دوشنبه، خرداد ۲۴، ۱۴۰۰

امامزاده های عین و غین مقابر بزرگان مغولی به نظر میرسند

ا در رابطه با این مزارهای روستای ازناو شهرستان فامنین همدان که به فاصلۀ ۲۰ متری از هم واقع شده اند، گفته‌شده است: «بنای ساختمان امامزاده «غین» نیز به سبک مغولی از سنگ لاشه و ملات نیز ساخته شده که این بنا در قسمت‌هایی دچار ریزش و فرسودگی شده است.»
این نشان آن است که عین از ایناق مغولی به معنی مقرب و مصاحب یا به معنی عربی شریف و غین هم به معنی قاآن مغولی یعنی فرمانروا بوده است.
از سوی دیگر نظر به دو محل به نام عین غین (رباط کریم و ازناو) می توان تصور کرد عین غین نام واحدی به همان معنی ترکی آنگین (معروف، اشراف) بوده است.

چهارشنبه، خرداد ۱۹، ۱۴۰۰

?What does the name Delhi (Dehli) mean

:It can mean a city with a defensive shield
ढाल n. DhAla shield
:The city's mythical and old names, ie. Indrapat (protected by the god of war) and Purana Qila (Old Fort) indicate this
:
पातुम् {पा} infinit. pAtum {pA} to protect
:The Persian term Dehli is "far away" (dur ast), in fact, is Dehli drvu sta, ie. Dehli is standing firm
ध्रुव adj. dhruva stable
ध्रुव adj. dhruva fixed

معنی نامهای باشت و باشتین

نامهای باشت و باشت-ین می توانند به معنی محل پر بار باشند:
भवति {भू} verb 1 bhavati {bhU} become
इष्ट adj. ishTa regarded as good, product.
باشتین. (اِ) باری که از میان شاخ بیرون آید. (فرهنگ رشیدی). باری و میوه ای را گویند که از میان درخت برآید بی آنکه گل و بهار دهد. (برهان قاطع).
तिङ् tin collective.

دوشنبه، خرداد ۱۷، ۱۴۰۰

مطابقت شهر کهن سلمی (سلموس) با جیرفت

کهن سلمی خبر مارکوپولو و سلموس خبر دیودوروس سیسیلی در سمت جیرفت می توانند خود همان جیرفت (محل شمشیر سازی) باشند. چون سلم (سرم) هم چنانکه در نام سلمانی (سلمیه) دیده میشود، به معنی منسوب به شمشیر است:
जीर m. jira sword, उपेत ppp. upeta possessing
सरु m. saru hilt or handle of a sword, मय maya consisting of

معنی محتمل گدروزیا

نام باستانی بلوچستان یعنی گدروزیا به معنی سرزمین بسیار پر مانع و سخت گذر از نظر شرایط اقلیمی نامناسب بوده است که در بازگشت لشکرکشی اسکندر از هندوستان بدان اشاره شده است:
गाढ adj. gADha very much
रोध m. rodha blockading
گفته میشود اسکندر می­دانست که سرزمین گدروزیا دارای طبیعتی خشن و فاقد منابع غذایی لازم برای تغذیه سپاه و تعلیف احشام است، با وجود این، وی از سر نخوت و غرور و برای نشان دادن قدرت مافوق بشری خود مصمّم گردید تا از آن عبور نماید.

شنبه، خرداد ۱۵، ۱۴۰۰

نام وایکینگی قارۀ امریکا یعنی وینلند به معنی سرزمین چمنزاری است

نام وایکینگی قارۀ امریکا یعنی وینلند به معنی سرزمین چمنزاری است:
Vinland betyder ängland
L'Anse aux Meadows (från franskans L'Anse-aux-Méduses; "Manetviken") är en plats på Newfoundlands nordligaste spets, i Newfoundland och Labrador, Kanada, där resterna av en nordisk bosättning upptäcktes 1960 av den norske upptäckts- resanden Helge Ingstad och hans hustru, arkeologen Anne Stine Ingstad.
Ven är namn på ett slags gräss i Norden.

پایتخت‌های مادها (کیانیان)

بنا به تاریخ ماد دیاکونوف مقر حکومت دیائوکو (کیقباد) در اطراف شهر میانه بوده است. پسر او اوپیته/اوپیس از آن سو به کارکاشی (کاشان) روی آورد و اینجا در عهد پسر او خشتریتی (کیکاوس) نیز پایتخت بود. خشتریتی (کیکاوس) از آنجا مقابل اسرحدون فرار کرده به شهر آمل مازندران روی آورده بود که در آنجا سپاهیان آشوری متعاقبش به رهبری رئیس رئیسان شانابوشو را شکست داده و ماد را مستقل نموده بود. مقر حکومت پسر او فرائورت (فرود سیاوش) که در شهر گنجه اران کشته شد و همچنین شهر حکومتی اولیه پسر او کیاخسار (کیخسرو) پیش از تصرف کیشه سو (همدان) معلوم نیست. یاقوت حموی شهر ری را ساختۀ کیخسرو (کیاخسار) آورده است. از اواسط عهد کیاخسار که آشور را ساقط کرد، کیشه سو (همدان) تا پایان حکومت پسر او آستیاگ (آخروره، آژدهاک) پایتخت مادها بود.
بلخ به عنوان پایتخت لهراسب کیانی (یرواند، سپیتمه، داماد و ولیعهد آستیاگ) از حکومت پسر وی سپیتاک سپیتمان (گائوماته بردیه، زریر) در آنجا نتیجه گیری شده است.

پنجشنبه، خرداد ۱۳، ۱۴۰۰

ترادف نام هَنی گلبت قوم میتانی-هوری با کردوک

نام هَنی گلبت به لغت سنسکریت معنی جنگاور جسور می دهد:
हन m. hana killing
गल्भते {गल्भ्} verb galbhate {galbh} be bold or confident
به نظر می‌رسد نام کرداک (کردوک) از ریشه کَر (بریدن) که استرابون و کرنلیوس نپتوس به معنی مرد جنگی دلیر برای جنگاوران ایرانی و کُرد آورده اند، معادل و ترجمۀ نام هنی گلبت (کشندۀ جسور) بوده است.
در پیدایی نام کُرد از کردوک، دو هیئت کُردی-سنسکریتی کورتی (بزکوهی) و کُرد (جهنده، مار) که توتمهای میتانیان-هوریتیان و سکاهای کردستان بوده اند، دخیل بوده است. چون نام گروه کُرمانج را می توان خانوار دارندۀ توتم بزکوهی و نام گروه سوران (به کُردی یعنی چرخنده و لیزخورنده) را می توان منسوب به مار گرفت:
कुरङ्ग m. kur[anga] antelope
गूर्द m. gUrda jump
कूर्द m. kUrda jump
सुरा f. surA snake

چهارشنبه، خرداد ۱۲، ۱۴۰۰

مطابقت هوریتیها و توروکوها با کورتی ها

برخی از محققین پیشین نام کورتی را با کوتی (منسوبین به توتم سگ، نیاکان لک ها) سنجیده اند؛ ولی نام کورتی به معنی دارندۀ توتم بزکوهی است. از آنجاییکه نام هوریتیان به صورت خوریتیان (کوریتیان) منسوبین به بزکوهی معنی می دهد و همچنین نام توروکو که پروفسور مجید زاده از هوریتیان می داند و بین النهرین تورون در رابطه با جزیرۀ کردو به معنی منسوبین به بزکوهی را می دهند؛ بنابراین می توان نامهای هوریتی (کوریتی) و توروکوها را مربوط به کردوخیها (کورتیها) شمرد. نام دولت آنها میتانی را هم می توان گرامی دارندۀ بزان کوهی گرفت:
mit: to love
एण , एनी m. f. eNa , eni Gazelle
پس نام توروکوهای هوریتی نه با واژۀ ترک (تورکیورت، دارندۀ آیین گرگ) بلکه با واژۀ تور (بزکوهی در قفقاز) مرتبط است که نام اوستایی سکاها از آن اخذ شده است.
نقش بزان کوهی بر سیگیل میتانی-هوریتی

سه‌شنبه، خرداد ۱۱، ۱۴۰۰

معنی محتمل سیموروم

نام باستانی حوضۀ علیای رود دجله یعنی سیموروم می تواند به معنی سرزمین سرما بوده باشد:
हिम adj. hima (simira) cold
بعدها در آن سمت از زاموا (سرزمین زمستانی) و مازموا (سرزمین زمستانی بزرگ) نام برده اند.