چهارشنبه، مهر ۰۸، ۱۴۰۵

ملکه همای اساطیری در تاریخ اساطیری ایران و خاورمیانه

ملکه همای اساطیری ایران به جای ملکه های بابلی و آشوری، کسمارتی‌دین (زیبای برتر)، حما (دیدنی) و سمیرامیس (تغییر شکل دهندهٔ رها شده) است.
به سبب شباهت ظاهری معنی داراب و موسی اسطورهٔ داراب-همای را به جای سمیرامیس با موسی و سارگون اکدی در آمیخته اند:
اسطورهٔ داراب (یا کی‌داراب، کی داریَ وهو) یکی از داستان‌های مهم و کلیدی در بخش اسطوره‌ای-تاریخی شاهنامه فردوسی و سایر متون کهن ایرانی مانند داراب‌نامه طرسوسی است. داراب از پادشاهان سلسلهٔ کیانیان است که در تاریخ سنتی و اسطوره‌ای ایران، پیوند دهندهٔ دوران اساطیری به دوران تاریخی (دوران هخامنشیان و اسکندر مقدونی) محسوب می‌شود. او را معادل اسطوره‌ای داریوش دوم هخامنشی می‌دانند. نام ملکه کسمارتیدن (ملکهٔ زیبای برتر) مادر بابلی داریوش دوم مطابق نام همای (دارای مایهٔ خوب) است ولی اسطورهٔ وی مربوط به ملکه های آشوری و بابلی پیشین، سمیرامیس و حما (مأخذ نام همای) است.
خلاصهٔ اسطوره و زندگی داراب پسر همای که بر اساس روایت شاهنامه فردوسی آورده شده است:
۱.
ولادت و رها شدن در رود (بن‌مایه اسطوره‌ای) پدر داراب، بهمن (پسر اسفندیار) و مادرش همای چهرزاد بود. بهمن پیش از مرگ، همای را که باردار بود به جانشینی خود انتخاب کرد. همای پس از به دنیا آوردن داراب، برای اینکه پادشاهی را در دست خود نگه دارد، تولد او را پنهان کرد. او نوزاد را همراه با گوهرهای فراوان درون صندوقی چوبی گذاشت و به رود فرات (یا رود کور در فارس) سپرد. صندوق توسط یک گازر (رخت‌شوی) و همسرش از آب گرفته شد. آن‌ها نام کودک را به دلیل گرفته شدن از آب، داراب (دارای آب یا به دست آمده از آب) گذاشتند و او را بزرگ کردند.
۲. جوانی و بازگشت به تخت شاهیداراب با وجود بزرگ شدن در یک خانوادهٔ معمولی، نشانه‌های نژاد پادشاهی و فرّه ایزدی را در رفتار و شجاعت خود نشان می‌داد. او برخلاف میل ناپدری‌اش به سوارکاری و فنون جنگی روی آورد. سرانجام پس از ماجراها و نبردهایی، هویت واقعی او توسط یکی از سرداران سپاه به نام رشنواد کشف شد. همای چهرزاد با دیدن نشانه‌ها، فرزندش را شناخت، از کار خود ابراز پشیمانی کرد و پادشاهی را به داراب واگذار نمود.
۳.
اقدامات و پادشاهی داراب بنیان‌گذاری شهرها: در اسطوره‌ها آمده است که او شهر دارابگرد (داراب فعلی در استان فارس) را بنا کرد.ایجاد سیستم برید (پست): به داراب ایجاد اولین سیستم نامه ‌رسانی و تشکیلات پستی در جهان اساطیری ایران نسبت داده می‌شود.
نبرد با رومیان و ازدواج با ناهید: داراب با سپاه روم (یا فیلقوس، پادشاه یونان) جنگید و پیروز شد. به عنوان بخشی از صلح، او با ناهید، دختر فیلقوس ازدواج کرد. اما داراب به دلیل بوی بدی (معنی عربی حما) که از دهان ناهید می‌آمد، او را در حالی که باردار بود به روم بازگرداند. ناهید در روم فرزندی به دنیا آورد که همان اسکندر مقدونی بود. داراب در ایران نیز با زن دیگری ازدواج کرد و صاحب پسری به نام دارا (داریوش سوم) شد. بنابراین، در اسطوره‌شناسی ایرانی، اسکندر و دارا برادر ناتنی یکدیگر هستند.
مقایسه روایت شاهنامه و داراب‌نامهٔ طرسوسی
داستان داراب علاوه بر شاهنامه، در کتاب مشهور دیگری به نام داراب‌نامه طرسوسی (قرن ۶ هجری) نیز با جزئیات حماسی و عناصر جادویی بیشتری نقل شده است: روایت داراب‌نامه طرسوسی فضای داستان حماسی، ملی و پندآموز اسطوره‌ای، پر از جادو، عناصر فانتزی و جزایر یونان فرزندان داراب، دارا (پادشاه بعدی ایران) و اسکندر مقدونی فیروزشاه (که داستان‌های عاشقانه‌ای دارد).
هدف سفرها: دفاع از مرزهای ایران و داد و دهش.
آزمایش شجاعت، سفر به سرزمین پریان و مهار نفس.
اسطورهٔ داراب نمونه‌ای کلاسیک از بن‌مایه «کودک رها شده در آب» است (مشابه اسطوره موسى، سارگون بزرگ) که نشان‌دهندهٔ گذر قهرمان از سختی برای رسیدن به شکوه پادشاهی است.
بررسی بن‌مایه‌های اساطیری در داراب‌ نامه طرسوسی - متن شناسی ادب فارسی
طرسوسی در این قصه با اقتباس از حماسه ملی ایران، نوعی حماسه تاریخی-دینیِ منثور به دست داده است. بی تردید نقش حماسه ها و شخصیتهای حماسی ملی در این قصه، بسیار است...
منشأ اسطورهٔ ملکه همای شاهنامه به اسطوره های مشهور آشوری و بابلی توراتی بر می گردد:
مطابقت داود و سلیمان و ملکهٔ سبا با حاکمان آشوری اداد نیراری سوم و سلمانسر چهارم و سمیرامیس و حما
اسطورهٔ کهنی که الهام بخش اسطورهٔ داود و سلیمان ملکهٔ سبا (بلقیس) در تورات و قرآن شده است با ادادنیراری (یاری شده توسط ایزد رعد اداد) و پسرش سلمانسر چهارم (حاکم شده توسط ایزد صلح) ملقب به شاه جهان و ملکه سمیرامیس معروف عهد باستان مرتبط هستند که یهودیه خراجگزارشان بوده است:
مضمون داستان سراسر افسانهٔ کتسیاس در بارهٔ سمیرامیس بدین قرار است: سمیرامیس که به وضع معجزه‌آسایی توسط الههٔ سوری درکتو زاده شده و رها شده بود، بوسیلهٔ کبوتران تغذیه می‌شد که شبانان وی را یافته و به سیما سردار آشوری دادند. از آن پس وی زن ساتراپ اننا شد و به اتفاق وی در لشکرکشی ینن علیه باکتریا شرکت جست و اندرزهایی داد که چگونه باکتریا را مسخر سازند. ینن پادشاه سمیرامیس را زن خویش کرد و وی پسری بنام نین برای وی آورد. پس از مرگ نن سمیرامیس فرزند خود نین از مسند حکومت طرد کرد و بابل را بنا کرد و تصویر خویش را بر صخرهٔ بغستان نقر کرد و لیبی و حبشه و مصر را مطیع خویش ساخت و مجدداً در باکتریا و هندوستان جنگ کرد و به نیرنگ پسر خویش را اسیر عشق خویش ساخت…
یکی بودن ملکهٔ سبا (تغییر شکل دهنده، بلقیس) با سمیرامیس (سمورمت):
Seba refers to: “that turns”
نام سمیرامیس (سمورمت) را به معنی رعد آسمان آورده اند ولی او در تواریخ اساطیری همچنین متصف به تغییر شکل دهنده (سبا) است:
Sammu-ramat, thought to mean “Thunder of heaven”
مطابق تواریخ اساطیری در نوشته‌های دیودوروس سیکولوس در هنگام فتح آسیا، نینوس با اصابت یک تیر به شدت زخمی می‌شود و سمیرامیس تغییر لباس می‌دهد و خود را به شکل پسرش در می‌آورد و فرماندهی سپاه نینوس را به عهده می‌گیرد. پس از مرگ نینوس، او به عنوان ملکه بر تخت می‌نشیند و مناطق بیشتری از آسیا را فتح می‌کند.
چنانکه نام نینوس در رابطه سمیرامیس نشانگر نینوا و حاکم نینوا است، نام سلیمان هم در رابطه سبا نشانگر اورشلیم است که جايگزين نینوس و سمیرامیس شده اند.
نام بلقیس (بسیار تغییر شکل دهنده) ملکهُ سبا هم که در رابطه با شهر بالهیکس (بلخ، نورانی) آورده شده است در رابطه با خورشید پرستی و ایزد رعد پرستی (اداد پرستی) سمورامت و همچنین در رابطه با نام شوهر او شمشی اداد (خورشید من اداد خدای رعد) است. به روایت دیگر او زن اداد نیراری سوم هم بوده است. بنا به اسطوره ها او زن پسر خود (اداد نیراری سوم [داود] یا همین طور در رابطه با یکی گرفته شدن او با حما، زن سلماناسار چهارم [سلیمان]) نیز گمان شده است. نام ملکهٔ صبا برای سمیرامیس می تواند با نام اوستایی سوه (پر سود) مرتبط شده باشد که نامی بر بین النهرین (آشور) و گاهی نامی بر ماوراء النهر (سغد) کشور سئوروماتهای خورشید پرست بوده است. لذا نام سمیرامیس (شامیرام، سمّورمت) می توانست با سئورومات و ملکه تومیریس مشتبه گردد. در یونان باستان، سمیرامیس یا شامیرام به عنوان یکی از ملکه‌های افسانه‌ای آشور شناخته می‌شود و بنا به برخی روایات کسی است که باغ‌های معلق بابل برای او ساخته شد. افسانه‌های زیادی در مورد شخصیت شجاع وی نقل شده و تلاش‌های گوناگونی صورت گرفته تا او را به عنوان یکی از شخصیت‌های تاریخی شناسایی کنند. برخی سمیرامیس را همان «شامورامات» یا «شمور-آمات» یا «شمو-رامات»، همسر شمشی-اداد پنجم [و اداد نیراری سوم]، پادشاه آشور در فاصله سال‌های ۸۲۴ تا ۸۱۱ پیش از میلاد مسیح می‌دانند. افسانه‌هایی که از سوی دیودور سیسیلی و ژوستین و دیگران روایت شده‌اند، تصویری از زندگی او و رابطه‌اش با نینوس (پادشاه نینوا) به دست می‌دهند.
نویسندگان تورات تحت عنوان ملکهٔ سبا سرگذشت ملکه سمیرامیس را با ملکه حَما (زن سلمانسر چهارم[سلیمان]) در آمیخته اند:
ملکهٔ سلمانسر، حما نام داشت. آنها در زمان سلطنت اداد-نیراری ازدواج کرده بودند، زیرا کتیبه‌ای از اداد-نیراری او را عروس خود معرفی می‌کند. مقبره حما در سال ٢٠١٧ توسط تریسی ال. اسپوریر در نیمرود، پایتخت زمان سلمانسر، شناسایی شد. اسکلت او نشان می‌دهد که او در جوانی، تنها ١٨ تا ٢٠ سال، در مقطعی از سلطنت سلمانسر درگذشته است، اگرچه علت مرگ قابل تعیین نیست. در کنار او گنجینه‌های مختلفی از جمله تاج طلایی، جواهرات، جواهرات، کاسه‌های طلایی، دستبندها، انگشترها، سنجاق سینه‌ها، گلدان‌ها، مهرها، کلاه‌ها، برگ‌ها، فنجان‌ها و مهرهای استوانه‌ای دفن شده است.
Golden seal of Hama, depicting the queen (right) in reverence before a goddess
نام توراتی بت شبع (دختر سوگند یا دختر سبا) که زن داود و مادر سلیمان معرفی شده و اسطوره اش شباهتی به اسطورهٔ سمیرامیس دارد، حلقه واسط بین داستان سرگذشت سمیرامیس و حما قرار گرفته است.
نام ملکه حما به صورت همای چهرزاد (ملکهٔ زیبای زادهٔ الههٔ اصیل) در ترکیب با سمیرامیس که ازدواج درون خانوادگی داشته است، در اسطورهٔ مشابهی که در. مورد پسر وی، داراب آمده، وارد تاریخ اساطیری ایران شده است. او زن کی بهمن (به معنی شاه "دژ بهمن= نینوا") به شمار رفته که مانند سمیرامیس سی سال حکومت کرده است.
منابع عمده:
یسنا جلد یک، تألیف استاد ابراهیم پورداود. تاریخ ماد تألیف دیاکونوف، ترجمهٔ کریم کشاورز. فرهنگ لغات اکدی به انگلیسی. فرهنگ معین. هوش مصنوعی.

هیچ نظری موجود نیست: