چهارشنبه، دی ۱۰، ۱۳۹۳
ریشه لاتینی محتمل یلدا
اصل یلدا را میشود برگرفته از یویال دِی لاتین یعنی روز شادی خدایگانی نیز گرفت. بدین ترتیب یول اروپایی ها و یلدا به هم میرسند.
jovial (adj.)
1580s, "under the influence of the planet Jupiter," from Middle French jovial (16c.), from Italian joviale, literally "pertaining to Jupiter," and directly from Latin Iovialis "of Jupiter," from Iovius (used as genitive of Iuppiter) "Jupiter," Roman god of the sky (see Jove). The meaning "good-humored, merry," is from astrological belief that those born under the sign of the planet Jupiter are of such dispositions. Related: Jovially.
diurnal (adj.)
late 14c., from Late Latin diurnalis "daily", from Latin dies "day" + -urnus, an adjectival suffix denoting time (compare hibernus "wintery"). Dies "day" is from PIE root *dyeu- "to shine" (cognates: Sanskrit diva "by day," Welshdiw, Breton deiz "day;" Armenian tiw; Lithuanian diena; Old Church Slavonic dini, Polish dzień, Russian den), literally "to shine" (compare Greek delos "clear;" Latin deus, Sanskrit deva "god," literally "shining one;" Avestandava- "spirit, demon;" Lithuanian devas, Old Norse tivar "gods;" Old English Tig, genitive Tiwes, see Tuesday).
دوشنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۳
معنی نام افغانستان
Esfandiari Omid
آقای مفرد گرامی، ریشه واژه " افغانستان" چه می باشد؟ بغان-ستانا ، بغان امستانا ... که بغ تبدیل به فغ شده است؟
Javad Mofrad
تصور میکنم کلمه افغان به صورت او-فغ-ان به معنی خداپرست نامی بر پختوها (پاکان خداشناس= ابدالی ها) بوده است. احتمال دیگر مأخوذ بودن آن از نام سرزمین هرخوائیتی (پرآب) است که در منابع هندی به صورت آواگانه (محل آب) آمده است. از آنجاییکه نام افغان بیشتر به صورت نام قوم پشتون مطرح بوده است تا نام هرخوائیتی (آراخوزی، رخج) لذا نظر اول را مرجح می دانم.
دیاآکو کیانی
درود بر استاد مفرد گرامی. از پیگیری ریختهای کهن نام افغان که " اوگانه / اپاگانه " باشد در سنسکریت واژه های "ओगण ogaNa به مانای همبسته (united)" و "अपघन apaghana adj. cloudless (بدون ابر) که از پیشوند "اپی(=بدون یا بدور) و "گانه=(ابر) ساخته شده است یافتم. "گانه" ماناهای فراوانی دارد که اگر بهر نخست نامواژه افغان را پیشوند "اپی/ابی/اف" به مانای "بدور بودن و بی" بدانیم ماناهای فراوانی پیدا میکند.
Javad Mofrad
احتمال آلترناتیوهای دیگر هم من از اشتراک نام افغان و ابدالی و پاکتیک در معنی پاک و خداپرست و برگزیده بیشتر به هیئت او-فغ-ان (خداپرست و خداپرستان) باور دارم. این را ضمن مقاله ای در باب نام هندوستان و افغانستان از سایتهای افغانی مطرح کردم و مورد توجه شان قرار گرفت.
دیاآکو کیانی
یکی از ماناهای "گانه" در سنسکریت این است: گروه خدایانِ پایین تری مانا میدهد गण gaNa . troops or classes of inferior deities
Javad Mofrad
ممنون دوست عزیز با این راهنمایی کمک بزرگی نمودید: اگر جزء اول "اَوَ" را به معنی اوستایی و سانسکریتی یاری و پشتیبانی بگیریم در این صورت اَوَگانه هم به همان معنی اَوَ-فغ-انه (محل خداپرستان) میگردد. این جا دو سند لغوی از دو هیئت نام افغان، یعنی افغان و اوگانه به هم میرسند که من قبلاَ با عدم اطلاع از این معنی سانسکریتی "گانه" بدین نتیجه نرسیده بودم.
دیاآکو کیانی
درست میفرمایید استاد گرامی. نخست بخش یکم واژه را پسوند "اپی" گرفته بودم. ولی اگر پیشوند را "اَوَ" بگیریم ریشه یابی شما از هردو سو درست مینماید. چنانکه میدانیم این سرزمین از دیرباز جایگاه خدایان و بتها و ایزدان بوده است.
Esfandiari Omid
"بغان-ستانا ، بغان امستانا" نقل از مرحوم عباس مهرین(شوشتری) است: " اگر فرض را از کلمات فرس قدیم بگذاریم ...اقامتگاه خدایان خواهد بود که... با "بغا" ی هخامنشی مترادف و در انطباق با اظهارات فردوسی پیروان دیوه یسنی ، در جنوب، ساکنین دره کابل بوده اند.."
Javad Mofrad
نام قدیمی پشتوها یعنی پاکتیک ها هم که در سانسکریت در هیئت phakh-tik به معنی عقیده مند روش (مؤمن) است. این نیز گواه آن است که معنی ابدالی و افغان "مردان خدا" و "خداپرستان" بوده است بنابراین نظر عباس مهرین در مورد نام افغانستان نیمه درست بوده است. یعنی منظور از اوگانه/افغانه محل مردان خدابوده است نه محل خدایان آنها.
شنبه، دی ۰۶، ۱۳۹۳
اتیمولوژیهای احتمالی نام استانبول
گفته میشود نام شهر استانبول از عبارت یونانی εἰς τὴν Πόλιν (با تلفظ ایستین پولین/ایستیم بولین) به معنای «به سوی شهر» (کنار شهر) گرفته شده بود. معذا تصور میکنم برداشت های دیگر نیز ممکن است. چهار سال پیش آن را با سنگ محک هیتی چنین سنجیده بودم: ریشه جالبی هم در زبان هیتی به صورت "آساندول-پول-این" برای نام استانبول پیدا میشود که به معنی محل مربوط به ملوانان است. با توجه به جایگاه گذرگاهی (بغاز بسفر= گذرگاه گاو) این شهر بزرگ تصحیف نام استانبول از این نام دیرین هیتی به نظر می رسد. بر این پایه ها ریشه گم شده نام بیزانس را هم در کلمه هیتی "پِسیا" (علی القاعده همان بیزیا) پیدا نمود که به معانی "دور کردن و گذر دادن و با نیرو به پیش راندن" است.
اگر نام بیزانس Βυζάντιονرا در یونانی مشتق از کلمه بیس bus (گاو) و به معنی معادل گاو بگیریم در این صورت نام استانبول با واژه گاو و نام بغاز بسفر و نام بانی آن مربوط است. جالب است که معنی لغوی ایتالیا نیز در این رابطه بوده و به معنی سرزمین گاو جوان است.
چهارشنبه، دی ۰۳، ۱۳۹۳
ریشۀ فارسی زمان
Mehdi Fatemi
پارسی میانه: زمان/زمنگ. پهلوی اشکانی: ژمان/ژمن.
Amin Keykha
تِمِن یا تامن هم کردی است که همریشه ی تایم است
Amin Keykha
مثلا تمن دریژ بیت! یعنی سن و سالت دراز باد
Javad Mofrad
تمن/تامن کُردی حلقه واسط بین زمان فارسی و تایم انگلیسی به نظر میرسد.
Javad Mofrad: time (n.) Old English tima "limited space of time," from Proto-Germanic *timon- "time" (cognates: Old Norse timi "time, proper time," Swedish timme "an hour"), from PIE *di-mon-, suffixed form of root *da- "cut up, divide" (see tide (n.)).
دا(4) اوستایی هم به معنی چیدن و بریدن و تقسیم کردن است. جزء مون را میشود در زبانهای هندواروپایی به معنی ماه و از ریشه ما (سنجیدن) گرفت.
سهشنبه، دی ۰۲، ۱۳۹۳
ریشه یَل فارسی
از قرار معلوم طبق قاعده قابل تبدیل بودن "ر" و "ل" به همدیگر، واژۀ یَل زبان فارسی با مترادفهایش ایرو-اس یونانی، هِرو-س لاتین و گِروی روسی همریشه است. ریشۀ اوستایی و سانسکریت آن "ویرَ"/"ویرو" (یل، پهلوان) است که در کُردی به صورت های ویرا و ویروک زنده مانده است. این نام به صورت ویله در زبانهای ژرمن معادل نام خدای رعد "تور" و به معنی جنگنده مصمم گرفته شده است: وِل و ویلان و در نتیجه ویله در فارسی به معنی رها و آزاد بوده است و این در فارسی به صورت یله نیز آمده است. لذا ویرو اوستایی به معنی یل می توانست به صورت یرو تلفظ گردد. و از آنجایی که برخی حرف "ر" های زبانهای قدیم ایران علی القاعده در فارسی به "ل" تبدیل شده اند، لذا یرو می تواند به یلو و یله و یل مبدل گردد.
ریشه کلمه پارچ
بیشتر احتمال دارد پارچ از ریشه سانسکریتی prthu و پرثو اوستایی perethu به معنی فراخ و عریض و گشاد بوده باشد.
یکشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۹۳
ریشۀ یلدا در زبانهای ایرانی
در سالهای قبل یلدا را از ریشۀ ایرانی یار-دا (تقسیم سال) بر پایۀ یار (سال) و دا(۴) به معنی تقسیم کردن گرفته ام. امّا الان متوجه میشوم یاردا با منظور داشتن دا(٢) به معنی آفریدن و ساختن نیز در مفاهیم آفرینش سال یا آفرینش یار و یاور به روشنی در مورد یلدا مصداق دارد. یعنی از آن جایی که می دانیم که ایزد مهر نور و روشنایی خدای یاری و یاوری بوده است، پس در مفهوم ایرانی یَلدا (یاردا) هم تقسیم و آفرینش سال در صبح شب یلدا (در کوتاهترین روز سال، تجسم طفولیت ایزد خورشید)، هم زمان تولد و آفرینش ایزد نور و روشنایی یاری (از ریشه اوستایی "یا" = مهربانی کردن) و یاوری (از ریشه اوستایی اَوَرِ) یعنی ایزد مهر (خورشید شکست ناپذیر) توأماً مستتر است. ریشۀ یار (یال، یل) در اوستا به صورت "یا" به معنی مهربانی کردن و یاری نمودن آمده است. بنابراین در اساس یاردا (یلدا) به معنی آفرینش و تولد ایزد مهر است.
عِراق به معنی سرزمین سرسبز
Mehrdad Malekzadeh
اگر نام-واژۀ عَراق (عَراق عجم/عَراق عجمی) همان عِراق (عِراق عرب / کشور همسایۀ کنونی مان) نباشد، و برخاستۀ از شکل نخستینۀ ایرانی-فارسی به مانند اَراک باشد [کمااینکه چنین کردیم و اَراک را همچون نام بر شهری نوبنیاد (سلطان آباد) نهادیم]، برای این "اراک" چه ریشه شناسی را پیشنهاد می کنید؟ (بسیار گنگ یادم می یادم که شاید در این باره در همین صفحه پیشترها گفتگویی شده باشد؛ ندانم!)
Hamid Reza
به گمانم ریشه سامی دارد. صورت اراک مانند ایلام به جای عیلام تنها سره نویسی و ایرانی سازی است. محمد ملایری چه ریشه ای برای آن پیشنهاد می کند؟ امیدوارم که مانند تحلیل ایشان از واژۀ ادب نباشد!
Erridu Pizir
به هرتسفلد ارجاع داده و واژه ی ایراگ به معنی سرزمین پست...
Erridu Pizir
من هم به گمانم ریشه سامی دارد ولی هر ریشه ای داشته طبق نوشته های دوره اسلامی نخستین ، تلقی مسلمانان از آن نه به صورت جغرافیایی عراق امروزی بلکه به عنوان معادل سرزمین ایرانشهر بوده و دلیل آن هم مرکزیت جغرافیایی ایران در جغرافیای ساسانی به عنوان دل و ناف زمین بوده . اما عراق امروزی در واقع نام کاملش سواد العراق بوده یعنی سرسبزترین جای ایرانشهر که معادل دل ایرانشهر یا به قول مسعودی لب العراق . من با این تعبیر کاملا موافقم. طبق اوستا کناره ی سرزمین اساطیری وه دائیتی دارای بهترین های همه چیزند جایی که مردمانشان ازائیریه هایند.....جغرافیای ایران ساسانی بر اساس همین تفکر شکل گرفته لب جهان ایرانشهر است و لب ایرانشهر پایتخت آن است که همان عراق امروزین باشد....جالبه که از دوره خسرو اول به بعد ساسانی ها ازعراق بیشترین خراج کشور رو دریافت می کردند و گفته شده که آغاز مساحی زمین ها برای اصلاحات مالیاتی از همین عراق و در زمان قباد انجام شده تو آثار جغرافیایی اسلامی هم مرکز عالم عراقه و تقسیمات مغرب و مشرق بر اساس مرکزیت عراقه و جغرافی دانان اسلامی هم دلیل این کارشونو پیروی از سنت ایرانیان می دونند.
Sajad Amiri
شاید با استفاده و استناد به منبعی که تا به حال به آن توجهی نشده است بتوان تا حدی به جواب رسید. به نظر من نیز واژه عراق به عنوان یک نام جای، صورتی معرب از واژه ایرانی "ایرگ ērag "(سرزمین پست )است. این فرضیه با تکیه بر متن آرامی بابلی یک کاسه سفالین یافت شده از حفریات محوطه باستانی نیپور، متعلق به اواخر دوره ساسانی به شدت تقویت میشود (اینک در موزه بریتانیا با شماره IM 76107 ). در این متن فهرستی از اسامی جغرافیایی سرزمین فعلی عراق ارائه شده است و ما در اینجا احتمالا قدیمی ترین منبعی که نام عراق را به عنوان نام جغرافیایی استفاده کرده است آن هم به صورت اصیلش یعنی ایراگ روبرو هستیم. متن آرامی سطر ششم این کاسه جادویی که در واقع یک طلسم است به قرار زیر است:
אשׁבעית עליכונ רוחי בבל וערב רוחי אירג ומישׁונ רוחי פרת ודגלת נהרה תדיזעונ
ʼšbʻyt ʻlykwn rwḥy bbl wʻrb rwḥy ʼyrg wmyšwn rwḥy prt wdglt nhrh tdyzʻwn
من قسم میدهم بر شما، ارواح بابل و عرب ، ارواح ایرگ و میشان، ارواح رودهای فرات و دجله که خاموش شوید ....
همانطور که مشخص است ما در اینجا فهرستی از اسامی جغرافیایی محدوده بین النهرین شمالی و جنوبی را داریم. واژه عرب در اینجا اشاره به سرزمینی دارد که دردوران ساسانی با صورت Arbāyistān آن را می شناسیم. بابل و میشان نیز نام هایی آشنا هستند، همچنین دجله و فرات. تنها می ماند نام جای ایراگ: ʼyrg : אירג ، در این متن. بی تردید اگر در اواخر دوران ساسانی صورت " ایراگ " نام جایی در سرزمین بین النهرین بوده است، که بر اساس این متن ظاهرا اینگونه است، عراق صورت معرب این واژه است. مطمئنا متن آرامی این کاسه از مهمترین منابع برای بررسی ریشه نام عراق به شمار می رود که متاسفانه اصلا هم منبع شناخته شده ای نیست.
Erridu Pizir
راستی دوستانی که عراق را با کناره و خارج یکی می دانند شاید ریشه شو بتونن در ترکی پیدا کنند!
http://forum.wordreference.com/showthread.php?t=2336345
IRAQ Etymology - WordReference Forums
Is this the correct etymology of Iraq? Or is there another one? Proto-Turkic: *ɨra-k Altaic etymology: Altaic etymology Meaning: far, distant Russian meaning: далекий Old Turkic: ɨraq (OUygh.) Karakhanid: jɨraq (MK, KB) Turkish: ɨrak adv.
FORUM.WORDREFERENCE.COM
Javad Mofrad
ایراک در ترکی آذری هم در اصطلاح "ایراخ جانوندان" یعنی "دور از جان شما" به صورت ایراخ به کار می رود. در این که هم در عربی و هم در ترکی هست لذا بعید است این وسط در زبانهای ایرانی نبوده باشد.
Javad Mofrad
معنی اکدی و آسوری اِراک، ناحیه سرسبز و رنگی را نشان میدهد. نظر به همراهیش با میشان در کاسۀ جادویی احتمالاَ کسکر (ناحیه سر سبز؟) بوده باشد. یک کسکر (دولاب) دیگری در گیلان بوده است
:
erāqu
[Colors]
to be(come) yellow, to be(come) green (D), to turn pale
مطابقت معنی نام آراتتا با ایران
جالب است که نام آراتتا به صورت آرَته در سانسکریت به معنی نجیب با معنی ایران یکی میگردد:आरत Arata adj. Gentle
جمعه، آذر ۲۸، ۱۳۹۳
معنی ایرانی اسفناج
واژه های مشابه با اسفناج برای آن در زبانهای اروپایی نیز وجود دارند از این روی واژۀ یونانی اسپیناکیون را مأخذ آن می دانند. به هر حال ریشۀ فارسی میانی سپینج به معنی افزاینده خوشبختی و سلامتی برای آن بسیار قابل توجه است.
اشتراک در:
پستها (Atom)