میوه) بر گرفته از واژۀ خُرّم (هوَ-رَم، دارای شادی و سر سبزی) به نظر می رسد.
نام شاهنامه ای کُهَرم/کَهرَم را که با جهرم و هرمزد (ایزد شادی) ربط داده اند می توان به معنی آن که او شاد و خُرّم است، در نظر گرفت.

معنی فرشید، فرَش-وَرت و فرشیدورد

این نامهای شاهنامه ای و اوستایی که به جای هم به کار رفته اند به شکل فرَ-شَئِتَ، فرَشَ-وَرِت و فرَ-شَئِتَ-وَرد به ترتیب به معنی «پُر از ثروت و خوشبختی»، «کامیاب و خوشبخت در ثروت» و «پُر از ثروت و خوشبختی افزون» هستند.

جمعه، دی ۱۹، ۱۳۹۹

مطابقت کوارسمن (گُرزم) با مردونیه

یکی از سرداران متنفذ گشتاسپ و اسفندیار نوذری (داریوش هخامنشی) نامش در اوستا کوارسمن و در شاهنامه گُرزم آمده است که استاد پورداود به معنی فرمانده رزم کیانی گرفته است. نام و نشان او یاد آور مردونیه (جنگاور) داماد داریوش و سردار خشایارشا (بهمن) است.
मर्दयति {मृद्} verb caus. mardayati {mRd} kill

چهارشنبه، دی ۱۷، ۱۳۹۹

معنی محتمل اَوِستا

معنی نام اَوِستا به تحقیق معلوم نشده است و نظریات مطروحه در این باب اثبات نشده اند، لذا نیاز به کند و کاو بیشتر دارد. از آن جایی که اوستا را می توان از واژۀ اوستایی و سنسکریتی ویستو دانش ستایش و دعای فراوان (از ریشه وِدا) گرفت، لذا اوستا می تواند به معنی نگهداری دانش دعا و ستایش (اَو-ویستا) باشد. چون نامهای یسنا و یشتها را نیز می توان به معنی ستایش و دعا گرفت:
विष्टवीति {विष्टु} verb viSTaviti {viSTu} praise very much
विष्टवीति {विष्टु} verb viSTaviti {viSTu} extol with praises
वेद m. veda sacred knowledge
यज्ञ m. yajna worship

سه‌شنبه، دی ۱۶، ۱۳۹۹

معنی نامهای زریادر و گائوماته

نام زریادر به معنی دارای حافظۀ درخشان و نام گائوماته به معنی دانای سرودهای دینی است:
धारण n. dhAra[Na] memory
मति f. mati memory
मति f. mati understanding

یکشنبه، دی ۱۴، ۱۳۹۹

نامهای بودا و زرتوشترا در سنسکریت به هم می رسند

یبه ظاهر یونانیهای قدیم نام زرتشت را با ستاره (جرم سماوی «پراکنده» و درخشان) ربط داده اند و در فرهنگ لغات اوستایی نام ستارۀ تیشتر را از ریشۀ تیش (درخشیدن، توَش سنسکریت) به معنی درخشان گرفته اند که این معنی توَشتر (توشتر) و تیورَ (تیر) سنسکریت نیز هست. بر این اساس نام زرتوشترَ به صورت ذَرَتوشترَ به معنی دارندۀ درخشندگی با بودا (منّور) به هم می رسند:
बुद्ध m. buddha enlightened
भू adj. bhU being
उद्दाह m. uddAha fire
धर adj. dhara possessing
त्वष्टृ m. tvashTR form of the sun
त्विष् f. tvish light
نام دیگر ستاره تیشتر یعنی تیر هم به صورت تیورَ در سنسکریت به معنی داغ و سوزان است:
तीव्र adj. tivra hot
ولی بعید است دهَرَ (دارا بودن) در سنسکریت به زَر تبدیل شده باشد. چون آن علی القاعده می بایست به دار (دارا بودن) بدل میگردید. بنابراین در اصل و اساس مفهوم بودا (منّور) در کلمۀ زَر (درخشان) در نامهای زَرتوشترا (در معنی دارندۀ بشارت زرین) و زَئیری وَئیری (در معنی دارندۀ دعای زرین) مستتر است.
तोष्टुम् infinit. toshTum {tush} to please
त्रायते {त्रै} verb1 trAyate {trai} protect
ریشۀ مشترک بین این دو شخصیت هم موجود است چون هرتسفلد، زرتشت سپیتمان را همان سپیتاک سپیتمان حاکم بلخ و ناظر امور دره سند، پسر خواندۀ کوروش و پسر ملکه آمیتیس آورده است و هاروی کرافت، سپیتاک سپیتمان را تحت نام شاهزاده گائوماته بردیه پسر ملکه آمیتیس و حاکم بلخ و نائب السلطنۀ کمبوجیه در هنگام سفر جنگی او به مصر را همان گوتمه بودا می داند. بی جهت نیست که شعار پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک میان بودا و زرتشت مشترک است.
در ویکی پدیا چنین اطلاعاتی از نام زرتشت جمع آوری شده است: در گاتاها نام زرتشت به شکلZarathushtra 𐬰𐬀𐬭𐬀𐬚𐬎𐬱𐬙𐬭𐬀 آمده‌است. این اسم را در فارسی میانه به شکل Zartusht 𐭦𐭫𐭲𐭥𐭱𐭲، در پارتی Zarhušt، در فارسی میانه مانوی Zrdrwšt و در سغدی Z(a)rušč آورده‌اند. در فارسی کنونی آن را به اشکال مختلفی نوشته‌اند و تلفظ کرده‌اند که از جمله آن زردشت، زرتشت، زَرَتشت و زردهشت است. نویسندگان یونانی چون افلاطون و خانتوس آن را به شکل Ζωροάστρης نوشته‌اند که منبع اشکال لاتین Zōroastrēs و جدیدتر یونانی Ζωροάστρις است. معرب شده نام مذکور زَرَادُشْت یا زَرَادَشْت، ارمنی‌شده آن Zradašt و سریانی‌شده آن Z(a)rādušt است. این اسم را در زبان‌های نوین اروپایی مانند انگلیسی و آلمانی، گاه با استناد به صورت اوستایی آن را Zarathustra می‌نویسند و گاه با استناد به صورت یونانی به شکل Zoroaster.
معنی این اسم به صورت دقیق مشخص نیست. عربی و سریانی‌نویسان فکر می‌کردند از ریشۀ «زر وشت» به معنای پادشاهی زرین یا طلای سلطنتی است. یونانی‌نویسان نیز آن را به کلمه astrothutein در زبان یونانی ربط می‌دادند و تصور می‌کردند معنی آن «ستاره‌پرست» است. نخستین زرتشت‌پژوهشان اروپایی آن را با نام «ایشتار»، ایزدبانوی آشوری، مرتبط دانستند. هیچ‌کدام از فرضیه‌های مذکور امروزه مقبولیتی در میان محققان ندارند.
توافق جامعی دربارهٔ معنی اسم زرتشت وجود ندارد اما پذیرفته شده‌است که این نام باید از ریشه ایرانی باستان Zaratuštra گرفته شده باشد. بیشتر محققان و زبان‌شناسان قبول دارند که بخش دوم اسم زرتشت، یعنی uštra، باید به معنی «شتر» باشد، اما دربارهٔ بخش دوم، zarat، معانی مختلفی طرح شده‌است. یک فرضیه این است که zarat از zarant سرچشمه می‌گیرد و به معنی «قدیمی» یا «پیر» است. در دفاع از این فرضیه، آن را با járant در نوشته‌های ودایی، zœrond در زبان آسی و زال در فارسی مقایسه کرده‌اند. نتیجتاً معتقدند زرتشت باید به معنی «صاحب شتر پیر» باشد. فرضیه دیگر، آن است که zarat به معنی «حرکت کردن» یا «راندن» است. پس زرتشت باید به معنی «او که شتر می‌راند»، یا در معنی دقیق‌تر، «او شتر پرورش می‌دهد» باشد. فرضیه سومی، بخش اول اسم را به معنی «اشتیاق داشتن» و مرتبط با har (پسندیدن) در ودایی می‌داند؛ بنا به این ترکیب زرتشت معنی «دوستدار شترها» می‌دهد. در فرضیه چهارمی، آن را به معنی «عصبانی» دانسته‌اند و معنای کامل اسم را «صاحب شتر عصبانی» پیشنهاد داده‌اند. در آخر، zarant را به معنی «زرد» و مرتبط با zairi اوستایی متاخرتر حدس زده‌اند؛ با استناد به فرضیه مذکور، زرتشت به معنی «صاحب شتر زرد» است. ریشه‌یابی‌های دیگری هم مطرح شده‌است که به نظر نمی‌رسد پایه علمی و زبان‌شناختی داشته باشد.
زرتشت در اوستا بعضاً «سپیتمان زرتشت» یا «زرتشت سپیتمه» هم خوانده شده‌است. این نام طایفه‌ای بود که او در آن تولد یافت که از اسم سپیتمه، نیای طایفه، آمده‌است. در لغت، سپیتمه به معنای «سفید» یا «درخشان» است.

شنبه، دی ۱۳، ۱۳۹۹

ریشۀ واژۀ آبشار

سرو sru در فرهنگ لغات اوستایی به معنی رفتن و جنبیدن آمده است. واژۀ شار/ شریدن می تواند بر گرفته از آن باشد. چون در سنسکریت به معنی آبشار cascade هم آمده است:
स्रू f. srU stream
स्रू f. srU spring
स्रू f. srU fountain
स्रू f. srU flow
स्रू f. srU effluence
स्रू f. srU cascade
ولی واژۀ شریان (رگ، وَرید عربی) که در قرآن به کار نرفته، می تواند از زبانهای سامی باشد که در اکدی- آسوری بدین صورت آمده است:
šer ' ānu : [Human → Body] 1) (human or animal body): vein.
گرچه واژۀ مشابه آن در سنسکریت نیز دیده میشود:
सिरा f. sirA vein
शीरि f. shiri vein

ریشۀ واژۀ قرآن

گفته میشود اولین آیه ای که جبرئیل بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نازل کرد: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» بود. از این گفته معلوم میشود که نام قرآن با کلمۀ آغازین قرآن یعنی اقْرَأْ (قرائت کن) مرتبط است.

جمعه، دی ۱۲، ۱۳۹۹