چهارشنبه، مهر ۱۵، ۱۴۰۵
ارتباط نام الیل و الله و یهوه و وارونا و نام و نشان هُبل و خواهران هُبل
نامهای الیل/انلیل و الله و یهوه و وارونا (سرّی) مرتبط به نظر می رسند:
یهوه «منم که منم » یا «هستم آنکه هستم» معنی میدهد (گرچه یهوه همچنین در آغاز نام ایزد ماه بوده است) و احتمال زیاد دارد که «یاهو» (ای آن که او [خدا]) مخفف یهوه باشد. (قاموس کتاب مقدس). نام او برای اهمیت فراوان دادن به وی به اشاره و ایهام یاد میشده است که این مفهوم آن، او را به الله و اِلیل می پیوندد:
معنی نام اکدی اِللیل «ایزد روح و آسمان» که نام انلیل است و خود شکل انلیل را در سومری به معنی خدای روح گرفته اند و این معنی الله (خدای پنهان) هم هست: مکتب نحوی بصره با رد ارتباط مستقیم بین دو کلمۀ اله (اِل) و الله، ساخت «الله» را بیواسطه و آنی (مرتجل) یا به شکل «لاه» از ریشه «ل-ی-ه» میداند که حرف تعریف «اَل» یا واژۀ «اِل» (اله، خدا) به آن چسبیده است. «لاه» به معنی «پنهان بودن» یا «برفراز رفتن و علو یافتن» است. پس «الله» به معنی خدایی است که از دید بندگان پنهان میماند یا والا و متعالی است.
نام و نشان فرزندان انلیل (الیل):
در اساطیر بینالنهرین باستان (سومری، اکدی و بابلی)، انلیل (Enlil) یکی از بزرگترین و قدرتمندترین خدایان، ایزد باد، هوا، طوفان و زمین و همسر ایزدبانو نینلیل (Ninlil) بود.
فرزندان مشهور انلیل که در متون اسطورهای از آنها نام برده شده است عبارتند از:
• نانّا / سین (Nanna / Sin): ایزد ماه و یکی از مهمترین فرزندان او و نینلیل.
• نینورتا (Ninurta): ایزد جنگ، کشاورزی و پیروزی (که در برخی روایتها حاصل پیوند او با نینلیل یا نینهورساگ است).
• نرگال / مسلامتااَ (Nergal / Meslamtaea): ایزد مرگ، بیماری و جهان زیرین.
• نینازو (Ninazu): ایزد شفا و جهان زیرین.
• انبیلولو (Enbilulu): ایزد رودخانهها، کانالها و آبیاری.
• ایشکور / آداد (Ishkur / Adad): ایزد طوفان و باران (در برخی سنّتها پسر انلیل یا آنو).
• پابیلساگ (Pabilsag): ایزدی:= مرتبط با مرزها و قلمروهای قبیلهای.
• نوسکو (Nusku): ایزد آتش و وزیرِ دربار انلیل.
ولی برخی نام و نشان الله را به سهو نه با الیل بلکه با هُبل (هرمس) سنجيده و به سهو او را خدای ماه انگاشته اند:
مطابقت هُبل و خواهرانش (لات، منات و عزّی) با "بعل و دخترانش" و "هرمس و خواهرانش"
در مورد بت هُبل ("او که بعل= خدای مالکیت، هرمس است") گفته شده است:
حدود ۶۰ تا ۶۵ سال قبل از تولد محمد، عمروبن لوحَی رئیس قبیله خزاعه که مکه را در دست داشتند به اتفاق رؤسای قبایل دیگر اطراف مکه به نبطیه و موآب (اردن) رفتند و از آنجا از روی مدل شبه هلنیستی خدای "ذوالشراء (صاحب خرید و فروش) و دخترانش"، "هُبل و خواهران" را به مکه آوردند. تئولوژی "هبل و خواهران" را در عوض "ذوالشراء و دختران" به صورت "هبل و خواهران همگی فرزندان الله" تنظیم کردند.
بُت هُبَل مهمترین و بزرگترین بُتی بود که اعراب در دوران جاهلیت قبل از اسلام در کعبه قرار داده و آن را میپرستیدند و به آن «بت اعظم» میگفتند.
در زمان پیش از اسلام دو قبیله از عرب یعنی بنی کنانه و قریش هبل را پرستش میكردند. هُبل، بت قریش و بزرگترین بت کعبه بود. آن را به صورت انسان تراشیده بودند. جنس آن از عقیق سرخ بود. دست راستش شکسته شده بود و دستی از طلا برایش ساخته بودند.
آن را «هبل خزیمه» میگفتند. «خزیمة بن مدرکة» کسی بود که این بت را در کعبه نصب کرد. هبل در درون كعبه مورد پرستش قرار میگرفت.
ازلام معروف قریش، یعنی تیرهایی که بر آن فعلهای امر و نهی نوشته شده بود، در برابر این بت قرار داشت و پاکی نژاد نوزادان، نکاح، تجارت، سفر، جنگ و نزاع را از او اجازه میگرفتند.
برخی نیز بر این اعتقادند که او با «بعل» عبریان یکی است (گر چه هُبل در اساس نام سامی هرمس یونانیان است) و آن را خدای نعمت، فروانی و زراعت میشناسند.
بُت هبل در هنگام فتح مکه توسط پیامبر اسلام ، همراه با سایر بتها منهدم و نابود شد.
دختران بعل:
در اساطیر و متون کهن کنعانی و اوگاریتی، دختران بعل (ایزد طوفان و باروری) سه ایزدبانو هستند که در «چرخهٔ بعل» (Baal Cycle) از آنها یاد شده است:
سه دختر بعل
• پیدرائی (Pidray):
• به معنای احتمالی «درخشان» یا مرتبط با پدیدههای جوی.
• طلّایی (Tallay):
• به معنای «شبنم» یا «نمنم باران» که مستقیماً با قطرات شبنم و بارانهای سبک کشاورزی پیوند دارد.
• أرسای (Arsay):
• به معنای «زمینی» یا مرتبط با خاک و گسترههای زیرزمینی.
ولی معنی نامهای سه خواهر هُبل نه با دختران بعل بلکه با نام موئیراها، دختران زئوس (بعل) و خواهران هرمس (هُبل) مطابقت دارند:
مطابقت خواهران لات و منات و عزّی با الهه های سهم و تقدیر یونانیان (موئیراها)
خواهران موئیرا (سهم و تقدیر) یعنی کلوثو (ریسنده عمر)، لاخِسیس (سهم دهنده عمر) و آتروپوس (بی بازگشت بُرنده عمر) که تحت رهبری پدرشان زئوسِ تقدیر بوده اند، به وضوح با دختران الله، لات (از ریشه اللَت، به هم بندنده)، منات (از ریشۀ مَنِیّة، بخشیدن تقدیر) و عُزّی (از ریشه عَزَّ، انجام نشدنی کننده) قابل قیاس می باشند. موئیراها تحت نام نورناها (ریسنده ها) به اساطیر کهن اسکاندیناوی هم راه یافته اند. نامهای ایشان اورد (تعیین کننده سرنوشت)، وِرداندی (حفظ کننده) و اسکولد (بُرنده) ذکر شده اند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر