چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۴۰۱

داستان هوشع تورات (یوشع) را از اسطورهٔ ایرانی هوشنگ (هوشه) اخذ کرده اند

نام او در اوستا هئوشیَنگه Haoshyangha آمده و به قول یوستى Justi معنى نام او فراهم سازنده منازل خوب مى‏باشد. اسم وى چنانكه برخى از فرهنگ‏نویسان پنداشته‏اند مركب از هوش و فرهنگ نیست و منشأ این لغت‏سازى این شعر شاهنامه است: گرانمایه را نام هوشنگ بود تو گفتى همه هوش و فرهنگ بود. در اوستا هوشنگ با صفت پرذاته Paradhata (پیشداد) كه به معنى قانون‏گزار نخستین مى‏باشد عنوان پیشداد در شاهنامه از هوشنگ تا زاب به پادشاهان یك سلسله اطلاق مى‏شود. در دین كرد آمده كه هوشنگ خواجه‏ى جهان بود دو ثلث دیوان را به كشت و رسم زراعت و كشاورزى را به مردم بیاموخت. در بندهشن آمده كه هوشنگ و گورك نخستین پدر و مادر ایرانیان بودند. بنا به زات اسپرم از كتب پهلوى مهاجرت ایرانیان از خونیرث (كشور مركزى آریاها) به كشورهاى خارجى (از جمله ایران کنونی) در زمان هوشنگ روى داد و این مهاجرت روى گرده‏ى گاو نرى موسوم به سرسئوك انجام گرفت. سه آتش بر روى این گاو روشن بود و چون مهاجران مى‏خواستند از دریا بگذرند این آتشها به دریا ریخت و گوهر آنها یكى بود و به بهره شد و دوباره در سه جاى فروزان گشت و به آذرفر نبغ (آتش موبدان در فارس) و آذر گشنسب آتش پادشاهان و ارتشتاران (در آذربایجان) و آذر بر زمین مهر (آتش كشاورزان در خراسان) موسوم گشت. در بندهشن آمده كه هوشنگ پسر افرواك پسر سیامك پسر مشیك پسر گیومرث بود.
متقابلاً یوشع (هوشع) نیز مانند هوشنگ ایرانیان (هوشه) برای یهود سرزمینهای جدید فراهم می نماید: مطابق روایت تنخ، یوشع از نسل افرایم فرزند یوسف بود. نامش در آغاز هوشع بود اما موسی او را یوشع نامید. او جزء ۱۲ نفری بود که موسی برای بازرسی سرزمین موعود فرستاد. و پس از بازگشت به همراه کالب بن یوفنا تنها کسانی بودند که برای فتح سرزمین موعود اعلام آمادگی کردند ولی بنی‌اسرائیل حاضر به جنگ و حمله به آن سرزمین نشدند. بعد از مرگ موسی، یوشع جانشین او شد و حمله اسرائیلیان به کنعان را رهبری و بعد از آن، سرزمین‌ها را میان اسباط تقسیم کرد. کتاب یوشع مرگ او را در ۱۱۰ سالگی نوشته‌است. یوشع از شخصیت‌های مورد احترام مسلمین است و برخی از مسلمانان او را همراه موسی در سفر به آخر جهان و دیدار با خضر می‌دانند. دهم نیسان به مناسبت عبور بنی‌اسرائیل از رود اردن به رهبری یوشع، در اسرائیل تعطیل رسمی است. ناصرخسرو و ابن بطوطه در کتاب‌هایشان ذکر کرده‌اند، آرامگاه یوشع نبی در شش فرسخ نیم از شهر بروگرد یا بروجرد قرار دارد. در منطقه ای از استان همدان نزدیک شهر بروجرد نیز همچین مقبره منسوب به یوشع ابن نون وجود دارد.
هوشنگ و هوشع (یوشع) در نامهای پدرشان (افرواک/افرایم و نون) مترادف هستند:
अपार adj. apAra boundless
अपार adj. apAra unbounded
वाहक m. vAhaka carrier
Non [S]: eternal
مطابق کتاب پهلوی بندهش از افرواک و زنش فراواکیین پانزده جفت پدید آمد که کلیه نژادهای همه کشورها از پشت آنان است که یکی از آن پانزده جفت هوشنگ و زنش گوزگ نام داشتند ایرانیان از پشت آنان می‌باشند.

معنی نام الههٔ آبهای اوستا (اَرِدوی سورَ اَناهیتَ)

اتیمولوژی آناهیتا (اناهیتَ):
اَن حرف نفی برای موقعی است که یک اسم یا صفت با حروف صدادار شروع میشود. مثل اَن-ایران، اَن- اوشی-روان و اَن-اهیتَ. و آهیتَ/اهیتَ خود مرکب از آهو (عیب و بدی، آهوک پهلوی) و ایتَ (به درستی این طور) است. بنابراین اَناهیتَ به معنی آنکه به درستی بی عیب و کامل و سالم و پاک است:
अहित n. ahita evil
لذا آهیتا در نام آناهیتا (کسی که زشت و ناپاک و معیوب نیست) خود به معنی زشت و ناپاک و معیوب است. می تواند به هیت و هوت در کُردی (زشت) خلاصه شده باشد.
اَناهیتَ (بی عیب و سالم) می تواند عنوان و لقبی بر الههٔ آبها و زیبایی ایرانیان یعنی اَرِدوی سورَ (بسیار زیبا) باشد که چشمهٔ آبگرم زیبای کوه هوکر (سبلان) سرئین (چشمهٔ زیبا) به وی اختصاص داشته است:
सरु adj. saru (saura) fine
योनि m.f. yoni (yauna) fountain

معنی نام کَرَج

کَرَج به معنی محل دارای خانه های ردیف هم است:
काय m. kAya house
काय m. kAya collection
राजि m. rAji row
چون ظاهراً کرج ابودلف هفت ردیف خیابان وسط خانه های مسکونی داشته است. از این روی هفاتق (محل هفت تایی) و کرج (دارای ردیف خانه ها) نامیده اند. قصبهٔ بزرگ هفته در اراک نیز می تواند محل پاتق (فاتق، پاتوق) بوده باشد.
نام منطقهٔ کرارج اصفهان را هم می توان به معنی دارای ردیف زمینهای زراعتی در نظر گرفت.

سه‌شنبه، اسفند ۱۶، ۱۴۰۱

مطابقت هارون تورات و قرآن با حائوران (حورون) خدای سامی غربی

شباهت تامّ هارون به حائوران و محلهای مشترک آنها در یهودیه و مصر و ویژگی یاریگری آنها گواه این همانی آنان است:
نام حائوران (حورون) را می توان با حور عربی به معنی ته چاه و غار در مجموع به معنی ژرفا ربط داد. وی حدود ۶٠٠ پیش از میلاد در سوریه و فلسطین و ماری و مصر مورد پرستش بوده است. حائوران (حورون) یک خدای وابسته به ارواح و جهان فرودین و خدایی یاریگر و در رابطه با سلطان اوگاریت (که خواهان نابودی پسر معاند خودش است) و مار و یک الهه است. متقابلاً هارون قرآن نیز یاریگر موسی (که خواهان سرکوبی معاندین یهودیش از سوی وی است) و ماریا (تلخ) است.

اتیمولوژی پارس

حدس زده اند که واژهٔ پارد در زبانهای اروپایی به معنی پلنگ از زبانهای ایرانی اخذ شده است. و در زبان اوستایی واژه های پَرِت و پِرِثَ به معنی ستیزه و پرخاش و در زبان سکاها واژهٔ پارس به معنی پلنگ بوده است که از آنها به ترکان رسیده است. پارس کردن سگان نیز به معنی ستیزه و پرخاش کردن آنها بوده است. این معنی ستیزه گر و پرخاشگر در مورد شیر و ببر نیز صادق بوده است. از این روی بوده است که درفش کاویانی را از پوست شیر یا پلنگ حیوان توتمی پارسیان باستان ساخته بوده اند و نام عجم به صورت اجم در عربی به معنی مکان شیر است. دلیل این که نام ناحیه و قوم پارس بدین صورت در اوستا ذکر نگردیده، ناخوشایند بودن نامهای شیر و پلنگ در نزد مغان ماد (تدوین کنندگان اوستا) بوده است. این معنی پارس در سنسکریت نیز گواه دارد:
पृदाकु m. pRdA[ku] tiger or panther
pard (n.1)
archaic form of leopard, c. 1300, parde, from Latin pardus "a male panther," from Greek pardos "male panther," from the same source (probably Iranian) as Sanskrit prdaku-s "leopard, tiger, snake," and Persian palang "panther."

یکشنبه، اسفند ۱۴، ۱۴۰۱

قم مرکز تجمع مغان و مسمغان کهن

آتشکدهٔ مزدَجان (محل شخص بزرگ دانا [مسمغان]) و جمکران (محل چاه منجی موعود) و تراکم آتشکده ها در حوالی قم، دلیلی بر آن است که اینجا مرکز استقرار مغان در بین رغه (ری) و اصفهان بوده است.کتیبه های آشوری در این سمت از بیت باگای (شهر سرور معظم، مَزدَجان) و بیت گابای (معبد، گابهٔ اصفهان) نام برده اند.
بفرمود عهد قم و اصفهان
نهاد بزرگان و جای مهان (فردوسی)
مؤلف تاريخ قم شهر جديد دوره اسلامی را در محل دهی به نام «ممجان» در جوار نقطهٔ باستانی «شهرستان» ميداند که در قرن سوم هجری تبديل به شهر بزرگی گرديد. ممجان تلخیص مسمغ گان (مهمغ گان، محل مغ بزرگ) به نظر می رسد. لذا ممجان (مه-مغان، محل بزرگ مغان) همان مزدَجان کهن (مکان بزرگ دانا، بیت باگای باستانی) باید باشد.
مزدَجان و قم (کمندان، محل آب انبار) در جوار هم دو بخش یک شهر بوده اند:
چون دربارهٔ بنای مزدجان در تاريخ قم – ص 62 آمده: «خواجهٔ مزده بر مزده خشم گرفت و گفت تو آنچ مشهور و معروفست بنام خود بنا كرده كه آن مدينه و ديه است و جوی آب كه به غير از خواص كسی آن را نمی شناسد و نمی داند به نام من باز خوانده و مزده را بدين سبب بكُشت و نام مزده مملوك بر مزدجان افتاد در كتاب سيرالملوك به حجم آورده اند كه باروی شهر قم و مزدجان بهران جور بنا كرد.»
حسن قمی در تاریخ قم همچنین در بارهٔ مزدجان، ضمن نقل قول از ابن‌فقیه؛ از چگونگی ویرانی آتشکدهٔ آن در سال 288 هجری می‌‌نویسد: «چنین گوید همدانی در کتاب خود که در دیهی از دیهه‌ای قم، نام آن مزدَجان[Mazdajan] آتشکده کهنه و دیرینه بوده است و در این آتشکده آتش آذرجشنسف بوده است و این آتش از جمله آتش‌هایی بوده که مجوس در وصف و حق آن غلو کرده‌‌اند. پس همه اوقات بدین قریه این آتشکده بوده است تا آنگاه که بیرون ترکی امیر قم بدین دیه رسید و بر باروهای آنها منجنیق‌ها و عراده ها نصب کرد و آن را در سنه ثمان و ثمانین و مأتین بگرفت و فتح کرد و باروی آن خراب کرد و آتشکده را زیر و رو گردانید و آتش را بنشاند...».
وی در ادامه روایت مربوط به وقایع فردجان (پردغان همدان) و مزدجان قم را در هم آمیخته و می‌نویسد: «و نیز گویند که مسلمانان در زمان خلافت عبدالملک بن مروان و والی و حاکم شدن حجاج بن یوسف بر عراقین، بر اهل این دیه خروج کردند و با ایشان محاربه کردند و این دیه را مسخر گردانیدند و درِ آتشکده بکندند و آن دو مصّراع بودند از طلا و آن را برکندند و به پیش حجاج بردند و حجاج آن را به مکه فرستاد تا بر در کعبه درآویختند والله اعلم...».
مسجد جمکران؛ موقعیت مقدس پیشا اسلامی (از مزدک نامه، جمشید کیانفر)
در واقع جمکران از مراکز دینی زرتشتی در منطقه قم بوده و در پیش از اسلام دوازده آتشکده در محله ها و دروازه های آن روشن بوده است. چنانکه خواهیم دید در تاریخ قم از سدهٔ چهارم هجری آمده است: «بر در هر محلتی (محلات دوازده گانه) و دربی "آتش کذه" بود.»
قم از نقاط باستانی ایران است و آثار متعددی از تپه ها و موقعیت های باستانی در این منطقه بدست آمده که قدمت آن را به هزاران سال پیش از اسلام می رساند. یکی از منابعی که به وضعیت قم در دوره ساسانی و اوایل قرون اسلامی اشاره دارد، کتاب تاریخ قم است. این کتاب را حسن بن علی قمی در سده چهارم تالیف کرده است. وی در این کتاب از منابع قدیمی تر استفاده کرده است. این کتاب یکی از معتبر ترین کتاب ها در تاریخ محلی ایران است.
در این کتاب به موقعیت های مقدس زرتشتی در قم اشاره شده است. در این میان دو موقعیت از همه اهمیت بیشتری دارد. یکی از آنها روستای دارای آتشکدهٔ "مزدجان" است و دیگری آبادی "جمکران" که در این کتاب از هر دو به عنوان آبادی های باستانی و قدیمه قم یاد شده است.
موقعیت قدمگاهی مسجد جمکران
مسجد جمکران که اکنون یکی از مساجد مهم ایران است در واقع کاربری قدمگاهی داشته است، در برخی از منابع شیعی آمده است که امام دوازدهم شیعیان محمد بن حسن(ع) به خواب شخصی آمده است و فرموده است که در این مکان مسجدی بنا شود. گر چه برخی از محققان مأخذ اصلی این روایت را مورد تردید جدی قرار داده اند،(نائینی اردستانی،442و443، پاورقی مصحح) اما باور به این مکان ناشی از یک موقعیت قدمگاهی است. چنانکه بسیاری از قدمگاه های ایران توسط مردم خواب نما شده اند و هیچ رخداد تاریخی دلیل این اعتقاد نبوده است.
به جز آن اسناد موثقی در دست است که نشان می دهد در دوران صفوی و قاجار این مکان به عنوان قدمگاه شناخته می شده است.
صاحب کتاب انوار مشعشعین از دوره قاجاری در این باره می گوید: «و چنین معلوم می شود از سنگ تاریخی که در آنجا می باشد که در سنه1116 اکبرشاه او را تعمیر نموده و اکبرشاه در میان
قلعه جمکران منزل داشته و این شعر از باب تاریخ تعمیر اکبر شاه آن مسجد را در آن سنگ تاریخ نوشته بود
شعر471
بود کامل از پی تاریخ پیر عقل گفت
>قائم آل محمد را قدم گاه است این»(نائینی اردستانی، 471و472)
به جز آن سند دیگری نیز قدمگاه بودن این مسجد را تأیید می کند، ضمن آنکه نشان می دهد که اعتقاد به قدمگاه بودن این مکان عقیده ای اسلامی نبوده و مورد مخالفت علمای اسلامی بوده است. طبق نقل کتاب گنجینه آثار قم چاه کوچکی در سطح محراب بوده که مردم خاک از درون آن می بردند و همچنین در سینه اسپر محراب مزبور قطعه سنگی از مرمر بوده که روی آن اثر یک قدم بزرگ با پنجه اش به طور فرو رفته در کمال مهارت حجاری و صیقلی شده بود که مردم معتقد بودند قدمگاه امام زمان است و در سال 1350 قمری آیت الله فیض در روز جمعه ای برای پرساختن چاه و قلع سنگ قدمگاه اقدام می کند(فیض، گنجینه آثار قم، 1350، ج2، قم، مهر استوار، 668/ نامه قم، 1377، شماره3و4، ص13) چون بردن خاک و تقدس برای چاه حالت بدعت پیدا کرده بود.(نک؛ خان
محمدی؛ انوری،176 بنا براین اعتقاد به موقعیت قدمگاهی این مکان مسلم است. علاوه بر آن موقعیت چاه نیز که در تعدادی از قدمگاه ها وجود دارد در این مکان نیز یافت می شود.
آتشکده های جمکران
قمی با استناد به منابع قدیمی تر بیان می کند که جمکران را حضرت سلیمان بنا کرده است، می دانیم که نسبت دادن ساخت مکان ها به سلیمان یا جمشید گواهی بر قدمت آنهاست. و الا چنان که قمی نقل می کند: «این روایت از خلافی خالی نیست سبب آنک بذین ناحیت هیچ بنایی منسوب با سلیمان بن داود نیست و بذو باز نمی خوانند و العلم عندالله.» همچنین در این کتاب آمده است: «و هم گویند که؛ اولین مسجدی که بدین ناحیت بنا نهادند پیش از آمدن عرب بدین ناحیت- مسجد قریه جمکران بود و مردی از اهل اسلام نام خطاب اسدی110 که بدین
ناحیت افتاده بود آن را بنا کرده بود و در آن تنها نماز می گزارد.»(110و111) اما آنچه به اهمیت مذهبی مربوط می شود اشاره قمی به آتشکده های متعدد جمکران است: «و جمکران از آن ماکین بوده است و خذای عزوجل او را پسری داد نام او جلین او در جمکران کوشکی بساخت و آن هنوز باقیست. و همجنین ده محلت و درب بنا کرد و بعد از آن دو محلت و درب با آن اضافت نمود، جنانج مجموع دوازده باشند. و بر در هر محلتی و دربی آتش کذه بود و باغی بنا نهاد و کنیزکان و بندکان خود را در آن ساکن کرد و فرزندان و اعقاب ایشان الی یومنا هذا در آن مساکن اند و بر یکدیگر افتخار می کنند.(همان،184) وی همچنین از سرای موبدان در حوالی
جمکران یاد کرده است.(همان،122) همچنین در این کتاب درباره قلعه ای باستانی در کوهی مشرف بر جمکران آمده است: «و به جمکران کوهی است مشرف بر آن و آنرا ویشویه(وشنویه، کوه دارای آب، کوه خضرنبی) خوانند و بر آن قلعه است بلند کهنه قدیمی و صاحبش را نمی دانند و گویند که اسکندر آنرا بنا کرده است و آب را بر آن روانه کردانید.(183-184) نائینی اردستانی ضمن اشاره به این عبارت آورده است: «وشنویه کوهی با قلعه قدیمی مشرف بر جمکران در سال1285شمسی آن را «قز قلعه سی» می خوانند.»(نائینی اردستانی،440) می دانیم که عبارت قز قلعه سی در زبان ترکی به معنای قلعهٔ دختر (در واقع به معنی قلعهٔ تاقدار) است. با توجه به اینکه دختر یا دختران در نامگذاری ها مربوط به وجود چشمه در آن ناحیه است و لفظ دختر نیز با توجه به قراین و شواهد متعدد باز تابی از ناهید ایزد آبها در فرهنگ زرتشتی است. بنا بر این ممکن است این کوه نیز یکی از مکان های مقدس پیش از اسلام باشد. وجود آثار قدیمی و روان بودن آب از ین قلعه و نسبت آن به اسکندر که در افسانه های ایرانی و اسلامی با اب حیات مربوط است این امر را تأیید می کند. اما اشارات مستقیم به مسجد قدمگاه جمکران نیز در روایاتی که مربوط به دوره اسلامی است قابل ملاحظه است. گویا اهالی قم به این معنی وقوف داشته اند که این قدمگاه بر جای موقعیت مقدس زرتشتی بنا شده است.
روایت های مربوط به قداست مسجد قدمگاه جمکران در کتابی منسوب به ابوجعفر محمدبن بابویه(شیخ صدوق) به نام «مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین» گرد آمده است که از نظر پژوهشگران
انتساب آن به شیخ صدوق اشکال اساسی دارد.(نائینی اردستانی،442و443، پاورقی مصحح) نائینی اردستانی در اثر خود روایات این کتاب را آورده و مورد بررسی قرار داده است که بر اساس آن در خوابی به قداست این مکان اشاره شده است.(همان، 445-466) همچنین در حدیثی منسوب به امام علی(ع) در اشاره به مسجد جمکران آمده است: «کوه سفید به نزدیک دهی کهن در جنب مسجد است و قصری کهن که قصر مجوس است و آن را جمکران خوانند که از زیر یک مناره آن مسجد بیرون آید.»(همان،454). نائینی این عبارات را با باورهای مردم دوره قاجاری درباره این مسجد تطبیق داده و می نویسد: «الحال زمین بتخانه در حوالی مسجد جمکران مشهور و معروفست. از کلام حضرت امیر معلوم می شود که نزدیک مسجد جمکران آتشکده آنها بوده، شاید همان آتشکده مشهور شده به زمین بتخانه.(همان،466) --------
مآخذ
قمی، حسن بن محمد(قرن4هـ.)، تاریخ قم، ترجمه حسن بن علی قمی، تحقیق محمدرضا انصاری قمی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، اول، 1385 نائینی اردستانی، محمدعلی، انوارالمشعشعین فی بیان شرافت قم و القمیین، تحقیق محمد رضا انصاری قمی،ج1، قم کتابخانه ایت الله مرعشی،1381 خان محمدی، کریم، محمدرضا انواری، "چاه عریضه مسجد جمکران از خرافه تا واقعیت،" شیعه شناسی، سال دهم، شماره37، بهار1391، 157-200

شنبه، اسفند ۱۳، ۱۴۰۱

اتیمولوژی دختر و پسر

دختر (دوخد-دهر) به معنی دارای شیر و پسر به معنی رشد و افزایش دهنده است:
दुग्ध n. dugdha milk
धार adj. dhAra containing
पूषराति adj. pUSar[Ati] giving growth or increase
دوشیزه هم به معنی دارای شیردوشی است. منظور دوشیدن گاو و گوسفند خانواده نیست، منظور دارای ویژگی شیر دهی نوع خودشان است:
दोह m. doha (dosha) milking
ईश adj. iza owning

اتیمولوژی هاون

در سنسکریت و اوستایی هاون در ترکیب «ها» (سبب) و «وَن» (کوبیدن) به معنی وسیلهٔ کوبیدن به نظر می رسد:
ह m. ha cause, motive
van: to smite

مطابقت چاه جمکران با کانسویه (کیانسیه) در اوستا

(Jamkaran's well is Kansoya in Avesta)
معنی لفظی و تاریخچهٔ جمکران و قُم:
با توجه به آب انبار قدیمی روستای چَم یزد، نام روستای چم به معنی محل چاه آب ”آشامیدنی“ (چَم) به نظر می رسد. ظاهراً شکل معرب چم همان جَم است یا بر عکس چم شکلی از همان جمّ عربی (جای ژرف و پُر از آب) است که در قرآن نیز به معنی کثیر به کار رفته است: جماران (محل جمِّ آب، جای آب انبار) نیز دارای آب انباری به نام حصارک بوده است. گفته میشود مسجد جمکران (کنار آب انبار) هم یک حیاطی داشت و در وسط آن حیاط، یک آب انباری بود که سقف آن یک متر مرتفع تر از حیاط مسجد بود.
خود واژهٔ مرکب «جمکران» در عربی را در ترکیب «جمّ» (جای ژرف از آب) و کر-ان (کنده شده) که در این رابطه اصل به نظر می رسد، می توان به همان معنی آب انبار زیر زمینی گرفت. مترادف جَم به صورتهای کوم و گوم مأخذ نام شهر آب انبار قدیمی قُم است:
कूम n. kUma pond
خود جمکران (آب انبار حفاری شده) به ظاهر به معنی اوستایی محل رفت و آمد کردن [گا-یم کردن] درک شده است. جَم (یَم) و جیم و گا-یَم اوستایی و سنسکریت به معنی رفت و آمد و رفتن به خانه هستند:
गय m. gaya house
यमन् n. yaman (yama) coming, going
مطابق کتاب خلاصة البلدان، «رايت وى [امام زمان] بر اين كوه سفيد بزنند، به نزد «دِهی كهن» كه در جنب مسجد است و «قصرى كهن» كه قصر مجوس است. و آن را جمكران (آب انبار زیر زمینی) خوانند از «زير» يك منارهٔ آن مسجد، بيرون آيد، نزديك آنجا كه آتشخانه گبران بوده است.»
کانس اویه (کیانسی، آب انبار مقذّس)، محل سوشیانت، موعود زرتشتیان نیز همچون آب انبار مقدّسی تصور میشده است:
खा f. khA (kan) fountain, a spring that has been dug up
खेय n. kheya[n] ditch
सूय n. sUya libation (a drink poured out as an offering to a deity.)
گفتار رسمی منابع شیعی در مورد جمکران
به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان، پایگاه اطلاع رسانی مسجد مقدس جمکران در بخش دایرکتوری خود، زیرمجموعه های مختلفی را که با مباحث مهدویت مرتبط هستند معرفی می کند که یکی از جالب ترین موارد این زیرمجموعه ها، اماکن منسوب به امام مهدی علیه السلام است. در لینک مربوط به اماکن منسوب به حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه از جمله مکان های معرفی شده، مسجد مقدس جمکران است که توضیحات جالب و قابل توجهی در این باره ارائه شده است. به عنوان مثال در یکی از موارد توضیحی، موضوع پیشگویی امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام در رابطه با این مسجد است که در ادامه روایت مربوط به این پیشگویی را به شکل مبسوط می خوانید.
محمد بن محمد بن هاشم حسينى رضوى قمى به تقاضاى مولى محمد صالح قمى به سال ١١٧٩ هجری در پيرامون فضيلت شهر قم و بيان تاريخچه تاسيس مسجد مقدس جمكران به فرمان حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه كتاب ارزشمندى تأليف كرده و آن را «خلاصة البلدان» نام نهاده است.
شيخ آقا بزرگ تهرانى اين كتاب را مشاهده كرده و انگيزه نگارش آن را بيان فرموده است. صاحب كتاب «انوار المشعشعين» فرازهائى از اين كتاب را در كتاب خود آورده است. وى در نور مشعشع سوم حديثى را از وجود مقدس اميرمؤمنان عليه السلام در رابطه با مسجد مقدس جمكران خطاب به فرزند يمانى آورده است كه متن كامل آن حديث شريف را در اينجا مى آوريم:
در «خلاصة البلدان» اين حديث مذكور است از كتاب مونس الحزين از تأليفات شيخ صدوق، با اسناد صحيح و معتبر از اميرالمؤ منين عليه السلام كه فرمود: اى پسر يمانى در اول ظهور، خروج نمايد قائم آل محمد صل الله علیه وآله از شهرى كه آن را قم مى گويند و مردم را دعوت كند به حق و همه خلايق از شرق و غرب به آن شهر قصد كنند و اسلام تازه گردد و هر كه از خوف اعداء پوشيده و مخفى باشد بيرون آيد وحوش و طيور در مساكن و اوطان خود ايمن بخوابند و چشمهٔ آب حيات از آن شهر ظاهر شود و از آن موضع رايت حق ظاهر شود و ميراث جمله انبياء بر پشت زمين به آن باشد.
اى پسر يمانى اين زمين مقدسه است كه پاك است از تمام لوث ها و از خداى تعالى خواسته كه بهترين خلق خود را ساكن او گرداند و دعايش مستجاب شده و حشر و نشر مردم در اين زمين باشد و بر اين زمين اساس و بنياد قصرى عظيم نمايند، بعد از اينكه بناى قصر مجوس بوده باشد.
و آن قصر از صاحب شهرت ملك روم باشد و از اين زمين گوسفند ابراهيم خليل را آورند قربان كنند و بر اين زمين هزار صنم و بت از اصنام اهل روم بشكنند و بر اين زمين اثر نور حق ساطع شود و از اين زمين رائحه و بوى مشك شنوند، حق تعالى بيت العتيق را به اين شهر فرستد و بناها و آسياب ها بر اين زمين شود و منازل و مواضع زمين هاى اينجا عالى و گرانبها گردد چندان زمين كه پوست گاوى باشد و رايت وى بر اين كوه سفيد بزنند، به نزد «دِهی كهن» كه در جنب مسجد است و «قصرى كهن» كه قصر مجوس است.
و آن را جمكران خوانند از زير يك مناره آن مسجد بيرون آيد نزديك آنجا كه آتشخانه گبران بوده و امام، سفطى از زر بسته باشد و بر براق سوار شده و با ملائكه مقرب و حاملان عرش گردش نمايد و منطق آدم با او باشد و حلم خليل الله و حكمت حضرت داود و عصاى موسى و خاتم حضرت سليمان و تاج طالوت. بر سر آن نوشته است نام هر پيغمبرى و وصى و نام هر مومنى و موحدى. توضيح و بيان: حضرت امیر علیه السلام خبر از مسجد جمكران داده و فرموده كه كوه سفيد به نزديك دهى كهن در جنب مسجد است و امروز همين طريق است كه جمكران نزديك مسجد است و (قصرى كهن كه قصر مجوس ‍است) در زمان صاحب تاريخ قم، قصر موجود بوده است. در فضیلت این مسجد همين بس كه حضرت امير علیه السلام از آن خبر داده و حال آن كه در آن زمان آثار مسجد نبوده است.
و ايضاً حضرت (ع) در اول اين حديث فرمودند: اى پسر يمانى اول ظهور خروج نمايد از شهرى كه آن را قم گويند و در آخر همين حديث، حضرت تعيين مى كند كه قائم آل محمد صل الله علیه وآله از كدام قطعه زمين قم بيرون آيد، و مى فرمايد از زير يك مناره آن مسجد كه مراد مسجد جمكران باشد. حاصل آنكه از اين حديث چنين استفاده مى شود كه حضرت حجت (عج) از قم ظهور نمايد يا از زير يك مناره آن مسجد يا آن كه بگوئيم از نزديك مناره آن مسجد بيرون آيد، هر سه را احتمال مى رود. لكن روايتى وارد شده از حضرت رسول صل الله علیه وآله كه ابتداى ظهورش از كرعه مى باشد همچنانى كه در نجم الثاقب مذكور است و در روايات معتبره وارد شده كه از مكه ظهور خواهد نمود، لكن جمع بين اين روايات سهل و آسان است بعد از اين كه ابتدا بر سه قسم مى باشد ابتداى حقيقى، ابتدای اضافى و ابتدای عرفى؛ مى توان گفت حضرت (عج) اين شهر را به قدوم خود منور مى سازد.
همچنانى كه كلام فرزندش حضرت حجت (عج) دال بر همين مطلب است كه فرمودند: به حسن بن مسلم بگو اين زمين شريفى است و خداى تعالى اين زمين را برگزيده از زمين هاى ديگر و شريفش نموده پس ‍ آنچه مستفاد مى شود از كلام حضرت آن است كه اين زمين را خدا محترما خلق نموده و برگزيده از ساير زمينها كه جايز نيست تصرف و حيازت او به خلاف و خداوند عالم زمين را خلق نمود از براى نبى نوع انسانى كه جايز است تصرف و حيازت نمايد يا كه تصرف مالكانه نمايد بلكه او را محترما و شريفش خلق كرد و خانه خود را بر روى او قرار داد كه بندگانش بروند در آن موضع شريف عبادت كنند او را و اگر مثل ساير زمينها بود هر آينه حضرت حجت نمى فرمود كه چرا حسن بن مسلم اين زمين را تصرف گرفته و زراعت مى كنند پس معلوم مى شود كه اين قطعه زمين به مثل كعبه و بيت الله الحرام مى باشد كه شريك است با موضع كعبه و مسجد الحرام در اين شرافت و فضيلت كه ابتداء خلقتشان مسجد و محترما خلق نموده كه اين از براى احدى جايز نبوده و نخواهد بود حيازت و تصرف مالكانه نمودن هم چنانى كه موضع كعبه و مسجد الحرام امتياز دارد بر ساير مساجدى كه مخلوق آن را مسجد مى نامند، اين مسجد جمكران هم امتياز دارد از ساير مساجد به جهت آنكه اين موضع را خدا مسجد خلقش كرده پس امتياز دارد از مساجدى كه مخلوق آن را مسجد نمايند.»

پنجشنبه، اسفند ۱۱، ۱۴۰۱

فلسفهٔ ایرانشهری دکتر جواد طباطبایی چیست و آیا تفکر ایرانشهری یک تفکر پان است؟

جوابی که داده شده است: ایرانشهری یعنی تداوم اندیشه ایرانی در دوره اسلامی است.
«به عبارت دیگر علایق و باورهای ایرانشهری (نظیر باور به امام زمان، اولاد دختری هرمزان بودن اولاد حسین) در ترکیب با اسلام، شیعه گری را پدید آورده است و این دو در قرون اخیر لازم و ملزوم یکدیگر بوده اند. غالب ایرانیان هنوز طرز فکر شعوبیگری دارند که عجم را بر عرب برتر می شمرده اند و بر شیعه گری تأثیر اساسی گذاشته اند.»
این دیدگاه از نظر بررسی تکوینی و تاریخی جواب درستی است ولی برای شناخت یک پدیده، ساختار و عملکرد آن هم باید مّد نظر باشد. حاکمیت افراطی دینی کنونی جنبهٔ قشری شیعی دورهٔ اسلامی را گرفته و جنبهٔ ایرانشهری آن را خط زده است. این گروه متحجر میدانداری عرصهٔ فرهنگ و سیاست به غیر خودی نمی دهد و در جادهٔ از خود بیگانه کردن ایرانیان می راند. لذا تا آزادی و دموکراسی در جامعهٔ ایران نهادینه نشود این تداوم اندیشهٔ میهن دوستی (ایرانشهری) دچار گسست خواهد بود.